تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۶  ، 
کد خبر : ۳۸۷۰۱۷
صبح صادق ضرورت تحول در آموزش و پرورش را بررسی می‌کند

کادرسازی تراز انقلاب اسلامی

پایگاه بصیرت / آرش فهیم

همه ما «صندلی بازی» را تجربه کرده‌ایم. همان بازی‌ای که همه سعی می‌کنند زودتر از بقیه روی صندلی‌ها بنشینند و هر کس ایستاده بماند، می‌بازد! اما کمتر به این فکر کرده‌ایم که این بازی، چگونه روحیه خودخواهی، منفعت‌طلبی و خشونت را در ما پرورش می‌دهد. چون تصور ما این است که بازی‌ها، فقط بازی هستند و نه یک ابزار حیاتی و مهم برای تربیت! همان طور که از روی محبت و ارج نهادن به فرزندان‌مان، گاهی الفاظی، چون «پرنسس» را درباره آنها به کار می‌بریم، یا به آنها عروسک‌هایی با موی بلوند و بینی نقلی کادو می‌دهیم یا برای سرگرم شدن‌شان کارتون‌هایی، چون «سیندرلا» را تقدیم نگاه‌شان می‌کنیم، بدون اینکه بدانیم ناخودآگاه برای خودمان هزینه‌تراشی می‌کنیم! چون برخی از نونهالانی که این گونه هدف محبت ما قرار می‌گیرند، در جوانی به سمت مواد آرایشی خاص و جراحی زیبایی و مدگرایی سوق می‌یابند! خلاصه اینکه تربیت فرزندان، امر بسیار حساس و پیچیده‌ای است، به ویژه در عصر کنونی که فضا‌های جدیدتر و متفاوت‌تری هم پیش روی بچه‌ها قرار دارد. دیگر کنترل بچه‌ها فقط در انحصار والدین یا مدارس نیست، بلکه فضای مجازی و دنیای رسانه هم مؤثر هستند.

با این حال، نهاد‌های آموزشی، به ویژه مدرسه می‌توانند بخشی از تأثیرات مخرب تربیتی را خنثی و انگیزه‌های مثبت را در کودکان و نوجوانان بیدار کنند. به شرطی که نظام آموزشی ما متحول شود و ایده‌های خلاقانه‌تری برای تربیت و آموزش در آن دخیل شود. رهبر معظم انقلاب نیز بار‌ها بر این موضوع تأکید کرده‌اند. ازجمله اینکه فرمودند: «نظام آموزشی کنونی برگرفته از نظام آموزشی اروپاست و همچون اثری موزه‌ای، دست‌نخورده باقی مانده و کهنه شده است، در حالی‌که لازم است نوسازی شود» درعین‌حال رهبری نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربی‌ها را کاری غلط برشمردند و افزودند: «البته استفاده از تجربیات خوب است، اما صاحبان فکر و اندیشه باید در قالب طرح تحول آموزش و پرورش، نظام نوین آموزشی را طراحی و اجرا کنند.» همچنین «باید استعداد‌های دانش‌آموزان شناسایی و پرورش داده شوند تا استعداد‌های پرورش‌یافته بتوانند منشأ ابتکار در مشاغل و حرفه‌های گوناگون شوند. این نکته همان موضوعی است که می‌تواند مقدمه کادرسازی تراز انقلاب باشد و منجر به تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی و بروز تمدن نوین اسلامی شود.»، اما چگونه می‌توان این منویات را عملی کرد؟

خودباختگی فرهنگی در متون آموزشی

خودباختگی فکری و فرهنگی، یکی از ضعف‌های متون آموزشی ماست. برای نمونه، بسیاری از دانش‌آموزان به درستی نمی‌دانند که ابداع‌کننده بسیاری از فرمول‌های علمی و عامل جهش و پیشرفت علوم در طول تاریخ، مسلمانان و به ویژه ایرانیان مسلمان بوده‌اند و آنها حدود هزار سال، تمدنی درخشان و والا را برپا کردند. آنها از این خبر ندارند که اگر در قرون وسطی مراسم جوایز نوبل برگزار می‌شد، احتمالا در تمام رشته‌ها این مسلمانان بودند که همه جوایز را درو می‌کردند! بچه‌های ما در کتاب‌های درسی کمتر خوانده‌اند که در تمام طول دوران قرون وسطی که اروپا در عصر تاریکی و جهالت به سر می‌برد، فقط دورانی که اسپانیا به تصرف مسلمانان درآمد در اروپا روشنایی برقرار شد! چون در کتاب‌های درسی ما به طور اندک به این موضوعات پرداخته شده است. همچنین در خیلی از متون آموزشی هنرستان‌های ما، ستایش‌های اغراق‌آمیزی درباره نظریات هنری غربی ارائه می‌شود و در مقابل، به هنر ایرانی‌ـ اسلامی توجه چندانی نمی‌شود. حتی دیده شده است که در برخی جزوه‌های رشته سینما در دبیرستان و همچنین در دانشگاه، سینمای بعد از انقلاب اسلامی ایران سانسور می‌شود و درمقابل، از دست‌اندرکاران سینمای قبل از انقلاب که قابل مقایسه با سینمای بعد از انقلاب نیست، تعریف و تمجید‌های غیرواقعی انجام می‌شود!

البته به هیچ وجه نمی‌توان منکر توجه به دستاورد‌های سایر ملل و تمدن‌ها یا بهره بردن از فنون و نظریات دیگران شد، اما واقعیت این است که رشد فرهنگی و پیشرفت در همه حوزه‌ها و بارورسازی اذهان و روحیات نسل جدید، از مسیر بهره بردن توأمان از علم دیگران و داشته‌های خودی است.

اهمیت خلاقیت‌بخشی  به دانش‌آموزان.

اما مشکل دیگر، جزوه سالاری و محدودسازی آموزش به حفظ کردن مطالب است. این درحالی است که محصلان باید مطالب را یادبگیرند، یعنی در عمل بتوانند آموزش‌ها را پیاده کنند.

این روز‌ها به دلیل دسترسی کودکان و نوجوانان به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی از حضور میلیونی دانش‌آموزان در فضای مجازی گریزی نیست، اما به نظر می‌رسد تنها راهکار باقیمانده در مصون سازی کودکان و دانش‌آموزان از جنبه‌های مخاطره‌آمیز این محیط، آگاهی‌بخشی و تقویت سواد رسانه‌ای است. در این مورد هم والدین و هم دانش‌آموزان نیازمند آموزش‌ها و اطلاع‌رسانی‌های مستمر هستند. هر چند دروسی با عنوان سواد رسانه‌ای در برخی پایه‌های آموزشی در جریان است، اما صرفاً شاهد تکیه به این دروس هستیم و نسبت به شناخت ماهیت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی تقریباً کار جدی و فراگیری صورت نمی‌گیرد. در جهت رسیدن به این هدف، ما به شدت نیازمند یک نگاه نظام‌مند و یکپارچه نه تنها در آموزش و پرورش، بلکه در مدیریت کلان فرهنگی در سطح کشور هستیم؛ به طوری که همزمان در دو جنبه تقویت سواد رسانه‌ای و تولید محتوای آموزشی فعالیت‌های علمی صورت پذیرد.

در ارتباط با سواد رسانه‌ای، آگاه سازی نسبت به وجود میلیون‌ها اکانت فیک (حساب جعلی) در شبکه‌های اجتماعی، سوءاستفاده از کودکان در فضای مجازی، ارائه آمار‌ها از حجم عظیم پرونده‌ها و شکایت‌های حقوقی و کیفری و همچنین روشنگری در رابطه با ماهیت غیر علمی و غیر تربیتی بعضی از پیام‌ها و محتوا‌ها می‌تواند بسیار مفید و مؤثر باشد.

همچنین بسیاری از کشور‌ها کوشیده‌اند با اجرای طرح‌ها و برنامه‌هایی مانند ترغیب دانش‌آموزان به داستان‌نویسی، تهیه گزارش‌های خبری از رخداد‌های محل زندگی و تحصیل، نقد کتاب و خاطره‌نویسی یا تهیه سفرنامه و ثبت زندگی‌نامه شخصی و همچنین واگذاری پروژه‌های علمی کوچک و در عین‌حال مکتوب و مستند به دانش‌آموزان در قالب کار‌های گروهی، نه تنها بر برخی مشکلات آموزشی فائق آمده‌اند، بلکه توانسته‌اند ناهنجاری دیگری به نام تکروی را به فرهنگی اثربخش با کارآیی به مراتب بیشتر به نام کار گروهی تبدیل کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات