سرمایه انسانی متخصص و متعهد همواره حاشیه امن و میراث پایدار هر نظامی است که آرمان پیشرفت و اقتدار را در دستور کار خود دارد. خبری که هفته گذشته «سردار سعید منتظرالمهدی» معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی کل کشور مبنی بر راهاندازی دبیرستانهای پلیس و آغاز فعالیت «دبیرستان پلیس سپهبد شهید محمد باقری» از سال تحصیلی ۱۴۰۵ در تهران اعلام کرد، فراتر از یک تصمیم اداری صرف در حوزه آموزش و پرورش نیروی انتظامی، تلویحاً از یک تحول بنیادین در معماری منابع انسانی نیروهای مسلح کشورمان حکایت دارد. این اقدام که پس از دههها تمرکز صرف بر دانشگاههای افسری و دانشکدههای تخصصی صورت میگیرد، نشاندهنده بازگشت به یک الگوی آزموده و کارآمد در مدیریت استعدادهای نظامی و امنیتی است. مسئله اصلی این است که در یک محیط ژئوپلیتیک پرالتهاب و پیچیده مانند غرب آسیا، نیروهای مسلح برای مواجهه با تهدیدهای ترکیبی و نوظهور، دیگر صرفاً نیازمند نیروی ماهر نیستند، بلکه به افسران و درجهدارانی نیاز دارند که «ذهنیت نظامی» و «هویت سازمانی» در کالبد آنها نهادینه شده باشد. اهمیت این تحول زمانی آشکارتر میشود که بدانیم بر اساس پژوهشهای جهانی تفاوت میان یک نیروی آموزشدیده در سنین نوجوانی و یک نیروی جذبشده در بزرگسالی، تنها در میزان مهارت نیست، بلکه در عمق وفاداری، انضباط درونی و میزان انعطافپذیری ذهنی آنها در برابر بحرانها نهفته است. با توجه به اهمیت بررسی این موضوع در ادامه به این پرسش پاسخ خواهیم داد که بازگشت مدارس نظامی چگونه میتواند معادله توانمندسازی نیروی انسانی در کشورمان را به نفع منافع ملی و امنیت پایدار تغییر دهد؟
بازآفرینی یک الگوی موفق
بررسی سیر تحولات آموزشی در نیروهای مسلح کشورمان حاکی از آن است که سابقه تأسیس مدارس نظامی به حدود یک قرن پیش و سال ۱۳۰۰ خورشیدی بازمیگردد؛ دورانی که ضرورت ایجاد یک ارتش مدرن و منسجم، راهاندازی مدارس نظامی را در دستور کار سیاستگذاران وقت قرار داد. با این حال، در دهههای گذشته و با گسترش دانشگاههای افسری و مراکز آموزش عالی، رویکرد حاکم بر جذب نیرو به سمت ورودیهای بزرگسال و فارغالتحصیلان مدارس عمومی معطوف شد. هرچند این رویکرد در مقطعی کارآمد بود و حجم زیادی از نیروی مورد نیاز دستگاههای دفاعی و امنیتی کشور را تأمین کرد، اما در درازمدت چالشهایی نظیر دشواری در جامعهپذیری کامل، زمانبر بودن فرآیند نهادینهسازی ارزشها و مقررات نظامی و بروز چالشهای متعدد در سنین بالاتر را به همراه داشت. در مدل فعلی، دانشجویان دانشگاههای افسری در سنین جوانی وارد نهاد دفاعی و امنیتی جذبکننده خود میشوند؛ سنی که شخصیت و هویت فردی آنها تا حد زیادی شکل گرفته و تغییر دادن آن نیازمند هزینه و تلاشی مضاعف است. در مقابل، مدارس نظامی با بهرهگیری از «سن طلایی تربیت»، یعنی دوران نوجوانی، این فرصت بیبدیل را فراهم میکنند که ارزشهای انضباط، تعهد و ایثار پیش از استواری شخصیت ثانویه، در ذات فرد نقش بندد.
