صبح صادق >>  فرهنگ >> گفتگو
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۲  ، 
کد خبر : ۳۹۱۳۶۵
گفت‌وگو با محسن اسلام‌زاده، مستندساز جبهه مقاومت درباره روایتگری جنگ تحمیلی سوم

مستندساز موجودی دست‌وپاگیر

در دنیای امروز که صدای انفجار رسانه‌ها گاه از غرش موشک‌ها بلندتر است، «روایت» به سلاحی استراتژیک تبدیل شده است. «محسن اسلام‌زاده» مستندسازی که نامش با مناطق بحرانی و سوژه‌های خط مقدم گره خورده، این روزها معتقد است ما در میانه یک «جهاد رسانه‌ای» تمام‌عیار هستیم. او که با کوله‌باری از تجربه در جنگ‌های گوناگون، حالا در مرکز بحران‌های اخیر قرار دارد، از ضرورت تغییر نگاه مدیران، لزوم سرعت عمل در نبرد روایت‌ها و چالش‌های مستندسازی در میدان جنگ می‌گوید. در ادامه، مشروح گفت‌وگوی ما با این مستندساز را می‌خوانید.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگ

در روز‌های اخیر، واژه «جنگ روایت‌ها» بیش از هر زمان دیگری به گوش می‌رسد. در جایگاه کسی که سال‌ها در میدان حضور داشته‌اید، بفرمایید برای موفقیت در این نبرد و حفظ منافع ملی، هنر و رسانه باید چه نقشی ایفا کنند؟

واقعیت این است که در وضعیت بحرانی، زمان بزرگ‌ترین دارایی ماست. نخستین و حیاتی‌ترین مسئله، سرعت عمل است. ما نیازمند یک اتاق فکر فعال هستیم که نبض تحولات را در دست داشته باشد و بر اساس رصد‌های روزانه و تحلیل‌های بین‌المللی، بلافاصله مشخص کند که امروز چه موضوعی باید روایت شود. این اتاق فکر باید لیدر گروه‌های تولیدی باشد.

نکته دیگر، توازن میان عمق و سرعت است. ما هم به مستند‌های فاخر و ماندگار نیاز داریم که در تاریخ بمانند و هم به کار‌های رسانه‌ای سریع و واکنش‌محور. آثاری که در لحظه، پاسخ روایت‌های مخدوش دشمن را بدهند. این محتوا‌ها نباید فقط برای مصرف داخلی باشد؛ باید پیوست بین‌المللی داشته باشد تا جهان، روایت واقعی را از زبان ما بشنود. برخی مجموعه‌ها تا حدی در این مسیر گام برداشته‌اند، اما این نگاه باید همگانی شود.

به دیده شدن روایت ایران در سطح بین‌المللی اشاره کردید. آیا مصداقی سراغ دارید که نشان دهد روایت ما توانسته حصار بایکوت رسانه‌ای را بشکند؟

بله، نمونه‌های درخشانی داریم. برای نمونه، مستندی که دوستان ما درباره یک کنیسه یهودیان در ایران تولید کردند، بازتاب شگفت‌انگیزی در فضای مجازی عربی و بین‌المللی داشت. کار به جایی رسید که مخاطبان عرب‌زبان کامنت می‌گذاشتند که «این یهودیان در ایستادگی و منطق مقاومت، از بسیاری از به ظاهر مسلمانان منطقه جلوترند!» این یعنی اگر زبان هنر حرفه‌ای باشد، راه خود را باز می‌کند.

در موردی دیگر، همکاران ما با تلویزیون دولتی کره جنوبی و رسانه‌های چین همکاری کردند. جالب است بدانید که در کره جنوبی مردم تعجب کرده بودند؛ چون تصور آنها از ایران به تصاویر کلیشه‌ای نظامی محدود بود. وقتی ما تصاویر زندگی عادی مردم، فروشگاه‌های پر از کالا و حتی مصاحبه با فروشندگانی را نشان دادیم که می‌گفتند مردم کالا‌های اضافی را که از روی هیجان خریده بودند، بازگردانده‌اند آن هم در اوج جنگ، مخاطب خارجی غافلگیر شد. دنیا تشنه حقیقت ایران است، اما بایکوت رسانه‌ای اجازه نمی‌دهد این چهره انسانی و مقتدر دیده شود.

با توجه به تحولات عظیم منطقه، برخی از تغییر نظم جهانی سخن می‌گویند. نگاه شما به عنوان یک ناظر میدانی چیست؟

اتفاقاً در تماس‌هایی که با خارج از کشور داشتم، تحلیلگران بر همین باور بودند؛ اینکه اگر ایران از این گردنه با موفقیت عبور کند، نظم جهانی پسا‌بحران کاملاً متفاوت خواهد بود. این حجم از وقایع، یک فرصت تاریخی برای ثبت و ضبط اسناد است. احساس می‌کنم این‌بار در مقایسه با گذشته در تولید روایت هوشمندانه‌تر عمل کرده‌ایم، هرچند سنگینی وقایع کار را دشوار کرده است. ما باید تک‌تک این صحنه‌ها را برای تاریخ رزرو کنیم.

عملکرد صدا و سیما و نهاد‌های هنری را در این بازه چطور می‌بینید؟

من اخیراً کمتر فرصت تماشای تلویزیون داشته‌ام، اما رویکرد کلی را می‌پسندم. سیاست تقویت مؤسسه‌های تولید محتوا، اکنون به ثمر نشسته است. اینها مانند کمپانی‌های تولید محتوا عمل می‌کنند که خروجی‌شان آنتن صدا و سیما را تغذیه می‌کند. در روز‌های جنگ می‌دیدیم که مردم در محافل گوناگون، عمدتاً شبکه خبر و رسانه‌های داخلی را دنبال می‌کردند.

البته یک نقد جدی هم دارم؛ در برخی حوزه‌ها باید دایره سعه‌صدر بازتر شود. به‌خصوص در نمایش خرابی‌ها و خسارت‌ها. گاهی به بهانه جلوگیری از ناامیدی مردم، سخت‌گیری‌های بیش از حدی صورت می‌گیرد که به اعتبار روایت ما ضربه می‌زند.

آیا این سخت‌گیری‌ها مصداق عینی هم در کار‌های خودتان داشته است؟

بله، در مجموعه «از قلب ایران» که به دروغ‌های شبکه اینترنشنال پاسخ می‌دادیم، با این چالش مواجه شدیم. عکاسان ما تصاویر درخشانی ثبت کرده بودند که در نشریاتی مانند «فیگارو» چاپ شده بود، اما رسانه‌های معاند مدعی بودند اینها ساختگی و استودیویی است! ما مستندی ساختیم که عکاسان نحوه ثبت تصاویر را توضیح می‌دادند، اما پخش آن یک ماه به تأخیر افتاد؛ چون دستورالعمل‌هایی وجود داشت که «خرابی‌ها را نشان ندهید». در نهایت با «تار کردن» برخی صحنه‌ها اجازه پخش گرفتیم. این در حالی است که شفافیت در نمایش واقعیت، قدرت روایت ما را دوچندان می‌کند.

شما بر «هویت‌بخشی» به اهالی رسانه در میدان جنگ تأکید زیادی دارید. چرا معتقدید در این زمینه کوتاهی شده است؟

این یک درد کهنه است. در صحنه بحران، خبرنگار و مستندساز لباس یا نشان مشخصی ندارد. این خلأ موجب می‌شود نیرو‌های میدانی ما را با افراد امنیتی یا حتی مزاحم اشتباه بگیرند. بار‌ها پیش آمده است که با وجود داشتن حکم رسمی، کار متوقف شده است و مجبور شده‌ایم با واسطه‌گری و تماس شخصی مشکل را حل کنیم. این «رابطه‌محوری» عادلانه نیست.

باید دستورالعمل مشخصی داشته باشیم؛ مثلاً کاور‌هایی با رنگ‌های مشخص (سفید، زرد، سرمه‌ای) برای سطوح گوناگون دسترسی. در جنگ لبنان، ما ملزم به پوشیدن جلیقه سرمه‌ای با نوشته «PRESS» و نصب نشان‌های مشابه روی تمام ابعاد خودرو، حتی سقف آن بودیم. این نشانه‌ها مصونیت می‌آورد. متأسفانه پس از ماه‌ها، هنوز چنین ساختاری در داخل تدوین نشده است.

به نظر می‌رسد این مشکل در نوع نگاه مدیران به موضوع رسانه ریشه دارد...

دقیقاً. برخی مسئولان هنوز مستندساز و عکاس را موجودی «دست‌وپاگیر» می‌بینند، در حالی که در دنیای امروز، رسانه خود میدان نبرد است. ببینید آمریکایی‌ها چطور شکست‌های‌شان را پیروزی جلوه می‌دهند یا با عملیات روانی، قیمت نفت را جابه‌جا می‌کنند. رهبر شهید انقلاب همیشه بزرگ‌ترین حامی ما بودند و در جلسات خصوصی بار‌ها می‌فرمودند که کار رسانه‌ای، «جهاد» است. ایشان در برابر کسانی که سینما را اسب چموشی می‌دانستند که جوانان حزب‌اللهی را خراب می‌کند، ایستادند و فرمودند مهم این است که چه کسی سوار این اسب باشد. ایشان به ما گفتند زره بپوشید و وسط آتش بروید و روایت کنید.

در پایان، چه چیزی در این روز‌های سخت بیش از همه شما را امیدوار می‌کند؟

«ایستادگی مردم». این کشور فقط یک ساختار حکومتی نیست؛ یک «ملت» است. این جمله رئیس سیا جالب بود که گفته بود در ایران هر کسی که دستش به سلاح می‌رسید، به سمت ما شلیک می‌کرد؛ این یعنی مقاومت ملی. وظیفه ما اکنون ثبت داستان تک‌تک این آدم‌هاست؛ از آن کارگر نیروگاه که زیر تهدید بمباران کار می‌کند تا هنرمندی که صحنه را ترک نمی‌کند. ما در روز قدس، زیر باران تهدید به بمباران، شاهد شهادت مظلومانه یک خانم در خیابان فلسطین بودیم و تیم ما لحظه اصابت را ثبت کرد. ما نباید بگذاریم دروغ جای این حقیقت‌های ناب را بگیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات