داستان اشغال سرزمین سرخپوستان به دست اشغالگران اسپانیایی، داستان تلخی بود که تاریخ تا آن زمان کمتر نمونه مشابه آن را ثبت کرده بود. غارتگرانی که به هیچ چیز رحم نمیکردند و با هدف تاراج یک سرزمین به آنجا یورش برده بودند. فاتحان طمّاع و درّندهخوی اسپانیایی، در سرزمین مکزیک و پرو، رفتاری وحشیانه پیش گرفتند. آنها با حرص و آز بسیار در جستوجوی طلا بودند. رفتار فاتحان ستمگر، هم در موقع جنگ و هم پس از فتح، وحشیانه و زشت بود. آنان بومیان آمریکا را مجبور کردند بدون اجرت و مزد برایشان کار کنند. کارهای صعب و دشوار و استخراج معادن به گردن بومیان انداخته شد و سختیها و رنجهای این کار، هزاران هزار نفر را از پای درآورد. وقتی در سال ۱۴۹۲، «کریستف کلمب» به جزیره سن دومینک پا گذاشت، در آنجا بیشتر از یک میلیون نفر ساکن بودند؛ امّا از این جمع، پس از هفده سال (۱۵۰۹ م) فقط سیزده هزار بومی مانده و بقیه به دست فاتحان اسپانیایی کشته شده بودند.
در مدت نیم قرن اول سده شانزدهم میلادی، ساکنان شبه جزیره ایبری (اسپانیا و پرتغال) موفّق شدند موقعیت خود را در آمریکای لاتین مستحکم کنند. این اشغال توأم با کشتار بیرحمانه و غارت بیش از اندازه بود؛ به طوری که حرص به طلا از مردم اسپانیا، جانوران درندهخویی ساخته بود که جز طلا به چیز دیگری نمیاندیشیدند.
تصرف قاره آمریکا به دست مهاجمان اروپایی، با کوشش آنها برای به دست آوردن هرچه بیشتر منابع طلا و سایر مواد و عناصر با ارزش همراه بوده با شروع اسارت بومیان و تجارت بردگی، آثار چشمگیری بر جامعه و مردم این سرزمین برجای ماند.
اسپانیاییها به مدت سه قرن جلوی حرکت تاریخ را در آمریکای لاتین گرفتند و تاریخ منطقه به مدت سه قرن بیحرکت و ایستا باقی ماند؛ به طوری که تمدّنهای این منطقه به کلی نابود شده و مردم منطقه قتل عام شدند. در عمل آنها صحنه را به اجبار ترک کردند و به ندرت در کنار جنگلها و زاغهها یا جاهای دیگر به زندگی بومی و انفرادی خود ادامه دادند.