ماشین سرگرمیسازی هالیوود بار دیگر دست به کار شده است تا با همان فرمولهای کهنه و تکراری، خاکستر یک شکست مفتضحانه نظامی را زیر آوار جلوههای ویژه و درامهای ساختگی پنهان کند. انتشار خبر ساخت فیلم جدید «مایکل بی» از سوی کمپانی یونیورسال درباره نجات دو خلبان آمریکایی که جنگنده پیشرفته افـ ۱۵ آنها در فروردینماه جاری به وسیله پدافند قدرتمند کشورمان سرنگون شد، بار دیگر از مأموریت استراتژیک سینمای آمریکا پرده برداشت: تبدیل شکستهای خفتبار میدانی به حماسههای قهرمانانه روی پرده نقرهای.
این رویکرد، پدیده جدیدی در تاریخ سینمای آمریکا نیست. هالیوود سالهاست که به منزله بازوی پروپاگاندای پنتاگون، وظیفه بازسازی روانی ارتش شکستخورده آمریکا را بر عهده دارد. آنها پس از به گل نشستن ماشین جنگیشان در ویتنام، «رامبو»ها را زاییدند تا در سالنهای تاریک سینما، باختی تاریخی را به پیروزی بدل کنند. پس از افتضاح طبس، ماجرای شکست را در سایه داستانسراییهای هالیوودی گم کردند و امروز، در شرایطی که هنوز چند ماه از واقعیت عینی سرنگونی مدرنترین پرندههای جنگیشان در جریان تجاوز به آسمان ایران نمیگذرد، پیشنویس کتاب تحریف را به انتشارات هارپرکالینز سپردهاند تا در سال ۲۰۲۷، سناریوی پیشفرض یک «حماسه آمریکایی» را روی میز مایکل بی بگذارند؛ کارگردانی که تخصصش در قاببندیهای حماسی از سربازان آمریکایی و پروپاگاندای گلدرشت تصویری بر کسی پوشیده نیست.
فیلم پیشرو، نخستین شلیک رسمی سینمای آمریکا برای تحریف واقعیتهای جنگ تحمیلی سوم است. در این اثر، جای ظالم و مظلوم، و متجاوز و مدافع به شکلی بنیادین عوض خواهد شد. هالیوود آگاهانه چشم خود را بر واقعیت تجاوز به حریم هوایی یک ملت و سیلی محکم پدافند بومی ایران خواهد بست و تمام تمرکز دوربین را روی «مظلومیت» و «شجاعت» دو خلبانی میگذارد که مأموریتشان بمباران همین خاک بوده است. این یک عملیات روانی پیچیده در قالب درام سینمایی است تا ذهن مخاطب جهانی، به جای پرسش از چرایی و فرجام این تجاوز نظامی، درگیر تعلیق و هیجان نجات دو سرباز غربی شود. اینگونه است که شکست تکنولوژیک و نظامی در لایههایی از دکوپاژهای پر زرق و برق، به پیروزی اخلاقی و انسانی بازتعریف میشود.
در مواجهه با این هجمه صریح تصویری، انفعال سینمای ایران به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. تاریخ ثابت کرده است که اگر ما روایتگر صادق حماسههای خود نباشیم، دشمن جلوتر از ما، روایت مخدوش و واژگون خود را به خورد افکار عمومی جهان خواهد داد.
سینمای مقاومت و نهادهای متولی سینمای استراتژیک در ایران، باید بدون فوت وقت و پیش از آنکه روایت هالیوودی در ذهنها تثبیت شود، دست به کار شوند. ما نیازمند آثاری متقن، تکنیکال و باصلابت هستیم که نه تنها غرور ملی را بازسازی کند، بلکه ابعاد حقوقی و حماسی این دفاع مقدس جدید را به تصویر بکشد. ثبت حقیقتِ فروردینماه جاری، پاسخ سینمایی هنرمندان متعهد ایران را میطلبد؛ پاسخی که باید فراتر از شعار، با زبانی بینالمللی و ساختاری محکم، سد راه امپراتوری تحریف هالیوود شود و اجازه ندهد متجاوزان گریخته از میدان، در کسوت قهرمانان سینمایی بازگردند.