بودجه ۱۴۰۵ مثل یک فیلم سینمایی پرهیاهوست؛ همه بلیت گرفتهاند، چراغها خاموش شده و پردهها بالا رفته است، اما وقتی مردم وارد سالن میشوند با صحنهای عجیب روبهرو میشوند. دولت با حذف صفرها میخواست قصه را خوشرنگ کند. حالا مجلس مانده با یک لایحه سند مالی بیش از آنکه نقشه راه باشد، به فیلمنامهای میماند که هرکس نقش خودش را بازی میکند، بیآنکه کسی بداند پایان قصه به نفع چه کسی تمام خواهد شد.
ورود پر سروصدا
۲ دی ۱۴۰۴، پزشکیان با همان آرامش همیشگی لایحه بودجه ۱۴۰۵ را تقدیم مجلس کرد. قالیباف هم طبق آییننامه اعلام وصول کرد، اما همه میدانستند این فقط شروع یک نمایش است. بودجهای که با ریال جدید و حذف چهار صفر نوشته شده، از همان لحظه اول به سوژه رسانهها و محافل سیاسی تبدیل شد. حذف صفرها قرار بود محاسبات را ساده کند، اما در عمل بیشتر شبیه تغییر فونت صورتحساب بود؛ عددها کوچکتر دیده میشوند، ولی فشار اقتصادی همان فشار است. این ورود پر سروصدا مثل افتتاحیه یک جشنواره بود که همه منتظر فیلمی متفاوت بودند، اما در همان دقایق اول فهمیدند با نسخهای بازسازیشده از مشکلات قدیمی طرف هستند.
صفرها رفتند، اما گرانی ماند
دولت میخواست با حذف چهار صفر و سادهسازی محاسبات، بودجه را شفافتر کند؛ اما مردم بیشتر گفتند: «خب صفرها رفتند، ولی قیمت مرغ هنوز بالاست.» این حرکت بیشتر شبیه شعبدهبازی حسابداری بود تا درمان دردهای اقتصادی. حذف صفرها شاید ظاهر دفترهای مالی را مرتبتر کند، اما در زندگی روزمره مردم هیچ تغییری ایجاد نکرد. وقتی حقوقها همان است و قیمت کالاها هر روز بالا میرود، حذف صفرها بیشتر به یک نمایش نمادین میماند؛ مثل اینکه روی دیوار ترکخورده رنگ تازه بزنند، در حالی که ترکها همچنان باقیاند.
مهمان ویژه سفره بودجه
در میان همه ردیفهای بودجه ۱۴۰۵، آنچه بیش از همه چشمها را خیره کرد، سهم صداوسیما بود؛ نهادی که حالا با بودجهای معادل ۵/۳۳ هزار میلیارد تومان به یکی از بزرگترین دریافتکنندگان منابع عمومی تبدیل شده است. این رقم نهتنها در مقایسه با چهار سال پیش بیش از چهار برابر افزایش یافته، بلکه در مقایسه با بسیاری از بخشهای حیاتی، مانند آموزش و فرهنگ، رشد غیرقابلقیاسی دارد. منتقدان میگویند این پول بیشتر صرف تبلیغات و برنامههای تکراری میشود تا ارتقای کیفیت محتوا یا نوآوری در تولید. برای بسیاری از مردم، این افزایش بودجه شبیه مهمانیای است که میزبان همه را دعوت کرده، اما بهترین غذاها را فقط برای یک مهمان خاص کنار گذاشته است؛ مهمانیای که هزینهاش از جیب همان مردمی پرداخت میشود که شاید حتی مخاطب اصلی این رسانه نباشند.
خودرو و تعرفهها
یکی از بخشهای پرخبر لایحه، کاهش تعرفه واردات خودروهای هیبریدی و بنزینی کوچک بود. دولت این تصمیم را گامی برای حمایت از مصرفکننده و حرکت به سمت خودروهای کممصرف معرفی کرد؛ اما در واقعیت، بسیاری از کارشناسان میگویند این کاهش تعرفه بیشتر شبیه یک نفس کوتاه برای بازاری است که سالها زیر فشار قیمتهای نجومی و انحصار تولیدکنندگان داخلی له شده است. مردم امیدوارند این تغییر بتواند کمی از بار سنگین هزینههای حملونقل بکاهد، اما تجربههای گذشته نشان داده است هر بار چنین تصمیمی گرفته شده، سود اصلی به جیب واردکنندگان و واسطهها رفته و مصرفکننده همچنان با قیمتهای بالا دستوپنجه نرم کرده است.
گوشی و عوارض
بازار موبایل هم بینصیب نمانده است. عوارض واردات گوشیهای بالای ۶۰۰ یورو همان ۱۵ درصد باقی مانده است؛ یعنی خبری از کاهش فشار بر بازار موبایل نیست و مردم باید همچنان با قیمتهای بالا کنار بیایند. این تصمیم برای بسیاری از خانوادهها به معنای عقبنشینی از خرید گوشیهای جدید و داشتن همان دستگاههای قدیمی است. در حالی که موبایل به ابزار اصلی ارتباط، آموزش و حتی کسبوکار تبدیل شده، این سیاست بیشتر شبیه بستن درهای یک سالن کنسرت است که فقط عدهای خاص میتوانند بلیت گرانش را بخرند، و بقیه باید پشت در بمانند.
مالیات و حقوق
یکی از تغییرات مهم در لایحه، افزایش سقف معافیت مالیاتی حقوق کارکنان و بازنشستگان به ۴۰ میلیون تومان در ماه بود. دولت این تغییر را اقدامی برای کاهش فشار مالیاتی معرفی کرد، اما منتقدان میگویند در عمل فقط به نفع حقوقهای بالا خواهد بود. برای کارمندانی که حقوقشان کمتر از این سقف است، این تغییر عملاً هیچ تأثیری ندارد. در نتیجه، این سیاست بیشتر شبیه هدیهای لوکس است که فقط به دست کسانی میرسد که از قبل سفرهشان پر بوده، در حالی که بیشتر حقوقبگیران همچنان با همان مشکلات معیشتی دستبهگریبان هستند.
ایرادهای روی هوا
لایحه بودجه ۱۴۰۵ ایرادهای جدی دارد. منابع درآمدی مانند نفت و مالیات بیش از حد خوشبینانه پیشبینی شدهاند؛ گویی دولت روی کاغذ همهچیز را عالی دیده، اما در واقعیت این درآمدها بهسختی تحقق پیدا میکنند. بودجه انقباضی است؛ یعنی دولت خرجهایش را سفتوسخت کرده تا تورم مدیریت شود، اما این سیاست بیشتر به معنای عقبنشینی از پروژههای عمرانی و فرهنگی است. مثل همیشه، این پروژهها ته صف ماندهاند و مردم باید منتظر بمانند تا شاید روزی نوبتشان برسد.
کی چه گفت؟
پزشکیان تأکید کرد که بودجه باید در راستای برنامه هفتم توسعه باشد. قالیباف هم گفت فقط جداول بررسی میشوند و احکام دیگر فعلاً کنار گذاشته شده است؛ اما منتقدان معتقدند این بودجه بیشتر به درد نمایش میخورد تا اجرا؛ منابعش روی هواست و مصارفش روی زمین. هرکسی حرف خودش را میزند، اما در نهایت مردم ماندهاند با پرسشی ساده: سهم واقعی ما از این همه عدد و جدول چیست؟
چرا دوباره اصلاح؟
دولت میگوید ساختار بودجه به جراحی نیاز دارد: شفافیت، انضباط مالی و حذف ردیفهای زائد؛ اما منتقدان میگویند این اصلاحات بیشتر شبیه رنگ کردن دیوار ترکخورده است؛ ظاهرش نو میشود، ولی ترکها همانجا هستند. اصلاحات بودجهای اگر فقط در سطح ظاهر باقی بماند، بیشتر به یک نمایش سیاسی شباهت دارد تا درمان واقعی مشکلات اقتصادی.
کنایههای بودجهای
- بودجه مثل یک مهمانی است که همه دعوت شدهاند، ولی غذا فقط برای چند نفر سرو میشود.
- حذف صفرها مثل چاپ صورتحساب با فونت کوچک است؛ عددها کمتر دیده میشوند، ولی پول همان پول است.
- سهم فرهنگ آنقدر ناچیز است که انگار دولت گفته است: «بچهها فعلاً با کتاب و موسیقی سرگرم باشید، بودجه نداریم.»
پایان قصه
بودجه ۱۴۰۵ یک نمایش کامل است: دولت میخواهد بگوید «شفافیت آوردیم»، مجلس میخواهد بگوید «ما نظارت کردیم»، و مردم هم میپرسند «سهم ما چی شد؟». این سند مالی بیشتر شبیه فیلمنامهای است که هرکسی نقش خودش را بازی میکند، اما کسی نمیداند آخر قصه به نفع چه کسی تمام میشود.