تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۲  ، 
کد خبر : ۳۸۷۳۱۹
کارنامه انقلاب اسلامی در وضعیت تحمیل جنگ ترکیبی

ثمره استقلال ایران

پایگاه بصیرت / مصطفی قربانی

فلسفه وجودی، دستاورد‌ها و آینده انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین نقاط هدف در جنگ ترکیبی نظام سلطه علیه ایران اسلامی است. درواقع، دشمن در جنگ ترکیبی تلاش می‌کند تا از فلسفه انقلاب اسلامی و کارکرد آن اعتبارزدایی کرده و در عین حال، تصویری تیره و تار و بن‌بست‌وار از آینده جمهوری اسلامی با کلیدواژه «ایران ضعیف» را برای افکار عمومی ترسیم کند. از این رو، لازم است ابتدا دستاورد‌های بنیادین انقلاب اسلامی در زمینه قوی‌سازی ایران و سپس برخی از اهم دستاورد‌های اقتصادی و اجتماعی انقلاب اسلامی بیان شود تا مخاطب تصویر دقیق‌تری از آنچه انقلاب اسلامی برای ایران و آحاد مردم به ارمغان آورده است، داشته باشد.

انقلاب اسلامی و قوی‌سازی ایران

سرآغاز ضعف و انحطاط جدی دولت در ایران را به طور عمده به بعد از شکست ایران در جنگ‌های اول و دوم در برابر روس‌ها در دوره قاجار می‌دانند؛ زیرا شکست در عرصه نظامی به تحمیل کاپیتولاسیون‌های تجاری بر ایران منجر شد که این امر، ضمن وابستگی ایران به خارج و به ورشکستگی کشاندن کسب‌وکار‌های داخلی، عنصر نفوذ و دخالت خارجی را به مهم‌ترین رکن تعیین‌کننده تحولات سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل کرد. متأثر از این وضعیت، دولت ایران در عهد قاجار ماهیت «وابسته» پیدا می‌کند و به همین دلیل، به کارگزار و حلقه واصلی برای تأمین منافع قدرت‌های خارجی در ایران هم تبدیل می‌شود. جالب آنکه همین دولت برای حفظ حیات وابسته خود، حتی مجبور بود با ابزار سرکوب، مقاومت جامعه در برابر سلطه خارجی را هم در هم بشکند.

با روی کارآمدن رضاخان، ماهیت دولت همچنان در چارچوب مدار‌های تعریف‌شده در عهد قاجار پابرجا ماند؛ با این تفاوت که وی با تمسک به ناسیونالیسم رمانتیک و به منظور بازسازی ایران بر مبنای تصویر غرب، تلاش کرد تا در حوزه‌هایی استقلال کشور را احیا کند و اقدامات توسعه‌ای هم انجام دهد. البته در این راستا، به‌ویژه وی در تلاش برای بازسازی اقتصادی ایران و در حوزه فرهنگ و هویت، غرب‌گرا و اسلام‌ستیز بود. با سرنگونی رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و به‌ویژه بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، موقعیت دولت ایران به وضعیتی وخیم‌تر از زمان قاجار درآمد، به گونه‌ای که دولت وقت عملاً ماهیت «دست‌نشانده» پیدا کرد و در کنار «ارتش، دربار و بوروکراسی»، قدرت خارجی، یعنی آمریکا به رکن چهارم حکومت شاه تبدیل شد.

با این حال، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بلافاصله نفوذ و دخالت خارجی در کشور قطع شد و در طراحی سیاست‌های گوناگون کشور تلاش شد تا جمهوری اسلامی به مثابه یک دولت قوی، فعال و کارآمد بتواند علاوه بر جبران عقب‌افتادگی‌های گذشته، موقعیت کشور را در نردبان قدرت و ثروت در نظام بین‌الملل ارتقا دهد. انصافاً در این زمینه، جمهوری اسلامی کارنامه درخشانی دارد؛ حداقل در یک دهه اول استقرار این نظام، به اندازه یک قرن اقدامات عمرانی و توسعه‌ای در ابعاد مختلف صورت گرفت.

درواقع، پس از انقلاب اسلامی، روند انحطاط و اضمحلال قدرت در ایران که قدمت حدود ۲۰۰ ساله داشت، دگرگون شد و تلاش برای تحقق ایران قوی در دستور کار جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. از این نظر، جمهوری اسلامی با قوی‌سازی ایران توانسته است در مقیاسی تاریخی و بنیادین دستاوردآفرین باشد، به‌گونه‌ای که مسیر حرکت ایران را از بازیگری منفعل و وابسته به بازیگری قدرتمند و مستقل تغییر داده است.

تحولات اقتصادی و اجتماعی پس از انقلاب اسلامی در ایران

رخداد انقلاب اسلامی آغازگر فصل نوینی در تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران بود. با پیروزی این انقلاب، علاوه بر تغییر نظام سیاسی، جهت‌گیری‌های حاکم بر کشور در ابعاد و زمینه‌های گوناگون دچار تغییر شد. بنابراین، حیات جامعه ایران در زمینه‌های مختلف دگرگون شد. با گذشت ۴۶ سال از پیروزی این انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی، اکنون آثار و پیامد‌های تغییراتی که در اثر این انقلاب و جهت‌گیری‌های حکومت برخاسته از آن ایجاد شده، در حیات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران نمایان است.

در ارزیابی تحولات صورت گرفته در دوره جمهوری اسلامی نیز به طور کلی دو دیدگاه متعارض وجود دارد: دیدگاهی که با مقایسه وضعیت امروز ایران با برهه قبل از انقلاب، ایران امروز را در روندی رو به ترقی می‌بیند و دیدگاه دیگری که با تصویرسازی مطلوب از گذشته، مقایسه ایران امروز با کشور‌های توسعه‌یافته غربی و همچنین، برجسته‌سازی برخی مشکلات اقتصادی معیشتی، منکر ترقی در وضعیت ایران امروز می‌شود. نکته مهم در این زمینه آن است که با توجه به وضعیت اقتصادی ایران در برهه کنونی، به طور غالب، این ارزیابی‌ها با توجه به این وضعیت ارائه می‌شود.

این در حالی است که برای ارائه تصویری درست از آنچه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی در دوره جمهوری اسلامی ایران رخ داده است، باید ایران امروز را در امتداد گذشته دید و تحولات اقتصادی اجتماعی دوره جمهوری اسلامی ایران را در متن جامعه ایران و با نظر به ویژگی‌ها و سیر تحول جامعه ایران نگریست. آنچه بر اهمیت و ضرورت این موضوع می‌افزاید، وجود یک تلاش سازمان‌یافته در قالب «جنگ شناختی» برای تصویرسازی نامطلوب از کارنامه جمهوری اسلامی ایران است. ما در این مجال کوتاه اگر تنها از میان صد‌ها دستاورد انقلاب و نظام اسلامی به وضعیت روستا‌ها و شهر‌ها به صورت کلان نگاهی بیندازیم، می‌توانیم ابعاد و سطوح پیشرفت و ترقی در دو نظام گذشته و کنونی را به نظاره بنشینیم.

الف‌ـ در روستا‌ها

درباره تحولات روستا‌ها باید گفت، ابتدا متأثر از شرایط انقلاب و جنگ، سیاست «بازگشت به روستا» در پیش گرفته شد که طی آن، با ورود نهاد‌های انقلابی به روستاها، مشارکت روستاییان در جنگ و عضویت آنها در ساختار قدرت، مناسبات قدرت در روستا‌ها متحول شد. بعد از جنگ نیز فرآیند «شهری شدن روستاها» آغاز شد که در اثر آن، اقتصاد روستایی که مبتنی بر کشاورزی و دام‌داری بود، در برابر بخش‌های خدماتی، صنعتی و تجاری تضعیف شد. به هر حال، چهره و وضعیت روستا‌ها در برهه بعد از انقلاب دگرگون شده است. منابع و عوامل این دگرگونی عبارت‌اند از:

۱‌ـ تحول در مالکیت زمین: این موضوع با اصلاحات ارضی قبل و بعد از انقلاب انجام شد. بعد از انقلاب، هیئت‌های هفت نفره تقسیم اراضی، ۵/۱ میلیون هکتار زمین شامل اراضی موات، مصادره‌ای و اراضی مالکان بزرگ را تقسیم کردند و در اثر این اقدام، حدود ۲۵۰ هزار خانوار روستایی زمین دریافت کردند.

۲‌ـ استخدام دولتی و در نهاد‌های انقلابی: به دلایلی، چون جهت‌گیری‌های طبقاتی جمهوری اسلامی، مشارکت روستاییان در جنگ و... در برهه بعد از انقلاب اسلامی، روستاییان در ادارات دولتی و نهاد‌های برآمده از انقلاب، مانند جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و... استخدام شدند.

۳‌ـ تحول نظام ارتباطی روستاها: نظام ارتباطی روستا‌ها هم به لحاظ فیزیکی؛ یعنی راه‌های زمینی و تسریع جابه‌جایی از روستا به شهر و هم به لحاظ دسترسی به تلفن و اینترنت دچار تحول شده است.

۴‌ـ تجاری شدن کشاورزی: به دلایلی، چون تحول در مالکیت زمین در روستا‌ها و توسعه ماشین‌آلات کشاورزی در روستا‌ها و همچنین، اقدامات جهاد سازندگی، کشاورزی در روستا‌ها ماهیت نیمه‌تجاری پیدا کرده است.

۵‌ـ افزایش نرخ باسوادی و میزان تحصیلات: طبق سرشماری‌های انجام شده، بین سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۵ میزان باسوادی مناطق شهری از ۴/۶۵ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۸/۹۰ درصد در سال ۱۳۹۵ افزایش یافته است. در همین زمان نرخ باسوادی مناطق روستایی از ۵/۳۰ به ۵/۷۸ درصد رسیده است.

ب‌ـ در شهر‌ها

در شهر‌ها نیز وجه تولید خرده‌کالایی شهری تا حدود زیادی از بین رفته، اما در سال‌های اخیر برخی از انواع آن مانند تولید صنایع دستی احیا شده است. درواقع، مشاغل مرتبط با خرده‌کالایی، مانند شاگردی مغازه هنوز وجود دارد، اما تولید خرده‌کالایی به‌شدت منقبض شده است. دلایل این امر نیز به تغییر سبک زندگی و بسط مناسبات سرمایه‌داری در اقتصاد ایران برمی‌گردد؛ زیرا بسیاری از کالا‌هایی که سابق با دست تولید می‌شد، امروز یا مصرف ندارد، مانند پینه‌دوزی یا در کارخانه تولید می‌شود.

در حوزه صنعتی نیز با عبور از بی‌ثباتی‌های ابتدای انقلاب و اتمام جنگ، اولین برنامه توسعه در سال ۱۳۶۸ تدوین شد که در آن بر جایگزینی واردات، توسعه صادرات، افزایش سرانه تولیدی، توسعه اشتغال تولیدی و... تأکید شد. در برنامه دوم توسعه نیز بر تشویق صادرات، مقابله با انحصارگرایی و افزایش کارایی در تولید داخلی و... تأکید شد و در ادامه، در برنامه سوم توسعه بر اصلاحات نهادی و ساختاری تأکید شده بود و در همین برنامه، در ارتباط با صنعت، بر کاهش مداخله و انحصارات دولتی، افزایش بهره‌وری، ارتقای فعالیت‌های اقتصادی رقابتی، تشویق سرمایه‌گذاری در صنایع کوچک و... اشاره شده بود. از مهم‌ترین اقدامات طی این برنامه، تلاش برای تدوین راهبرد توسعه صنعتی کشور بود که تا کنون انجام نشده است. به هر حال، در نبود یک راهبرد مشخص برای صنعتی شدن، اما صنعت کشور بعد از پیروزی انقلاب دچار تحولات فراوانی شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات