مدیریت چهرههای مشهور و به اصطلاح سلبریتی، یکی از خلأهای جدی در عرصه مدیریت فرهنگی کشورمان است. این درحالی است که در بسیاری از کشورهای قدرتمند از نظر مدیریت رسانه و صنایع سرگرمی، این مسئله تا حد زیادی حل شده است. عدم استانداردسازی و مدیریت فعالیت چهرههای مشهور، به ویژه در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، در بحرانها و ناآرامیها بیشتر برملا میشود. جایی که برخی از بلاگرها، بازیگران سینما و تلویزیون و ورزشکارها، بنابر مصلحت یا غرض، اظهار نظرهایی میکنند یا به انتشار اخبار و محتویات فیک و جعلی دست میزنند و این موجب آسیب دیدن مخاطبانشان میشود. اوج نقشآفرینی با تأثیر منفی از سوی سلبریتیها در تلاطمهای سال ۱۴۰۱ خودش را نشان داد؛ اتفاقی که در بحبوحه آشوبهای ۱۴۰۴ نیز تکرار شد. به همین بهانه سراغ «دکتر رفیعالدین اسماعیلی» رفتیم تا تحلیلش درباره فعالیت سلبریتیها در بزنگاههای سیاسی را جویا شویم. اسماعیلی مدرس دانشگاه و بانی رشته سواد رسانهای در حوزههای علمیه و مؤسس انجمن سواد رسانهای طلاب است. رفیعالدین اسماعیلی هم اکنون مدیر مؤسسه دکتر فرجنژاد است که تربیت کارشناس رسانه تراز انقلاب اسلامی در سطح کشور و به ویژه در بین طلاب جوان را پیگیری میکند.
نگاهی به فعالیت سلبریتیها
دکتر اسماعیلی ابتدا وضعیت سلبریتیسم در ایران امروز را این گونه توضیح داد: «متأسفانه فرآیند سلبریتیسم که در غرب اتفاق افتاد، به ایران هم آمد و غالباً سلبریتیها از نقاط ضعف و عرصههایی که میان مدیران و حاکمیت و مردم فاصلهای هست، سوءاستفاده میکنند و بر نقاط ضعف سوار میشوند. به طور کلی، سلبریتی در پی دیده شدن است و دیده شدن به هر قیمتی برایش اهمیت دارد. برخی از سلبریتیها در بزنگاهها دچار اشتباه محاسباتی میشوند؛ در اغتشاشات اخیر هم این اتفاق افتاد. آنها، چون با عینک غرب یا از دریچه رسانههای غربی به ایران نگاه میکنند و به این عادت کردهاند، غالباً در چنین مقاطعی در اشتباه میافتند. به همین دلیل هم در نگاه آنها «مردم» به همان کسانی محدود میشود که رسانههای غربی معرفیشان میکنند. این اشتباه بارها تکرار شده و بعضی از سلبریتیهایی هم که مرتکب اشتباه شدند، بعداً به اشتباه خودشان پی بردند؛ اما متأسفانه در فضای مدرنیته و پیشروی به سوی پستمدرنیته، سلبریتی هر روز پر رنگ و جدیتر میشود. به طور طبیعی بخشی از سلبریتیها هم سعی میکنند از این فضا بهره ببرند و به جایگاه و نان و نوایی برسند. اتفاقاً اغلب افرادی که معروف هم نیستند، سعی دارند یک معامله در این فضا راه بیندازند. به این ترتیب که موضعگیریهایی را اتخاذ کنند تا امکان رفتن و کار در دیگر کشورها برایشان فراهم شود؛ مانند احسان کرمی که خودش را به تلویزیون بیگانه رساند یا مسیح علینژاد و... به ویژه اینکه چنین افرادی، عرق ملی و عرق دینی هم ندارند و سود و لذت برایشان اصالت دارد.»
چه باید کرد؟
اما رفیعالدین اسماعیلی در پاسخ به اینکه برای مدیریت و مواجهه با فعالیت سیاستزده سلبریتیها و سوءاستفاده برخی آنها از شهرت چه باید کرد، چنین بیان کرد: «پاسخ به این پرسش را باید به چهار بخش تقسیم کرد؛ راه اول به خود سلبریتی برمیگردد؛ در غرب هم این تجربیات اتفاق افتاده و آنها هم از سلبریتیها ضربههایی خوردهاند و به همین دلیل ضوابطی را تعیین کردهاند. ازجمله راهکارها این است که قراردادهایی که با سلبریتیها بسته میشود، محکم باشد. متأسفانه صداوسیمای ما فاقد این نوع قرارداد است و قراردادها هم بیشتر یک طرفه و به نفع آنهاست. این درحالی است که باید در قراردادها ذکر شود که یک بازیگر یا هنرمند و... اگر علیه کشور خودش تخلفی را مرتکب شد و از قوانین عبور کند و علیه حاکمیت فعالیت کند، باید منتظر برخورد قاطع باشد. نکته مهم این است که ما نباید بین سلبریتی و غیرسلبریتی تفاوت قائل شویم! تفاوت، ممکن است این تصور را برای یک سلبریتی ایجاد کند که هر کاری بخواهد میتواند انجام دهد و کسی جلودار او نیست. وقتی در مسائل جزئی برخورد نشود، به مسائل کلان میرسد و یک خودباوری کاذب در آنها ایجاد میشود که کسی نمیتواند با آنها برخورد کند. عملکرد قوه قضائیه در این زمینه خیلی مهم است و باید تقویت شود. نکته دیگر اینکه اگرچه ما با اصل سلبریتیسم مشکل داریم؛ اما به هر حال این پدیده در جامعه اتفاق میافتد و ما باید یک نظام سلبریتیساز داشته باشیم؛ یعنی باید یک فرآیند برای سلبریتیها وجود داشته باشد که طبق آن سلبریتیها پدید بیایند و طبق همان هم فعالیت کنند. برای نمونه، کمپانیهای بزرگ اقتصادی در جهان وجود دارند که برخی سلبریتیها هم با آنها قرارداد دارند و از ابتدا که یک سلبریتی کارش را با آن شرکت یا کمپانی شروع میکند تا آخر باید طبق همان قرارداد و قوانین کار کند. ما هم باید براساس اصول خودمان چنین فرآیندی را طراحی کنیم تا بتوان فضا را کنترل کرد. به طور کلی، باید با کسانی که از قوانین کشور سرپیچی میکنند، قاطعانه برخورد شود.»
لزوم حمایت از الگوهای مثبت
این استاد حوزه و دانشگاه به نکته مهمی اشاره کرد و گفت: «از آن طرف هم باید شخصیتهایی را که شاید نتوان اسم سلبریتی رویشان گذاشت، اما افراد محبوب و مشهوری هستند، برجستهتر کرد. چنین افرادی در جامعه هنری و ورزشی ما زیاد هستند؛ اما متأسفانه اغلب، این افراد منفی هستند که برجسته میشوند! باید جریان را تغییر داد تا افراد مثبت برجسته شوند و الگوسازی از آنها صورت بگیرد. ما در اسطورهها و تاریخ کشورمان خیلی آدمها داریم که میتوانند به منزله الگوهای مثبت مطرح بشوند. ما باید تا میتوانیم درباره این افراد فیلم و سریال و داستان و رمان تولید کنیم تا برای مردم و نسل جوان الگوسازی شود.»
سلبریتیها در فضای مجازی
دکتر رفیعالدین اسماعیلی دومین بخش مدیریت سلبریتی را مربوط به فضاهایی دانست که سلبریتیها در آنها برجسته میشوند و تشریح کرد: «فضای مجازی اصلیترین زمینه خودنمایی آنهاست؛ اما هیچ قواعد و ضوابط مشخصی برای این موضوع وجود ندارد. این درحالی است که باید یک اکوسیستم سلبرتی در فضای مجازی داشته باشیم که بدانند در این فضا چه اتفاقی باید برایشان رخ دهد. البته این به مشکلاتی بر میگردد که در ضعف شبکه اطلاعات و شبکههای اجتماعی بومی داریم. این یک بخش مهم است که میتواند ارتباط بین مردم و سلبریتیها و همچنین خود سلبریتیها را کنترل کند تا طبق قوانین صورت بگیرد. همچنین باید همه بسترهایی که به مطرح شدن سلبریتیها میانجامد، اصلاح شود؛ هم در صداوسیما و هم در سینما باید هر موردی که اتفاق میافتد، به درستی و به صورت بومی صورت بگیرد. هر چند، چون در فضای مجازی بیشتر مشکل داریم، آن فضا حساسیت بیشتری هم دارد.»
مردم و سلبریتیها
این کارشناس رسانه ادامه داد: «سومین موضوعی که باید در نظر گرفته شود، مردم به منزله مخاطبان سلبریتیها هستند. مهمترین مسئله درباره مردم، بحث سواد رسانهای و بصیرتافزایی است. مردم باید افرادی را که هدفشان دیده شدن به هر قیمتی است، بشناسند؛ یعنی این آگاهی داده شود که سلبریتیها در خیلی مواقع برای منافع مالی یا برداشت فکری و اعتقادی خودشان مردم را به انحراف میکشانند. به نظرم مهمترین کاری که در این زمینه برای مردم باید انجام شود، تقویت سواد رسانه و بصیرتافزایی در حوزه رسانه و فضای مجازی است که متأسفانه ما در این باره غفلت کردهایم! البته این اواخر اتفاقاتی درحال رخ دادن است؛ اما خیلی عقب هستیم. نیاز هست برای کودکان، نوجوانان، زنان، دختران و همه اقشار و گروهها بستههای جدی و قوی سواد رسانه داشته باشیم. از طرفی ما باید مرجعیت سلبریتی را در جامعه از بین ببریم. رسیدن به این هدف، یک کار شناختی دقیق و بلند مدت است؛ زیرا سلبریتی فقط در پی منافع شخصی است که مردم در پی آن نیستند.»
فرهنگی که سلبریتی به آن وابسته است
اسماعیلی همچنین یادآور شد: «سلبریتی بخشی از یک فرهنگ کلان است. برای نمونه، مصرفگرایی، لذتگرایی، سودگرایی و... به گسترش فرهنگ سلبریتیسم کمک میکنند. شما نمیتوانید مرجعیت سلبریتی را از بین ببرید، درحالی که مصرفگرایی، لذتگرایی و اصالت سود و تجارت در جامعه پررنگ میشود. وقتی این مسائل وجود دارد، خواه ناخواه سلبریتی هم بها مییابد و جدی میشود. پس یک سری مؤلفهها (مصرفگرایی و اصالت سود و لذت) در جامعه هست که باید از بین بروند تا مرجعیت سلبریتی هم از بین برود.»
مواجهه حاکمیت با سلبریتیها
این استاد دانشگاه همچنین چهارمین ساحت مواجهه با سلبریتیها را از سوی حاکمیت دانست و گفت: «انتظار، برخورد جدی طبق قانون و جرمانگاری نزد سلبریتیهاست. باید برای افرادی، چون سلبریتیها که اعتراض دارند، جاهای خاصی تعیین شود تا بتوانند اعتراض خود را بیان کنند و از سوی حاکمیت به حرفهای آنها گوش سپرده شود و کسی مقابلشان قرار بگیرد و بحث و گفتوگو کند. حاکمیت باید مالیاتهای جدی نسبت به درآمد سلبریتیها در نظر بگیرد. باید حمایتهای مالی و معنوی خوبی از چهرههای مشهور مثبت صورت بگیرد. همچنین باید از ایجاد دوقطبیهایی که سلبریتیها غالبا به دنبالش هستند پرهیز شود و نگذاشت جامعه به آن سمت برود.»