حماسه و جهاد >>  حماسه وجهاد >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۴  ، 
کد خبر : ۳۸۸۰۵۶
روزشمار شهدایی مصادف با یکم اسفند ماه

شهید حمیدبرناکی: آزادی فقط با جنگیدن و خون‌دادن به دست می‌آید اما این آزادی، حد و مرزی دارد که اگر از حد و مرز آن بگذرد، آزادی سلب می‌شود

بسم رب الشهداءوالصدیقین

تاریخ شهادت :۱۳۶۰/۱۲/۰۱
اولین روز فروردین هزاروسیصدوچهل‌‌وپنج در همسایگی مسجدجامع شهر دامغان، در خانه‌‌ای که از در و دیوارش عطر عشق و مهربانی بلند می‌‌شد، حمید آخرین فرزند خانوادۀ برناکی به دنیا آمد.
پدر، مرد زحمت‌‌کشی بود که برای لقمه‌‌ای نان حلال عرق می‌‌ریخت و مادر، بزرگ‌‌بانویی که قرآن را با صبر و حوصله به زنان شهر می‌‌آموخت. پس جرعه‌‌جرعه عشق به ائمه(ع) را به کام پسرکش ریخت و گهواره‌‌اش را با ذکر آیات قرآن و احادیث جنباند.

حمید شاگرد خوب مکتب پدر و مادرش بود. زود می‌‌آموخت و خوب به کار می‌‌بست. از همان کودکی حسن‌‌اخلاق و رفتارش مثال‌‌زدنی بود.
دورۀ ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت پشت‌‌سر گذاشت. به عضویت کتابخانۀ کانون درآمد. کتاب خواند؛ مشق نوشت و درک خوبی از مسائل روزگار پیدا کرد.
کوچک بود؛ اما در مبارزات مردم علیه رژیم ستم‌‌شاهی حضور فعال داشت. اعلامیه پخش می‌‌کرد. به کمک پدر و مادر برای مبارزان غذا و آذوقه می‌‌برد.
بعد از پیروزی انقلاب هم بسیجی فعال شد. روزهای دوشنبه و پنج‌‌شنبه را روزه می‌‌گرفت. غذایی را که مادرش می‌‌‌‌گذاشت با دوستانش موقع افطار و سحری تقسیم می‌‌کرد.
سال هزاروسیصدوپنجاه‌‌ونه وارد هنرستان شهید چمران شد. به عضویت انجمن اسلامی درآمد و سپس در بهمن‌‌ماه سال هزاروسیصدوشصت با رضایت پدر و مادر، غسل شهادت کرد و عازم میدان نبرد شد.
حمید پانزده‌‌ساله روحی بزرگ داشت؛ آن‌‌چنان بزرگ که یک ماه در جبهه‌‌های جنگ مردانه جنگید و سپس در شب عملیات مولای متقیان در تنگۀ چزابه بی‌‌ هیچ هراسی به قلب دشمن زد. تیربار دشمن را از کار انداخت و الله‌‌اکبرگویان به دیدار حضرت حق شتافت.
پیکر رزمندۀ کوچک جبهه‌‌های جنگ و سردار بزرگ عاشقی، پنج‌‌ ماه در بیابان‌‌های تفتیدۀ جنوب قرین ماه و خورشید بود و بعد از آزادی تنگۀ چزابه در عملیات پاک‌‌سازی منطقه کشف و در دوازدهم تیرماه هزاروسیصدوشصت‌‌ویک به دامغان آورده شد.
در مراسم تشییع، خواهرانش پس از پنج ماه دوری و صبوری زینب‌‌وار، پوتین‌‌هایش را بیرون آوردند؛ پیکر آفتاب‌‌سوخته‌‌اش را با گلاب شستشو دادند و برادرانش کوچکترین برادر را بر شانه نشاندند و تا گلزار شهدای دامغان مشایعت کردند و در کنار دیگر هم‌‌سنگرانش به خاک سپردند.
راهش جاوید باد

 

برچسب ها: شهادت ، حکم ، شهید
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات