صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۵۹۶۱۸

پایگاه بصیرت، گروه سیاست داخلی ـ قانون اساسی میثاق ملی و فصل‌الخطاب منازعات است. یکی از معیارهای جامعه‌پذیری، نظم‌پذیری و اقتدار کشورها، حرکت بر مدار قانون اساسی است. در غیر این صورت، آنارشی و هرج‌ومرج موجب اتلاف فرصت‌ها و از بین رفتن منافع ملی و امنیت ملی خواهد گردید. قانون اساسی جمهوری اسلامی با 14 فصل و 177 اصل، یک کل تجزیه‌ناپذیر به شمار می‌رود و به‌اصطلاح «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نمی‌توان بود. اگر کسی به بهانه تحقق یکی از اصل‌های قانون اساسی، دیگر اصل‌ها و فصول آن را مورد انکار یا تعرض قرار دهد، مرتکب جرم سیاسی شده است.

چندی است که برخی، متعرض اصول پانزدهم و نوزدهم قانون اساسی شده و به بهانه تلاش برای تحقق تمام و کمال آن‌ها، سخنانی گفته‌اند که بوی سفسطه و مغلطه می‌دهد و به‌نوعی دیگر اصول این قانون که وحدت ملی و اسلامیت و استقلال، از جمله آن‌هاست را خدشه‌دار می‌سازند.

در اصل 15 آمده است: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران، فارسی است، اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید به این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.

در اصل 19 نیز آمده است: مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند، از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود.

در زمان دولت اصلاحات، گروه‌ها و عناصر دوم خردادی، اقدامات زیادی برای تحریک قومیت‌ها و پیروان مذاهب انجام دادند، آنان با وجود شعار قانون‌مداری، با این‌گونه رفتارها همبستگی ملی و تمامیت ارضی کشور را در معرض خطر قرار می‌دادند. فراموش نکرده‌ایم که در این دوره، نشریات و پایگاه‌های اینترنتی و ان‌جی‌او‌ها و محافلی پدید آمدند که به نحو افراطی، اختلافات قومی و مذهبی را دامن می‌زدند و پیوندهای اجتماعی ملت را با گسست مواجه می‌ساختند و از این طریق، خسارت‌هایی را به نظام تحمیل کردند. حتی به عناصر نزدیک به پان‌ترکیسم امتیازاتی داده شد و ��رصت‌هایی در اختیار آنان قرار دادند که از نظام اسلامی طلبکار شدند و با مداخلات کشورهایی چون جمهوری آذربایجان و تشکل‌های قوم‌گرا، همسو و همراه بودند. برخی از این افراد، در دستگاه‌های نظام نفوذ کردند و شاید اکنون نیز در برخی مراکز حضور داشته و همچنان پیگیر مقاصد خویش باشند.

اینک مدتی است که برخی عناصر قوم‌گرا به طمع افتاده‌اند و درصدد تحریک افکار عمومی هستند تا با سوءاستفاده از اصول 15 و 19 قانون اساسی، در محافل سیاسی و رسانه‌ها فضاسازی کنند و با بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها، خواستار آموزش زبان‌های محلی و قومی بشوند. این در حالی است که در اصل 15 تصریح شده است زبان و خط رسمی کشور، فارسی است و کتب درسی باید به این زبان و خط باشد. با این حال، راه برای استفاده از زبان‌های محلی در عرصه‌های مختلف پیش‌بینی شده است، به نظر می‌رسد در چنین شرایطی باید مراقب دست‌های مرموز بود تا از این طریق وحدت و انسجام ملی را دچار گسست و چندپارچگی نکنند.

زبان بارزترین عامل شناخت یک ملت در مقابل ملل دیگر است، احساسات و اندیشه‌های مشترک و روابط عمیق و ناگسستنی یک ملت، از زبان متبلور می‌شود، ارتباطی که یک زبان بین مردم یک کشور ایجاد می‌کند، خودبه‌خود و بی‌هیچ کوششی، حافظ و پشتیبان وحدت ملی است. به همین جهت است که دولت‌های استعمارگر برای تسلط بر کشورهای خاص، سعی می‌کنند تا با القای زبان بیگانه، هویت و انسجام ملی آن کشور را متلاشی سازند. آنان زبان خود را به جهان تحمیل می‌کنند؛ اما در درون کشورهای مخالف، سعی می‌کنند تا با تکثر زبان‌ها، وجه مشترک ملت را از بین ببرند. زبان بدون خط مشترک نیز نمی‌تواند از بنیان مستحکمی برخوردار باشد؛ زیرا بدون آن، میراث‌های ملی، با گذشت زمان، آسیب می‌پذیرند و به‌تدریج از بین می‌روند؛ از این رو باید خط را یکی از ابزارهای نگهبان خصایص و تراوش‌های پرفضیلت یک جامعه محسوب کرد. زبان و خط ایرانی قبل از ظهور اسلام، فارسی میانه نامیده می‌شد و کتب علمی، سیاسی و ادبی را بدان خط می‌نوشتند. پس از ظهور اسلام، این زبان با زبان عربی آمیخته شد و بر بلاغت و غنا و فصاحت آن افزوده شد.

زبان و ادبیات فارسی به‌عنوان میراثی ارزشمند، یکی از عناصر بارز وحدت ملی ایران به شمار می‌رود. این زبان، حلقه اتصال وحدت ملی و انسجام و همگرایی داخلی است. کشور ایران با وجود تعدد اقوام و فرق و ادیان و مذاهب، دارای تاریخ و جغرافیا و هویت ملی خاص و شناخته‌شده است و عناصری همچون دین، مذهب، خط، زبان، تاریخ و پرچم، اساس وحدت ملی را تشکیل می‌دهند.

درنتیجه، پیشاپیش باید مراقب آسیب‌هایی بود که می‌تواند برای نظام سیاسی دردسرساز باشد. دلسوزان نظام و مردم باید با مراقبت دقیق به رسم دلسوزی، امر به معروف و نهی از منکر کنند تا تمدن اسلامی و ایرانی همچنان سرافراز و تأثیرگذار به سوی فتح قله‌های پیشرفت و تعالی به راه خود ادامه دهد و در دام استعمارگران گرفتار نشود.
 / علی مرادزاده

نام:
ایمیل:
نظر: