صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۲۶۰۳۰۶
اشاره: سرويس خارجي: به بسياري از هيئت‌هاي ديپلماتيک سوري پيشنهادهاي چشمگير مالي از سوي برخي کشورها و طرف‌ها داده شد و اين جداي از وعده‌هاي سياسي بود که به اين افراد داده مي‌شد که در صورت جدايي از نظام سوريه و پس ازسرنگوني دمشق، مناصب و پست‌هاي سياسي عالي‌رتبه به آنها داده شود.در اين بخش مقاله، به بررسي سياست‌هايي پرداخته مي شود که رهبران سوريه براي مقابله با فشارهاي سنگين و کشنده غربي و عربي پيش گرفتند که از ابتداي بحران سوريه تاکنون که بيش از دوسال از آن مي‌گذرد، بر دمشق اعمال شده است. همچنين به تعامل متين ديپلماسي سوريه در عرصه بين المللي نيز نگاهي خواهيم داشت و اين ديپلماسي را بررسي خواهيم کرد.

رويارويي‌هايي را که نظام سوريه در عرصه سياسي داشت، نمي‌توان کم اهميت‌تر از رويارويي‌هاي ارتش سوريه با گروه‌هاي تروريستي و افراد مسلح در عرصه ميداني و امنيتي تلقي کرد.از همان اولين روزهاي بحران، تحرکات عربي و منطقه‌اي و بين‌ المللي جهت تشديد فشار بر نظام سوريه آغاز شد و در اين راستا دمشق هر روز شاهد ورود شماري از هيئت‌هاي نمايندگي از کشورها و سازمان‌ و نهادهاي منطقه‌اي و بين المللي مختلف بود که خواسته‌ها و شرط‌هايي را بر نظام سوريه مي‌گذاشتند که در راس آنها «قطع رابطه با محور مقاومت» به ويژه پس از سقوط نظام حسني مبارک در مصر قرار داشت که در آنچه «جناح ميانه‌رو عربي» خوانده مي‌شود، موازنه ايجاد کرده بود.در واقع کشورهاي غربي و رژيم‌هاي عربي، بحران سوريه را فرصت بسيار مناسبي مي‌ديدند تا ضربه‌اي کشنده و سنگين به محور مقابل يعني «محورمقاومت» وارد کنند و در اين راه بهترين ابزار را روي آوردن به سياست «تشويق و ترساندن» دمشق ديدند تا مانع تغييرشرايط منطقه‌اي ازبد به بدترشوند که البته به طورکامل ازسوي دمشق رد شد.

به اين ترتيب سوريه وارد ميداني شد که براي براندازي نظام آن، تمامي راهبردها و ابزارهاي مورد استفاده، تدارک ديده شده بود: رسانه‌ها ، سياست ، فتنه‌ انگيري‌هاي طايفه‌اي و مذهبي ، کمک‌هاي مالي و نظامي به معارضان ، جذب سلفي‌ها و غيره.بشار اسد از همان ابتداي بحران و در اولين سخنراني‌هاي خود درباره بحران اين کشور، اعتراف کرد که نظام در عرصه سياسي مرتکب خطاهايي شده و در اجراي اصلاحات و تغييرات در کشور تاخير داشته است. اصلاحاتي که مي‌بايست از سال 2000 ميلادي آغاز مي‌شد، اما به دلايل و شرايط حاکم بر منطقه از جمله اشغال نظامي عراق توسط آمريکا و حواثي که پس از ترور «رفيق حريري» لبنان شاهد آن بود و همچنين تجاوز سال 2006 رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان و جنگ با حزب الله،اين اصلاحات وتغييرات به تعويق افتادند.رويارويي رهبران سوريه باواقعيت‌ها و حقايق جاري ،با انجام برخي مذاکرات داخلي ميان نيروهاي سياسي و مدني سوري ، تصويب قانون جديد انتخابات و برگزاري انتخابات پارلماني و محلي براساس قانون جديد ، تصويب شماري از قوانين اصلاح شده وهمچنين صدور چندين فرمان عفو عمومي،ادامه يافت.

اما اين اصلاحات و تغييرات،هيچگاه کشورهاي غربي و رژيم‌هاي عربي را راضي نکرد تا پس از آن آشکار شود که اين کشورها حمله از پيش تدارک ديده شده و سازمان يافته و هماهنگ شده‌اي را طراحي کرده‌ و با اجراي آن درصدد محاصره دمشق ودربرگرفتن آن تا سرنگوني نظام حاکم برسوريه هستند. به همين دليل هرگونه اقدام عليه سوريه و هرگونه اعمال فشار، امري توجيه شده و قانوني قلمداد شد. تحريم‌ها و مجازات‌هاي اروپايي و آمريکايي، تشديد فشارهاي عربي که تعليق عضويت دمشق در اتحاديه عرب و پس از آن دادن کرسي اين کشور به معارضان تنها نمونه کوچکي از فشارهاي اعمال شده بر دمشق بودند،عمليات گسترده تامين مالي و تسليحاتي گروه‌هاي مسلحي که در سوريه عليه نظام اين کشور مبارزه مي‌کردند و گشودن مرزهاي کشورهاي همجوار به روي آنها به ويژه در شمال از سوي ترکيه، آغازشد.اما صرف نظر از اين اقدامات، کشورهاي غربي و رژيم‌هاي عربيبخش بسيارقابل توجهي از منابع مالي خود را جهت ايجاد شکاف و اختلاف در دستگاه‌ها و نهادهاي نظامي و سياسي و دپيلماتيک سوريه سرمايه‌گذاري ودرعمل نيز برخي موفقيت‌ها را احراز کردند، اما اين موفقيت‌ها چندان تاثيرگذار و مهم نبودند که بتوانند آثار مهمي از خود بر ساختار سياسي دمشق برجاي گذارند و رهبران سوريه توانستند بدون افراد وشخصيت‌هاي جدا شده از نظام نيز کشور و امور دولت را اداره کنند. اين درحالي است که در عرصه بين المللي نيز تلاش‌هاي بسياري براي انزواي سوريه در اين عرصه صورت گرفت که با آن مقابله شد.«خلف المفتاح» معاون وزير اطلاع رساني سوريه در اين باره بر انسجام و يکپارچگي اجزاي مختلف نظام در سوريه از جمله عوامل سياسي، حکومتي، فرهنگي، اجتماعي، تربيتي و نظامي تاکيد مي‌کند و مي‌گويد:« به دليل همين انسجام ويکپارچگي بود که سوريه توانست همچنان هويت خود راحفظ و بربقاي خود پافشاري واصرار کند.سوريه با توطئه‌اي بزرگ مواجه است ودرک اين موضوع موجب مي‌شود تا سوري‌ها درکنارهم بمانند و با وجود تمام اختلافات و تعارضات، وحدت و يکپارچگي خود را حفظ کنند و با تمام تلاش‌ها براي ايجاد شکاف ميان خود، مقابله کنند. »

راز ايستادگي و رهاورد مقاومت

براي درک هرچه بهتر مهمترين دلايل ايستادگي و مقاومت سياسي سوريه به ويژه در حوزه ديپلماتيک «نضال قبلان»، سفير سوريه در آنکارا بر اين باور است که راز ايستادگي و مقاومت سوريه - در حالي‌که ديگر کشورهاي بزرگ عربي در مواجهه با اين شرايط طي چند هفته از هم فروپاشيدند -در ويژگي‌هاي خاصي نهفته است که بر ساختارهاي اجتماعي،سياسي،فکري،فرهنگي واعتقادي جامعه سوريه حاکم است.وي تاکيد کرد: «آنچه حافظ اسد، رئيس جمهوري فقيد سوريه پايه‌گذاري و بنا کرد، نتايج آن را در بحران کنوني سوريه مشاهده مي‌کنيم.حافظ اسد ارتشي اعتقادي بنا کردکه پارا ازچارچوب دين وطايفه وحزب فراتر نهد وبا پس زدن ارزش‌هاي خردو بي‌اهميت،بر پايه ارزش‌هاي بزرگي همچون امت، سرنوشت بلندي‌هاي تحت اشغال جولان ، مقاومت لبنان و فلسطين اشغالي وعراق وهر کشورعربي که اراضي آن تحت اشغال باشد، رشد يابد و اعتلا پيدا کند .»«قبلان» تاکيد مي‌کند که دمشق هم اکنون بهاي کرامت خود را پرداخت مي‌کند و ما به عنوان شهروندان سوريه و به عنوان بخشي از اين نظام و کشور به پرداخت چنين خونبهاهايي عادت کرده ايم .

به همين دليل سوريه سر خم نخواهد کرد و با عزم و اراده‌اي مستحکم‌تر در حمايت و دفاع از مقاومت، ازاين بحران خارج خواهد شدتا هدف بزرگ خوديعني آزادي فلسطين ومناطق اشغالي سوريه وجنوب لبنان را محقق کند. منابع ديپلماتيک سوري افشامي‌کنند که هيئت‌هاي ديپلماتيک سوري در معرض فريب‌ها ووعده‌هاي کلان و چشمگيردربسياري از کشورهاي جهان قرار گرفتند تا جدايي خود از نظام سوريه را اعلام کنند.اين منابع آگاه در اين خصوص به اين نکته اشاره مي‌کنند که به بسياري ازهيئت‌هاي ديپلماتيک سوري پيشنهادهاي چشمگيرمالي ازسوي برخي کشورها و طرف‌ها داده شدواين جداي ازوعده‌هاي سياسي بودکه به اين افراد داده مي‌شد تا درصورت جدايي ازنظام سوريه وپس ازسرنگوني دمشق،مناصب وپست‌هاي سياسي عالي رتبه به آنها داده شود.

سوريه درسراسر جهان داراي65سفارتخانه ونمايندگي وحدود60 کنسولگري افتخاري است. در 122 کشورجهان نيزداراي هيچ نمايندگي يا کنسولگري وسفارتخانه‌اي نيست وازطريق هيئت‌هاي مختلف در خارج با آنها در ارتباط است.دستگاه ديپلماتيک سوريه بسيار منسجم و هماهنگ است و از 1500 فرد و شخصيت شاغل در اين دستگاه، طي بحران سوريه، جز شماري اندک از آن جدا نشدند.«علي قاسم» سردبير روزنامه سوري «الثوره» قضيه تعلق خاطر داشتن به وطن و حس ملي‌گرايي نزد سوري‌ها را تشريح کرده و تاکيد مي‌کند که بايد به اين عامل توجه ويژه داشت. چون به باور سردبير روزنامه سوري الثوره، حس ملي‌گرايي نزد سوري‌ها ازجمله عواملي است که نمي‌توان برسرآن با مردم سوريه گفت‌وگو کرد يا چانه زدواين موضوعي است که درميان اقشارسوري‌،بدون استثنا مشاهده مي‌شود.وي تاکيد مي‌کند که اين روحيه بزرگ ملي‌گرايي،دستاورد تمدن وفرهنگي عميق وريشه‌ داراست که 7000سال عمر دارد و رهاوردآن شکل‌گيري مردم کنوني سوريه است که به وطن واهداف ملي خود پايبند ووفادارهستند.          ادامه دارد... 

نام:
ایمیل:
نظر: