صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵  ، 
کد خبر : ۳۸۹۸۸۷

درباره زنان و حماسه‌سازان خاص روز‌های جنگ

این مادران، همسران و دختران ایرانی، نعمتی بزرگ برای این کشورند. تربیت مکتبی آنان، بر اساس الگوهایی، چون حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت زینب (س) نسلی را پرورانده که در برابر سخت‌ترین مصائب نه تنها نمی‌شکند، بلکه شکوه صبر و مقاومت را به نمایش می‌گذارد.
پایگاه بصیرت / سید حسین خاتمی خوانساری

در روزگاری که آسمان ایران زمین، گاه با آهنگ موشک‌های دشمن می‌لرزد و گاه با اصرار باران و برف زمستانی، صحنه‌ای رقم خورده که نه در تاریخ معاصر جهان سابقه دارد و نه در اعماق حماسه‌های کهن می‌توان مشابهی برای آن یافت. جنگی تمام‌عیار از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه افتاده است، اما آنچه این جنگ را از تمام تقابل‌های نظامی تاریخ متمایز می‌کند، نه تنها مقاومت سخت‌افزاری و شجاعت رزمندگان در جبهه‌هاست، بلکه حضوری بی‌سابقه، شبانه، خودجوش و معنوی در خیابان‌های شهر‌های ایران است. مردم این سرزمین، سی و سه شب متوالی را پشت سر گذاشته‌اند؛ شب‌هایی که هر یک می‌توانست برای هر ملت دیگری آخرین شب امید باشد، اما برای ایرانیان به شب‌های نمایش عظمت ایمان و غیرت تبدیل شده است. این یادداشت کوششی است برای ورق زدن لایه‌های این حماسه، برای دیدن عواملی که توقف این حضور را غیرممکن کرده‌اند و برای درک این حقیقت که یک ملت وقتی باور دارد، هیچ بارانی، هیچ برفی و هیچ موشکی نمی‌تواند او را از میدان بیرون کند.

نیمه شب، زیر آسمان آتش و باران

تصور کنید در شبی سرد، برف آرام آرام بر شانه‌های جمعیت می‌نشیند، صدای شعار‌ها از پشت دیوار‌های شهر به گوش می‌رسد و ناگهان آژیر خطر، آسمان را می‌شکافد. موشک‌ها از فراز سر‌ها عبور می‌کنند، زمین می‌لرزد، اما جمعیت نه تنها پراکنده نمی‌شود بلکه فشرده‌تر و مصمم‌تر از پیش، سینه می‌سپارد به خطر. این تصویر، خیال و افسانه نیست؛ روایت سی و سه شبی است که مردم ایران در خیابان‌های اصلی شهر‌های خود رقم زده‌اند. آنچه این حضور را به شاهکاری بدل می‌کند که در هیچ کشور دیده نشده، تداوم آن در سخت‌ترین شرایط ممکن است. در بسیاری از کشور‌های جهان، بمباران هوایی کافی است تا جمعیت به پناهگاه‌ها برود، ترس کافی است تا خیابان‌ها خلوت شود ولی اینجا، در ایران، همان شب‌هایی که آسمان از راکت و موشک سرخ می‌شود، خیابان‌ها از جمعیت سیراب می‌شود. این تناقض ظاهری، در باطن خود راز عمیقی دارد: مردمی که به آنچه برای آن ایستاده‌اند بیش از زندگی خود عشق می‌ورزند. آرمان‌های انقلاب اسلامی برای آنان نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه هویت و معنی زندگی است. باران و برف شاید جسم را خیس کند، اما روحی را که از ایمان گرم است نمی‌توان سرد کرد. موشک‌ها شاید جان برخی را بگیرد، اما اراده جمعی را که از خون شهدا زندگی می‌گیرند را متزلزل نمی‌کند و به هیچ عنوان آنان را نمی‌ترساند. کسی که این صحنه را از نزدیک ندیده باشد، شاید هرگز باور نکند که انسانی در لحظه خطر، نه تنها فرار نمی‌کند، بلکه رو به دشمن می‌کند و با شعار «الله اکبر» و «مرگ بر آمریکا» بر بلندی ایمان خود می‌افزاید. این حقیقت ایران امروز است؛ حقیقتی که چشم جهان را خیره کرده و دشمنان را به تعجب واداشته است.

زنان؛ رکن ناپیدای میدان‌های شبانه

اگر بخواهیم مهم‌ترین عامل تداوم این حضور بی‌نظیر را نام ببریم، بی‌تردید باید از «زنان ایرانی» بگوییم؛ زنانی که در این سی و سه شب، نقش آنان فراتر از همراهی ساده بود. آنان موتور محرکه این حماسه‌اند. هر شبی که خانواده‌ای راهی میدان می‌شود، پشت این حرکت، مادری است که خانه و زندگی را مرتب کرده، به فرزندان رسیدگی و آنان را آماده نموده و همسر را تشویق کرده است برای حضور در خیابان و برای رقم زدن حماسه‌ای دیگر متفاوت‌تر از حماسه شب‌های قبل با شعور و شور بیشتر؛ زنان ایرانی با همت و اراده خود، دیواری از فولاد در برابر ناملایمات ساخته‌اند. آنان هستند که شب هنگام، در حالی که صدای انفجار از دور شنیده می‌شود، با لبخندی که از عمق ایمان بر می‌خیزد، می‌گویند: «برویم، نباید تنها بمانند.» و منظورشان از «تنها»، رزمندگانی است که در سنگرها، پای لانچر‌ها و پدافند‌ها شب را بیدارند. این زنان به خوبی می‌دانند که دشمن می‌خواهد روحیه خانواده‌ها را بشکند، می‌خواهد میان مردم و نظام فاصله بیاندازد، می‌خواهد مادران را از فرزندانشان بترساند، اما آنان درست در نقطه مقابل نقشه دشمن حرکت می‌کنند. هرچه بمباران شدیدتر می‌شود، آنان مصمم‌تر از خانه بیرون می‌آیند. هرچه باران سنگین‌تر می‌بارد، آنان فرزندان خردسال را در لباس‌های گرم‌تر می‌پیچند ودوباره به میدان می‌آورند. این مادران، همسران و دختران ایرانی، نعمتی بزرگ برای این کشورند. تربیت مکتبی آنان، بر اساس الگوهایی، چون حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت زینب (س) نسلی را پرورانده که در برابر سخت‌ترین مصائب نه تنها نمی‌شکند، بلکه شکوه صبر و مقاومت را به نمایش می‌گذارد. همین تربیت مادرانه بود که رزمندگانی سرسخت و مستحکم در عرصه‌های نظامی، سیاسی و فرهنگی پدید آورد؛ رزمندگانی که مانند کوه در برابر ناملایمات روزگار و دشمنی‌های دشمنان ایران ایستاده‌اند. در میدان که می‌روی، شوق و اشتیاق زنان را بیشتر از هر کس دیگری احساس می‌کنی. آنان نه فقط تماشاگر، که کارگردانان اصلی این حماسه‌اند. اگر همت آنان نبود، اگر تربیت مکتبی آنان نبود، کودکان، نوجوانان، جوانان و سلحشوران را بسیار کمتر در خیابان و در میدان رزم می‌دیدیم. این زنان، همان کسانی هستند که در طول تاریخ ایران، از روزگاران دور تا کنون، نشان داده‌اند که تمدن‌ساز و فرهنگ‌آفرین‌اند.

اهل قلم و اهل نوا؛ نقش بی‌بدیل مداحان و روشنگران

دومین عامل مهمی که تداوم این حضور سی و سه شب را ممکن ساخته، کسانی هستند که با قلم، نوا و سخن خود، جهاد تبیین را به بهترین شکل به انجام رسانده‌اند. در هر جنگی، آنچه می‌تواند روحیه جمعی را زنده نگه دارد، روایت درست و به‌موقع از دستاوردها، رشادت‌ها و ضرورت مقاومت است. در این روز‌های پر التهاب و اندوه، پس از شهادت رهبر انقلاب و سرداران رشید اسلام، که خود ضربه‌ای سخت بر پیکره امت بود، این مداحان و سخنوران و نویسندگان بودند که نگذاشتند غم فراق رهبر شهید، مردم را از پای بیاندازد. آنان با هنر و ایمان خود، توانستند جمعی میان عزاداری و جهادگری ایجاد کنند؛ فضای عزا را به فضای جهاد، ایستادگی، شهامت و سلحشوری تبدیل کنند. این انتقال از اندوه به حماسه، کاری بس دشوار است. انسان به طور طبیعی، پس از فقدان یک رهبر محبوب، مستعد سستی و یأس می‌شود، اما مداحان اهل بیت (ع) که همیشه در فرهنگ ایرانی-اسلامی نقشی فراتر از یک مرثیه‌خوان داشته‌اند، این بار با نوای «هیهات منا الذله» و با روضه‌هایی که یادآور عاشورا و ایستادگی در برابر طاغوت بود، شور حسینی را در رگ‌های مردم جاری کردند. آنان نشان دادند که عزاداری برای شهید، به معنای توقف در غم نیست، بلکه به معنای ادامه راه او با قدرتی مضاعف است. از سوی دیگر، نویسندگان و تحلیلگران و روزنامه‌نگاران متعهد، با قلم خود، دستاورد‌های نظام را تشریح کردند، رشادت‌های رزمندگان اسلام را تبیین نمودند و زوایای پنهان نقشه دشمن را برای مردم روشن ساختند. در این سی و سه شب، هر شب، متونی منتشر می‌شد، کلیپ‌هایی پخش می‌گردید و سخنرانی‌هایی ایراد می‌شد که بی‌واسطه و صادقانه، مردم را از جریانات جنگ و از جان‌فشانی‌های مدافعان امنیت آگاه می‌کرد. این آگاهی، به مردم جرأت می‌داد که در تاریکی شب، زیر باران و برف و موشک، باور داشته باشند که جایشان درست همان جایی است که ایستاده‌اند. بدون این تلاش روشنگرانه، شاید اشتیاق اولیه فروکش می‌کرد، اما تداوم سی و سه شب، نشان از عمق و پیوستگی این جهاد تبیین دارد.

صلح‌طلبی ایرانیان در اوج جنگ‌ستیزی

هر انسان آزاده و منصفی که این صحنه‌ها را از دور یا نزدیک ببیند، به خوبی می‌تواند حقانیت و حقیقت وجودی این مردم را درک کند. آنچه در چهره و شعار‌های مردم ایران در این شب‌ها نمایان است، نه کینه و خون‌خواهی بی‌حساب، بلکه دفاع از موجودیت و کرامت خود است. ایرانیان اهل جنگ و تجاوز و جنایت نیستند. تاریخ هزاران ساله این سرزمین گواهی می‌دهد که ایران هیچ گاه آغازگر جنگی نبوده، بلکه همواره در برابر متجاوزان ایستاده است. این مردم، همان مردمی که در سی و سه شب پیاپی در خیابان‌ها حضور می‌یابند، در دل شب دعا می‌کنند و با خدای خود راز و نیاز دارند، خواهان صلح، آرامش و امنیت برای همه مردم جهان هستند. شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» آنان، نفرت از یک ملت یا نژاد نیست، بلکه اعلام برائت از ظلم، اشغال‌گری، تروریسم دولتی و جنایت علیه بشریت است. این تمایز مهمی است که دشمنان سعی در تحریف آن دارند. حضور در خیابان‌ها در شرایط سخت موشک‌باران، پیام روشنی به جهان دارد: «ما به دنبال جنگ نیستیم، اما اگر به ما تجاوز کنید، چنان مقاومتی خواهید دید که تاریخ فراموش نخواهد کرد.» این پیام را رزمندگان اسلام در جبهه‌ها و مردم در پشت جبهه‌ها یک صدا فریاد می‌زنند. ایرانیان با توانمندی‌های عظیم معنوی و فرهنگی خود، می‌توانند تاریخ را در جهت تفکرات مکتبی خود تغییر دهند. انسانیت، صلح و آرامش - نه از موضع ضعف، بلکه از موضع عزت و کرامت - چیزی است که این ملت می‌تواند برای جهانیان به ارمغان بیاورد. آنچه امروز در ایران می‌گذرد، الگویی است برای تمام ملت‌های مظلومی که زیر بار ظلم جهانی خم شده‌اند؛ نشان می‌دهد که با ایمان، وحدت و ایستادگی، می‌توان در برابر بزرگترین قدرت‌های نظامی جهان ایستاد و پیروز شد.

هوشیاری در برابر توطئه‌های نرم دشمن

این سطح از شعور و شور مردمی، بی‌تردید آینده‌ای درخشان برای مردم ایران و حتی جهان رقم خواهد زد و دقیقاً به همین دلیل، دشمنان ایران که از این توانمندی بزرگ آگاه هستند، برنامه‌های گسترده‌ای برای تضعیف و از بین بردن این قدرت معنوی و اخلاقی طراحی می‌کنند. جنگ کنونی، فقط جنگ موشک‌ها و پهپاد‌ها و حملات سایبری نیست. عمیق‌ترین و خطرناک‌ترین بخش این جنگ، در میدان نبرد نرم و فرهنگی جریان دارد. دشمن به خوبی دریافته که شکست‌پذیری ایران، نه در میدان‌های نظامی که در تضعیف روحیه مردم و ایجاد تردید در باور‌های انسان، اخلاقی و دینی آنان است. بنابراین، دو هدف اصلی را در دستور کار قرار داده است: نخست، هدف قرار دادن مستقیم «زنان ایرانی»؛ چرا زنان؟ زیرا دشمن می‌داند که زنان ستون اصلی خانواده و جامعه هستند. اگر بتواند زن ایرانی را از مسیر ایمان، حیا، غیرت و تربیت مکتبی منحرف کند، می‌تواند نسل آینده را نیز از این سرمایه‌های معنوی محروم سازد. تلاش برای ترویج بی‌دینی، بی‌حیایی، تضعیف نقش مادری، القای ارزش‌های غربی در مورد آزادی جنسی و فردگرایی افراطی، همگی در جهت همین هدف طراحی شده‌اند. اگر زن ایرانی از نقش کلیدی خود در حماسه سازی غافل شود یا به تدریج باور کند که حضور در میدان «کار مردان» است، آنگاه موتور محرکه جامعه خاموش می‌شود. دومین هدف دشمن، دور کردن روحیه سلحشوری و ایستادگی از فرهنگ مسلمانان ایرانی است. آنان می‌خواهند این باور را جا بیاندازند که مقاومت بی‌فایده است، که تسلیم شدن به قدرت‌های بزرگ راه عاقلانه‌تری است، که «صلح به هر قیمت» بهتر از «جنگ برای عزت» است. رسانه‌های معاند شبانه‌روز تلاش می‌کنند روحیه جهاد و شهادت را به عنوان «خشونت» و «تروریسم» معرفی کنند و فرهنگ سلحشوری را به حاشیه برانند. آنان از هر فرصتی برای تضعیف اعتماد مردم به نظام، تردیدافکنی میان مردم و رهبری، و بزرگ‌نمایی مشکلات اقتصادی و معیشتی استفاده می‌کنند تا اراده مقاومت را سست کنند، اما آنچه دشمنان را بیش از پیش از ایران ناامید و دور کرده، این حقیقت است که مردم ایران به تفکرات مکتبی خود تکیه کرده‌اند تا راه خود را در تاریکی پیدا کنند. آنان می‌دانند که فرهنگ عاشورا، انتظار، شهادت و ایثار، نوری است که هیچ طوفانی نمی‌تواند خاموشش کند.

افق روشن؛ تداوم راه تا پیروزی نهایی

نکته پایانی آن که حماسه سی و سه شب، نه یک رویداد گذرا، بلکه نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و جهان است. این حضور جمعی، الگویی نو در برابر تئوری‌های کهنه «جنگ روانی» و «مدیریت بحران» ارائه می‌دهد. معمولاً در کتب نظامی و روانشناسی اجتماعی، فرض بر این است که بمباران و تهدید و محاصره، به مرور زمان روحیه جمعی را تضعیف می‌کند، اما ایران در این روز‌ها خلاف این فرضیه را اثبات کرده است. آنچه تداوم این حضور را ممکن ساخته، ترکیبی از ایمان عمیق دینی، هویت ملی تاریخی، رهبری خردمندانه (حتی پس از شهادت رهبر، این الگو در وجود مردم نهادینه شده) و سرمایه اجتماعی عظیمی است که در سال‌های پس از انقلاب ساخته شده است. مردم ایران نشان داده‌اند که در برابر تهدید‌های امنیتی، نه تنها واهمه ندارند، بلکه آن را به فرصتی برای اتحاد و تجدید میثاق تبدیل می‌کنند. هر موشکی که بر زمین می‌خورد، هزاران نفر را به خیابان می‌کشاند. هر شهیدی که تقدیم می‌شود، ده‌ها هزار نفر را مصمم‌تر می‌کند. این معادله، دشمن را در بن‌بست استراتژیک قرار داده است. از یک سو، ادامه جنگ هزینه‌های گزافی برای او دارد و از سوی دیگر، توقف جنگ با پذیرش شکست و عقب‌نشینی برابر است. آنچه برای آینده ایران و جهان مهم است، این است که این توانمندی، اگر با هوشیاری و مدیریت صحیح همراه شود، می‌تواند به ایجاد نظمی جدید در منطقه منجر شود؛ نظمی که در آن استکبار جهانی دیگر نتواند به راحتی به هر کشوری تجاوز کند و ملت‌ها را به بردگی بکشد. ایرانیان در این سی و سه شب ثابت کردند که آزاد زیستن و عزتمندانه نفس کشیدن، برایشان از نان شب واجب‌تر است و تا وقتی این روح در کالبد جامعه جاری است، هیچ توطئه‌ای نمی‌تواند این ملت را از مسیر حق منحرف کند. آینده از آنِ مردمی است که در تاریک‌ترین شب‌ها، با روشنایی ایمان خود، راه را پیدا می‌کنند و می‌روند تا سپیده‌دم را به ارمغان آورند و این، همان شاهکاری است که در هیچ جای جهان سابقه نداشته و نخواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات