تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۳۸۶۴۰۷

شیش ماهه و توقف نبض طنز!

پایگاه بصیرت / مهدی امیدی

سریال «شیش‌ماهه»، جدیدترین کار مهران مدیری در تلویزیون، پیش از آنکه تداعی‌گر بازگشت یک کمدین صاحب‌سبک به دوران اوج باشد، تصویری صریح و نگران‌کننده از یک «انقطاع فرهنگی» است؛ گسستی عمیق میان هنرمندی که روزگاری نبض خنده جامعه را در دست داشت، با واقعیت‌های جاری و زیرپوستی ایران امروز. مدیری که در دهه‌های گذشته با تیغ تیز طنز اجتماعی، زبان گویای عموم مردم بود و با آثاری، چون «شب‌های برره» و «مرد هزارچهره»، کژتابی‌های اجتماعی و فرهنگی را به چالش می‌کشید، اکنون در حصار تنگ جهانی فانتزی، استیلیزه و به‌شدت «شیک‌زده» گرفتار شده است.

پیرنگ اصلی «شیش‌ماهه» بر پایه یک ضرب‌الاجل زمانی بنا شده است؛ کشمکشی خانوادگی‌ـ اقتصادی که شخصیت‌ها را در دوراهی حفظ یا فروپاشی موقعیت مالی‌شان قرار می‌دهد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این ظرف دراماتیک، با محتوایی پر شده که بیش از «قصه»، «ویترین» است. شخصیت‌های سریال، نه نمایندگان صنف یا طبقه‌ای شناسنامه‌دار در جامعه، بلکه موجوداتی انتزاعی از طبقه نوکیسه و مرفه هستند که دغدغه‌های‌شان در سایه خانه‌های مجلل، پوشش‌های پرزرق‌وبرق و اکسسوری‌های گران‌قیمت رنگ می‌بازد.

مدیری در «شیش ماهه» به‌جای آنکه از دوربین خود برای اصلاح یا «بازنمایی واقعیت‌های اجتماعی» استفاده کند، آن را به سمت «ستایش ناخواسته تجمل» چرخانده است.

فیلمنامه سریال از حفره‌های منطقی عمیقی رنج می‌برد. شخصیت‌ها گویی در خلأ حرکت می‌کنند؛ کنش‌های آنها فاقد علیت دراماتیک است و تصمیمات‌شان نه از دل پیرنگ، بلکه از سر ضرورت پر کردن زمان اپیزود صادر می‌شود. ریتم کند و فرساینده اثر، تماشاگر را به‌سرعت خسته می‌کند؛ چراکه کمدی موجود، نه محصول «تضاد موقعیت»، بلکه حاصل لودگی‌های کلامی است که تاریخ انقضای آنها سال‌هاست به‌سر آمده است.

اما شاید ناگوار و قابل‌تأمل‌ترین بخش «شیش‌ماهه»، نگاه ابزاری و ویترینی به جایگاه «زن» باشد. در این سریال، زنان نه به منزله کنشگران اجتماعی یا شخصیت‌هایی با هویت مستقل، بلکه صرفاً به مثابه عناصری تزیینی برای تلطیف قاب تصویر حضور دارند. الگوی حاکم بر طراحی چهره، گریم‌های غلیظ و خارج از عرف، و پوشش‌های استیلیزه، عملاً زن ایرانی را به یک «مانکن» تقلیل داده است.

این تصویر فانتزی و بزک‌کرده، فرسنگ‌ها با هویت زن مسلمان و ایرانی ـ که در قامت مادر، همسر، استاد دانشگاه یا کارگر چرخ تولید کشور را می‌چرخاندـ فاصله دارد. در جهان «شیش‌ماهه»، زن تا زمانی اعتبار دارد که مطابق با استاندارد‌های زیبایی‌شناختی دیکته‌شده به وسیله کاتالوگ‌های مد رفتار کند. این رویکرد، علاوه بر تبعات فرهنگی مخرب، تیشه به ریشه درام نیز می‌زند؛ زیرا شخصیتی که از عمق روانی تهی شده و صرفاً به یک «شیء زیبا» تبدیل شود، توان ایجاد کنش و پیش‌برد داستان را نخواهد داشت. این نگاه موزه‌ای به انسان، نشان‌دهنده غلبه تفکر مادی‌گرایانه بر جهان‌بینی فیلمساز است.

در روزگاری که مخاطب، تشنه صداقت، واقع‌گرایی و بازنمایی صحیح زیست ایرانی است «شیش‌ماهه» نه یک بازگشت، بلکه یک «نقطه تاریک» و هشداری جدی برای مدیریت فرهنگی کشور است. مدیری که زمانی نبض لبخند مردم را در دست داشت، اکنون در پیله‌ای از خودشیفتگی هنری گرفتار شده و گویی فراموش کرده است که اعتبار هنرمند، نه از زرق‌وبرق لوکیشن‌های شمال شهر، بلکه از پیوند با ریشه‌های اصیل مردم کوچه‌وبازار می‌آید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات