صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۴۰۱ - ۱۱:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۳۳۸۳۶۴
نشنال اینترست:
سیاست خارجی خاورمیانه ای دولت بایدن، هیچ تفاوتی از حیث ماهوی و ساختاری با سیاست های دولت های پیشین آمریکا در قبال منطقه مذکور ندارد
پایگاه بصیرت / گروه بین المللی

 نتیجه انتخابات 2020 آمریکا باعث شد عده ای در داخل کشورمان نسبت به این موضوع واکنش نشان بدهند و از تغییر رویکرد آمریکا صحبت کنند. در این میان دولت دوازدهم برای توجیه عدم واکنش به خروج آمریکا از برجام، با اشارعه به این دوره ترامپ یکساله است و با آمدن دموکرات ها برجام احیا خواهد شد، برجام یک طرفه را به مدت سه سال تحمیل جمهوری اسلامی کرد. حال بعد از انتخاب بایدن نزدیک 9 دور مذاکرات وین، هنوز خبری از برجام نیست. البته رویکرد آمریکا در زمان بایدن نشان داد که عملا برجام جسدی بیش نیست.

رویکرد بایدن در برجام و انتظارات ترامپی وی از توافق نامه هسته ای باعث شده است که احیای برجام، بیش از توافقنامه هسته ای زمان ببرد. در واقع دولت بایدن تلاش می کند که انتفاع اقتصادی در مذاکره نصیب ایران نشود و شاکله تحریم ها از بین نرود. همین رویکرد باعث شده است که تصور تغییر سیاست آمریکا در منطقه در حد یک تصور ذهنی بماند و آمریکا، سیاست های ترامپ را همچنان پیش ببرد.  نشنال اینترست" در گزارشی به این مساله پرداخته که سیاست خارجی خاورمیانه ای دولت بایدن، هیچ تفاوتی از حیث ماهوی و ساختاری با سیاست های دولت های پیشین آمریکا در قبال منطقه مذکور ندارد و همین مساله عملا موجب شده تا در شرایط کنونی و به ویژه با اوج‌گیریِ بحران هایی نظیر جنگ اوکراین، سیاست خارجی دولت آمریکا در منطقه خاورمیانه، به ورطه ورشکستگیِ محض بیفتد و عملا به سیاستی پُرهزینه و مملو از چالش تبدیل شود. 

سیاستی که از جنب اعتبارسازی، وجهه آمریکا در جهان را خدشه  دار کرد. حمایت از گروه های تروریستی، پشتبانی از دولت های دیکتاتوری در منطقه و حمایت از رویکرد تخریب گرایانه رژیم صهیونیستی ... از جمله سیاست هایی است که جنبه بی اعتبار سازی آمریکا در دارد. 

نشنال اینترست در این رابطه می نویسد:
"اینطور به نظر می رسد که "جو بایدن" رئیس جمهور آمریکا آماده است تا رویکردِ چند ماه اخیر خود و دولتش در قبال عربستان سعودی را کنار بگذارد و رویکردی ملایم تَر را در این رابطه اتخاذ کند. برخی حامیانِ برقراری روابط و پیوندهای نزدیک تر میان واشینگتن و متحدان منطقه ای‌اش، از بایدن و ابتکارهای احتمالی وی جهت ارائه وعده های جدید به ریاض در حوزه مسائل نظامی(فروش اسلحه) و راهبردی، قویا حمایت می کنند. این رویه در شرایطی جنبه عملیاتی به خود گرفته که بسیاری از سیاست سازان و تحلیلگران آمریکایی نسبت به تداوم تعهد و وفاداری متحدان منطقه ای آمریکا به واشینگتن، و نظم مطلوب آمریکایی در خاورمیانه در عصر پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، ابراز نگرانی می کنند.

بسیاری در واشینگتن به بحث و بررسی پیرامون روابط آمریکا با شرکای خاورمیانه ای اش از منظرِ خودشان و بر اساس تحلیل و تفسیرهای خود می پردازند با این حال، در شرایط کنونی که قدرت های جهانی عملا بر شدتِ رقابت های راهبردی خود افزوده اند، انجام یک ارزیابی مجدد و بازنگری در دیدگاه های سنتی حاکم در واشینگتن، کاملا لازم و ضروری به نظر می رسد."

نشنال اینترست ادامه می دهد که متفکران دستگاه سیاست خارجی آمریکا که عمدتا در نگاه به مسائل بین المللی تحت تاثیر تحربیات خود از دوران جنگ سرد هستند، بر این باورند که بایستی برای اتحادهای بلند مدت نوعی امتیاز و مزیت قائل شوند. آن ها به سرمایه گذاری بیش از حد در عرصه روابط خارجی اعتقاد دارند و انتظار دارند که متحدانشان تعهدی مشابه را به نظم جهانی غربی که توسط واشینگتن رهبری و هدایت می شود، نشان داده و داشته باشند. 
با این حال، باید توجه داشت که شاید این قاعده در مورد متحدان آمریکا در اروپا و شرق دور درست باشد، با این حال در خاورمیانه با چالش های فراوانی رو به ور است. علی رغمِ دهه ها سرمایه گذاری سنگین راهبردی، نظامی، دیپلماتیک، و اقتصادیِ آمریکا در خاورمیانه، این نکته اکنون بیش از هر زمان دیگری روشن است که شرکای منطقه ای آمریکا در خاورمیانه ورای شکل دادن به جبهه ای تحت رهبری آمریکا علیه چین و روسیه، بیش از هر زمان دیگری تعهدِ موثر آمریکا در رابطه با خود را طلب می کنند. 


رکود و هزینه های فزاینده   
به اعتقاد نشنال اینترست مقام های دولت بایدن وقتی سر کار آمدند، از قصد خود جهت کاستن از اولویت منطقه خاورمیانه در سیاست خارجی آمریکا و در عوض، تمرکزِ توجهاتشان بر شرق ِ دور(آسیای شرقی) تاکید کردند. با این حال، در حالیکه دولت بایدن این احساس را دارد که باید تمرکز خود را با هدف ایجاد توازن علیه چین و روسیه، از خاورمیانه دور کند، عملا این نکته را به خوبی فهمیده که از ظرفیت های کافی جهت پیشبرد یک چنین دستورکاری بی بهره است و البته همچنان نیز در حال تلاش جهت ایجاد نوعی تفوق و برتری منطقه ای از طریق همکاری با شورای همکاری خلیج فارس و اسرائیل است. 
دستورکاری که البته مانعی مهم و محکم با نام ایران و متحدان منطقه ای آن را پیش رویِ خود می بیند. در شرایط کنونی، ایالات متحده آمریکا یا باید تعهد خود را به شرکای منطقه ای اش و جاه طلبی های آن ها افزایش دهد و تلاش هایش جهت ایجاد توازن علیه روسیه و چین را کاهش دهد، و یا بر رقابت با قدرت های بزرگ جهانی متمرکز شود و قیدِ جاه طلبی های خاورمیانه ای خود را که سال ها روی آن ها برنامه ریزی و سرمایه گذاری کرده را بزند. "

در روند تبلغاتی انتخابات 2016 دونالد ترامپ رئیس جمهور پیش آمرسیکا اعلام کرد که 7 تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه شده است ولی هیچ گونه دستاوردی برای آمریکا نداشته است. اعتراف صریح وی به عدم نتیجه بخش سیاست های آمریکا در خاورمیانه، عملا به معنای شکست آمریکا از محور مقاومت می باشد. حال تصور کنید که از سال 2016 تا به امروز(2022) ایالات متحده چه هزینه ای داشته و در مقابل آن با چه شکست هایی مواجهه شده است. خروج شبانه از افغانستان، شکست در عراق و سوریه از محور مقاومت، شکست صلح به اصلاح ابراهام و عدم کسب موفقیت صهیونیست ها در ایجاد همگرایی با اعراب و... را باید به لیست شکست های آمریکا قبل از 2016 اضافه کرد. 

به گزارش نشنال اینترست "سال هاست که بسیاری از متفکران سیاست خارجی آمریکا هشدار می دهند که سیاست آمریکا جهت کسب هژمونی منطقه ای بواسط اتحادش با شورای همکاری خلیج فارس و اسرائیل، نه تنها شُدنی نیست بلکه به شدت نیز هزینه زا است. آن ها به طور خاص به این نکته اشاره می کنند که سوگیری های آمریکا در عرصه معادلات خاورمیانه(اینکه جانبِ یک گروه و یا کشورهای خاص را بگیرد)، عملا توانایی آن را در شکل دادن به روند تحولات تضعیف می کند. 
در این رابطه "استفان والت" استاد سرشناس علوم سیاسی دانشگاه هاروارد می گوید: "ما از برخی از کشورها تا ناکجاآباد حمایت می کنیم...و از دیگران هیچ سخنی به میان نمی آوریم. این بدان معناست که کشورهای دسته اول، عملا حمایت ما را امری بدیهی می پندارند و آن را ارج نمی نهند. در این چهارچوب، ما هیچ نفوذی نیز بر دسته دومِ کشورها نداریم". 
در این راستا، راه حلی که این دسته از متفکران پیشنهاد می دهند این است که واشنگتن باید نوعی رابطه امنیتیِ کاری با ایران و متحدان آن نیز برقرار کند و صرفا بر متحدانش نظیر شورای همکاری خلیج فارس و اسرائیل تکیه نداشته باشد. مساله ای که حداقل تا به امروز مورد بی توجهی دولت های آمریکا و به ویژه دولت بایدن قرار گرفته است.

آمریکا ناتوان در تغییر سیاست منطقه

به  اعتراف رسانه آمریکا دولت بایدن به هیچ عنوان نَه مایل و نَه قادر به تغییر جهت گیری سیاست خارجی آمریکا نسبت به منطقه خاورمیانه و دوری از سیاست های این کشور در رابطه با این منطقه که دهه ها برقرار بوده اند نیست. مساله ای که اکنون آمریکا را با این چالش رو به رو کرده که برخی متحدان منطقه ای آن عملا به سمت چین و روسیه گرایش پیدا کرده‌اند. 
این همان چیزی است که سیاست خارجی آمریکا در منطقه خاورمیانه را به ورشکستگی کشانده است. اساسا دولت بایدن در شرایط کنونی نگرانی های جدی را نسبت به تغییر جهت های خود به ویژه در بحبوجه وقوع تغییرات قابل توجه در عرصه نظام و سیاست بین الملل دارد. در عین حال، این دولت در هراس است که اگر بخواهد جهت‌گیری‌های تازه ای را اتحاذ کند، اولا با حملات جدی منتقدان و البته رویه های تخاصمی متحدانی نظیر اسرائیل و عربستان سعودی رو به رو خواهد شد. مسائلی که در کل هزینه های سنگینی را به آن تحمیل خواهند کرد. البته که درست به دلیل همین مسائل است که دولت بایدن توانایی و ظرفیت کافی را نیز در خود نمی‌بیند که به سمت ایران و تعامل سازنده با این کشور حرکت کند و مدام تصویر دشمن را از تهران تبلیغ و ترویج می‌کند. 
بایدن در حالی ریاست جمهوری خود را آغاز کرد که قول داده بود دولت عربستان را به مثابه دولتی یاغی و نابهنجار معرفی کرده و با آن به همین نحو برخورد کند. مساله ای که به هیچ عنوان رنگ واقعیت به خود نگرفت. اگرچه بایدن به نوعی فاصله خود را از عربستان حفط کرده با این حال اینطور به نظر می رسد که هیچ تغییری جدی و قابل توجهی در نوع سیاست های آمریکا در قبال ریاض ایجاد نشده است. 
علی رغمِ ادعای مبهم دولت بایدن مبنی بر عدم حمایت از کارزارهای نظامی عربستان در منطقه(بویژه علیه یمن)، آمریکا همچنان به تامین نیازهای تسلیحاتی عربستان ادامه می دهد و عملا به آن اجازه می دهد که همچنان به اقدامات تهاجمی خود علیه یمن ادامه دهد. در این رابطه برخی مقام های ارشد دولت بایدن نیز تایید کرده اند که آمریکا و شرکت های نظامی این کشور همچنان خدمات نظامی خود را به عربستان سعودی ارائه می کنند. عربستان‌سعودی فکر می کرد که اقدام دولت ترامپ در خارج کردن آمریکا از توافق برجام و اِعمال سیلی از تحریم‌ها علیه ایران در قالب کارزار فشار حداکثری به این معنا است که آمریکا در تنش های ژئوپلیتیک منطقه به صورت تمام عیار حامی عربستان است. با این حال، اندکی بعد که ریاض با قدرت‌نمایی های حوثی های یمنی رو به رو شد، متوجه شد که یکچنین فرضی از اساس غلط بوده است. در نتیجه اکنون شاهدیم که سعودی ها دولت بایدن را تشویق می کنند تا زمینه را جهت تعریف نسخه ای جدید از توافق برجام با ایران فراهم کند. 
متحدان منطقه ای آمریکا در خاورمیانه که دوران حضور ترامپ در قدرت را به مثابه نقطه اوجِ حمایت های آمریکا از خود تلقی می کنند، اکنون  در دوران حضور بایدن در قدرت، خود را در موقعیتی متزلزل می پندارند و به نوعی بواسطه نزدیک شدن به روسیه و چین سعی دارند هم آمریکا را تحریک کنند و هم منافع خود را به نحو بهتری تامین نمایند. در این فضا، حقیقتا سخت است وقتی می بینیم که سیاست خارجی آمریکا نیز غیرقابل انعطاف است و حاضر نیست جهت تامین نیازهای انرژی این کشور(در بحبوحه بحران انرژی جهانی ناشی از جنگ اوکراین)، به صورت خاص روی منابع نفتی کشورهایی نظری ایران و ونزوئلا که تحت تحریم های آن هستند، حساب کند. در واقع، این رویه حاکی از نوعی سرسختیِ غیرقابل توجیه در سیاست خارجی آمریکا است و موجب شده تا واشینگتن بار دیگر به سمت متحدان خود در منطقه حاشیه خلیج فارس حرکت کند. 

تناقض در رفتار بایدن
نشنال اینترست در این رابطه می نویسد: نباید فراموش کرد که بایدن خود را به مثابه فردی متعهد به دموکراسی و حاکمیتِ قانون به آمریکایی ها معرفی کرد. در این چهارچوب، اینکه وی می خواهد بار دیگر روابط آمریکا را رژیمی همچون عربستان سعودی توسعه بخشد، با تصویرِ مذکور که وی سعی داشته از خود بسازد، تناقض جدی دارد. مساله ای که در نوع خود از همین حالا خودِ بایدن و شخصیتش را به بزرگترین قربانیِ سفر قریب الوقوع او به منطقه خاورمیانه تبدیل کرده است. وی در این سفر به احتمال زیاد امتیازاتی را به متحدان منطقه ای آمریکا واگذار خواهد کرد تا شرایط را در وضعیتِ کنونی آن حفظ کند و از آسیب رسیدنِ بیشتر به منافع آمریکا خودداری کند. 
از این منظر، سیاست خارجی دولت بایدن در منطقه خاومیانه، بیش از آنکه جلوه ای از "تغییر" داشته باشد، عملا تداوم همان رویه های سابقِ دولت های پیشین آمریکا است. این روند به امنیت آمریکا کمکی نمی کند و مشکلات ساختاری سیاست خارجی خاورمیانه ای آن را نیز لاینحل باقی می گذارد. تنها دستاورد این رویکرد چیزی جز حراست از یک وضعیت موجودِ پُرهزینه نیست. سیاست خارجی خاورمیانه ای آمریکا همواره هزینه زا بوده و منابع این کشور را نیز اتلاف کرده است. در این راستا، نکته نگران کننده این است که اگر آمریکا به همین سیاست های خود ادامه دهد و در عین حال رقابت های آن با دیگر قدرت های جهانی نظیر چین و روسیه نیز تشدید شوند، عملا وضعیتِ به مراتب خطرناک تری گریبانگیر آمریکا خواهد بود و می تواند هزینه های سنگینی را برای امنیت و منافع ملی این کشور به همراه داشته باشد.»

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین مطلب
پرطرفدارترین عناوین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات