روابط میان چین و ژاپن در هفتههای اخیر در مسیر تنشی قرار گرفته است که شاید به درگیری نظامی میان طرفین منجر نشود اما میتواند زمینه ساز تشدید رقابتهای پنهان و آشکار طرفین گردد، بویژه آنکه پکن تاکید دارد که ژاپن در زمین آمریکا در حال ایفای نقش منفی علیه منافع چین و امنیت شرق آسیاست.
چین و ژاپن که دارای تنشهای تاریخی در روابط خود بویژه در دوران سلطه گری ژاپنیها و جنایات آنها در دوران اشغالگریهایشان هستند در حالی پیش از این در عرصه یارگیری اقتصادی و سیاسی به صف بندی در برابر هم پرداخته بودند که چین با کره شمالی و ژاپن با کره جنوبی همپیمان بود، اما اکنون عرصه تنش آنها به صحنه جهانی رسیده است، چنانکه نماینده چین در آژانس بینالمللی انرژی اتمی با ابراز نگرانی درباره انباشت و ظرفیت تولید پلوتونیوم در ژاپن، خواستار اعمال نظارت شدید بر فعالیتهای هستهای توکیو شد. لی سونگ گفت که تحرکات اخیر نظامی و امنیتی ژاپن نگرانیهای جهانی را برانگیخته و نشاندهنده یک چرخش منفی عمده در سیاستهای این کشور است که پیامی خطرناک به جامعه بینالمللی ارسال میکند. نماینده چین در آژانس با یادآوری تجاوزگری ژاپن در جنگ جهانی دوم گفت که جامعه جهانی هرگز اجازه نخواهد داد توکیو دوباره به مسیر نظامیگری بازگردد و تعهدش به توسعه صلحآمیز و نظم پساجنگ را نقض کند. این درخواست ناگهانی از آژانس در حالی مطرح شده است که اخیرا سانائه تاکایچی نخست وزیر ژاپن رسماً حمایت کشورش از چین تایپه در برابر چین را اعلام کرده بود و وزارت دفاع ژاپن نیز از استقرار موشکها در نزدیکی مرزها با چین تایپه و مناطق مورد مناقشه میان پکن- توکیو خبر داده بود.
کشورهایی همچون ژاپن به دلیل سلطه نظامی آمریکا با حضور 47 هزار نیروی نظامی، عملا گرفتار بازی آمریکایی شدهاند که خسارتهای اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی برای آنها به همراه خواهد داشت بویژه آنکه چین تاکید دارد از یک سو حاضر به کوتاه آمدن در برابر تهدیدات علیه تمامیت ارضی چین واحد نیست و از سوی دیگر پذیرش یک جانبه گرایی آمریکایی را ندارد
بحران بیرونی مولفه ثبات داخلی تاکایچی
هر چند که غرب تلاش دارد تا ژاپن را به عنوان الگویی معرفی کند که با همگرایی با غرب توانسته به اقتصاد برتر جهانی دست یابد و نقشی در معادلات جهانی داشته باشد که شواهد امر حکایت از بحرانشدید اقتصادی و سیاسی در درون این کشور است که نتیجه آن نیز سقوط دولت و به قدرت رسیدن اجباری سانائه تاکایچی بوده است. در چین شرایطی به نظر می رسد که حزب حاکم سانائه تاکایچی با بحرانسازی در عرصه بیرونی بر آن است تا از یک سو پایه های قدرت را حفظ و از فشار جریانهای رقیب بکاهد و از سوی دیگر برای کاهش چالشهای داخلی خرید زمان داشته باشد. حال آنکه همراهی ژاپن با تحریمهای غرب علیه سایر کشورها عملا این روند را با ابهامات بسیاری همراه ساخته است.
ژئوپولیتیکی که در حال تغییر است
صحنه بینالملل بیانگر نبود وضعیتی منسجم و پایدار است، بگونهای که بازیگران مختلف به دنبال رسیدن به قدرت برتر جهانی هستند. در شرق آسیا نیز ژاپن و چین به عنوان دو رقیب دیرینه به صورت آشکار و پنهان در این چرخه حضور داشتهاند. چنانکه یکی از خواستههای ژاپن در کنار هند و آلمان پیوستن به جمع اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل بوده است. همچنین توکیو با برخی اصلاحات قانونی و نیز بهره گیری از روابط با ناتو و مداخله در جنگهای آمریکا از افغانستان و عراق تا اوکراین به دنبال باسازی توان نظامی خویش بوده، در حالیکه اکنون بالاترین بودجه نظامی سالیانه یعنی رقمی نزدیک به 60 میلیارد دلار را در دستور کار قرار داده است حال آنکه ژاپن در کنار آلمان به عنوان تحریم شدگان جنگ جهانی دوم حق داشتن نیروهای مسلح و توان نظامی بالا را ندارند. به نظر میرسد توکیو در حال سوء استفاده از روابط با ناتو و غرب علیه چین است تا توان نظامی خود را احیاء نماید، در حالی که مباحثی همچون حمایت از چین تایپه و نیز همسویی با کشورهایی همچون فیلیپین که ادعاهای در باب دریای جنوبی چین دارند به دنبال یارگیری علیه پکن است تا ژئوپلیتیک منطقه را به نفع خود تغییر دهد. روندی که با واکنش تند چین همراه شده است که هشدارهای رسمی آنها مبنی بر فراهم نبودن شرایط برای روابط سه جانبه چین با کره جنوبی و ژاپن و نیز حضور پینگ رئیس جمهور چین در نشست اپک در کره جنوبی و نیز تاکید پکن بر توسعه روابط با کره شمالی، روسیه و ایران نشانههایی از این رقابت ژئوپلیتیک در سطح منطقهای است که با توجه به ظرفیتهای دو کشور میتواند به عرصههای فرامنطقهای از جمله در غرب آسیا و آفریقا نیز گسترش یابد.
بازی ژاپن در زمین آمریکا و هشدار چین
هر چند که اخیرا عنوان شده است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در تماس تلفنی با سانائه تاکایچی نخست وزیر ژاپن از او خواسته است تا اختلافات با چین را بیش از این بالا نبرد، اما شواهد امر نشان میدهد که توکیو رسماً در حال بازی کردن در زمین آمریکاست. در راهبرد امنیت ملی آمریکا ژاپن در کنار ایران و روسیه از تهدیدات اصلی ارزیابی شده اند که ایجاد شکاف میان آنها و درگیر ساختن آنها در بحرانهای منطقهای و جهانی از اولویتهای آمریکاست. در حالی که آمریکا رسماً نتوانسته چین را با تعرفهها شکست دهد و با سناریوی محاصره و اعمال فشارهای امنیتی و سیاسی به دنبال گرفتار سازی آن در چالشهای منطقهای است. سیاست آمریکا چنان است که با بهره گیری از کشورهای تحت سلطه همچون کره جنوبی، ژاپن و فیلیپین، زمینه را برای درگیر سازی چین در منطقه فراهم سازد، در حالی که همزمان نیز با سایش این کشورها در رقابت تسلیحاتی ضمن فروش تسلیحات به آنها تضعیف اقتصاد شرق آسیا را رقم زند. این امر مولفهای مهم برای حفظ یک جانبه گرایی اقتصادی جهانی آمریکا خواهد شد، در حالی که کشورهایی همچون ژاپن به دلیل سلطه نظامی آمریکا با حضور 47 هزار نیروی نظامی، عملا گرفتار این بازی آمریکایی شدهاند که خسارتهای اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی بسیاری برای آنها به همراه خواهد داشت، بویژه آنکه چین تاکید دارد از یک سو حاضر به کوتاه آمدن در برابر تهدیدات علیه تمامیت ارضی چین واحد نیست و از سوی دیگر پذیرش یک جانبه گرایی آمریکایی را نداشته و نظم نوین جهانی را در قالب شانگهای و بریکس و اتحاد با کشورهای مستقل پیگیری خواهد کرد.