یکی از بنیادیترین مفاهیم در روانشناسی خانواده و تربیت فرزند، موضوع «مرزها» است. مرز در خانواده بهمعنای دیوار کشیدن یا ایجاد فاصله سرد و بیرحم نیست، بلکه بهمعنای تعریف یک فاصله روانشناختی سالم و منطقی میان اعضاست که به هر فرد اجازه میدهد تا «من» مستقل و جداگانهای داشته باشد. این مرزها مانند خطکشیهای مشخص در یک زمین بازی عمل میکنند؛ هر کس میداند باید کجای زمین بایستد و حرکت در چه محدودهای مجاز است. درک و اجرای صحیح این مرزها، کلید اصلی برای جلوگیری از بسیاری از تعارضات، سردی روابط و آسیبهای روانی در آینده است. اولین و مهمترین نوع این مرزها، حریم میان زن و شوهر است. در نظام خانواده، پدر و مادر افزون بر نقش والدینی، نقش همسری را نیز ایفا میکنند که حریم خصوصی و ویژه خود را دارد. هیچکس حتی فرزندان عزیز خانواده، حق ورود به این مرز را ندارند. از منظر روانشناسی، وقتی فرزندان وارد مسائل زناشویی، دعواهای زناشویی یا تصمیمگیریهای خصوصی والدین میشوند، در واقع از «کودکی» خود خارج شده و بار سنگین احساسات بزرگسالان را به دوش میکشند که به آن «سهیمسازی فرزند» میگویند. این اتفاق موجب میشود کودک احساس ناامنی کند و در آینده در تشکیل خانواده خود دچار مشکل شود. دین مبین اسلام نیز با تأکید فراوان بر عفت و حیا، این مرز را به شدت پاس داشته است. آیات قرآن در سوره نور به صراحت دستور میدهند که فرزندان قبل از ورود به اتاق والدین باید اجازه بگیرند تا حریم عفت و خصوصیت زناشویی حفظ شود. روایات اهل بیت (ع) نیز تأکید دارند که پدر و مادر باید در رفتار و سخن، حریمی برای خود داشته باشند تا فرزندان با مفاهیم فراتر از سن خود مواجه نشوند.
دومین نوع مرز، مربوط به خود فرزندان است. بسیاری از والدین تصور میکنند، چون فرزند متعلق به آنهاست، پس حق دارند به تمام وجود او دسترسی داشته باشند؛ در حالی که فرزندان نیز برای خود مرزی دارند که هیچیک از والدین و حتی سایر خواهر و برادرها حق ورود به آن را ندارند. این مرز شامل وسایل شخصی، دفترچه خاطرات، گوشی تلفن همراه، دوستان و حتی افکار و احساسات درونی کودک است. احترام به این حریم، آموزشی عملی برای کرامت انسانی است. وقتی والدین بدون اجازه به حریم خصوصی کودک تجاوز میکنند، ناخواسته به او این پیام را میدهند که تو موجودی مستقل و محترم نیستی؛ اینکار موجب میشود کودک «خود واقعیاش» را پنهان کند و در پوستهای فریبنده فرو برود. از دیدگاه اخلاقی، رعایت این مرز نوعی احترام به آزادی و شخصیت انسان است و از نظر دینی، فرزندان امانت الهی هستند، نه مالکیت مطلق پدر و مادر؛ بنابراین حفظ حریم و آبروی آنها واجب است.
سومین نوع مرز، مرز کل سیستم خانواده در برابر بیرون است. خانواده یک واحد اجتماعی است که باید هویت و استقلال خود را داشته باشد. این مرز یعنی اینکه افراد غریبه، دوستان ناباب، رسانههای بیگانه و فرهنگهای مخرب، حق ورود بیرویه به حریم تفکرات، ارزشها و سبک زندگی خانواده را ندارند. امروزه با نفوذ فضای مجازی، این مرز بیش از پیش تهدید میشود. خانوادهای که مرزهای محکمی در برابر بیرون ندارد، ارزشهای خود را از دست میدهد و تحت تأثیر جریانهای سیلآسای اجتماعی قرار میگیرد. اسلام نیز با تأکید بر مفهوم «غیرت» و حفظ حریم، خانواده را یک قلعه امن میداند که باید از ورود مفسدهها و افراد ناسالم به آن جلوگیری شود.
یکی از مواردی که باید مراقب باشیم به مرز خانواده تعدی و تجاوز نکند و حریمها را نشکند، خبرهایی است که مناسب سن و جایگاه اعضای خانواده نیست. ما فکر میکنیم وقتی یک خبری در جامعه منتشر شد و همه آن را فهمیدند، میتوانیم در خانه و میان اعضای خانواده از آن سخن بگوییم و به عبارتی آن را ردوبدل کنیم. خبرهایی که مرزهای عفت، حیا، اخلاق و امنیت فرزندان را درمیشکند و با عبور از آن به ذهن و روان ما و خانواده ما ضربه میزند. برای نمونه، این روزها که خبرهایی درباره اتفاقات جزیره «جفری اپستین» نقل محافل است، کسی به این موضوع فکر نمیکند که شنیدن این خبرها برای بسیار از خانوادههای ما آسیب زننده است. نگاهی عمیق به آیات قرآن، به ویژه آیه ۱۹ سوره مبارکه نور که میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ»؛ نشان میدهد که احکام الهی بر پایه یک «سیاست پیشگیری» بنا شدهاند تا از وقوع گناه و فروپاشی بنیان خانواده جلوگیری شود. نهی از اشاعه فحشا، از جمله اقدامات پیشگیرانهای است که میخواهند جامعه را در برابر آلودگیهای اخلاقی مصون بدارند. دین به ما میآموزد که حفظ عفت و حیا توصیه اخلاقی کلی نیست، بلکه یک ضرورت اجتماعی است که با قوانین دقیق حمایت میشود. دستورات و احکام دین یک هدف واحد را دنبال میکنند؛ جلوگیری از فحشا، بلوغ زودرس ناسالم، کنترل کنجکاوی در سن کم، عادی نشدن گناه، حفظ حیا، آبرو و کرامت انسانی و... تمام احکام الهی بر اساس علم و حکمت است و اجرای آنها تضمینکننده سلامت روان و امنیت اخلاقی خانواده، حفظ تعادل، آرامش و همچنین سعادت اعضای خانواده در برابر تهدیدهای دنیای مدرن است.