صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۳۲۲۶۶۵
معمار کبیر انقلاب اسلامی براساس یک راهبرد بین­ المللی مسأله فلسطین را به یک استراتژی چندوجهی در جهان اسلام تبدیل کردند. براساس این استراتژی و در بحث چرایی و اهمیت این روز چند نکته حائز اهمیت است:
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل / محمد رضا فرهادی
بعد از فروپاشی عثمانی و توطئه کشورهای پیروز جنگ جهانی اول با صهیونیست­ های بین­ المللی برای ایجاد کشوری یهود در منظومه جهانی، فلسطین بر مبنای دو اصل سرزمین موعود بودن و اعتقادات آخرالزمانی در نشست بال سوییس(1897) برای اشغال انتخاب شد. مقدمات این امر در سال 1917 با اعلامیه بالفور فراهم شد و طی سال­های بعد بر مبنای یک قانون نانوشته بین انگلستان و فرانسه، کشور فلسطین بدون قیمومیت خاصی از سوی سایر کشورها به محلی برای مهاجرت هزاران یهودی تبدیل شد. در بین جنگ جهانی اول و دوم، با مهاجرت بسیاری از یهودیان جهان به فلسطین، مقدمات تشکیل رژیم غاصب صهیونیستی فراهم شد، اما جنگ جهانی دوم و اعتقادات ضدیهودی آلمان نازی تشکیل این موجودیت را به عقب انداخت. با شکست آلمان نازی و هم پیمانان آن در جنگ جهانی دوم و تأسیس سازمان ملل متحد براساس خواست کشورهای پیروز جنگ، زمینه ­های تشکیل موجودیت جعلی رژیم صهیونیستی در سال 1948 فراهم شد.
آنچه در این میان بیش از همه مغفول ماند، سرنوشت ملت مظلوم فلسطین بود. بسیاری از کشورهای داعیه ­دار اسلامی نیز در همراهی با این طرح، حقوق ملت فلسطین را ضایع کردند و تنها کشوری که پرچم فلسطین را بار دیگر در جهان به اهتزاز درآورد، ایران بعد از انقلاب اسلامی ایران بود. درنتیجه تأکید بنیانگذار انقلاب اسلامی بر اهمیت وجود فلسطین، جمعه پایانی ماه مبارک رمضان به عنوان روز قدس نام گذاری شد. روز قدسی که تجلی کاملی از مبارزه طلبی و حق طلبی کشورهای مسلمان برای مساله فلسطین است؛ فلسطینی که براساس یک توطئه بین­المللی با محوریت کشورهای استکباری به اشغال صهیونیست­های غاصب درآمد.

فلسفه روز جهانی قدس
معمار کبیر انقلاب اسلامی براساس یک راهبرد بین­المللی مسأله فلسطین را به یک استراتژی چندوجهی در جهان اسلام تبدیل کردند. براساس این استراتژی و در بحث چرایی و اهمیت این روز چند نکته حائز اهمیت است:
1- روز جهانی قدس نمادی از وحدت در بین کشورهای مسلمان در برابر حمایت از مسأله فلسطین است؛ وحدتی که محور اصلی آن دفع غده سرطانی رژیم صهیونیستی و حل مسأله فلسطین است.
2- روز جهانی قدس یادآور مقاومت در کشورهای مسلمان است. وجود این روز و اهمیت آن منجر به این شد که هسته های عظیمی از مقاومت در منطقه و بالاخص در خود فلسطین و لبنان برای مقابله با رژیم صهیونیستی ایجاد گردد. رژیم غاصبی که براساس طرح واهی از نیل تا فرات مترصد دست­اندازی به سایر کشورهای اسلامی بود.
3- این روز نشان­دهنده هویت پنهان برخی کشورهای عربی داعیه­دار مسأله فلسطین است. کشورهایی که نه تنها در برابر زیاده­خواهی­های رژیم صهیونیستی ایستادگی نکردند، بلکه در بیشتر مواقع از جنایت­های این رژیم حمایت کردند. از این منظر روز قدس هم مقابله با رژیم صهیونیستی است، هم مقابله با کشورهای عربی خائن به آرمان قدس.
4- روز قدس روز دمیدن خون در رگ­های ملت­های مسلمان است. این امر در بیانات رهبرمعظم انقلاب نیز به خوبی تبیین شده است. ایشان در این رابطه می­فرمایند:« روز قدس، این حرکتی که امام بزرگوار ما آن را آغاز کردند و بحمداللّه روزبه‌روز بهتر و سال‌به‌سال گرمتر این حرکت ادامه دارد، یک حرکت بسیار عمیق و پرمعنائی است؛ این فقط یک راهپیمائی نیست؛ خونی است که در این روز در رگ‌های امت اسلامی می‌دود؛ علیرغم کسانی که می­خواهند مسئله‌ی فلسطین و ملت فلسطین به دست فراموشی سپرده شود، این مسئله را روزبه‌روز زنده‌تر می‌کند؛ و همین جور خواهد بود. (۲۹ مرداد ۱۳۹۱)
5- روز حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی؛
6- روز نشان دادن عظمت ملت­های مسلمان در برابر مستکبران؛
7- روز ترس صهیونیست­ها از خروش ملت­های مسلمان؛
8- روز خنثی کردن توطئه فراموشی مسأله فلسطین.
این هشت مورد تنها گوشه­ای از فلسفه روزجهانی قدس است و موارد بیشتری را نیز می­توان بیان کرد. اما در رابطه با اهمیت روز قدس امسال ذکر چهار نکته، اهمیت آن را بیش از پیش آشکار می­کند:
الف) با شیوع ویروس کرونا و فراگیری آن در سطح جهان، بسیاری از دولتمردان صهیونیستی و آمریکایی ادعا کردند که روز جهانی قدس برگزار نخواهد شد. این درحالی است که در بسیاری از کشورهای جهان برای این روز برنامه­ریزی­های وسیعی در عالم واقعی و همچنین شیوه­های مجازی همراهی با ملت فلسطین صورت گرفته است. بنابراین، برگزاری این روز در چنین شرایطی نشان دهنده این است که آرمان فلسطین در هیچ حالتی فراموش شدنی نیست.
ب) شرایط روز جهانی قدس امسال به دلیل همزمانی آن با اجرای طرح معامله قرن از اهمیت بیشتری نسبت به سال­های گذشته برخوردار است. در این روز ملت­های مسلمان و کشورهای اسلامی مخالفت خود را با اجرای این طرح غربی- عبری- عربی نشان خواهند داد.
ج) برگزاری روز قدس امسال که با فقدان فرمانده جبهه مقاومت برگزار خواهد شد، نشان دهنده پیروی از راه و روش شهید سلیمانی و عدم هرگونه خلل در این راه است. درواقع، بعد از برگزاری مراسم به مناسبت شهادت سردار سلیمانی و برخاستن فریاد اعتراض علیه سلطه­گری و حضور نامشروع آمریکا و صهیونیست­ها در منطقه، که رفراندومی برای مقاومت اسلامی بود، مراسم جهانی روز قدس، دومین رفراندوم تأیید مقاومت بعد از ترور سردار سلیمانی است. این موضوع، باتوجه به تلاش جبهه­ی صهیونیستی برای به فراموشی سپردن آرمان فلسطین، بسیار حائز اهمیت است.
د) برگزاری این روز نشان دهنده عزم جدی محور مقاومت برای گرفتن انتقام سخت از آمریکایی­ها و صهیونیست­هاست. اقدامی که گستره آن محدود به یک کشور نخواهد بود.

از کمپ دیوید تا معامله قرن
اکنون که بحث مسأله فلسطین مطرح است، باید نگاهی به آینده تحولات موجود در رابطه با مسأله فلسطین نیز داشته باشیم. برای پاسخ گویی به این مسأله ابتدا باید مقدماتی را ذکر کرد که براساس گزاره­های این مقدمات نسبت به آینده تحولات پیش­بینی­های لازم صورت گیرد.
در رابطه با طرح معامله قرن و آینده آن، ابتدا باید به مهمترین طرح­های سازش اشاراتی داشت تا بتوان دورنمای تحولات آینده فلسطین را بررسی کرد. براین اساس، مهمترین طرح­های سازش از ابتدا تاکنون به شرح زیر است:
1- پیمان کمپ دیوید: پیمان یا صلح کمپ دیوید را باید نقطه عطفی در ارتباط با مسأله فلسطین و منطقه دانست. دلیل اصلی آن نیز موجودیت بخشیدن به رژیم صهیونیستی برای اولین بار از سوی یک کشور عربی بود. کشوری که داعیه حمایت از فلسطین را شعار اصلی خود قرار داده بود و در جنگ­های چهارگانه اعراب و رژیم صهیونیستی نیز حضوری فعال داشت. پیمان کمپ دیوید میان مصر و رژیم صهیونیستی در کمپ دیوید آمریکا(یکی از استراحت­گاه­های جیمی کارتر رییس­ جمهور اسبق آمریکا) میان انور سادات و مناخیم بگین به امضا رسید. این پیمان هشت بند داشت که مهمترین مفاد آن به شرح زیر است:
الف) به رسمیت شناختن تمامیت ارضی رژیم صهیونیستی توسط مصر و لزوم برقراری روابط دوستانه با آن: این عمل در واقع به دلیل موقعیت جغرافیایی مصر و لزوم توجه رژیم صهیونیستی به کانال سوئز بود.
ب) عقب­ نشینی رژیم صهیونیستی از صحرای سینا: براساس این توافق، رژیم صهیونیستی ظرف سه سال باید از شبه­ جزیره سینا عقب­ نشینی می­کرد. این در حالی بود که رژیم صهیونیستی در جنگ 1967 بلندی­های جولان سوریه، غزه وکرانه باختری را اشغال کرده بود  واشاره­ای به این مناطق نشده بود.
ج) برگزاری انتخابات برای اعطای خودمختاری به دولت فلسطین و شروع مذاکرات برای این مسأله: چنانچه در توافق به آن اشاره شده بود، مذاکرات صورت گرفت، اما نتیجه خاصی از آن عاید فلسطینی­ها نشد.
2-  کنفرانس مادرید: انتفاضه اول فلسطین در سال 1987 م شروع شد و حامیان رژیم صهیونیستی بالاخص آمریکا به تکاپو افتادند که مانع شعله­ ورتر شدن این انتفاضه شوند. بنابراین، بعد از جنگ 1991 خلیج فارس، بوش پدر و جیمز بیکر، رئیس جمهور و وزیر امور خارجه وقت آمریکا، طرحی را با همکاری اتحاد جماهیر شوروی ریختند و دعوت‌نامه‌هایی را به رژیم صهیونیستی، سوریه، لبنان، اردن و سازمان آزادی بخش فلسطین(ساف) فرستادند. اولین مرحله از کنفراس مادرید، تشکیل دولت خودمختار فلسطینی بود. خروجی مهم کنفرانس مادرید، شکسته شدن خط قرمزهای موجود برای کشورهای منطقه بود که یکی از موارد آن، عاد­ی­سازی روابط با رژیم صهیونیستی توسط کشورهای عربی بود. در حقیقت باید فرآیند سازش را نتیجه و محصول کنفرانس مادرید دانست.
3-پیمان اسلو1: مذاکرات منتهی به پیمان اسلو، نتیجه کنفرانس مادرید بود. این مذاکرات به صورت سری در بنیاد فافو در اسلو، واقع در نروژ انجام شد و در1993 به پایان رسید. پس از آن در یک مراسم رسمی در واشنگتن دی سی در 13 سپتامبر 1993 با حضور یاسر عرفات، رئیس وقت ساف؛ اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی و بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا امضا شد.
پیمان اسلو زمینه ایجاد دولت خودگردان فلسطین را، با وظیفه‌ی کنترل مناطق تحت سیطره‌اش و پیگیری روند مذاکرات فراهم کرد. در این پیمان؛ عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل از بخش‌هایی از غزه و کرانه باختری دیده شده بود که البته رژیم صهیونیستی به آن عمل نکرد. این پیمان قرار بود طی پنج سال نهایی شود. موضوعاتی که قرار بود در پیمان نهایی درباره آن تصمیم‌گیری شده باشد، مساله قدس، پناهندگان فلسطینی، مهاجران صهیونیستی، امنیت و مرزها بود. از سال1993 تا سال 2000 توافقات دیگری صورت گرفت که مهمترین آنها شرم الشیخ اول و پروتکل هبرون اشاره کرد که این توافقات بیشتر در راستای اسلو بود.
4- پیمان کمپ دیوید2: کمپ دیوید 2 براساس این مسائل شکل گرفت: بحث بر سر حدود حکومت فلسطین، مالکیت بیت­المقدس، بازگشت آوارگان فلسطینی، شهرک­های یهودی­ نشین و تقسیم آب در کنار موضوع اصلی یعنی؛ امنیت.
5-  طرح صلح عربی: طرح صلح عربی که در سال 2002 م مطرح شد، خواستار تشکیل دو کشور بر اساس عقب­نشینی رژیم صهیونیستی به خطوط آتش بس سال 1967 و قرار گرفتن بیت­المقدس شرقی به عنوان پایتخت فلسطین در ازای برقراری روابط عادی در چارچوب صلح جامع با رژیم صهیونیستی بود. این طرح همچنین خواستار دستیابی به راه­حلی عادلانه برای مشکل آوارگان فلسطینی است؛ راه­حلی که باید بر اساس قطعنامه 194(این قطعنامه مربوط بر حق بازگشت آوارگان فلسطینی، غیرقانونی بودن شهرک‌سازی و ضرورت توقف فوری آن تاکید دارد.) می­بود. در مقابل اعراب هم روابط دیپلماتیک خود را با این رژیم از سر گرفته و آن را به رسمیت می‌شناسند. رژیم صهیونیستی اگرچه ابتدا با این طرح مخالفت کرد، اما در سال 2007 شیمون پرز رییس ­جمهور وقت رژیم صهیونیستی با این طرح موافقت کرد. لازم به ذکر است که مدعی اصلی طرح صلح عربی، عربستان بود.
6- طرح نقشه راه: این طرح در زمان ریاست جمهوری جورج بوش، در سال 2002 میلادی مطرح شد و علناً تا سال 2005 صورتی عملی به خود نگرفت. این طرح برخلاف طرح­های قبلی، براساس یک کمیته چهارجانبه متشکل از اتحاديه اروپا، سازمان ملل، آمريكا و روسيه بود و دلیل اصلی برای انتخاب این کمیته چهارجانبه، ضمانت طرح و نقش این کشورها در تصمیم­ گیری­های مهم در سازمان ملل و شورای امنیت بود. در طرح نقشه راه سه مرحله مطرح شده بود:
اول؛ توقف تروریسم و خشونت؛
دوم؛ تشکیل کشور مستقل فلسطینی با مرز موقت و در صورت مساعد بودن شرایط توسط کمیته چهارجانبه(آمریکا، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و ورسیه) تا سال 2003 کشور مستقل فلسطینی تشکیل شود؛
سوم؛ تشکیل کشور فلسطین با مرز نهایی.

اما آنچه باید در رابطه با طرح نقشه راه مطرح کرد سناریوی خطرناکی بود که آمریکا قصد داشت با موفقیت در آن، به سایر برنامه­های خود در منطقه برسد. اصولاً نقشه راه را باید جزیی از طرح صلح خاورمیانه آمریکا ازجمله طرح خاورمیانه بزرگ دانست. هدف طرح خاورمیانه بزرگ، تقسیم منطقه خاورمیانه به کشورهایی متعدد بر اساس اقلیت‌ها و طوایف موجود در آن است که اوّلین رهاورد این سیاست، ایجاد نزاع بی‌پایان منطقه‌ای است. براساس این طرح، ابتدا مسأله صلح فلسطین باید به نتیجه خاصی می­رسید و سپس در سال 2006م با حمله رژیم صهیونیستی به حزب­الله، حلقه بعدی این طرح تکمیل می­شد. این طرح با شکست مذاکرات در سال 2005 و همچنین شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه ناکام ماند.
7- معامله قرن: معامله قرن که از آن به عنوان سایکس- پیکوی جدید در منطقه یاد می­شود، در چارچوب طرح­های سازش مطرح می­شود. این طرح به گونه­ای طراحی شده که محدوده­های مرزی کشورهای منطقه دوباره دست خوش تغییر شود. این همان مسأله­ای است که آمریکایی­ها از سال 2003 به بعد و با اجرای طرح­های مختلف همچون خاورمیانه بزرگ به دنبال آن بوده­اند. معامله قرن دو پیش­فرض و دو بخش مجزا از یکدیگر دارد. پیش­فرض­ های آن به رسمیت شناخته شدن بیت­المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و الحاق جولان به این رژیم است. گام­های اجرایی آن نیز در دو بخش طرح­ریزی شده است:[1] بخش اول مباحث اقتصادی و تجاری و  بخش دوم مربوط به مسایل سرزمینی است.
در رابطه با موضوع اول، جرقه اقتصادی آن با نشست منامه و با سناریوی "رفاه مطلق" برای فلسطینیان آغاز شد. در این مرحله، آمریکا با همراهی کشورهای عربی و همچنین رژیم صهیونیستی طرح "زمین در برابر پول" را مطرح کردند. همچنین در این نشست مسایلی همچون ایجاد شهرک­های صنعتی و ایجاد شغل و امکانات مناسب برای فلسطینی ­ها وعده داده شد که از طریق سناریوی "تطمیع" بتوانند فلسطینیان را برای پذیرش بخش اول معامله قرن متقاعد کنند. بخش اقتصادی با همراهی و کمک­های مالی کشورهای عربی همچون عربستان حمایت شد که عملاً طرح مزبور ناکام ماند. دلیل آن نیز عدم ­پذیرش گروه­های فلسطینی و مخالفت برخی کشورهای اسلامی با آن بود.
در رابطه با موضوع دوم و مسایل سرزمینی، ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که فلسطینی­ ها و اسراییلی ­ها روی شش موضوع مهم با یکدیگر اختلاف اساسی دارند: بحث بر سر حدود حکومت فلسطین، مالکیت بیت­ المقدس، بازگشت آوارگان فلسطینی، شهرک­های یهودی­ نشین، تقسیم آب و امنیت. آنچه در بخش دوم موضوع مورد بحث است، چهار موضوع از شش موضوع مورد اختلاف فوق است. همین عاملی در جهت عقیم ماندن این طرح و عدم­چشم­انداز روشن برای آن در آینده است. بدین گونه که آنچه مسایل مورد اختلاف فلسطینی­ها و صهیونیست­ هاست، همگی در یک طرح به نام معامله قرن گردآوری شده است. در بحث محدوده حکومت فلسطین، صهیونیست­ها این عقیده را دارند که باید به مذاکرات طابا پایبند بود. بر اساس اين طرح 94تا 96 درصد از كرانه باختري در اختيار فلسطين و80 درصد شهرك­نشينان تحت حكومت صهیونیستی قرار مي­گرفت  و در ازاي اين، رژیم صهیونیستی 1تا3 درصد از خاك تحت اشغال خود را به فلسطين واگذار مي‎كرد.
در بحث مالکیت بیت­ المقدس، پایتختی قدس و شهرک­نشینان، صهیونیست­ها معتقد به پیمان کمپ دیوید2 هستند. رژیم صهیونیستی به هیچ وجه حاضر به پذیرش پایتختی قدس برای فلسطینی­ها نیست. صهیونیست­ها در کمپ دیوید2 پيشنهاد کردند که 95 درصد كرانه باختري و كل نوار غزه در كنترل فلسطينيان باشد و در ازاي آن 69  شهرك يهودي­نشين كه 85 درصد يهوديان را در خود جاي مي­داد، به آنها واگذار شود. طبق اين معاهده، بيشتر قدس شرقي بجز حومه اين شهر و بخش­هاي غير يهودي آن تحت كنترل رژيم صهيونيستي قرار مي­گرفت. در مقابل فلسطینیان به قطعنامه 194 اشاره دارند.
اما موضوعات مورد اختلاف که در معامله قرن نیز به آن اشاره شده، پشت پرده خطرناک این طرح است که همانند طرح نقشه راه سال 2005 م بوش پسر است. نقشه راه جزیی از طرح صلح خاورمیانه آمریکا بر مبنای تجزیه کشورهای منطقه بود. معامله قرن نیز به دنبال همین شرایط با تغییر مرزهای برخی کشورهای عربی و وسعت دادن به سرزمین­های اشغالی است.

دلایل تأکید رژیم صهیونیستی بر الحاق کرانه باختری
در راستای اجرای طرح معامله قرن، اکنون نیز صهیونیست­ها همراه با آمریکایی­ها طرح الحاق کرانه باختری را در دستورکار قرار داده­اند. این امر نیز در راستای طرح معامله قرن است و با سفر چند روز گذشته پمپئو به سرزمین ­های اشغالی، مقامات صهیونیستی از جمله اشکنازی وزیرخارجه جدید این رژیم اعلام کرد که الحاق کرانه باختری به سرزمین­های اشغالی حتمی است. در رابطه با اهمیت کرانه باختری و دلیل تأکید صهیونیست­ها بر روی آن چند عامل مهم است:
- از منظر صهیونیست­ها تهدید بالقوه اصلی برای آینده این رژیم کرانه باختری است. هرچند گروه­های مسلح در این منطقه، براساس طرح­های سازش از رویکرد مسلحانه دست کشیده ­اند، اما در صورت شرایط وجودی این تهدید، آینده موجودیتی رژیم صهیونیستی را تهدید می­کند.
- از نظر موقعیت جغرافیایی، کرانه باختری با تمام مناطق حیاتی رژیم صهیونیستی، نیروگاه اتمی دیمونا و حدود۹۰ درصد از شهرک­های صهیونیستی هم­ مرز است. درواقع، کرانه باختری مرز مشترک زیادی با سرزمین‌های اشغالی دارد که باعث می‌شود نیروهای مقاومت بتوانند با استفاده از موشک‌های کوتاه‌برد در این منطقه، به راحتی تقریباً تمام شهرهای مهم صهیونیستی را مورد حمله قرار دهند.
- از نقطه ­نظر استراتژیکی، مهمترین تهدید رژیم صهیونیستی در آینده نه در ابعاد نظامی، بلکه در بُعد سرزمینی و مسأله آب است. جولان و کرانه باختری نقش بسیار مهمی در تأمین آب سرزمین­های اشغالی دارند. وجود رود اردن و سرازیر شدن آن به کرانه باختری، بی­نیازی رژیم صهیونیستی را در تأمین آب مناطق مرکزی برآورده می­کند.
بنابراین، در رابطه با آینده طرح معامله قرن می­توان گفت که بیم­ها و امیدهایی نسبت به  آینده آن وجود دارد؛ شکست نشست منامه و عدم ­پذیرش آن توسط کشورهای اسلامی و گروه­های فلسطینی و وجود اختلافات گسترده در بحث ماهیتی و سرزمینی، چشم­ انداز روشن و موفقی پیش­روی معامله قرن قرار نمی­دهد. همچنین وجود اختلاف­ ها، نبود انسجام کافی در میان کشورهای حامی طرح و نامشخص بودن موقعیت و منافع فلسطینی­ ها در این طرح، معامله قرن را با چالش­های بزرگی در زمینه اجرا روبرو کرده است.
از سوی دیگر، نقطه امید صهیونیست­ها در رابطه با این طرح، همراهی برخی کشورهای عربی با آنها می­باشد. به همین دلیل مشاهده می­شود که رژیم صهیونیستی به راحتی و بدون هیچ گونه مانعی درصدد اجرای بخش­های سرزمینی معامله قرن است، اما در مجموع و بنا بر بیانات رهبرمعظم انقلاب مبنی بر مُردن این طرح و وجود دلایل فوق، چندان نمی­توان آینده روشنی برای آن در نظر گرفت؛ زیرا تاکنون همه­ی طرح­های سازش موفق نبوده و در میانه راه با شکست مواجه شده ­اند.

وضعیت­ شناسی رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی اکنون در درون خود با شکاف­های مختلفی مواجه است که همین عاملی در جهت روبه زوال رفتن این رژیم در آینده نزدیک خواهد بود. اکنون این رژیم با سه شکاف اصلی مواجه است:
1- شکاف سیاسی: چالش بزرگ عدم­ اجماع میان احزاب و همچنین دوره­ای کردن نخست­وزیری در کنار برگزاری سه انتخابات پی در پی، نشان از عمق شکاف­های ساختار سیاسی در این رژیم است. بنابر توافقی که میان حزب لیکود به رهبری نتانیاهو و حزب آبی و سفید به رهبری گانتز ایجاد شد، دوران نخست­وزیری به دو دوره یک سال و نیم بین این دو نفر تقسیم خواهد شد. در رابطه با این مسأله، ذکر دو نکته حائز اهمیت است: اول؛ اگر این توافق صورت نمی­گرفت به هیچ وجه دولت تشکیل نمی­شد و همین امر مقدمات انتخابات پارلمانی چهارم را فراهم می­کرد. دوم؛ تشکیل چنین ائتلاف­هایی و تقسیم ­بندی قدرت بدین سبک، در هیچ کجای جهان سابقه ندارد. در کشورهایی نیز که از ضعیف­ ترین دموکراسی برخوردارند، به علت مسایلی همچون جنگ داخلی، شیوه تقسیم قدرت نیز بدین گونه نیست. این نشان‎دهنده شکاف­های عمیق ساختاری در این رژیم است که ابعاد آن روز به روز آشکارتر می­شود.
2- شکاف نژادی: در رژیم صهیونیستی یک گروه اقلیت بر اکثریت خود را برتری می­دهند. این امر در ناآرامی­ های سال گذشته در سرزمین­های اشغالی کاملاً مشهود بود که طی آن پلیس رژیم صهیونیستی یک نفر از یهودیان اتیوپی تبار را به ضرب گلوله کُشت. در کنار این مسأله و براساس اعلام اندیشکده "ماریز" رژیم صهیونیستی، 41 درصد یهودیان اتیوپی­ تبار در سرزمین­های اشغالی زیر خط فقر به سر می ­برند و اکثر آنها شغل­های پایین نظیر رفتگری و تمیز کردن سرویس­های بهداشتی دارند؛ زیرا بسیاری از کارفرمایان از استخدام آنها خودداری می­کنند و درصد بیکاری بین آنها به 65 درصد رسیده است.  از طرفی دیگر، صهیونیست­ها از برخی اقلیت­های قومی همچون زنان "میزراحی" که از اقوام یهود آفریقایی هستند، به عنوان ابزارهای جنسی استفاده می­کنند. این دیدگاه نژادی و کاست­گونه در میان صهیونیست­ها همچون آمریکا وجود دارد که نژاد سفید بر سیاه برتری دارد. به همین دلیل مشاهده می­شود که در مواقع بسیاری در سرزمین­های اشغالی، اعتراض­های گسترده ای به این تبعیض­های نژادی صورت می­گیرد.
3- شکاف جمعیتی: مشکل سوم و عمده دیگر که صهیونیست­ها با آن دست و پنجه نرم می­کنند، بحث مهاجرت معکوس و کمبود جمعیت است. بر اساس آماری که اداره مرکزی آمار رژیم صهیونیستی منتشر کرده، از سال ۱۹۴۸ تا پایان سال ۲۰19 بیش از 840 هزار نفر از یهودیان مهاجر وارد شده به فلسطین اشغالی از این منطقه خارج و دیگر به آن باز نگشته‌اند. بر اساس آمار منتشر شده در اوایل سال جاری میلادی، صهیونیست­ها برای اولین بار از سال ۲۰۰۹ با تراز منفی مهاجرت مواجه شده­اند. این امر نشأت گرفته از همان تبعیض­های نژادی و واهی بودن مدینه فاضله خودساخته صهیونیست­ها است.
در نتیجه و باتوجه به وجود این مشکلات، صهیونیست­ها در آینده علاوه بر چالش­های جدی در ابعاد داخلی با مشکلات عدیده­ ای در ابعاد منطقه­ ای مواجه است. عدم ­اجماع در رابطه با طرح معامله قرن، فارغ شدن جبهه مقاومت از حضور گروه­های تکفیری و فراگیرشدن گفتمان مقاومت در منطقه همگی چالش­های سخت و نرم این رژیم در آینده است. در این میان نباید فراموش کرد که این رژیم در نبردهایی که از زمان جنگ 33 روزه با مقاومت داشته است، در هیچ جبهه ­ای موفق به پیروزی نشده است. بنابراین، می­توان گفت که این رژیم برخلاف گذشته، در مقابل مقاومت دیگر فاقد مزیت استراتژیک و برتری نظامی است. با این حال، رژیم صهیونیستی برای برون رفت از وضعیت موجود داخلی و منطقه­ای چند اقدام ایذایی انجام داده و خواهد داد:

1- حملات کورکورانه به اهدافی در سوریه: این حملات در وهله اول ناشی از استیصال و درماندگی این رژیم برای برون رفت از مشکلات است. در وهله دوم به دنبال گشودن جبهه ­های جدیدی در منطقه برای فرسایشی کردن اقدامات محور مقاومت است. در وهله سوم نیز این حملات نه تنها حمله به اهداف استراتژیک و حیاتی جبهه مقاومت نبوده، بلکه این حملات صرفاً برخی مناطق خالی از هرگونه نیرو و گاهاً سوله­ های خالی از هرگونه امکانات و تجهیزات بوده است. این نشان می­دهد که این حملات بیش از آنکه حملاتی استراتژیک و بازدارنده باشد، بیشتر در جهت اقناع افکار عمومی داخلی انجام می­شود.
2- سازمان­دهی آشوب و اعتراض در برخی کشورهای منطقه: در اتفاقات و قضایای اعتراضی در برخی کشورهای منطقه به خوبی دست­های پشت­پرده صهیونیست­ها آشکار است. هدف نیز کاملاً مشهود است و آن درگیرکردن کشورهای هدف با تحولات داخلی خودشان برای ضربه زدن به آنهاست.
3- اقدامات محدود نظامی: رژیم صهیونیستی برای فرار از بحران­های موجود و همچنین گرفتارنشدن در بحران­های دیگر، اقدام به عملیات­ های محدود نظامی خواهد کرد. امری که طی چند وقت گذشته در رابطه با ترور برخی فرماندهان فلسطینی اتفاق افتاده است. این اقدام بیشتر در راستای سناریوی وحشت در نظر گرفته شده است.
در مجموع می­توان گفت که برآیند تحولات منطقه حکایت از قرار گرفتن رژیم صهیونیستی در سراشیبی زوال و انحطاط دارد و در نقطه­ ی مقابل، مقاومت منطقه­ ای روز بروز در حال قدرت­ گیری بیشتر است. در این میان، پیش­بینی می­شود که براساس سناریوی محور مقاومت که بعد از شهادت سردار سلیمانی مبنی بر خروج آمریکا از منطقه تدوین شده است، آینده منطقه برای گفتمان مقاومت و فراگیری آن فراهم خواهد شد.
 


[1].  البته این طرح دو پیش فرض سیاسی و فرهنگی نیز دارد که مرحله سیاسی آن عادی سازی روابط اعراب با اسراییل است و مرحله فرهنگی آن دادن اماکن تاریخی قدس به اسراییل است که با اعلام پایتختی قدس تا حدودی زمینه آن فراهم شده است.


نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
علی اصغر حبیبیان
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۹/۰۳/۰۱
0
0
باسلام و أحسنت از تهیۀ این گزارش.واما یک جمع بندی لازمه و آن اینکه:رژیم غاصب صهیونیّه از1948 تا 1979(وقوع انقلاب اسلامی) سیر صعودی نیل تا فرات با "پیروزی" در جنگهای 4 گانۀ نظامی و حُقّه های سیاسی داشتند،ولی به فضل الهی از 1979 تا بحال و در 20 سالۀ آتی، شیب سقوطی با "شکست"در جنگهای مدرن تر نظامی و حُقّه های بمراتب پیچیده تر سیاسی داشتند و همچنان تا "محو کامل" در پیش رو دارند..إن شاءالله/ألیس الصبح بقریب؟!/ألمُلک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظّلم..یاعلی..
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات