هر ساله در ماههای منتهی به کنکور سؤال «چه مسیری را انتخاب کنم؟» ذهن بسیاری از جوانان را به خود مشغول ساخته است. دنیای پیرامون ما، سرشار از تحولات برقآسا و غیرقابل پیشبینی است؛ از فناوریهای نوظهور که هر روز مشاغل جدیدی را خلق و برخی را منسوخ میکنند، تا تغییرات ژئوپلیتیکی که بازار کار را به گونهای بنیادین تحت تأثیر قرار میدهند. در این میان، انتخاب رشته تحصیلی، به عنوان یکی از مهمترین تصمیمات حرفهای یک جوان، دیگر صرفاً یک انتخاب شخصی نیست، بلکه یک گام راهبردی در مسیر زندگی است که میتواند آینده فردی و جمعی کشورمان را متأثر سازد.
عصر حاضر، عصری است که در آن، مرزهای میان رشتهها در هم تنیده شده و تخصصهای دیروز، ممکن است پاسخگوی نیازهای فردا نباشند. این عدم قطعیت در رابطه با آینده شغلی، اگر به درستی مدیریت نشود، میتواند منجر به سرمایهگذاریهای عظیم زمانی، مالی و انسانی در مسیرهایی شود که در نهایت، به سر منزل مقصود نمیرسند. چه بسیار جوانانی که سالیان طلایی عمر و شور خود را در رشتههایی سپری میکنند که با واقعیتهای بازار کار آینده کشورمان همخوانی ندارند و تنها خروجی آن تولید نسل جوان ناراضی است. این ناهماهنگی، نه تنها به سرخوردگی فردی منجر میشود، بلکه منابع ارزشمند کشور را نیز به هدر میدهد؛ منابعی که میشد و میشود در مسیرهای کارآمدتر و مؤثرتر، به توسعه و پیشرفت کشورمان یاری رسانند.
برای غلبه بر این عدم قطعیت در انتخاب رشته و حرفهکاری، نیازمند اتخاذ رویکردی بر پایه عقلانیت متقدم در انتخاب رشته و مسیر شغلی هستیم. این رویکرد، به معنای پرهیز از تصمیمگیریهای شتابزده یا بر پایه تعاریف سنتی و ناکارآمد از مفهوم «موفقیت»، و در عوض، مبتنی بر تحلیل دقیق و آیندهنگرانه از بازار کار است.
علاوه بر این عقلانیت متقدم، به دانشآموزان و والدین حکم میکند تا به جای اتکا به اعتبار گذشته یا صرف علاقه، به دادههای امروز و چشماندازهای فردایی که هوش مصنوعی نقش مهمی در شکلدادن آن دارد توجه کنند. برای مثال، رشتههایی مانند پزشکی، حقوق، مهندسی کامپیوتر، برق، حسابداری و... از جمله رشتههای هستند که اگر چه امروز بازار کار خوبی دارند، اما در سالهای نه چندان دور آینده با هوش مصنوعی و رباتها جایگزین خواهند شد و تنها رشتههایی بازار کار مناسب خواهند داشت که هوش مصنوعی و رباتها قادر به جایگزینی آنها نیست.
در این مسیر، مسئولیت تنها بر دوش دانشآموزان و والدین نیست. نظام آموزش عالی کشور، دانشگاهها و پژوهشگاهها نیز باید نقش محوری خود را در پایش مستمر وضعیت اشتغال فارغالتحصیلان ایفا کنند. همانطور که از سال ۱۳۹۷، طرح پایش اشتغال دانشآموختگان آغاز شده است، این نهادها باید با ساماندهی دورههای مهارتافزایی، فعالسازی مشاورههای شغلی و برقراری ارتباط مستمر با صنعت، فاصله میان آموزش و نیازهای بازار کار را پر کنند. این همافزایی، به تربیت نیروی انسانی توانمند و ماهر منجر میشود که سرمایهای بیبدیل برای کشورمان در شرایط کنونی است.