تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۱  ، 
کد خبر : ۳۸۶۱۸۲
سیدمحمدباقر صدر‌ـ ۶۸

روش‌شناسی تفکر

پایگاه بصیرت / مسعود پورفرد

بارزترین ویژگی‌های پیشرفت و هویت نزد شهید به پاسخ به مسئله پیشرفت و بخشی دیگر به پاسخ به مسئله هویت برمی‌گردد. بخشی از آن انتقادی است و بخشی دیگر دفاعی. در این شماره برخی از ویژگی‌ها را تبیین می‌کنیم.

۱ـ روشمندی، پیکربندی دوباره روش‌شناسی تفکر؛ شهید صدر معتقد بود طرز تفکر ما در برخورد با مسائل، دچار مشکل است و ما باید این مشکل را برطرف کنیم. شهید صدر معتقد بود منطق ارسطویی یا فلسفه عقلی صرف، قادر به حفظ هویت ما و پر کردن خلأ‌های موجود در واقعیت ما نیست. البته اوـ برخلاف تصور برخی از ماـ مخالف منطق ارسطویی نبود، بلکه معتقد بود امکان بهره‌مندی از چند روش منطقی در مطالعات اسلامی ما وجود دارد؛ چون با تنوع روشی در مطالعات اسلامی، حتماً اطلاعات و اکتشافات افزون‌تری به‌دست خواهیم آورد. از اینجا شهید صدر به جست‌وجوی منطق استقراء و حساب احتمال روی آورد.

شهید صدر منطق احتمال و منطق استقراء را در علم کلام در کتاب «خلاصه اصول دین» و نیز در استدلال بر وجود خداوند متعال به‌کار برده است. همچنین آن را در اصول فقه، در اجماع و شهرت به‌کار برد، چنانکه آن را در علم رجال و حدیث به‌کار برد؛ هنگام بررسی شخصیت برخی از راویان که گفته شده جز از افراد مورد اطمینان نقل نمی‌کنند. تجربه شهید صدر ثابت کرد که ما می‌توانیم با این تنوع روشی، به دین خدمت کنیم و بسیاری از خلأ‌ها را پر کنیم. (۱)

شهید صدر می‌خواست به این پرسش پاسخ دهد که ما در حل مشکلات فکری که دچار آن هستیم، چه روشی را باید به کار ببریم؟ آیا ضرورتی دارد که خود را در چارچوب منطقی خاصی محصور کنیم یا می‌توانیم در را به روی مکاتب منطقی جدیدی باز کرده و اندیشه دینی خود را غنی کنیم؟

شهید صدر به همان عقیده محمد اقبال، یعنی ضرورت پذیرفتن روش‌های استدلال استقرایی معتقد بود. اتفاقاً محمد اقبال در کتاب «تجدید اندیشه دینی» پیشتر به موضوع منطق احتمالی استقرایی اشاره کرده بود، البته با کمی تفاوت و آن، اینکه اقبال، منطق ارسطویی را مسئول عقب‌ماندگی ما می‌دانست و این مطلبی است که نزد شهید صدر نمی‌یابیم.

۲ـ کل‌نگری و بالندگی نظری؛ می‌بینیم که شهید صدر در مطالعات خود، آنچه را فقه فردی انقباضی نامیده بود، نقد می‌کرد.

شهید صدر دریافت که امت اسلامی در زمان او، تنها به حل مسائل جزئی نیاز ندارد، بلکه به نظریه‌پردازی نیز نیاز دارد؛ یعنی باید ذهن ما از یک ذهن جزء‌نگر که به مسائل فکری جزئی توجه می‌کند، به یک ذهن رشدیافته که از بالا اشراف دارد تبدیل شود. در واقع، سید شهید می‌خواست ما و اندیشه اسلامی را از بن‌بست جزئی‌نگری خارج کند؛ از ناتوانی بر ایجاد راه‌حل‌های اساسی و از ناتوانی در طرح نظریه‌های بزرگی که قادر به سر پا کردن جامعه و حرکت دادن آن باشد. نیاز داریم عقل انسان مسلمان از مرحله تفکر جزءنگر فردی کوچک‌ـ که به قول استاد شهید، به‌عنوان اولین مرحله، چاره‌ای از آن نیست‌ـ به مرحله عقل رشدیافته که از بالا بر همه جزئیات کوچک اشراف دارد منتقل شود، این همان چیزی است که شهید صدر را بر آن داشت تا به فقه اجتماعی و فقه نظریه بیندیشد.

*منابع در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات