صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۴۰۰ - ۱۶:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۳۳۳۷۷۹
در گفتگو با بصیرت مطرح شد:  
 تولید فرهنگی با تولید فکر قرهنگی متفاوت است. ممکن است تولیدات فرهنگی زیاد داشته باشیم اما فرهنگمان فرهنگ اسلامی نباشد. فکر فرهنگی باید براساس مبانی اسلامی و انقلابی در این کشور شکل بگیرد.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/ عباس نصیری فرد

این روزها اوضاع فرهنگی جامعه حال و روز خوشی ندارد و نفوذ فرهنگی جامعه غربی تا بیخ گوشمان آمده و حتی برای نوع افکارمان در خصوصی ترین مسائلمان هم تصمیم می گیرد؛ نفوذی که به فرموده رهبری خطرناکترین نوع نفوذ است و جامعه را ریشه ای به سمت انحطاط می کشاند. بصیرت در همین خصوص با دکتر حجت الاسلام «عباس نصیری فرد» استاد دانشگاه، پژوهشگر فرهنگی و  عضو کمیسیون سبک زندگی شورای عالی انقلاب فرهنگی گفتگوهایی پیگیرانه داشته که بخشی از آن را در ادامه می خوانیم.
*جناب آقای نصیری فرد در ابتدا بفرمایید که در حال حاضر شرایط فرهنگی کشور را چطور ارزیابی می کنید؟
مقیاس بررسی اوضاع فکری و فرهنگی کشور را باید مبتنی بر آرمان ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی قرار دهیم و ببینیم در یک حکومت  اسلامی که اساس و انقلابش مبتنی بر یک انقلاب فرهنگی بوده و بر پایه دستورات دینی و اسلامی شکل گرفته حالا براساس همان معیارهای انقلابی و اسلامی بررسی شود تا ببینم وضعیت فرهنگی کشور الان چگونه است؟
اگر بخواهیم با این مقیاس  و معیار انقلابی بودن اوضاع فکری و فرهنگی  جامعه را بررسی کنیم متاسفانه وضعیت فرهنگی کشور مطلوب نیست. ما در بخش های مختلف فرهنگی چون جامعه و خانواده، هم رفتارهای فردی و هم ارتباطات اجتماعی رویه  و روال مطلوبی تا کنون شکل نگرفته است؛ من حتی برای این مقایسه  فرهنکی نمیگویم با قبل انقلاب باید انجام شود بلکه این  قیاسی مع الفارق است.


اما اگر وضعیت فرهنگی را در دهه اول انقلاب با دهه چهارم انقلاب مقایسه کنیم نتایج به دست آمده نشان می دهد وضعیت فرهنگی در دهه اول خیلی بهتر و مطلوب تر بوده است ولی امروز سبک زندگی مردم، مراودات اجتماعی مردم و حتی در نظام آموزشی در آموزش عالی و آموزش پرورش اکنون وضعیت  خیلی خوبی نداریم.

. بنده معتقدم  این امر هم به این دلیل است که از مبانی اسلام و انقلاب  که جمهوری اسلامی مبتنی بر آن مبانی است فاصله  گرفتیم؛ یعنی معیارهایی که امروز در حوزه فرهنگی داریم  مبتنی بر فرهنگ  و تمدن غرب است و وقتی معیارها و شاخص های  سنجش فرهنگی بر اساس مبانی فرهنگ بیگانه  شکل بگیرد شرایط به سامانی پیش نمیرود؛ هر چند خیلی ها وضعیت کنونی را مطلوب می دانند و نمره خوبی هم به آن می دهند اما اگر براساس مبانی دینی، اسلامی و آرمان ها و دست آوردهای انقلاب اسلامی بخواهیم این وضعیت را بررسی  کنیم نتایج نامطلوبی به دست می آید.
*اوضاع فرهنگی امروز و آنچه در سوال قبلی تحلیل کردید، چه ارتباطی با نفوذ فرهنگی دارد و چرا یکی از دغدغه های امروز محسوب میشود تا جایی که نفوذ فرهنگی را یکی  از خطرناکترین نفوذهای دشمن می دانند؟ اصلا چرا دشمن باید از این دریچه نفوذ کند و ماضربه بخوریم؟
ما تولیدات فرهنگیمان در حوزه فرهنگ اصلا خوب نیست یعنی در واقع تولید فکر فرهنگی؛ آن فکر فرهنگی که وارد جامعه میشود  و جامعه را هدایت میکند و میتواند پتانسیل اصلی جامعه در حوزه فرهنگ باشد، ما در  این بخش خیلی مشکل داریم یعنی تولید فکر فرهنگی و تولید شاخصه های  فرهنگی درست که جامعه و افراد را بتواند به جایگاه خوبی برساند. ما در این بخش خیلی مشکل داریم.
تولیدات فکری فرهنگی ما یعنی در واقع همان شاخصه ها و معیارهای فرهنگی اکثرا مبتنی بر  تفکر لیبرالیستی و تمدن و فرهنگ غربی است لذا اگر دقت کنید در بحث سبک زندگی در ایران سبک زندگی هم  ایرانی هم اسلامی و  هم غربی است و به عبارتی نه ایرانی، نه اسلامی و نه غربی است.
 به این صورت  که ما در بخشی از رفتارها و حوزه ها سبک زندگی اسلامی داریم مانند حوزه مسائل فردی یعنی مردم کارهای خوبشان را انجام می دهند، ارزش ها را پاس می دارند، نماز می خوانند، روزه شان را میگیرند در مراودات فردی به مسائل اخلاقی پایبند هستند لذا در حوزه فردی سبک زندگی اسلامی است.

 ولی در حوزه خانوادگی سبک زندگی ایرانی است یعنی مراودات فردی و خانوادگی مان مسائلی است که ما به عنوان ایرانی خیلی به آن اهمیت می دهیم اما درحوزه مسائل اجتماعی سبک زندگی غربی است یعنی زندگی تجملاتی و مبتنی بر رفتارهای تشریفاتی و چشم و هم چشمی ها و معیار و مبنا قرار دادن تجملات و تشریفات در موفقیت یک انسان همه مبتنی بر تفکر غرب است!

 با این وضعیت ما با یک بهم‌ریختگی فرهنگی در حوزه سبک زندگی مواجهیم چرا ؟ به این دلیل که تولید فکر فرهنگی در کشور ما به درستی انجام نگرفته است.

همین الان ببینید در آموزش و پرورش در بحث فرهنگ سازی برای کودکان و نوجوانان چقدر موفق بوده ایم؟ اصلا چند تئوریسین و نظریه پرداز در حوزه فرهنگ داریم که بتوانند در بحث آموزش و پرورش در حوزه تربیتی و علمی فکر فرهنگی تولید کنند؟
درست است اندیشمندانی داریم ولی بعضا از آنها استفاده نمی شود یا افرادی  حاکم شدند و در راس آموزش پرورش و آموزش عالی قرار گرفتند که تفکر اسلامی را اصلا قبول ندارند و تفکر لیبرالی و سکولاری دارند لذا در  فضایی اینچنینی نباید انتظار داشته باشید جامعه جامعه ای اسلامی مبتنی بر ارزش های انقلابی و دینی باشد. ما یک کشور اسلامی و دینی هستیم مردم ما متدین و معتقد به مبانی دینی هستند اما چرا در حوزه فرهنگی ضعف داریم؟
وضعیتی که اکنون به لحاظ فرهنگی در کشور وجود دارد از طلاق های عاطفی و سفید تا  طلاق های شرعی و حقیقی، نوع ارتباطاتی که مبتنی بر احساس و عاطفه نیست و همه و همه بر پایه کدام فرهنگ و تمدن است؟ طبیعتا بر پایه تمدن  غرب است.

اما اینها چطور اصلاح می شود؟ معضل اصلی ما در کشور اکنون این است که فکر فرهنگی تولید نمی شود!  یعنی مردم ما هم به روز باشند و هم دینشان را حفظ کنند قاعدتا این امر یک سبک و سیاق خاص فرهنگی می طلبد  که ما براساس مبانی دینی مان روشهایی را ایجاد کنیم که مردم احساس نکنند اگر سبک زندگی شان براساس مبانی دینی و اسلامی باشد که دچار عقب افتادگی هستند.

اما تولید فکر فرهنگی در کجا اتفاق می افتد؟ در جایی که مدیریت فرهنگی سالم و درست باشد یعنی مدیرانی در راس سازمانها و وزارت خانه های فرهنگی قرار گیرند که 1- به فرهنگ اسلامی و دینی باور داشته باشند؛ 2- خودشان  تجربیاتی در این زمینه داشته و اهل فرهنگ باشند. اگر این افراد در راس نهادها، سازمانها و وزارت خانه های فرهنگی قرار بگیرند  ما می توانیم بگوییم که مدیران ما دغدغه فرهنگی دارند بعد به سمت تولید فکر فرهنگی بروند .
 تولید فرهنگی با تولید فکر قرهنگی متفاوت است. ممکن است تولیدات فرهنگی زیاد داشته باشیم اما فرهنگمان فرهنگ اسلامی نباشد. فکر فرهنگی باید براساس مبانی اسلامی و انقلابی در این کشور شکل بگیرد.
ادامه دارد ...
 

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پرطرفدارترین عناوین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات