صبح صادق >>  پرونده >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۸  ، 
کد خبر : ۳۹۰۲۹۵

اراده‌ای که هرگز نشکست!

پایگاه بصیرت / سیدحسین خاتمی خوانساری

چهل روز از شهادت آن مرد بزرگ، آن رهبر عظیم‌الشأن و دوست‌داشتنی، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (ره) می‌گذرد. چهل روزی که برای ما، چون چهل سال سنگینی می‌کند؛ اما برای ایشان لحظه وصال به معبودی بود که سال‌ها در خلوت شب‌های‌شان با او نجوا می‌کرد. هر کس نام ایشان را شنیده بود، هر کس کمترین آشنایی با این انسان الهی داشت، امروز با چشمانی اشکبار و دلی آکنده از حسرت، اذعان می‌کند که ایشان به آرزوی دیرینه‌شان، یعنی «شهادت» رسیدند. اما چرا؟ چرا رهبری که می‌توانست سال‌ها بر اریکه قدرت بنشیند و از هرگونه خطر دوری گزیند، این چنین دل در گرو مرگ سرخ بست؟ پاسخ را باید در ژرفای زندگی پرمعنای ایشان جست‌و‌جو کرد، در آن معدن نور و صفایی که جز خودش کسی به عمق آن راه نیافت. وقتی به اعتقادات و آرمان‌هایی که ایشان برایش زندگی کرد می‌نگریم، تنها به یک نتیجه می‌رسیم: آرمان‌های این انسان دوست‌داشتنی آنچنان والا و گسترده بود که جز خودش، کسی توان درک تمام ابعادش را نداشت. آزادی قدس شریف از چنگال غاصبان، عزت و سربلندی جهان اسلام در برابر استکبار جهانی، بیداری ملت‌های مسلمان، عدالت برای مستضعفان زمین‌گیر، تشکیل تمدن بزرگ اسلامی و صد‌ها رسالت و هدف بزرگ دیگر که مفاهیمی عادی نبودند تا در یک عمر عادی به سرانجام برسند. برای چنین اهداف بلندی که از افق این دنیا فراتر می‌رود، یک چیز است که می‌تواند آنها را برای همیشه زنده و قابل درک کند و سالیان سال تداوم ببخشد: «شهادت»؛ آری، شهادت است که راه پیدا کردن گنجینه‌های ارزشمند را در اختیار ما می‌گذارد. شهادت فتح بابی است برای کشف و بهره‌مندی از یک شعور خاص انسانی و الهی؛ شعوری که خداوند آن را تنها در اختیار بندگان خاص خود قرار می‌دهد. همان‌طور که خون سیدالشهداء (ع) اسلام را برای ابد زنده کرد، خون این رهبر شهید نیز مسیر مقاومت را برای نسل‌ها روشن خواهد کرد.

حالا چهل روز پس از رفتن ایشان، شاید دل‌ها از فراق بشکند، شاید آسمان چشم‌ها ببارد و شاید در کوچه‌ها و خیابان‌ها خستگی سراغ ما بیاید، اما نباید یک لحظه ناامیدی و تردید به ما راه یابد؛ چرا که شهادت ایشان، این رهبر محبوب و شهید، به هیچ وجه پایان راه نیست؛ بلکه فریادی است رساتر از هر خطابه‌ای، طنین‌انداز در اعصار. دشمنان گمان می‌کنند با حذف فیزیکی یک رهبر، می‌توان روح انسانی و الهی یک مرد بزرگ و قدرتمند را نابود کرد. چه خطای بزرگی! خون شهید، نهال تازه‌ای است که از دل خاکستر سر برمی‌آورد و سایه‌اش را بر تمام تاریخ می‌گسترد. پیروان او باید راهی را که او با خون خود نشان داده، پیدا کنند و در آن مسیر گام بردارند، نه با پای وامانده و دلی خسته، بلکه با همتی مضاعف و اراده‌ای پولادین. هر کس بتواند نشانه‌هایی، چون صبر در برابر سختی، ایستادگی در برابر ظلم، امید در دل تاریکی‌ها و عمل بی‌چشمداشت را در امتداد خون رهبرمان بیابد و ببیند، به گنجی عظیم از اسلام ناب محمدی و مکتبی قدرتمند دست می‌یابد که تمام معادلات قدرت‌های شیطانی را در هم می‌ریزد. مبادا کسی فکر کند که با رفتن ایشان، چراغی خاموش شد یا دری بسته شد. نه، به عکس، شهادت ایشان در‌های تازه‌ای از بصیرت، شجاعت و امید را به روی میلیون‌ها انسان در سراسر جهان گشود. اگر پیش از این، ایشان با سخن نافذ و قلم روشنگر و تدبیر خستگی‌ناپذیر خود، ما را به مقاومت فرامی‌خواندند، امروز خون پاک‌شان فریادی است که از اعماق زمین تا بلندای آسمان طنین می‌اندازد.

پس باید از این فرصت الهی بهره بگیریم؛ باید در امتداد نور درخشان شهیدی بزرگ حرکت کنیم و لحظه به لحظه ایشان را بفهمیم و هر تردید و نگرانی را کنار بگذاریم؛ چرا که تردید، حاصل نسیان آرمان‌ها و غفلت از عظمت هدف است. ناامیدی کفران نعمت شهادت و بی‌اعتمادی به وعده الهی است. رهبر شهید ما، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (ره) آنقدر بزرگ بودند که حتی مرگ سرخ ایشان نیز نمی‌تواند حضورشان را از میان ما برباید. ایشان اکنون در هر دلی که برای حق می‌تپد، در هر دستی که به یاری مظلومی برمی‌خیزد، در هر قدمی که در راه عدالت برداشته می‌شود، و در هر فریاد «لبیک یا خامنه‌ای» که از گلوی کودکان این سرزمین بلند می‌شود، زنده و جاوید است. ما تنها یک وظیفه داریم: ناامید نشدن، دست نکشیدن، از پا نیفتادن و ادامه دادن راه ایشان با قوت و ایمانی راسخ و مداوم؛ این همان اصلی است که شهادت رهبرمان به ما آموخت که مقاومت، تا پیروزی قطعی ادامه می‌یابد و هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده امتی را که رهبرش با خون خود به آن معنا بخشیده، بشکند. این خط سرخ اوست تا قیامت؛ پاسدار آن باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات