صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۶۰۲۳۸
نگاهی اجمالی به آنچه در این 8 سال بر اصلاح‌طلبان گذشت
آزاده محمدحسین - اشاره: می‌گویند «سیاست» به بازی روی صفحه شطرنج می‌ماند؛ آنجا که شرایط ایجاب می‌کند مهره‌های روی این صفحه تا زمین حریف با حرکاتی معمولی و عادی پیش می‌روند تا او را «مات» کنند. اما روزگاری هم می‌رسد که همه راه‌های پیشروی بسته است و سیاسیون برای اینکه «مات» نشوند، مهره‌ها را در مسیرهای دیگری حرکت می‌دهند و گاه تا قلب زمین خودی عقب می‌کشند با این نیت که در دور بعدی بازی، پیروز میدان باشند و این به نوعی «سیاست‌ورزی» است؛ همان چیزی که ایران و ایرانی دیرزمانی است با آن خو گرفته و با سرک‌کشیدن به میان برگه‌های تاریخ، نمونه‌های چشمگیری از آن را می‌توان یافت. اما آنچه به واسطه نزدیکی زمانی بیشتر در اذهان جا باز کرده است، سیاست‌ورزی یک طیف فکری در ایران، یعنی اصلاح‌طلبان است. نحله‌ای فکری که دو دوره پیاپی از دوران ریاست‌جمهوری، از حضور در صحنه‌های قدرت بازماند؛ اما هر دوره با ترفندی خاص از مرگ تفکر اصلاح‌طلبی جلوگیری کرد؛ از حضور حداقلی در لایه‌هایی از قدرت ازجمله شوراهای شهروروستا گرفته تا سکانداری برخی کرسی‌های محدود دانشگاهی و فعالیت‌های کمرنگ و غیرمستقیم حزبی و تاسیس انجمن‌ها و بنیادها و... اما با همه اینها، این جریان فکری توانست در شرایط حداقلی از حداکثر توان برای سرپا نگه‌داشتن نام اصلاحات بهره ببرد. شاید این رخداد ناشی از ویژگی بارز جامعه ایرانی باشد؛ حس «تحول‌خواهی» که گسترده‌شدن آن در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... بیش از جناح اصولگرا در میان اصلاح‌طلبان ریشه دوانید و آنان را واداشت تا با آزمودن مسیرهای بلند و کوتاه، سرپا بمانند.

سیاست‌ورزان مسالمت‌جو

سیاست‌ورزی مسالمت‌جویانه جوهر حرکت اصلاح‌طلبی است. اصلاح‌طلبان ایران از دوم خرداد سال ۱۳۷۶ که سکان امور اجرایی کشور را در دست گرفتند تا زمانی که بر کرسی‌های مجلس در ساختمان قدیمی خیابان امام خمینی تهران تکیه زدند، به تبیین و تئوری‌پردازی این سیاست پرداختند. در آن زمان آنها تنها این را می‌دانستند که برای رسیدن به قدرت و حاکمیت به راه‌های مسالمت‌آمیز بیندیشند. مهم‌ترین راه‌های مسالمت‌جویانه نیز از نظر آنها مذاکره، گفت‌وگو، تحمل مخالف و رقابت در چارچوب قانون و در قالب انتخابات بوده و هست. اصلاح‌طلبان پس از پیروزی‌شان در انتخابات دوم خرداد سال ۱۳۷۶ و پس از آن پیروزی در انتخابات مجلس ششم، تلاش کردند تا با توسل به روش‌های مسالمت‌آمیز، برنامه‌های وعده داده شده به مردم را به‌عنوان حزب پیروز اجرایی کنند اما با توجه به وجود رقابت‌های سنگین سیاسی، در صحنه عمل با مشکلاتی مواجه شدند که ناچارشان کرد روش‌های مسالمت‌آمیز دیگری را برای خنثاکردن قدرت بازدارندگی رقیب دنبال کنند. با این شرایط، طبیعی بود که رقیب قدرتمند سیاسی نیز با روش‌های مختلف به مقابله با شیوه‌های جدید آنها بپردازد. اما در این میان اتفاق جدیدی افتاد و آن نوشتن نامه‌ای از سوی دبیرکل جمعیت موتلفه اسلامی خطاب به دبیرکل حزب مشارکت بود و این سرآغاز تعامل میان دو قطب اصلی دو جریان فکری در کشور بود. واکنش مسالمت‌جویانه موتلفه شاید از یک منظر نتیجه کنش صلح‌طلبانه اصلاح‌طلبان بود؛ کنشی که پس از آن و در سال‌های فترت سیاسی (84 تا 92) نیز همچنان ادامه یافت، اما در سنگرهایی متفاوت.

اعتماد ملی متولد شد

انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84، سرآغازی بود بر دوران جدید کنش‌های سیاسی اصلاحات؛ چه، به‌دست گرفتن سکان اداره امور اجرایی کشور توسط جناح رقیب و حذف حداکثری نیروهای متمایل به جریان فکری اصلاحات از عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی عملا نوک پیکان را به سمتی نشانه گرفته بود که منتسبان اصلاحات و اصلاح‌طلبی را از صدر تا ذیل خانه‌نشین کند. این رخداد شاید در اندک زمانی نیز توانست اصلاح‌طلبان را گیج و مبهوت کند؛ اما آنان به‌سرعت توانستند عنان شرایط را در دست گرفته و با همان اندک بضاعت موجود مسیر خود را درنوردند.

نخستین مولود انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1384 در اردوگاه اصلاح‌طلبان، حزبی بود به رهبری یکی از کاندیداهای این جریان فکری که نتوانست در آن زمان موفقیت لازم را به دست آورد و اتفاقا همین عدم موفقیت او را واداشت به اعتراض به دوستان و همراهان سابقش در مجمع روحانیون مبارز و دولت اصلاحات. مهدی کروبی معتقد بود که هم‌قطارانش تلاش لازم را در جریان انتخابات برای نهایی‌کردن یک نام در فهرست نامزدهای ریاست‌جمهوری نکرده‌اند. اشاره او به حضور مصطفی معین و مهرعلیزاده دو نفر از اعضای کابینه سیدمحمد خاتمی در انتخابات بود که یکی از دلایل شکست اصلاح‌طلبان در آن انتخابات و واگذاری پاستور به رقیب اصلاح‌طلب به شمار می‌آمد. نهایتا پس از اعلام نتیجه انتخابات دبیرکل سابق مجمع روحانیون مبارز به‌همراه 13نفر از همفکران و همراهانش در انتخابات، تولد حزبی را خبر دادند که بر آن نام «اعتماد ملی» نهاده بودند و به این ترتیب نخستین وعده کروبی در جریان کارزار انتخاباتی عملیاتی شد. درخواست تاسیس این حزب در تابستان 84 به کمیسیون ماده 10 احزاب وزارت کشور تقدیم و پروانه تاسیس آن نیز داده شد. در مرامنامه حزب که به‌عنوان یک حزب اصلاح‌طلب و عملگرا شناخته می‌شد بر گسترش تشکیلاتی در تمامی استان‌ها تاکید شده، دبیرکل نیز توسط شورای مرکزی انتخاب می‌شد. شورای مرکزی این حزب در نخستین دوره متشکل از حدود 35عضو بود که علاوه بر 14نفر هیات موسس بیش از 20 نفر از شخصیت‌های سیاسی اصلاح‌طلب که عموما از میان نمایندگان مجلس و استانداران و استادان دانشگاه و تنی چند از اعضای مجمع روحانیون مبارز که از آن تشکل جدا شده بودند، در آن حضور داشتند.

روایت محمدجواد حق‌شناس، از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، جزییاتی را درباره این حزب نوپا و فعالیت‌های اقماری آن روشن می‌کند: «در نشست‌های اولیه هیات موسس، موضوع لزوم داشتن یک‌نشریه و ارگان حزبی نیز مطرح شد و پس از بحث و گفت‌وگو اکثر قریب به اتفاق اعضای هیات موسس بر لزوم آن مهر تایید نهادند. یکی دیگر از مدارک اولیه هیات موسس درباره تایید نام حزب بود که از میان پیشنهادهای عدیده که از سراسر کشور واصل می‌شد و از میان ده‌ها نام، نام اعتماد ملی با اکثریت آرا به تصویب رسید. در آن نشست‌ها مقرر شد که از هیات نظارت بر مطبوعات موضوع صدور پروانه برای سه‌نشریه درخواست شود. یک روزنامه برای مخاطبان عام و یک ماهنامه برای مخاطبان حزبی و یک فصلنامه برای نخبگان مخاطب حزب. نهایتا هیات نظارت بر مطبوعات با صدور پروانه برای روزنامه به صاحب امتیازی دبیرکل خارج از زمان‌بندی‌های معمول موافقت کرد و تلاشی پنج‌ماهه صورت گرفت تا نخستین شماره روزنامه در نخستین روز بهمن 84 روی کیوسک مطبوعات نمایان شود و این دومین وعده بود که در زمان انتخابات به مردم داده و محقق شد... سومین وعده نیز درباره پخش تلویزیون ماهواره بود که به دلیل قرائت متفاوتی که شورای نگهبان درباره لزوم انحصار در صداوسیما در رابطه با شبکه‌های پخش تلویزیونی ارایه کرده بود با مخالفت دستگاه‌های ذی‌ربط به نتیجه نرسید.»

 تقریبا با گذشت یک سال از تولد حزب اعتماد ملی این حزب توانست در سراسر استان‌ها شورای استانی خود را راه‌اندازی کرده و جلسات شورای مرکزی نیز در اوایل به‌صورت نامرتب و با گذشت زمان هر 15روز یک‌بار به‌طور مرتب برگزار می‌شد.  در فاصله یک سال مانده به انتخابات 88 نخستین کنگره حزب در محل سالن وزارت کشور تشکیل و اعضای شورای مرکزی جدید انتخاب شدند که این‌بار حضور نیروهای شهرستانی از استان‌ها در مقایسه با شورای قبلی نمود بیشتری داشت. حزب در انتخابات مجلس هفتم و نیز شورای شهر سوم، حضوری جدی و فعالانه داشت گرچه تعداد قابل‌توجهی از نامزدهای حزب توسط شورای نگهبان احراز صلاحیت نشدند اما در این سال‌ها شعار اعتدالی حزب و توجه به اصل فعالیت سیاسی و رسیدن به اهداف در چارچوب‌های قانونی و شناخته‌شده هیچ‌گاه از نظر مسوولان حزب دور نشد.

این فعالیت‌ها نشان می‌داد که جریان فکری اصلاح‌طلب تلاش دارد تا با استفاده از امکانات موجود، «ستاره» حضور خود را در سپهر سیاسی کشور پرنور نگه دارد؛ اما انتخابات 88 و حوادث پس از آن شرایط جدیدی را برای این طیف رقم زد؛ آنگونه که به گفته حق‌شناس «انتخابات 88 موجب شد تا حزب عملا وارد مرحله جدیدی از فعالیت‌های سیاسی شود. دبیرکل حزب براساس نگاه اکثریت شورای مرکزی آماده می‌شد تا در انتخابات 88 حضور یابد. پس از انتخابات 88 فضای سیاسی کشور به سمتی رفت که فعالیت احزاب سیاسی را تحت‌تاثیر خود قرار داده یا در این میان حزب اعتماد ملی نیز از آسیب مصون نماند. دفتر مرکزی حزب پلمب شد. روزنامه اعتماد ملی در 28 مرداد 88 با عنوان پیشگیری از وقوع جرم با توقیف موقت روبه‌رو شد. با این اتفاقات عملا حزب اعتماد ملی گرچه با منع مصرح قانون روبه‌رو نبود اما امکان فعالیت آن را نیز نیافت و اعضای شورای مرکزی حزب، فعالیت خود را بیشتر در قالب شخصیت حقیقی خود ادامه دادند.»

اما حزب اعتماد ملی خود را از تک‌وتا نینداخت و در جریان انتخابات 92 دفاتر استانی حزب و شوراهای مربوطه، عموما وارد فعالیت انتخاباتی شد و بنابر تشخیص خود در ستادهای عارف و روحانی فعال شد و پس از اجماعی که شکل گرفت اکثر اعضا در ستاد حسن روحانی مشغول فعالیت سیاسی شدند. پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات نیز نخستین نشست شورای مرکزی حزب پس از چهارسال برگزار شد و مصوباتی را برای فعال‌شدن حزب در فضای سیاسی جدید از تصویب گذراندند.

«باران»

انتخابات سال 84 شاید از یک نگاه نقطه عطفی بود در سنجش توان اصلاح‌طلبان برای گذر از گردنه‌های فترت سیاسی. از این‌رو تلاش‌ها تنها به ایجاد یک حزب و انتشار یک روزنامه منتهی نشد و سیدمحمدخاتمی که به تازگی ردای ریاست‌جمهوری را از تن به در کرده بود با همکاری چند نفر از وزیران و استانداران پیشین ایران از جمله محمدرضا عارف، مرحوم حسن حبیبی، محمد ستاری‌فر، سیدصفدر حسینی، جعفر توفیقی و محمد باقریان بنیادی را راه‌اندازی کرد با نام «بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران» که به اختصار «باران» خوانده می‌شد. در توفان وقایع سیاسی آن سال‌ها حضور باران نشان از این داشت که جریان فکری اصلاحات تنها منحصر به دوره زمانی خاص و افراد خاص نمی‌شود و به جد قصد کرده است برای بقا.

باران که با اهدافی از جمله «تقویت زمینه‌های رشد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و بالابردن سطح دانش و فناوری جامعه، توسعه منابع انسانی و پرورش نخبگان برای برنامه‌ریزی و مدیریت‌های راهبردی - کاربردی در عرصه‌های مختلف توسعه، بسط و نهادینه‌کردن آزادی‌های قانونی، تعمیق فرهنگ ملی، عدالت اجتماعی، رفاه عمومی و پاسداری از حرمت و کرامت انسان با استفاده از همه امکانات ملی و بین‌المللی» شروع به‌کار کرده بود در زمینه‌های مختلفی همچون «بررسی معضلات عمده کشور در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی، تشکیل جلسات ماهانه با حضور اعضا، طرح معضلات ملی و بررسی راه‌های برون‌رفت از آنها، انتشار مطالب مطرح‌شده در این نشست‌ها در سایت بنیاد، تهیه جزوه‌های تحقیقی و تخصصی درخصوص مسایل عمده کشور و انتشار آن در سایت بنیاد و در فضای مجازی» فعالیت می‌کرد.

باران، هرچند نه چندان آسان اما همچنان ادامه حیات داد تا به این روزها رسید؛ شرایطی که برای حیات یک بنیاد غیردولتی به نظر دشوار می‌رسید آنچنان‌که سیدمحمد خاتمی در هجدهمین جلسه شورایعالی این بنیاد به آن اشاره کرد: «امکانات بنیاد برای فعالیت‌های اجتماعی بسیار محدود است. آن وقت که امکانات داشتیم می‌توانستیم برای فعالیت‌های اجتماعی خود امکاناتی فراهم کنیم، اما ما در این فکر نبودیم؛ نخواستیم چنین اقدامی داشته باشیم و بعد هم با محدودیت‌ها مواجه شدیم. یعنی حتی از مصوبه‌ای که طبق آن امکان انتقال کارمندان دولت به نهادها فراهم شده بود، باران را حذف کردند. می‌خواستیم پژوهشکده دایر کنیم و در زمینه علوم انسانی کار کنیم که با وجود پیگیری‌های فراوان مجوز لازم صادر نشد و این درحالی است که در سایر کشورها از این فعالیت‌ها استقبال شده و کمک صورت می‌پذیرد... من معتقدم و تکرار می‌کنم که بنیاد یک مکان سیاسی نیست بلکه موسسه‌ای است که کسانی که اهل فکر و دانش هستند با کسانی که تجربه دارند در اینجا گرد هم می‌آیند و در زمینه مسایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مبتلابه کشور تبادل نظر می‌کنند.»

معین با «رحمان» آمد

در آن سال‌ها فقط خاتمی نبود که با راه‌اندازی بنیاد باران حضور اصلاح‌طلبان در عرصه فعالیت‌های اجتماعی را تثبیت کرد. مصطفی معین که روزگاری در دولت خاتمی کلید وزارت علوم را در دست داشت و در انتخابات سال 84 هم با ردای کاندیداتوری پا به عرصه گذاشته بود، پس از آنکه به مانند قاطبه اصلاح‌طلبان از قطار سیاست جا ماند، در سال 86 با همراهی تعدادی از استادان دانشگاه و پژوهشگران همفکر، موسسه‌ای غیردولتی و غیرانتفاعی را راه‌اندازی کرد که به اختصار نام آن را رحمان گذاشت؛ کوتاه شده «رشد، حمایت، اندیشه.» این موسسه با اهدافی همچون «کمک به ارتقای اخلاق در جامعه، شناسایی و رفع موانع پیش‌روی عزت نفس و کرامت انسانی، کمک به گسترش عدالت و سرمایه اجتماعی، ایجاد و تقویت شبکه‌های اجتماعی، کمک به تقویت وفاق و انسجام دینی و ملی، کاهش آسیب‌ها و سالم‌سازی محیط اجتماعی، مبارزه با فقر و محرومیت، تبعیض و بی‌عدالتی، خشونت و تجاوز، قانون‌گریزی و مسوولیت‌ناپذیری» تا بر پایه این ضرورت‌ها و اهداف، برنامه 10ساله خود را تعریف کند؛ برنامه‌هایی ازجمله «فراهم‌کردن مقتضیات رشد و تعالی، توانمندسازی جامعه در مقابل ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی از طریق فعالیت‌های علمی، انجام اقدامات حمایتی و دفاع از حقوق آسیب‌دیدگان اجتماعی، تدوین و انتشار کتب، نشریات و لوح فشرده.»

سیاست تعطیلی ندارد

جریان فکری دوم خرداد که روزگاری از آزمون دوره‌های انتخاباتی با بالاترین نمره قبولی گذر کرده بود، پس از سال 84 انگار با طلسم نافرجامی روبه‌رو شده بود. اتفاقات رخ داده در سه انتخابات متوالی برای جریان دوم خرداد، موجب شد تا سران این جـریـان، به فکر بررسی دلایل این شرایط برآمده و با یک بازسازی درونی، مـقـدمات بازگشت به قدرت را فراهم کنند. در آستانه انتخابات خبرگان دوره چهارم و شـوراهـای دوره سـوم، احـزاب و گـروه‌های دوم‌خـردادی بـا برپایی کنگره‌ها، نشست‌ها و جلسات محفلی روی اصولی همچون بازگشت به قدرت، ائتلاف به‌عنوان یک ضرورت، حضور قدرتمند در شوراها و حداقلی در خبرگان... تاکید کردند. هرچند نگرش‌ها به ائتلاف در جریان اصلاح‌طلبی متفاوت بود، اما در نهایت سـه‌طـیف در این جریان در آستانه انتخابات خبرگان چهارم و شوراهای سوم شکل گرفت.

 در نهایت جریان دوم خرداد با یک فهرست اصلی و چند فهرست فرعی، اما با اشتراکات زیاد در فهرست‌های متعدد وارد رقابت‌های انتخاباتی شد و با استفاده از چـهـره‌های مـعتدل و با بهره‌گیری از اختلافات اصولگرایان که با سه فهرست وارد عرصه رقابت شده بودند، توانست اولین گام‌ها را برای بازگشت به قدرت بردارد و برای انتخابات بعدی امیدوارتر شود.

روایتی از یک‌سال تصمیم‌گیری

انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری آخرین زمان برای محک تلاش‌های هشت‌ساله اصلاح‌طلبان در دوران رکود حضور سیاسی‌شان بود تا از این طریق بتوانند با خیزی دوباره، به عرصه بازگردند. تشکیل شورای مشاوران سیدمحمدخاتمی برای آماده‌سازی فضای انتخاباتی، در واقع جدیدترین اقدام این جریان سیاسی است که هشت سال پرحادثه‌ای را پشت سر گذاشت. محمدعلی نجفی یکی از اعضای این شورا در گفت‌وگویی با هفته‌نامه آسمان، درباره روند یک‌ساله تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری می‌گوید: «سال گذشته در همین ایام، دو ملاقات با آقای خاتمی داشتم و با ایشان درباره تشکیل شورایی صحبت کردم که اولا در آن، درباره شرایط حال و آینده کشور بحث و گفت‌وگو شود و اگر تصمیم گرفته شود متکی بر خرد جمعی باشد و ثانیا، فشار تصمیم‌گیری و مسوولیت از روی دوش یک نفر (یعنی ایشان) و حداکثر ایشان و آقای هاشمی برداشته شود. ابتدا برای ایشان تشکیل این شورا سخت می‌آمد اما بعد از آنکه در جلسه دوم صحبت کردم، قبول کردند که برای شروع کار، افرادی را دعوت کنند و یک جلسه مقدماتی بگذارند و ببینند چقدر با این ایده، همراهی وجود دارد.

در ابتدای کار، ۳۰ نفر اول، بیشتر از کارگزاران و دوستانی که سابقه کار درحزب مشارکت و مجاهدین انقلاب داشتند، اما در طول زمان افراد دیگری اضافه شدند و تدریجا جمع مشاوران به حدود ۵۰ نفر رسید... بنا شد یک گروه هفت‌نفره از طرف شورای مشاوران اصلاح‌طلبان تشکیل شود، مسوولیت این گروه هفت‌نفره آن بود که با تماس با آقایان هاشمی، خاتمی، سیدحسن خمینی و ناطق‌نوری، اولا تحلیل خود را در این‌باره که اگر قرار باشد ما در انتخابات تاثیرگذار باشیم حتما باید یک ائتلاف تشکیل دهیم و بعد، همه اجماعا پشت سر کسی برویم که انتخاب شده است، ارایه کنند. ثانیا، راهکاری برای ائتلاف تعیین کنند و دو کاندیدا را هم قانع کنند به اینکه رمز موفقیت در ائتلاف است...» این روایت تا آنجا ادامه می‌یابد که با اتخاذ این سازوکار و تلاش شورای مذکور و البته کاندیداهای مطرح، جریان اصلاح‌طلبی به آنچه می‌خواست دست یافت و نشان داد سیاست‌ورزی این گروه فکری در شرایط حداقلی می‌تواند از لابه‌لای پیچیدگی‌های سیاسی، جوانه‌هایی برویاند که ریشه‌هایی عمیق در باور اجتماعی دارند. حال باید در انتظار ماند و دید آیا نمادهایی از پختگی سیاست‌ورزی سیاسیون جریان اصلاحات در آینده نیز به چشم می‌خورد؟ زمان همه‌چیز را اثبات می‌کند. 

نام:
ایمیل:
نظر: