بارزترین ویژگیهای پیشرفت و هویت نزد شهید صدر در هفت ویژگی فکری خود این شهید عزیز و نابغه نهفته است که عملاً مشخصه مکتب فکری ایشان هم بوده است. سه تا از این ویژگیها، یعنی روششناسی تفکر، کلنگری و بالندگی نظری و حرکت از فرضیه به عملگرایی بررسی شد. در ادامه ویژگیهای دیگر را که برخی به پاسخ به مسئله پیشرفت و بخشی دیگر به پاسخ به مسئله هویت برمیگردد، بررسی میکنیم.
۴ـ واقعگرایی یا سفر از واقعیت به متن و دوباره به واقعیت؛ برجستهترین مثالی که میتوان در بعد واقعگرایی از آن استفاده کرد، تفسیر موضوعی است. شهید محمدباقر صدر میخواست نحوه مراجعه به متون را تغییر دهد و توجهها را به سازوکار جدیدی جلب کند.
شهید صدر میگوید: من سراغ متن نمیروم و اصلاً چرا باید بروم؟! ابتدا باید به سراغ واقعیت زندگی بشر برویم و به دغدغههای انسان مسلمان معاصر و مشکلات و بحرانها و عوامل عقبماندگی و علت وضع بدش بپردازیم و سپس پرسشها را از این وضعیت موجود بگیریم. پس من در ابتدا یک واقعگرا هستم، یعنی از واقعیت راه میافتم و با آن شروع میکنم، سؤالات و دغدغهها را از آن میگیرم، سپس سراغ متن میروم و در مقابل کتاب و سنت زانو میزنم تا به آنها بگویم: در حل مشکلات واقعی، از شما چه بهرهای میتوانم ببرم؟ سپس، بعد از اینکه پاسخ را از متن گرفتم، سفر بازگشت از متن به واقعیت را آغاز میکنم و آنچه را که از این متن مقدس برداشت کردم، میگیرم و به سمت واقعیت میروم تا آن را مطابق این ارزشهای دینی که متن به من داده اصلاح کنم.
پس حرکت من از واقعیت به متن و سپس از متن به واقعیت است و نه از متن به متن، که گویا واقعیت برای من ارزشی ندارد! مانند آنچه «فقه أرأیتیها» نامیده میشود؛ گروهی که در قرن دوم هجری ظهور کردند و «أرأیتیها» نامیده است و در برخی روایات اهل بیت (ع) به آنها اشاره شده است. دلیل این نامگذاری این است که وقتی مسئله فقهی را مطرح میکردند، میگفتند به نظر شما اگر فلانطور بود، حکمش چیست؟ آنها از این عبارت استفاده کردند، بنابراین به همان نامیده شدند.
میخواهم از «به نظرت اگر چنان بود» به «به نظرت چطور این اتفاق افتاد، جوابم را بده» حرکت کنم. این همان پروژه تفسیر عینی و دیگر پروژههای شهید صدر است.
ما معتقدیم ایده تفسیر موضوعی به این شکل، بین کلگرایی نظریهمحور (ویژگی دوم) و واقعگرایی جمع میکند؛ چون منظور از «موضوعگرایی» در کلمه «تفسیر موضوعی»ـ همانگونه که از برخی از عبارات شهید صدر الهام گرفته شدهـ در مقابل ذهنیت است؛ یعنی واقعیت خارجی. بلکه ایشان تصریح میکند که من از واقعیت شروع میکنم و سپس سؤالات واقعی را به متن قرآنی عرضه میکنم.
بر این اساس، شهید میخواست معضل «غیرواقعگرایی اندیشه» را که چندین قرن گریبانگیر متفکر مسلمان شده بود، حل کند و او را به مرحله واقعگرایی سوق دهد تا از این طریق بتواند وضعیت امت اسلامی را اصلاح کند و سطح فکری، اجتماعی و ایمانی او را بالا ببرد.