نگاهی به تجربیات جهانی
نگاهی به تجربه جهانی نشان میدهد، کشورهای پیشرو در حوزه نظامی و امنیتی، هرگز زنجیره آموزش را از مدارس قطع نکردهاند. در ایالات متحده آمریکا، مدارس نظامی نظیر «آکادمی نظامی ولی فورج» که به «وستپوینت مدارس» معروف است، یا «آکادمی نظامی هارگریو» و «آکادمی نظامی میسوری»، دهههاست که به عنوان مخازن استعدادهای راهبردی وزارت جنگ و ارتش آمریکا عمل میکنند. این مدارس صرفاً محیطی برای آموزش دروس عمومی نیستند، بلکه به عنوان اکوسیستمهای تربیتی، نوجوانان را با مفاهیم رهبری، کار تیمی و فشارهای روانی محیطهای عملیاتی آشنا میکنند. در کشورهایی نظیر پاکستان، بنگلادش و ترکیه نیز «کالجهای کادت» نقشی محوری در تأمین افسران ارشد و فرماندهان ارتش ایفا کردهاند. برای نمونه، در پاکستان، مدارس نظامی، چون «کادت کالج حسن ابدال» و «کادت کالج کوهات» به عنوان مدارک معتبر و پرورشدهنده نخبگان نظامی شناخته میشوند. حتی در کشور برزیل، شبکه گستردهای از مدارس نظامی در شهرهای گوناگون با هدف تربیت دانشآموزان با روحیه شهروندی و آمادگی جسمی و فکری بالا فعالیت میکنند. این مدل جهانی به وضوح نشان میدهد، برای داشتن نیروهای مسلحی که قادر به رقابت با قدرتهای بزرگ و مدیریت تهدیدات نامتقارن باشند، باید فرآیند تربیت را به نقاط عطف رشد انسانی نزدیکتر کرد. اگر کشورمان به دنبال کسب جایگاه برتر در معادلات منطقهای و ایجاد بازدارندگی فعال است، ناگزیر باید این تجربه جهانی را بومیسازی کرده و با مقتضیات بومی خود تطبیق دهد.
تلفیق آموزش و مهارت
بر اساس اعلام سخنگوی فرماندهی انتظامی کشور، رویکرد دبیرستانهای پلیس در کشورمان «تلفیقی» خواهد بود. طبق بیانیه رسمی، دبیرستان پلیس «سپهبد شهید محمد باقری» با هدف تلفیق آموزشهای عمومی و مهارتی فعالیت خود را آغاز خواهد کرد. این تعبیر از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا شکاف میان آموزشهای نظری دانشگاهی و نیازهای عملیاتی میدانی، یکی از چالشهای همیشگی در نظامهای آموزشی نیروهای مسلح بوده است. در این مدارس، دانشآموز ضمن آنکه دروس رسمی را میآموزد، با مهارتهای تخصصی پلیسی، تکنیکهای بدنی و مبانی حقوقی آشنا میشود. این یادگیری دوگانه، مقوله «زمان» را در مدیریت منابع انسانی بهینه میکند. فارغالتحصیل این دبیرستانها با یک پیشزمینه قوی وارد دانشگاههای افسری میشود؛ دیگر نیازمند صرف سالها زمان برای تطبیق با محیط نظامی نیست، بلکه در واقع به محیطی وارد میشود که پیشتر در آن رشد کرده است، طبیعتاً این امر سرعت «آمادگی عملیاتی» نیروها را به طرز چشمگیری افزایش داده و هزینههای آموزشی را در سطوح عالی کاهش میدهد.
فرصت شناسایی و پرورش استعدادها
یکی از چالشهای جدی در سیستمهای جذب سنتی نیروهای نظامی و امنیتی، نبود شناخت دقیق ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی داوطلبان پیش از ورود به دانشگاه است. در سیستمهای معمول، گزینش بر اساس آزمونهای کتبی و مصاحبههای مقطعی و تحقیقات محلی انجام میشود که لزوماً تصویری دقیق از ظرفیت بلندمدت فرد ارائه نمیدهد. اما در مدارس نظامی که فرآیند تربیت در طول سه سال تحصیلی انجام میشود، مدیران و مربیان این فرصت را دارند که استعدادهای نهفته، پتانسیل رهبری، قدرت تحمل فشار و میزان وفاداری افراد را در عمل و در شرایط مختلف بسنجند. همانطور که سردار منتظرالمهدی در خبر خود اعلام داشته است، هدف این مدارس شناسایی و پرورش استعدادهای جوان است. این شناسایی زودهنگام موجب میشود افراد دارای قابلیتهای ویژه، نظیر استعداد در ورزشهای رزمی، هوش انتظامی، یا مهارتهای فنی، شناسایی و در مسیرهای تخصصی هدایت شوند. کشورمان سرشار از نوابغ و استعدادهای جوان است که در مدارس عمومی ممکن است به دلیل نبود بستر مناسب، مستهلک شوند؛ از اینرو دبیرستانهای نظامی میتوانند به مثابه بستر ویژه عمل کنند تا این سرمایههای انسانی به جای هدررفت در فرآیندهای معمول، به ستون فقرات امنیت ملی تبدیل شوند.
تأثیرات اجتماعیـ فرهنگی
فراتر از ابعاد نظامی، راهاندازی مدارس نظامی پیامدهای مثبت اجتماعیـ فرهنگی تأملبرانگیزی نیز به همراه دارد. حضور این مدارس در جامعه به منزله نمادهای انضباط و نظم، میتواند الگوی مناسبی برای نسل نوجوان ارائه دهد. در دورانی که جامعه با آسیبهایی، نظیر بیانگیزگی، اعتیاد و تضعیف نهاد خانواده دستوپنجه نرم میکند، ورود نوجوانان به محیطی با نظم و برنامهریزی دقیق، میتواند به صیانت از آنها در برابر انواع تهدیدها، بهویژه تهدیدهای متوجه نوجوانان کمک کند. این مدارس نه تنها نیروی آینده پلیس را تربیت میکنند، بلکه خانوادههایی نیز پرورش میدهند که مفاهیم مسئولیتپذیری و ایثار را به فرزندان خود منتقل میکنند. همچنین، این اقدام میتواند گفتمان «آمادگی دفاعی» و «فرهنگ امنیت» را در سطح جامعه نهادینه کند. وقتی نوجوانی در دبیرستان پلیس تحصیل میکند، خانواده و اطرافیان او نیز با مفاهیم امنیت ملی و قوانین اجتماعی بیشتر آشنا میشوند و این خود، یک پیروزی در جنگ نرم و رسانهای است که دشمنان برای تضعیف باورهای ملی ما آغاز کردهاند.
الزامات موفقیت
برای آنکه این طرح به اهداف راهبردی خود دست یابد، باید از ابتدا به برخی ملاحظات سیاستی توجه ویژهای شود.
اولین شرط موفقیت، کیفیت آموزشی و تربیتی است. این مدارس نباید صرفاً مدارس شبانهروزی معمولی با لباس نظامی تلقی شوند؛ بلکه باید برنامه درسی آنها را کارشناسان ارشد تربیتی و نظامی طراحی کنند که تعادلی میان تحصیلات عالی (برای ورود به دانشگاههای برتر) و مهارتهای نظامی برقرار کند.
نکته دوم، عدالت در دسترسی است. فرآیند جذب و گزینش باید به گونهای طراحی شود که تمام علاقهمندان و نخبگان واقعی از اقصی نقاط کشورمان بتوانند وارد این مدارس شوند و فرایند گزینش کاملاً تخصصی و بر اساس الگوهای علمی و نه سهمیهای انجام پذیرد. خوشبختانه سخنگوی پلیس به گسترش این مدارس در استانها و شهرستانها اشاره کرده است که این خود نشانهای از نگاه فراگیر به این طرح است.
نکته سوم، بهرهبرداری از تجربیات جهانی موفق در این زمینه است، طبیعتاً اگر به دنبال موفقیت در این طرح هستیم، باید به شکل ویژه از تجربیات موفق جهانی در زمینه تأسیس و راهبردی مدارس نظامی و انتظامی استفاده کنیم.
توصیههای راهبردی
بازگشت مدارس نظامی به ویژه با راهاندازی دبیرستانهای پلیس، یک گام بلند و ضروری در جهت تکمیل زنجیره تربیت نیروی انسانی در ساختار نیروهای مدافع وطن کشورمان است. این اقدام اگر با مدیریت صحیح و نگاه آیندهنگر دنبال شود، نه تنها به تکمیل و توسعه نیروی انسانی متخصص در نیروهای انتظامی و سایر نیروهای مسلح منجر میشود، بلکه ابزاری مؤثر در جهتدهی استعدادهای نوجوانان و مقابله با آسیبهای اجتماعی خواهد بود. مقایسه تطبیقی با کشورهای موفق، نشان میدهد راهاندازی مدارس نظامی در سنین نوجوانی، یک ضرورت اجتنابناپذیر برای کشوری است که در منطقهای حساس و ناآرام قرار دارد و نیازمند حفظ ظرفیت بازدارندگی خود است.
به عنوان یک توصیه سیاستی، پیشنهاد میشود شورای عالی امنیت ملی و ستاد کل نیروهای مسلح، نسبت به تدوین یک سند ملی برای تأسیس و راهبرد مدارس نظامی اقدام کنند تا این تجربه از سطح یک اقدام اجرایی محدود در فراجا، به یک راهبرد کلان در تمامی نیروهای مسلح ارتقا یابد. همچنین، بازنگری در متون درسی مدارس نظامی با تأکید بر مهارتهای نوین (نظیر جنگ سایبری، پهپادهای انتظامی و هوش مصنوعی) باید در دستور کار قرار گیرد تا نیروهای تربیت شده متناسب با نیازهای قرن بیست و یکم باشند. همچنین رسانههای ملی و خاصه صدا و سیما نیز باید با ارائه تصویری مناسب از این مدارس انگیزه و همت فرزندان این مرز و بوم را برای ورود به این عرصههای افتخارآفرین دوچندان کنند. همانگونه که مشخص است احیای مدارس نظامی اگر به درستی و هوشمندی انجام شود، امنیت ملی کشورمان را برای دهههای آینده تضمین خواهد کرد.