روزنامه واشنگتنپست 23 ژوئیه 2013 در مقالهای به ابعاد راهبردهای آمریکا در قبال ایران پرداخت و نوشت: شاید بزرگترین شکست دولت اوباما ناتوانی یا بیمیلی به حمایت از جنبش سبز ایران باشد. «جمیز متیس» فرمانده تازهبازنشسته فرماندهی مرکزی آمریکا گفت: «آمریکا با عدم واکنش جدی به توطئه تروریستی ایران علیه سفیر عربستان در آمریکا، اشتباهی جدی مرتکب شد.. هنگامی که در نهایت مسئله توطئه تروریستی کشف شد... ما اقدامی جدی علیه ایران صورت ندادیم... ایران باید به دلیل این توطئه تروریستی با پاسخی جدی روبهرو میشد.» اینگونه اشتباهات دولت اوباما و نشان ندادن واکنش قاطع در برابر آنها، زمینههای مشابهی دارند. دولت اوباما بر تعامل با رژیمهای شرور بیش از اندازه سرمایهگذاری کرده و در مواجهه با آنها مرعوب شده است. ما نتوانستیم درک کنیم که سرکوبگری رژیم روحانیون علیه مردم خود، نشاندهنده ذهنیتی است که با حسننیت غرب سازگاری ندارد.
در ادامه مقاله آمده است: برای تأثیرگذاری بر محاسبات ایران، نباید رفتار ما به شکلی باشد که ایران را مستقیماً درگیر ماجرا کند. بنبست بهوجود آمده در قبال سوریه و عدم مقابله جدی با کرهشمالی کاملاً نشان میدهد که در مورد هشدارها و خطوط قرمز خود جدی نیستیم. بار دیگر ما با حمایت از نقشآفرینی سازمان ملل، از اقدام فوری عقبنشینی میکنیم. نتیجه، مصونیت موقتی برای کشورهای شرور خواهد بود. در طولانیمدت این مسئله گزینههای ما را محدود میکند و اعتبار ما را از بین میبرد و در نهایت، گزینههای ناخوشایندی پیش روی ما قرار میدهد (برای نمونه، ظهور ایرانی هستهای یا جنگ با این کشور). در عین حال، ایران ماهرانه با دیپلماتهای آمریکایی بازی میکند، بهطوریکه آسوشیتدپرس گزارش میدهد: «حسن روحانی، رئیسجمهور منتخب ایران، متعهد شده که مسیر اعتدال و تعامل با جهان خارج را طی کند. آیتالله خامنهای گفت: «ما همواره معتقد بودهایم و همچنان به تعامل با جهان معتقدیم، اما نکته مهم، درک طرف مقابل و تعیین اهداف و تاکتیکهاست، زیرا اگر آنها را بهدرستی درک نکنیم، به زمین خواهیم خورد.»
در پایان مقاله آمده است: بهطور خلاصه، ایرانیها گفتوگوها را بهعنوان ابزاری برای دستیابی به هدف خود (تسلیحات هستهای) میدانند. از زمان پیروزی انقلاب ایران، حکومت ایران تمام مسائل ضروری در مورد رفتار با آمریکا را آموخته؛ اما آمریکا چیزی نیاموخته است و واقعیتها این مسئله را نشان میدهد.
بصیرت: نویسنده مطلب فوق، دیدگاههایش را بر پایه اتهامات دروغی قرار داده که امثال خودش در عرصه سیاست و رسانههای غرب ساختهاند و جالب آنکه حالا آن ادعاهای دروغ را باور کردهاند و براساس آن، تحلیل میکنند و از خود نمیپرسند اگر واقعیت این است که آنها میپندارند، چرا آنها میفهمند اما اوباما نمیفهمد! شاید این هم شعبهای از عملیات روانی جدید آنها باشد!