تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۸۶۷۲۰
برشی از خاطرات اسحاق جهانگیری درباره حوادث سال ۱۳۸۸

اشتباهات اصلاح‌طلبان

پایگاه بصیرت / مهدی سعیدی

حوادث تلخ اردوکشی‌های خیابانی و طرح ادعای تقلب در انتخابات، نه تنها آورده‌ای برای این جریان نداشت، که پیامد‌های سنگینی را در عرصه فعالیت سیاسی برای این جریان به همراه داشت، به گونه‌ای که این جریان تا به امروز نیز از بخشی از پیامد‌های آن خارج نشده است. «اسحاق جهانگیری» در کتاب خاطراتش با عنوان «در اندیشه ایران» این گونه شرح می‌دهد:

«جریانات بعد از انتخابات به صورتی شد که به احزاب و چهره‌های اصلاح‌طلب ضربه سختی وارد شد و بسیاری از آنها از صحنه مدیریتی کشور حذف شدند و شماری از چهره‌های کلیدی اصلاح‌طلب با احکام سنگین روانه زندان شدند. روی دیگر سکه هم این بود که احمدی‌نژاد که عامل اصلی این اتفاقات بود، در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش با رهبری و سایر مسئولان کشور اختلافات بی‌سابقه‌ای پیدا کرد. عملکرد احمدی‌نژاد در دوره دوم سبب شد تا بحران‌های پیش روی کشور در داخل و خارج شدت یابد و بزرگ‌ترین ضربه را بر پیکر جمهوری اسلامی وارد کند و در نهایت شاهد آشکارترین اختلاف و اعتراض به نظرات رهبری از سوی رئیس‌جمهوری وقت باشیم؛ موضوعی که تا آن زمان در ایران سابقه نداشت.

در چنین فضایی، دو سال پس از اتفاقات سال ۱۳۸۸ به همراه آقایان مجید انصاری و موسوی‌لاری پیش از انتخابات مجلس به ملاقات رهبری رفتیم؛ آقای حجازی هم در جلسه حضور داشت. آقایان انصاری و موسوی‌لاری کوتاه صحبت کردند و من بیشتر صحبت کردم. درباره عملکرد دولت و افزایش قیمت‌ها و بی‌ثباتی ایجاد شده گفتم. یادم هست همان جا مثالی از قیمت خودرو زدم و گفتم وقتی وزیر صنایع بودم قیمت پراید ۵ میلیون بود و صدا و سیما مرتب انتقاد می‌کرد که چرا خودروی با کیفیت پایین با این قیمت فروخته می‌شود. الآن همان پراید ۲۰ میلیون تومان است و کسی هم توضیحی به مردم نمی‌دهد. بعد هم درباره اصلاح‌طلبان و اینکه می‌خواهند با نظام کار کنند و خود را در این چارچوب می‌بینند، صحبت کردم.

رهبری در پاسخ نکات مختلفی را مطرح کردند که مهم‌ترین آن این بود که با کسی به دلیل اصلاح‌طلب بودن برخورد نشده است و با هر کس برخوردی شده به دلیل تخلفاتی بوده که انجام داده است. جمع‌بندی ما از دیدار این بود که در انتخابات پیش‌رو در سال ۱۳۹۲ امکان حضور وجود دارد. در پایان جلسه هم من خصوصی نزد رهبری رفتم و برخی چهره‌های اصلاح‌طلب را که به تازگی آزاد شده بودند، مثال زدم و گفتم بودن این افراد در زندان چه نفعی برای کشور داشت؟ ایشان هم به آقای حجازی فرمودند این موضوع جدی است و پیگیری شود.

در مجموع، در انتخابات ۸۸ جریان مقابل تلاش کرد تا راه بازگشت اصلاح‌طلبان به حاکمیت را به طور کامل مسدود کند و اصلاح‌طلبان به عنوان یک جریان قدرتمند که سال‌ها مسئولیت‌های مختلف اجرایی و تقنینی را بر عهده داشتند به طور کامل از جریان مدیریتی کشور کنار گذاشته شوند و موجودیت قانونی و حقوقی این جریان نیز با چالش روبه‌رو شود. همچنین رویداد‌های انتخابات ۸۸ منجر به این شد که چهره‌های کلیدی اصلاح‌طلب به زندان بیفتند، محصور شوند، یا خانه‌نشین شوند و سکوت کنند. البته در دوره زمانی پس از انتخابات در جریان اصلاحات، اشتباهاتی هم صورت گرفت که سبب شد این جریان از صحنه حذف شود. بخشی از این اشتباهات ناشی از این بود که با گسترش تجمعات خیابانی، عملاً اصلاح‌طلبان هزینه کاری را پرداخت کردند که نه انجامش و نه مدیریتش در اختیار آنها نبود.

جریان مقابل هم با کنار گذاشتن کامل جریان اصلاحات که تقریباً همه نیرو‌های سیاسی حول جریان چپ انقلاب اسلامی را در بر می‌گرفت، به دنبال یک هدف بزرگ‌تر رفت که آن حذف آقای هاشمی‌رفسنجانی از معادلات سیاسی کشور بود. آنها به دنبال این بودند تا ایشان را کنار بگذارند و پروژه «منتظری‌سازی» آقای هاشمی را پیش ببرند. فشار‌هایی در این مقطع به آقای هاشمی وارد شد که بی‌سابقه بود، از جمله اینکه یک روز جمعیتی نزدیک خانه ایشان در جماران آمده بودند و شعار‌ها و فحش‌های رکیک سر داده بودند و هیچ برخوردی هم با آنها نشد و این شائبه را ایجاد می‌کرد که این خط از جایی دنبال می‌شود.

من در این فاصله مرتب با آقای هاشمی در ارتباط بودم و جمع‌بندی خود ایشان هم همین بود. تلاش زیادی می‌شد که نسبت حاکمیت با آقای هاشمی هم به نقطه‌ای برسد که ایشان از جریان تصمیم‌گیری کنار گذاشته شود. زمینه‌های این موضوع نیز با تهاجم احمدی‌نژاد به هاشمی در تبلیغات انتخاباتی و ندادن زمان پاسخ به آقای هاشمی آغاز شد. پس از آن نامه معروف آقای هاشمی به رهبری منتشر شد که واکنشی بود به اظهارات احمدی نژاد در طول مبارزات انتخاباتی.

البته آقای هاشمی رویه اعتدالی را هیچ گاه کنار نگذاشت و با وجود همه اینها در نماز جمعه تاریخی تیرماه ۸۸ پیشنهاد‌هایی برای حل مسائل پیش آمده مطرح کرد. مفروض آقای هاشمی همواره این بود که مردم همه کاره نظام هستند و مشروعیت همه مسئولان با رأی و همراهی اکثریت مردم به دست می‌آید و بر همین اساس پنج پیشنهاد برای برون رفت از وضعیت پیش آمده مطرح کردند که مورد توجه قرار نگرفت و این سخنرانی عملاً به آخرین حضور ایشان در کسوت خطیب نماز جمعه تبدیل شد و ایشان از مهم‌ترین تریبون عمومی رسمی که در اختیارشان بود، کنار رفتند.

کنش سیاسی آقای هاشمی همواره به گونه‌ای بود که تقابل‌ها با ایشان را کم اثر می‌کرد و آقای هاشمی تا زمانی که زنده بود واسطی میان جریان‌های سیاسی مختلف با حاکمیت بود و خودش نیز همواره بر این موضوع تأکید می‌کرد. هم در دوره اصلاحات که هدف حملات انتقادی برخی رسانه‌ها و چهره‌های اصلاح‌طلب بود و هم در سال‌های پس از ۸۸ آقای هاشمی این اصل را در کانون توجه قرار می‌داد که هیچ جریانی به طور کامل از صحنه مدیریت کشور حذف نشود؛ اصلی که تا پایان حیاتش نیز به آن وفادار ماند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات