در سده اخیر، یکی از اتهامات به دینداران این بود که شما ظلمپذیر هستید و انگیزهای برای استقامت در برابر زورگویان و ظالمان ندارید و هر وقت به شما ظلمی شود میروید زیر سایه دین و...؛ اصطلاحی را هم در این مورد به کار میبردند که «دین افیون تودههاست». مدعیان این موضوع گفته و میگویند کسانیکه دیندار و مذهبی هستند، در آرزوی بهشت به سر میبرند و بههمین دلیل دنبال گرفتن حقشان نیستند و هر کسی را که به آنان ظلم کرد، به روز قیامت حواله میکنند! این طیف فکری میگویند از حدود ۴۰۰۰ گروه، فرقه و مذهبی که در دنیا وجود دارد، همگی با توهمات مختلف رفتارهایی خاص انجام میدهند و به اسم دین ظلم کرده و ظلم را میپذیرند. اتهامات در این خصوص زیاد است که پاسخ همه آنها وجود دارد و مشخصاً این طیف خودشان در یک توهم بزرگ جنایات بزرگی انجام دادند، اما نکتهای که میخواهیم حول محورش بنویسیم این است که انقلاب اسلامی توانست حقانیت تفکر و مکتبش را در میان این ۴۰۰۰ گروه و فرقه اثبات کند و این بزرگترین فتح عقلانی و اعتقادی در تاریخ ادیان است. انقلاب اسلامی پیرو تفکر حقی است که سر خم کردن در مقابل دشمن و ظالم و مستکبر را به هیچ عنوان نمیپذیرد و برای دفاع از این آرمان و اعتقاد جان هم میدهد. در عین حال به کسی ظلم نمیکند و برای هدف خود به جنایات مختلف دست نمیزند و لزومی نمیبیند برای رسیدن به قدرت کشورهای دیگر را تحت سلطه خود درآورد و قتل و عام راه بیندازد. اصلیترین آرمان معتقدان به مکتب حقیقی شیعه این است که نمیگذارند ظالمان و مستکبران جهان، آبرو، شرف، عزت، امنیت، استقلال و آزادیشان را به کنترل خود درآورند. مقاومت یک اصل انکارناپذیر برای انقلاب مکتبی ماست و قدرت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی بالاست که در تمامی عرصهها مناسبات را تعیین میکند. تعریف جدید انقلاب ما از مفهوم قدرت همگان را به حیرت واداشته است. مردم انقلابی ما در برابر هیچ زورگویی تواضع نمیکنند و فقط خداوند را دارای قدرت کامل میدانند.
حقیقت آن است که مکتب شیعه از آغاز بر پایه عزت، اقتدار، مقاومت و مقابله با سلطه بنا شده است. برخلاف تصویری که دشمنان از دین ارائه میکنند، اسلام ناب نه تنها انسان را به انفعال دعوت نمیکند بلکه او را به ساخت قدرت، حفظ اقتدار و ایستادگی در برابر ظلم فرا میخواند. قرآن کریم صریحاً میفرماید: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُم»؛ هر مقدار توان و قدرت دارید برای مقابله با دشمنان آماده کنید تا دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید. این یعنی اسلام، جامعه ضعیف و وابسته را نمیپذیرد و ساخت قدرت را یک وظیفه دینی میداند. در منطق قرآن، ملتی که قدرت نداشته باشد امنیت، عزت، استقلال و حتی ایمانش در معرض تهدید قرار میگیرد و به نابودی کشیده میشود منتهی این ساخت قدرت شرایطی دارد و باید کاملا الهی و انسانی جلو برود.
شیعه در طول تاریخ، مکتب سکوت در برابر ظلم نبوده بلکه مکتب مبارزه دائمی با طاغوتهاست. قیام عاشورا بزرگترین سند این حقیقت است. امام حسین (ع) نه برای قدرتطلبی بلکه برای احیای عزت امت اسلامی قیام کرد و فرمود: «هیهات منا الذلة»؛ ذلت از ما دور است. این جمله کوتاه، منشور سیاسی و اجتماعی شیعه در همه دورانهاست. شیعه واقعی حاضر است جان، مال و خانواده خود را فدای حق کند، اما زیر بار سلطه ظالم نرود. همین فرهنگ بود که انقلاب اسلامی را شکل داد و ملت ایران را در برابر قدرتهای استکباری مقاوم ساخت.
قدرت در نگاه شیعه صرفاً قدرت نظامی نیست؛ هرچند توان دفاعی و بازدارندگی از ارکان مهم آن است. قدرت حقیقی مجموعهای از ایمان، وحدت، علم، اقتصاد، فرهنگ، مدیریت، شجاعت و توکل به خداوند است. قرآن کریم میفرماید: «وَلِلَّهِ العِزَّةُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنین»؛ عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است. جامعهای که مؤمن باشد باید عزیز باشد و عزت بدون اقتدار معنا ندارد. به همین دلیل اهل بیت (ع) همواره پیروان خود را به عزتمندی فراخواندهاند. امام صادق (ع) میفرمایند: «إنَّ اللهَ فَوَّضَ إلَى المُؤمِنِ أمورَهُ کُلَّها وَلَم یُفَوِّض إلَیهِ أن یَکونَ ذَلیلاً...»؛ خداوند همه امور مؤمن را به خودش واگذار کرده، اما اجازه ذلیل بودن به او نداده است... (مشکاة الأنوار، ج ۱، ص ۸۹)
یکی از مهمترین ویژگیهای قدرت در مکتب شیعه «اخلاقمداری» آن است. قدرت در نگاه مادی جهان وسیله سلطه، استعمار و چپاول ملتهاست، اما در تفکر اسلامی، قدرت ابزاری برای تحقق عدالت و دفاع از مظلومان است. امیرالمؤمنین (ع) در نامه به مالک اشتر تأکید میفرمایند که حکومت و قدرت باید وسیله اقامه حق و حمایت از مردم باشد، نه ابزاری برای برتریجویی و ظلم؛ به همین دلیل انقلاب اسلامی با وجود برخورداری از قدرت، هرگز آغازگر تجاوز و جنایت نبوده است، اما در برابر زورگویی نیز تسلیم نشده است. دشمنان اسلام به خوبی فهمیدهاند که اگر فرهنگ مقاومت و عزتطلبی شیعه در ملتها گسترش پیدا کند، نظام سلطه جهانی فرو خواهد پاشید. به همین دلیل تلاش میکنند ملتها را از درون تهی، وابسته و مرعوب کنند. آنان میخواهند مسلمانان باور کنند که بدون تکیه بر قدرتهای بزرگ نمیتوانند زندگی کنند؛ در حالیکه منطق قرآن خلاف این را میگوید.
انقلاب اسلامی نشان داد که دین نه تنها افیون تودهها نیست بلکه موتور حرکت ملتها و عامل بیداری آنان است. ملتی که روزی وابسته و تحقیرشده بود، با تکیه بر فرهنگ عاشورا و معارف اهل بیت (ع) به قدرتی تبدیل شد که دشمنانش از اراده و نفوذ آن هراس دارند. این همان قدرتی است که از ایمان سرچشمه میگیرد؛ قدرتی که انسان را در برابر مستکبران مقاوم و در برابر مظلومان مهربان میکند. جامعه شیعی جامعهای است که هم اهل عبادت است و هم اهل جهاد، هم اهل دعاست و هم اهل مقاومت، هم به قیامت ایمان دارد و هم برای ساختن دنیایی عزتمند تلاش میکند. در این مکتب، عبادت بدون مسئولیت اجتماعی معنا ندارد و ایمان بدون دفاع از حق ناقص است. شیعه واقعی نه ظلم میکند و نه ظلم میپذیرد و همین منطق، بنیان ساخت قدرت در تفکر اسلامی و انقلابی است.