دوره نخستوزیری «حسین علاء»، مرحلهای بود که برخی از پایههای استقرار آمریکاییها در ایران تثبیت شد. از نظر نظامی با صرف بودجههای هنگفت به سازماندهی نیروهای ارتش وقت پرداخته شد و از نظر توسعه اقتصادی نیز طرحریزی برنامه پنج ساله و هفت ساله کشور آغاز شد؛ یعنی از فروردین ۱۳۳۴ تا ۱۵ فروردین ۱۳۳۶ دوره نخستوزیری او بود که در آن مأموریتهایی برای اجرای سیاستهای آمریکایی انجام میشد.
پایهریزی سازمان برنامه و بودجه کشور در این زمان و در نهاد نخستوزیری صورت گرفت. این سازمان ابتدا به منزله یک دفتر مشورتی در نخستوزیری کار را آغاز کرد و مسئول این دفتر هم یک آمریکایی بود؛ موضوعی که مشخص میکرد سیاستها به چه سمتی سیر میکند.
مستشاران آمریکایی و بعضاً کشورهای اروپایی به ایران سرازیر شدند. عمده بودجه دولت متوجه تقویت سازمانهای دفاعی و انتظامی کشور میشد، به طوری که آمارها نشان میدهد، در یکی از این سالها بودجه دفاعی کشور ۲۱ درصد از کل بودجه بود.
پس از جنگ جهانی دوم، آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که برای حفظ منافع خود، باید کشورها را به صورت دسته جمعی در پیمانهایی متمرکز کنند. در این راستا، دو پیمان بزرگ ناتو و سنتو تشکیل شده بود، فقط یک فاصله میان این دو پیمان بود که با تشکیل پیمان بغداد این خط دفاعی یا حلقه بسته شد؛ به گونهای که پیمان ناتو از اروپای غربی شروع میشد و تا ترکیه امتداد داشت و پیمان سیتو از پاکستان شروع میشد و به اندونزی ختم میشد. آنها این فاصله را با مجموعهای از کشورهای ترکیه، عراق، ایران و پاکستان در چارچوب پیمان بغداد به هم متصل کردند که ماجرای خفتباری بود.
از دیگر اقدامات این دوره که در نخستوزیری علاء رسمیت داده شد، قانونی کردن سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) بود.
در حقیقت، علاء وظیفهای که بر عهده داشت، به خوبی انجام داد و شکلدهی سازمانها و نهادهایی که برای حاکمیت آمریکا لازم بود، چه از جنبه داخلی و چه از نظر خارجی در دو سال نخستوزیری او پیریزی شد؛ اما گردانندگان اصلی کشور احساس کردند که او بیش از این نباید بر مسند امور و در پست نخستوزیری باقی بماند، لذا او را بر کنار کردند و حکم نخستوزیری را به فرد دیگری به نام «اقبال» دادند. در یک جمعبندی باید گفت، در حالی که ادعا میشد آمریکاییها و غرب دارای اندیشه دموکراسی هستند، در واقع یک حاکمیت نظامیگری (میلیتاریستی) را اداره میکردند.