در دنیای علت و معلولها، ناگزیر هر پدیده معلولی، علتی دارد و ناگزیر هستیم تا در پی هر علت سازی، معلولی را انتظار بکشیم. غرض از این بحث آن است که اغتشاش گری و آشوب خیابانی ناگزیر پیامدهایی خواهد داشت. دقیقاً به مانند اغتشاشات فتنه سال 88 که باعث شد تا کشور در حداقل یک دهه بعد از آن و به ویژه در رابطه با پرونده هستهای در مواجهه با غرب دچار زیانها و خسارتهایی هنگفت و غیر قابل جبران گردد.
نقل است که دولت اوباما تا سال 88 به این نتیجه رسیده بود که تحریمها و فشارهای سیاسی و اقتصادی و ... عملاً تاثیری بر روی ملت ایران نگذاشته فلذا ظاهراً قرار بر عقب نشینی و پذیرش حقوق حقه ایرانیان داشت اما فتنه 88 مجدداً امیدهای کور آنها را متلاطم کرد به گونهای که از سال 88 تا به امروز نوع جدیدی از تحریمها را به بهانه مباحث حقوق بشری وارد کارزار فشار حداکثری بر روی ملت ایران کرد تا به زعم خودشان کار ناتمام براندازی و لیبی سازی یا سوریه سازی ایران که در سال 88 ناکام و ناقص مانده بود بالاخره در سالهای بعد محقق شود.
اما انسان بصیر و هوشمند در این وانفسا است که باید عبرت بگیرد و هوشمندانه در مواجهه با دشمنان و بیگانگان تلاش کند تا اسباب امیدواری آنها را محیا نسازد. در همین زمینه حکیم فرزانه انقلاب اسلامی در طی بیاناتی در دهه هشتاد در جمع دانشجویان، نقل به مضمون اظهار کرده بودند که هرگاه اقدام درست و صحیح و صواب ما تکمیل کننده پازل باطل و شوم و کینه توزانه دشمن گردد، ما مجاز به انجام این کار صواب و درست و صحیح نیستیم.