«تاریخ» تنها مجموعه سالها و رویدادها نیست؛ آیینهای است که هویت ملی، علت پیروزیها و ریشه شکستها را به انسان نشان میدهد. نسلی که از گذشته خود بیخبر باشد، مانند درختی بیریشه است که نخستین توفان، آن را از جا برمیکند. به همین دلیل، آگاهی تاریخی برای نسل جوان، ضرورتی انکارناپذیر است.
رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها بر این حقیقت تأکید کردهاند. یکی از مهمترین سخنان ایشان در اسفندماه ۱۳۷۹ در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر بود که بهطور خاص به مطالعه تاریخ معاصر تأکید فرمودند. ایشان در بخشی از آن دیدار یادآوری میکنند: «نسل امروز باید از تاریخ کشور بالاخص از مشروطیت تاکنون اطلاع داشته باشد.» چرا؟ چون به باور ایشان، «بسیاری از این کجرویهایی که شما ملاحظه میکنید، ناشی از کمبود آگاهی است.» جوانی که نداند کشورش از چه وضعیتی عبور کرده، ممکن است ارزش انقلاب را درک نکند و فریب دشمن را بخورد.
ایشان تأکید میکنند که نسل امروز بهویژه درباره «تاریخ رژیم گذشته» باید بداند: «نسل امروز ما درست نمیداند که انقلاب اسلامی چگونه این کشور را از چنگال آن رژیم خلاص کرده است.» رژیمی که ایشان آن را «فاسد و صددرصد وابسته و بهکلی دور از عدالت» توصیف میکنند؛ رژیمی که «برای آن مسئله مردم در کشور بههیچوجه مطرح نبود» و «ارزش یک مستشار آمریکایی یا یک سیاحتگر صهیونیست، به مراتب بیشتر بود تا جمعیت عظیمی از مردم ایران.»
ایشان ریشه این رژیم را نیز بیپرده توضیح میدهند: «آن رژیم بر پایه نامشروعی بنا شده بود؛ یعنی کسی که در آن زمان در رأس قدرت بود... فقط با این اعتبار به حکومت رسیده بود که پدرش قبل از او حاکم بوده است!» و میافزایند: «او با پشتوانه و خواست مستقیم انگلیسیها بر سر کار آمد.».
اما آگاهی از تاریخ، تنها دانستن گذشته نیست. ایشان هدف نهایی را چنین بیان میکنند: هر جوانی که بداند «این انقلاب و این نظام، کشور را از دست چه گرگهای خونآشامی گرفته و چه زحماتی را... تحمل کرده... و چه دشمنیهایی با آن شده و الآن هم در کمین آن است، کاملاً میفهمد که در این نظام چه باید بکند.» به عبارت دیگر، «علاجی که من پیشنهاد میکنم، کتابخوانی، افزایش مطالعه» است؛ زیرا جوان آگاه، خود وظیفهاش را تشخیص میدهد و دچار انحراف نمیشود. مطالعه تاریخ میتواند در مسیر یافتن آنچه وظیفه امروز ماست، راهگشا باشد.