سلام بر توای وعده شیرین خداوند در روی زمین!ای آن که با شنیدن نام بلندت، دلمان روشن میشود و در خیال رنج دیدهمان، هر بار که بودن شما را یاد میکنیم، غرق سرور میشود قلبهای زنگار فراق گرفتهمان. واژه کم میآورد و اندازهای برایش پیدا نمیکنیم، ولی ما از اعماق جانمان روزهایی را که در بهشت حضورتان میشود زندگی کرد را، آرزومندیم.
این روزهایی که نفسهایمان تندتر از همیشه میزند و قلبهایمان شکستهتر از پیش است، در کف خیابانها و کوچههایی که به نام شهدا معطر شده، دعای فرجتان را به اشکهای سوزانمان میسپاریم و روانه آسمان میکنیم.
ما دلشکستهترینیم؛ اما با همان یک چشم خون و یک چشم اشک و با همان قلب سرشار خشم از دشمن زبون، قویتر از همیشه برای پایمال نشدن همه خونهای پاکی که به ناحق ریخته شد، ایستادهایم...
یابن الحسن! وجود مقدسِ حاضر، اما غایبتان، نیرو و توان ماست برای رسیدن؛ و قوت زانوانمان برای فتح قله پیروزی و ظفر.
دوستانتان اینگونهاند؛ زخمی، اما پر توان، در دستی پرچم مزین به نام بلند و زیبای شما و در دستی دیگر پرچمی با سه رنگ چشم نواز تا روزی که به یاری حق پیروزی و عزت و آزادگی را زیر سایه صبورتان رقم بزنند و حتما آن روزها دور نیست، به امید آنکه نصرت را به ایمانآورندگان بشارت داده است....