جمعهها را میشماریم و غزلغزل دلتنگی را در حنجره زمان میریزیم: «ألغوث ألاَمان عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان...»
آقای من! وقتی تو نیستی روزگار، خزان در خزان است؛ اما میدانم وقتی که میرسی، زمین نفس تازه میکند و لباس بهار برتن؛ پس سلام بر تو؛ همان خورشید موعودی که تاریخ، قرنهاست به امید طلوعش دوام آورده تا روزی همگان زیر سایه محبتت، یکدل و یکنوا شوند.
چه دلنشین است هر روز را با نام شما آغاز کردن، با سلام بر شما جان گرفتن و در سایهسار لبخند زیبایتان امید یافتن. خوش به حال قلبهایی که هر بامداد، رو به آسمان یاد تو باز میشوند؛ چرا که طراوت همه عالم، در گرو تکرار نام توست «یا صاحبالزمان (عج)»! سلام تنها دلیل طراوت زمین، سلام امام زمانم.
آقاجان! این روزها که نسیم هفته ولایت میوزد و جهان به عطر خوش غدیر نزدیک میشود، دلتنگیمان رنگ دیگری دارد؛ غدیر، تماشاییترین فصل ولایت است که امروز امتداد آن در دستان توست؛ ما در این روزهای ولایت، عهد غدیر را با بیعت با تو تجدید میکنیم؛ چرا که ظهور تو، تحقق کامل همان عهدی است که پیامبر (ص) در غدیر به جهان وعده داد؛ گرمای غدیر، چشمبهراه بهار ظهور توست.