تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۰  ، 
کد خبر : ۳۸۶۱۸۱
ضوابط تفکر انقلابی-۲۴

مصلحت موهوم!

پایگاه بصیرت / محمدرضا ملایی

پس از آنکه روشن شد نمی‌توان نسبت میان مصلحت و تفکر انقلابی را به‌صورت ساده و هم‌عرض فهم کرد، اکنون باید به سراغ آن دسته از مواردی رفت که معمولاً به‌عنوان شاهد «تضاد» میان این دو معرفی می‌شوند. در بسیاری از این موارد، آنچه در ظاهر به‌صورت تعارض میان مصلحت و تفکر انقلابی دیده می‌شود، در واقع تعارض واقعی نیست؛ بلکه حاصل نوعی مصلحت‌سنجی نادرست یا به تعبیر دقیق‌تر، مصلحت موهوم است. بی‌تردید می‌توان تصمیم‌ها و سیاست‌هایی را نشان داد که به نام مصلحت عرضه شده‌اند، اما در عمل با شاخص‌های تفکر و روحیه انقلابی در تعارض کامل قرار دارند. برای نمونه، اگر گفته شود مصلحت کشور اقتضا می‌کند از مبارزه با استکبار جهانی، از حمایت از مستضعفان، یا به‌ویژه از مسئله فلسطین دست کشیده شود، چنین مصلحت‌سنجی‌ای نه‌تنها با تفکر انقلابی ناسازگار است، بلکه اساساً فاقد پشتوانه عقلانی و راهبردی نیز هست. تفکر انقلابی به منزله یک جهت‌گیری هویتی، حساسیت نسبت به دشمن و مرزبندی روشن با نظام سلطه را از شاخص‌های بنیادین خود می‌داند و کنار گذاشتن این شاخص‌ها به نام مصلحت، نشانه اختلال در فهم خود مصلحت است. این تعارض ظاهری در سطوح خُردتر نیز قابل مشاهده است. برای نمونه، گاه چنین ادعا می‌شود که برای دستیابی به توسعه و رفاه، باید در برابر دشمن کوتاه آمد، به پیمان‌ها و معاهداتی تن داد که یک‌سویه‌اند، یا حتی تا مرز خلع سلاح پیش رفت. ممکن است کسی تصور کند خلع سلاح موشکی ایران، بهای لازم برای امنیت و رفاه است و از این رو، آن را به منزله مصلحت معرفی کند؛ اما تجربه‌های روشن تاریخی، از جمله تجربه لیبی و نیز بدعهدی‌های مکرر قدرت‌های سلطه‌گر در قبال تعهدات خود، نشان داده است که چنین «مصلحت‌سنجی»‌هایی نه‌تنها با تفکر انقلابی در تعارض هستند، بلکه در نهایت به زیان منافع واقعی کشور نیز تمام می‌شوند. در همین راستا می‌توان به ماجرای نامه سال ۲۰۰۳ برخی مسئولان وقت جمهوری اسلامی ایران به آمریکایی‌ها اشاره کرد؛ اقدامی که با هدف کاهش فشار‌ها و حل مشکلات کشور انجام شد و از سوی طراحانش به منزله یک مصلحت معرفی شد. با این حال، این اقدام نه‌تنها به نتیجه‌ای نرسید، بلکه از منظر شاخص‌های تفکر انقلابی نیز نوعی عقب‌نشینی از آرمان‌ها و اهداف بنیادین نظام تلقی شد. چنین تجربه‌هایی به‌روشنی نشان می‌دهد که هر آنچه به نام مصلحت عرضه می‌شود، الزاماً مصلحت نیست. از مجموع این مثال‌ها می‌توان به یک نتیجه روشن رسید: بسیاری از تعارض‌هایی که میان مصلحت و تفکر انقلابی تصویر می‌شوند، تعارض واقعی نیستند؛ بلکه ناشی از خلط میان مصلحت واقعی و مصلحت توهمی‌اند. مصلحت توهمی معمولاً بر پایه ترس، امید بستن به دشمن، یا تحلیل‌های سطحی شکل می‌گیرد و در بلندمدت، خود به منبع خسارت تبدیل می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات