سردار «سیدمحمد باقرزاده» فرمانده كمیته جستوجوی مفقودین در خصوص چگونگی پیدا شدن پیكر سردار شهید علی هاشمی میگوید: «در عملیات تك دشمن در سال 1367 نیروهای دشمن قصد هلیبرن داشتند، به همین دلیل با بالگرد روی جاده نشستند و نیروهایشان را پیاده كردند تا بتوانند راه را ببندند. شهید علی هاشمی براساس همان منطق «هیهات من الذله» با ماشین به این بالگرد عراقی زد و آنها را منهدم ساخت. با توجه به سابقه درگیری شهید هاشمی و همرزمانش با بالگرد عراقی در این نقطه میدانستیم كه آنها در این منطقه حضور داشتند، زیرا عراقیها بالگرد را برای دستگیری و اسیر كردن شهید علی هاشمی بلند كرده بودند، لذا باید پیكر آنها را در آن اطراف پیدا میكردیم؛ عراقیها مختصات قرارگاه را داشتند شنود میكردند و اطلاعاتشان دقیق بود.
وقتی وارد صحنه شدیم، در ابتدا چیزی دیده نشد، جاده پاكسازی شده بود و اثری از آنها نبود ولی كاوش كه شروع شد، در كنار سنگر اورژانس، چسبیده به سنگر، در یك فضای تقریباً مثلثی شكل، در حدود 100 مترمربع، شهدا پیدا شدند و جالب اینجاست كه آثار و بقایای بالگرد و ماشین هم دیده میشد. بر اساس آن چیزی كه پیدا كردیم، حدود پنج شهید را دوستان تأیید كردند.
البته یك مقدار فرایند شناسایی پیكر مطهر ایشان طول كشید، علتش هم این بود كه میخواستیم مطمئن شویم. یك ملاحظاتی بود. اینها همگی روی حساب و مبنایی است. اینها نكاتی است كه من فكر میكنم از مقامات معنوی شهید است كه سالهای سال در دل هور، در غربت بماند و بعد ما متوقف بمانیم و بعد هم پیكر شناسایی شود و سرافراز و با عزت به آغوش ملت برگردد.
از قضا روزی كه ما برنامهریزی میكردیم كه زمان تشییع و شهادت ایشان را اعلام كنیم؛ همزمان كتابی به نام «راز گمشده مجنون» توسط خواهری به نام نظرلو كه یك سال و اندی در نوبت چاپ بوده، به چاپ رسید و جالب اینجاست كه این خواهر 30 شب ماه مبارك رمضان تا سحر را به نوشتن این كتاب پرداخته بود؛ به ایشان گفتم كه معلوم است این شهید و خدای متعال كار شما را قبول كرده است كه شما اكنون موفق شدید در چنین روزی از این كتاب رونمایی كنید.»