صبح صادق >>  پاسدار >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۵۸۴
آقازاده‌ها را باید در دل میدان جهاد تبیین و در خط مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی شناخت. یکی از این آقازاده‌ها که در مسیر پدرش قدم برداشت و تا آخرین لحظه برای تبیین و برای اسلام و وطن از جان مایه گذاشت شهید فرج‌الله شوشتری فرزند شهید نورعلی شوشتری است.

آقازاده‌ها را باید در دل میدان جهاد تبیین و در خط مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی شناخت. یکی از این آقازاده‌ها که در مسیر پدرش قدم برداشت و تا آخرین لحظه برای تبیین و برای اسلام و وطن از جان مایه گذاشت شهید فرج‌الله شوشتری فرزند شهید نورعلی شوشتری است. صادق قدمیاری فرزند شهید محمدعلی قدمیاری درباه شهید فرج‌الله می‌گوید: «فرج‌الله بسیار ساده رفتار می‌کرد، بسیار ساده صحبت می‌کرد و ساده زندگی می‌کرد؛ به یاد دارم چند روز پس از شهادت سردار نور علی شوشتری، با فرج‌الله برای مراسمی راهی تهران شدیم، فرج‌الله یک پراید مدل پایین داشت در مسیر که می‌رفتیم مسافری کنار جاده ایستاده بود و فرج‌الله سوارش کرد در مسیر که می‌رفتیم به مسافر گفتم این آقا را می‌شناسی؟ گفت نه! گفتم ایشان پسر ارشد سردار شهید شوشتری هستند. حرفم را باور نکرد چرا که سادگی فرج‌الله برایش غیر قابل باور بود، لمس کردن سادگی رفتار و منش و حتی لباس پوشیدن فرج‌الله برای بسیاری از مردم که تصور دیگری از آقازاده دارند برایشان غیر قابل باور بود.

فرج‌الله در زمان زلزله کرمانشاه مدتی در غرب مستقر شد و یا به واسطه پدر شهیدش تعصب عجیب و غریبی به سیستان و بلوچستان داشت. گاهی پیش می‌آمد که فرج‌الله را مدتی پیدا نمی‌کردیم، بعداً متوجه می‌شدیم سیستان رفته است. همیشه در موقعیت‌ها و حوادث اولین نفری بود که بسیج می‌شد. همیشه دوست داشت به مردم سیستان و بلوچستان خدمت کند و ادامه‌دهنده راه شهدای وحدت بویژه پدرش سردار شهید نورعلی شوشتری باشد؛ می‌گفت من باید ادامه‌دهنده راه پدرم باشم و عمل وحدت را اجرا کنم، البته تلاش‌های زیادی در این حوزه انجام داد.

هر وقت فرزندان شهدا و یا خانواده شهدا مشکلی داشتند و فرج‌الله متوجه می‌شد تا رفع مشکلات آنها پیش می‌رفت و پیگیر بود به نوعی فرج‌الله بزرگتر فرزندان شهدا بود، همیشه خود را جای پدرش می‌گذاشت و می‌گفت: اگر شهید بود همین کار را می‌کرد؛ فرزندان شهدا و مشکلات مردم همیشه در اولویت حرف‌هایش بود و واقعا دغدغه داشت؛ هیچ وقت دنبال کار‌های شخصی خود نبود. صلابتی که برای کمک کردن به مردم و فرزندان و خانواده شهدا داشت را در وجود هیچکس تا به امروز ندیدم.

فرج‌الله سه دختر داشت و وقتی با دخترهایش صحبت می‌کرد حس قشنگی داشت. خیلی سخت است در مسیری قرار بگیری که بدانی دست خالی هستی و ممکن است برنگردی، فرج‌الله دست خالی در میدان با اغتشاشگران مقابله کرد آن هم نه برای خود بلکه به خاطر مردم اقدام به بازگشایی معبر کرد؛ فرج‌الله شب حادثه از بچه‌ها و خانواده‌اش عبور کرد تنها برای حفظ کشورش تنها برای اینکه جان مردم به خطر نیفتد؛ فرج‌الله اهل سلاح دست گرفتن نبود، سلاح او حرف زدنش با جوانان و نوجوانان و مردم بود.»