شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار در حالی برگزار شد که این بار طنین فریاد عدالتطلبی و روایت پیشرفت، از صحن مسجد جامع ابوذر تهران تا سالنهای سینما بهمن، مژدهدهنده فصل جدیدی از بلوغ هنر انقلاب اسلامی است. جشنوارهای که به تعبیر رهبر معظم انقلاب نباید لحظهای متوقف شود، امروز به درختی تناور تبدیل شده که ریشههایش در باورهای مردمی و شاخسارهایش افقهای جهانی را هدف گرفتهاند.
دومین نشست خبری این دوره در مکانی نمادین برگزار شد؛ مسجد جامع ابوذر؛ یکی از صدها مسجدی که دی ماه آشوبهای امسال، طعمه حریق آشوبگران شد. جایی که به گفته «سعید خورشیدی»، رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره، یادآور «ایامالله» و پیروزی قدرت نرم انقلاب بر فتنههای است. انتخاب این مکان، پیامی روشن داشت: عمار، سینما را به سنگرِ تبیین پیوند زده است.
«مرضیه هاشمی» دبیر این دوره هم با اشاره به توطئههای دشمن برای القای ناامیدی، از شکوه حضور هنرمندان با وجود فشارهای بینالمللی سخن گفت. دریافت بیش از ۷۰۰ اثر از ۱۱ کشور جهان و رشد سه برابری آثار در مقایسه با سال گذشته، نشان از آن دارد که «عمار» دیگر یک رویداد داخلی نیست؛ بلکه کانون تجمع نخبگانی است که از عراق و لبنان تا بریتانیا و کانادا، دل در گرو آرمان مستضعفین دارند.
یکی از برجستهترین ویژگیهای شانزدهمین جشنواره عمار، تمرکز بر کادرسازی برای هنر انقلاب است. عمار نه تنها یک ویترین، بلکه یک «مدرسه» است. حضور پررنگ فیلمسازان جوان و آیندهدار در بخشهای گوناگون، نویدبخش ظهور نسلی است که خلأهای سینمای حرفهای را با دغدغهمندی پر میکند.
«محمدحسین صبوری» دبیر اجرایی جشنواره، از حضور ۳ هزار و ۴۰ اثر در بخشهای گوناگون خبر داد که از این میان، ۳۰۰ اثر به بخش مسابقه راه یافتند. این حجم از مشارکت، نشاندهنده پویایی نسل جوانی است که منتظر فرش قرمزهای فرمایشی نمانده و با دوربینهای خود به قلب واقعیت زدهاند.
عمار در این دوره بار دیگر بر هویت «خانوادگی بودن» خود تأکید کرد. اکرانهای سینما بهمن در روزهای نخست، شاهد حضور گرم خانوادههایی بود که با فرزندان خردسال خود به تماشای آثار پویانمایی نشستند. این رویکرد، پاسخی هوشمندانه به نیاز جامعه برای داشتن تفریح سالم و مؤمنانه است.
در عین حال، جشنواره با بخش «رویای ایرانی»، به دنبال رفع خلأهای راهبردی در سینمای ایران است. اکران فیلم بلند «خدای جنگ» که روایتگر پیشرفتهای موشکی ایران با تکیه بر توان داخلی است، نمونهای از سینمای قهرمانمحور و ملی است که در سینمای بدنه کمتر دیده میشود. عمار با ورود به حوزههایی، چون «نبرد تمدنی»، «جنگ اقتصادی» و «حافظه ملی»، ثابت کرد که هنر میتواند پیشرانِ اقتدار ملی باشد.
رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره به درستی اشاره کرد که هنرمندان انقلابی در حوزه آسیبشناسی جامعه نیز «دستپُر» هستند. آثار بخش نقد درونگفتمانی نشان داد که نگاه هنرمندان عمار به مسائل اجتماعی، دقیقتر و هنریتر شده است. نشستهای خبری چالشبرانگیز، مانند نشست مستند «چگونه بانک بزنیم؟»، گواهی بر این مدعاست که عمار نه تنها بلندگوی دستاوردها، بلکه زبان گویای مردم در مطالبه عدالت و نقد ساختارهای ناکارآمد اقتصادی است.
بخش ویژهای از جشنواره امسال به گزارشهای روایی و تصویری از حوادث اخیر کشور اختصاص یافته است. در روزگاری که دشمن با تمام توان رسانهای خود به دنبال تطهیر پهلوی و القای بنبست در جامعه است، عمار با آثاری، چون «ساختمان شیشهای» و مستندهایی درباره شهدای مدافع امنیت (مانند «طلبه رشید»)، آرایش تهاجمی به خود گرفته است.
این جشنواره نشان داد، «جمهور مردم» همچنان در صحنه هستند. حضور خانواده شهید امینعباس رشید در کنار تماشاگران و نوه خردسال شهید در سالن سینما، پیوندی عاطفی میان هنر و ایثار ایجاد کرد که هیچ جشنواره سکولاری قادر به بازآفرینی آن نیست.
شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار، با شعار وحدت و هوشیاری، فراتر از یک رویداد هنری، به مثابه یک «عملیات فرهنگی» ظاهر شده است. این جشنواره با توجه به نسلهای مختلف، تلاش برای رفع خلأهای ملی و راهبردی، و تبدیل سینما به محفلی برای خانوادهها، نشان داد که سینمای انقلاب اسلامی زنده، پویا و رو به جلو است. عمار، امروز پاسخی است به نیاز جامعهای که میخواهد روایت صادقانه خود را بر پرده نقرهای ببیند.
از محراب تا آپارات
در حالی که سینماهای مدرن و مجلل در کلانشهرها تنها پذیرای بخش محدودی از جامعه هستند، جشنواره عمار با تکیه بر «نهضت اکران مردمی»، مرزهای جغرافیایی و طبقاتی را شکسته است. این گزارش روایتی است از اکرانکنندگانی که بدون بودجههای دولتی، پروژکتورهای خود را به دورترین روستاها و محرومترین نقاط مرزی بردهاند تا «صدای انقلاب» به گوش همه برسد.
یکی از زیباترین جلوههای اکران مردمی، احیای نقش اجتماعی مساجد است. در این دوره از جشنواره، گزارشهای متعددی از اکران فیلم در روستاهای محروم سیستان و بلوچستان و کوهستانهای کهگیلویه و بویراحمد به دبیرخانه رسید. اکرانکنندگان که اغلب جوانان دانشجو یا طلبههای دغدغهمند هستند، با نصب یک پرده سفید ساده در صحن مساجد، محفلی برای گفتوگو ایجاد میکنند. در اینجا، سینما دیگر یک کالای لوکس نیست، بلکه ابزاری برای «تبیین» و «امیدآفرینی» است.
عمار نشان داد که پرده سینما میتواند هر جایی نصب شود. اکران مستندهایی با موضوع نقد منصفانه و عدالتخواهی در میان کارگران کارخانههای در آستانه تعطیلی، یا نمایش فیلمهای داستانی در کانونهای اصلاح و تربیت و پادگانهای نظامی، نشاندهنده هوشمندی شبکه اکران عمار است. این اکرانها نه تنها برای مخاطب سرگرمی سالم را به ارمغان میبرد، بلکه به او احساس «دیده شدن» میدهد. وقتی کارگری میبیند دغدغهاش روی پرده نقش بسته، پیوند او با نظام و آرمانهای انقلاب مستحکمتر میشود.
شبکه اکران مردمی عمار عملاً با «آپارتاید فرهنگی» مبارزه میکند. در مناطقی که نزدیکترین سینما به آنها صدها کیلومتر فاصله دارد، عمار با بستههای اکران خود، عدالت رسانهای را محقق کرده است. این حرکت، مصداق بارز فرمایش رهبر معظم انقلاب است که عمار را یک «کار مبارک» خواندند. در این دوره، شاهد بودیم که فیلمهای بخش «رویای ایرانی» و دستاوردهای علمی کشور، بیشترین درخواست اکران را در مناطق محروم داشتند که نشاندهنده عطش مردم برای شنیدن اخبار پیشرفت است.
پشت هر اکران، داستانی از ایثار نهفته است؛ اکرانکنندهای که در برف و کولاک دستگاه اکران را به سختی جابهجا میکند، یا نوجوانی که با پول توجیبی خود بنر تبلیغاتی فیلم را تهیه کرده است. اینها «افسران جنگ نرم» هستند که بدون نام و نشان، اجازه نمیدهند چراغ هنر انقلاب در هیچ نقطهای از ایران خاموش شود.
فانوس هنر مقاومت در نظم جدید جهانی
جشنواره عمار در حالی به ایستگاه شانزدهم رسید که بخش بینالملل آن، به تثبیت نسبی رسیده است. حضور آثاری از ۱۱ کشور جهان و هنرمندانی که از قلب آمریکا و اروپا تا کشورهای محور مقاومت، با عبور از سد سانسور و تهدید، آثار خود را به دبیرخانه عمار رساندهاند، نشاندهنده یک «بیداری هنری» جهانی است.
مرضیه هاشمی، دبیر جشنواره در سخنان خود به نکتهای کلیدی اشاره کرد: «بسیاری از هنرمندان در غرب به دلیل حمایت از آرمان فلسطین و شرکت در عمار با تهدید اخراج و زندان روبهرو هستند.» با این حال، حضور آثاری از بریتانیا، کانادا و آمریکا نشان میدهد قدرت نرم انقلاب اسلامی توانسته است وجدانهای بیدار را در قلب دنیای غرب با خود همراه کند. این حضور «جایزه موزائیک مرگ بر آمریکا» را از یک نماد سیاسی به یک «بیانیه هنری علیه ظلم» تبدیل کرده است.
در این دوره، موضوعاتی، چون «نظم جدید جهانی» و «نبرد تمدنی ایران با غرب وحشی» تنها شعار نبودند، بلکه در قالب مستندهایی از یمن، لبنان و عراق به تصویر کشیده شدند. عمار ثابت کرد که میان مبارز یمنی در جبهه نظامی و مستندساز بریتانیایی در جبهه فرهنگی، یک نخ تسبیح وجود دارد و آن، ایستادگی در برابر یکجانبهگرایی است. آثار این بخش نشان داد که روایت ایران از آزادی و عدالت، در حال تبدیل شدن به «گفتمان غالب» در میان نخبگان ضداستکباری جهان است.
دنیای رسانهای امروز، صدای مظلومان غزه، بحرین و یمن را بایکوت میکند، اما عمار هر چند به وسع خودش، این صداها را بازتاب میدهد. بخش بینالملل جشنواره با اکران آثاری که جنایات صهیونیسم و استعمار نو را افشا میکنند، عملاً نقش «رسانه جایگزین» را ایفا کرد.
شانزدهمین جشنواره عمار با تمام فراز و نشیبها، فشارهای مالی و بیمهریهای داخلی، به کار خود پایان داد، اما چراغی که روشن کرد، در هزاران نقطه اکران مردمی همچنان میسوزد. عمار ثابت کرد که برای اثرگذاری، به فرش قرمز نیاز نیست و نیاز به «ایمان» و «دوربین» است.