صبح صادق >>  راهبرد >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۳۶۴
صبح صادق ضرورت بازآرایی سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی در ایران پسا جنگ را بررسی می‌کند
پایگاه بصیرت / نوید کمالی

تحولات چند سال اخیر در کشورمان را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از بحران‌های مقطعی یا رخداد‌های امنیتی منفصل از یکدیگر تلقی کرد. از بحران شام و گسترش تروریسم تکفیری در منطقه گرفته تا ناآرامی‌های آبان ۱۳۹۸، تلخی‌های تابستان و پاییز ۱۴۰۱، جنگ تحمیلی خرداد و ناآرامی‌های خونبار دی‌ماه سال گذشته و در نهایت جنگ رمضان که اسفند و نوروز ایرانیان را درگیر یکی از پیچیده‌ترین تقابل‌های امنیتی دهه‌های اخیر کرد، همگی بخشی از یک روند بحران‌زا و ترکیبی علیه ثبات، انسجام و اقتدار ملی کشورمان بوده‌اند. در این میان، آنچه اهمیت دارد صرفاً ابعاد نظامی یا امنیتی این تحولات نیست، بلکه نحوه بازآرایی اجتماعی، روانی و هویتی جامعه ایرانی در مواجهه با این فشارهاست.

واقعیت آن است که در جنگ‌های نوین، میدان اصلی تقابل صرفاً جغرافیا یا زیرساخت‌های سخت نیست، بلکه ذهن، ادراک و سرمایه اجتماعی ملت‌هاست. تجربه کشورهایی، چون روسیه در جنگ اوکراین، رژیم صهیونیستی در جنگ‌های چندلایه پسا طوفان‌الاقصی در غزه و حتی ایالات متحده پس از حوادث ۱۱ سپتامبر نشان داده است که پایداری راهبردی دولت‌ها بیش از هر چیز به ظرفیت آنها در حفظ انسجام اجتماعی و تولید روایت ملی فراگیر وابسته است. از همین منظر، یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های جنگ تحمیلی اخیر علیه کشورمان را باید شکل‌گیری نوعی «همبستگی دفاعی فراگیر» دانست که توانست بخش‌های متنوعی از جامعه را حول محور دفاع از وطن، امنیت ملی و انقلاب اسلامی گرد هم آورد.

این انسجام اجتماعی صرفاً یک واکنش احساسی کوتاه‌مدت نبود، بلکه نشانه‌ای از وجود لایه‌های عمیق تعلق ملی در جامعه ایرانی است؛ لایه‌هایی که برخلاف برخی تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه، همچنان فعال، زنده و قابل بسیج هستند. حضور نسل جوان در حمایت از تمامیت ارضی کشور، مشارکت داوطلبانه اقشار گوناگون در میدان‌های امدادی و رسانه‌ای، و شکل‌گیری موج‌های گسترده همدلی اجتماعی در دوران جنگ، نشان داد که جامعه ایرانی با وجود همه اختلاف‌نظر‌ها و تنوع‌های فرهنگی و اجتماعی، در بزنگاه‌های تاریخی همچنان دارای ظرفیت بالای هم‌پیوندی ملی است. این مسئله برای نخبگان و نهاد‌های راهبردی کشور، به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج، حامل یک پیام مهم است و آن، اینکه عصر جدید انقلاب اسلامی نیازمند بازتعریف و روزآمدسازی سازوکار‌های جهاد تبیین متناسب با تحولات جامعه ایرانی است.

این جهاد تبیین را می‌توان بازتعریف جهاد تبیین متناسب با فصل جدید حیات انقلاب اسلامی و شرایط پس از دو جنگ تحمیلی اخیر دانست؛ مرحله‌ای که نشان داد قدرت واقعی ایران اسلامی در همبستگی ملی و حضور مردم با وجود تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نهفته است. برخلاف جهاد تبیین گذشته که بیشتر بر مقابله رسانه‌ای و پاسخ به شبهات متمرکز بود، جهاد تبیین برای امروز علاوه بر دفاع روایی، بر تقویت انسجام ملی، بازسازی سرمایه اجتماعی و روایت‌سازی از وطن دوستی و وحدت‌آفرینی حول دفاع از سرنوشت مشترک ملی تأکید دارد.

از قدرت سخت به سرمایه اجتماعی راهبردی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنگ‌های اخیر بار دیگر جایگاه خود را به منزله ستون اصلی بازدارندگی کشور تثبیت کرد. توانمندی‌های موشکی، پهپادی، اطلاعاتی و شبکه فرماندهی این نهاد انقلابی نقش تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از فروپاشی بازدارندگی ملی ایفا کرد و بخش مهمی از امنیت کشور مرهون مجاهدت‌های فرماندهان، دانشمندان و نیرو‌های مخلص این مجموعه است. با این حال، تقلیل قدرت سپاه به تجهیزات نظامی یا فناوری‌های دفاعی، درک ناقصی از ماهیت واقعی این نهاد مردمی خواهد بود.

قدرت راهبردی سپاه، پیش و بیش از هر چیز، در پیوند عمیق آن با جامعه نهفته است. آنچه بسیج را طی دهه‌های گذشته به یک ظرفیت منحصر‌به‌فرد در ایران و جهان تبدیل کرده، صرفاً سازماندهی تشکیلاتی یا ساختار‌های اداری نبوده، بلکه توانایی آن در تبدیل سرمایه اجتماعی به قدرت ملی است. در واقع، بسیج را باید یکی از مهم‌ترین سازوکار‌های تبدیل «هویت جمعی» به «توان راهبردی» در کشورمان دانست که برخی کشور‌ها در تلاش برای الگوبرداری از آن بوده و هستند.

تحولات جنگ اخیر نیز بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد. بسیاری از جوانانی که در چارچوب برخی نگاه‌های کلیشه‌ای و کوته نظرانه گذشته شاید خارج از دایره نیرو‌های انقلابی تعریف می‌شدند، در روز‌های جنگ در صف نخست دفاع روانی و اجتماعی از کشور قرار گرفتند. دختران و پسرانی با سبک‌های متنوع فرهنگی و اجتماعی و با حجاب و بی‌حجاب، اما دارای یک نقطه اشتراک بنیادین؛ دفاع از وطن، امنیت ملی و استقلال کشور. این واقعیت نشان می‌دهد جامعه ایرانی در حال ورود به مرحله‌ای جدید از بازتعریف هویت انقلابی و ملی است؛ مرحله‌ای که در آن، اشتراکات بنیادین ملی و هویتی اهمیت بیشتری نسبت به تفاوت‌های سلیقه‌ای پیدا کرده‌اند.

در چنین وضعیتی، جهاد تبیین دیگر نمی‌تواند صرفاً به الگو‌های سنتی، خطابه‌های یک‌سویه یا ادبیات محدود به نسل‌های گذشته متکی باشد. امروز میدان اصلی تبیین، میدان روایت، اقناع، همدلی و تولید معناست. نسل جدید جامعه ایرانی بیش از آنکه مخاطب دستور‌های مستقیم باشد، نیازمند درک شدن، مشارکت یافتن و احساس تعلق است.

ضرورت بازآرایی رسانه‌ای و گفتمانی

یکی از چالش‌های مهم ماه‌های اخیر، تبدیل شدن برخی تریبون‌ها و رسانه‌های وابسته به بیت‌المال به عرصه رقابت‌های فرسایشی سیاسی بوده است. در حالی که کشور درگیر جنگ شناختی و ترکیبی دشمنان خارجی است، هرگونه دگم‌اندیشی، دوقطبی‌سازی داخلی، تشدید شکاف‌های اجتماعی و برجسته‌سازی اختلافات غیرضروری به طور مستقیم در خدمت پروژه بی‌ثبات‌سازی دشمن قرار می‌گیرد. تجربه بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای نشان داده است، فروپاشی انسجام داخلی معمولاً پیش‌درآمد تضعیف قدرت ملی و فروپاشی کشور‌ها در برابر تهدید‌های خارجی است.

بر همین اساس، پیام نخست حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله) خطاب به ملت بزرگ ایران را باید نه صرفاً توصیه‌ای اخلاقی، بلکه یک راهبرد کلان امنیت ملی تلقی کرد؛ راهبردی که بر ضرورت صیانت از وحدت اجتماعی و پرهیز از تبدیل اختلاف‌نظر‌ها به شکاف‌های تخریبی تأکید دارد. هنگامی که معظم‌له تصریح می‌کنند: «باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا می‌کند، خدشه‌ای وارد نشود. این امر با صرف‌نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد»، در واقع در حال ترسیم نقشه راه حکمرانی اجتماعی در عصر جدید انقلاب هستند.

این رویکرد به معنای نادیده گرفتن تفاوت‌ها یا حذف تکثر اجتماعی نیست، بلکه تأکید بر اولویت‌بندی تهدید‌ها و تمرکز بر نقاط اشتراک ملی است. در جهان امروز، نظام‌ها و دولت‌های موفق آنهایی هستند که بتوانند میان تنوع اجتماعی و انسجام راهبردی توازن برقرار کنند. تجربه کشور‌هایی مانند چین، هند و حتی ترکیه نشان می‌دهد، حفظ وحدت ملی در وضعیت فشار خارجی، نیازمند انعطاف‌پذیری گفتمانی و توانایی جذب لایه‌های متنوع اجتماعی است.

در این میان، سپاه و بسیج می‌توانند نقش محوری در بازتعریف این الگوی همگرایی ایفا کنند. ظرفیت گسترده رسانه‌ای، مردمی و فرهنگی این نهاد‌ها باید متناسب با تحولات جدید جامعه بازآرایی شود. عصر جدید، عصر شبکه‌های اجتماعی، جنگ روایت‌ها و حکمرانی ادراکی است. در چنین فضایی، صرف برخورد‌های سلبی یا ادبیات تقابلی نمی‌تواند پاسخگوی پیچیدگی‌های جامعه امروز باشد. آنچه مورد نیاز است، شکل‌گیری نوعی «بسیج اجتماعی نوین» مبتنی بر جذب حداکثری، گفت‌وگوی ملی و تقویت سرمایه اعتماد عمومی است.

جهاد تبیین در عصر انسجام ملی

امروز مهم‌ترین سرمایه کشورمان پس از جنگ، انسجام ملی شکل‌گرفته در متن بحران است. حفظ این سرمایه، مستلزم نوعی عقلانیت راهبردی در حوزه سیاست‌گذاری فرهنگی، رسانه‌ای و اجتماعی است. اگر در دهه‌های گذشته بخش مهمی از جهاد تبیین معطوف به تثبیت هویت انقلابی در برابر تهدید‌های بیرونی بود، در عصر جدید این مأموریت باید با تمرکز بر «قوام‌بخشی انسجام ملی» و «افزایش هم‌پیوندی اجتماعی» ادامه یابد.

این مسئله به‌ویژه برای بسیج اهمیت مضاعفی دارد. بسیج نوین و متناسب با آینده انقلاب نمی‌تواند صرفاً بازتولید الگو‌های دهه‌های گذشته باشد، بلکه باید به بستری برای مشارکت نسل جدید در دفاع از کشور و انقلاب اسلامی تبدیل شود. جوان امروز ایرانی، حتی اگر در برخی ساحت‌های فرهنگی و اجتماعی دارای تفاوت سلیقه باشد، در بزنگاه‌های تاریخی نشان داده که نسبت به امنیت، استقلال و هویت ملی حساس و متعهد است. هنر حکمرانی انقلابی در عصر جدید، تبدیل این ظرفیت بالقوه به سرمایه پایدار ملی است.

از این منظر، یکی از مهم‌ترین نمود‌های ولایت‌مداری در دوره جدید، التزام عملی به راهبرد وحدت‌بخش رهبر انقلاب است. کشورمان در وضعیتی قرار دارد که دشمنان خارجی همچنان در پی بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی هستند و هرگونه تنش‌آفرینی غیرضروری ممکن است به تضعیف بازدارندگی ملی منجر شود. بنابراین، جهاد تبیین در روزگار فعلی باید بیش از هر زمان دیگری بر تقویت اعتماد اجتماعی، بازسازی سرمایه نمادین انقلاب و گسترش دایره مشارکت نیرو‌های وفادار به کشور و انقلاب متمرکز باشد.

آینده انقلاب اسلامی، بیش از آنکه صرفاً در میدان تجهیزات و فناوری تعریف شود، در گرو توانایی کشورمان در حفظ وحدت ملی، بازتولید سرمایه اجتماعی و ایجاد احساس تعلق مشترک میان نسل‌های جدید است. جنگ‌های اخیر یک درس بزرگ برای کشورمان داشت و آن، اینکه قدرت واقعی ایران، نه فقط در موشک‌ها و پهپادها، بلکه در قلب مردمی نهفته است که در لحظات سخت، با وجود همه تفاوت‌ها، در کنار وطن و انقلاب ایستادند.