گروه سياسي - امير باران: «جريان انحرافي» واژهاي است که بارها و بارها در ادبيات سياسي سالهاي اخير خودنمايي کرده است و به همين دليل اينکه «ريشه» اين جريان در چه چيزي است و اين تفکر با چه هدفي در چند سال گذشته تحرکات خود را دنبال ميکرد، به سئوال مهم و البته تا به امروز بي پاسخي تبديل شده است.
جريان انحرافي يا جريان خاص اصطلاحي است که مخالفين محافظهکار محمود احمدينژاد رئيسجمهور ايران براي توصيف حلقهاي از نزديکان و جرياني در دولت وي ابداع کردند. از نظر آنها اين جنبش فکري تمايلات ليبرالي و مليگرايانه زيادي دارد و به آن اندازه مذهبگرا نيست که بتواند در درون گروه حاکم محافظهکار ايران طبقهبندي شود. محافظهکاران منتقد احمدينژاد معتقدند اسفنديار رحيم مشايي از ياران نزديک و خويشاوند او، رهبري اين جريان را بر عهده دارد. افراد منتسب به اين گروه نيز در مقابل، استفاده کنندگان از اين لفظ را جريان تماميت خواه ميخوانند.از سال 1389، بحث و جدالي ميان گروههاي اصولگرا (که تا آن زمان در حمايت از محمود احمدينژاد متحد بودند) آغاز شد. در اين جدال، بخشي از اعضاي هيأت دولت و حاميان نزديک احمدينژاد (به طور خاص، اسفنديار رحيم مشائي و افراد نزديک به او) از سوي محافظهکاران در مجلس و نهادهاي ديگر متهم به تخلفات گوناگون شدند و از آنها با نام «جريان انحرافي» ياد شد. اين اتهامات ترکيبي بود از مباحث فکري و انحرافات عقيدتي تا مسائل مربوط به فسادهاي اقتصادي. اما رسانهها و شخصيتهاي وابسته به اين جريان، اين اتهامات را توطئهاي از جانب گروهي موسوم به اصولگرايان ميدانند.
محمود احمدي نژاد با اينکه در سال 84 شهردار تهران بود، به دليل رقابت با چهرههايي چونهاشمي رفسنجاني، مهدي کروبي، قاليباف، لاريجاني که از عناصر شناخته شده فعال نظام بودند، به عنوان کانديدايي ناشناخته وارد عرصه انتخابات شد و توانست با نتيجه خيره کننده 17 ميليون به 10 ميليون اکبر هاشمي رفسنجاني را شکست داده و به عنوان ششمين کسي که رييسجمهوري ميشود، به ساختمان پاستور راه پيدا کرد. آن هم در شرايطي که از همان اول شعارهايي خاص را سرلوحه خود قرار داده بود. مواضع ساختار شکنانه در خصوص نوع پوشش دختران، نمونهاي از شعارهايي بود که در ميان بهت اصولگرايان از احمدي نژاد شنيده ميشد، البته گروه حامي او، در آن برهه واکنش خاصي نشان ندادند تا بلکه «بعد»ها رييس جمهور منتحب را درباره برخي از مسايل آگاه کنند. اما هر چقدر که از روزهاي حضور احمدينژاد در راس دولت بيشتر ميگذشت، فاصله او با حاميان اوليه اش هم بيشتر ميشد تا اصولگرايان در شرايطي منتقد دولت باشند که حالا بايد آنها را داراي سهم در هزينههايي دانست که جريان انحرافي به جامعه تحميل کرده است.
اصولگرايان بارها و بارها تاکيد کردهاند که جريان انحرافي، احمدينژاد را از راه بدر برد و کار او را به تقابل آشکار و پنهان با ارکان نظام و نيز مرجعيت و روحانيت کشاند. جريان موسوم به انحرافي، از نظر اصولگرايان عيب و علتهاي زيادي داشت که مهمترين آنها، ادعاي رابطه با امام زمان بود. احمدي نژادشبهناسيوناليسم باستانگرايانه جريان انحرافي نيز البته جزو انحرافات اساسي اين جريان بود، ولي مشکل اصلي اصولگرايان با مشايي و احمدينژاد در همان ادعاي تلويحي رابطه با امام زمان است.اگر کمي منصف باشيم و حافظهمان را نيز به کار بيندازيم، ميتوانيم بگوييم که اصولگرايان خودشان در ايجاد و بروز اين پديده، بي تقصير نبودند. آنها به احمدينژاد اعتماد به نفس کاذبي در زمينه مشروعيت ديني دادند که کار خودش و دولتش را به جاهاي باريک کشاند. پس از اينکه احمدينژاد برنده انتخابات رياست جمهوري سال 84 شد، يکي از روحانيان بلندپايه حامي احمدينژاد، داستاني را با يک واسطه به نقل از مردي اهوازي تعريف کرد که شايد اين داستان سرآغاز ماجراي «رابطه دولت احمدينژاد و امام زمان (عج)» بوده باشد.
حکايت اين روحاني طراز اول چنين بود: «يکي از دوستان حاضر در جلسه نقل ميکرد: قبل از برگزاري مرحله اول انتخابات به محضر يکي از علماي اهواز رسيدم. ايشان گفت: نگران نباشيد، احمدي نژاد
رئيس جمهور ميشود. ايشان گفته بود که شخصي شب بيست و سوم ماه رمضان در حال احياء پيش از نيمه شب به خواب ميرود. در خواب به او ندا ميشود که بلند شو براي احمدي نژاد دعا کن، وجود مقدس ولي عصر (عج) دارند براي احمدي نژاد دعا ميکنند. ميگويد من حتي اسم احمدي نژاد را نشنيده بودم و اصلا او را نميشناختم.»
بديهي است که بر اين داستان، نقدهاي زيادي ميتوان وارد کرد. اگر مشايي پرچمدار اصلي جريان انحرافي و احمدينژاد هم حامي اصلي مشايي است و به صراحت ميگويد «احمدينژاد يعني مشايي و مشايي يعني احمدينژاد» و اصولگرايان هم، به قول آيتاللهسعيدي، علم غيب نداشتند که بدانند احمدينژاد چنين افکاري دارد ( نگاه کنيد به گفتوگوي روزنامه اعتماد با آيتاللهسعيدي)، بر اساس اعتقادات شيعي، امام زمان (عج) علم غيب دارد و هيچگاه از کسي که خودش را همرديف و همانند «چهره اصلي جريان انحرافي» (مشايي) ميداند، حمايت نميکند.
فارغ از صحت و سقم داستان «خواب مرد اهوازي»، بايد پرسيد آيا همين داستان سنگبناي ادعاهاي بعدي احمدينژاد در خصوص رابطه خاص دولتش با
امام زمان (عج) نشد؟ بر فرض که مردي اهوازي چنين داستاني را تعريف کرده باشد. با توجه به دروغهاي فراواني که در طول تاريخ تشيع، بسياري از سر توجهطلبي درباره امام زمان (عج) گفتهاند، از کجا معلوم که مرد اهوازي راست گفته است؟ و اصلا بر فرض که او راست گفته باشد، چه دليلي دارد که خواب او را واجد حجيت بدانيم و به گوش هفتاد ميليون ايراني برسانيم؟
جريان اسلام منهاي روحانيت
جايگاه روحانيت در هدايت و رهبري جامعه در دوران سلطه طاغوت و در حفظ و حراست از مرزهاي عقيده و انديشه اسلامي و به عنوان صالح ترين مفسران دين برهيچ کس پوشيده نيست. اين نقش آفريني محوري در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز درعرصههاي گوناگون سياسي و عقيدتي به نحوي پررنگ محوري ادامه داشته است .جريانهاي سياسي معتقد به انقلاب و نظام براين نقش وجايگاه روحانيت تاکيد ويژهاي داشته است. جريانهاي سياسي معتقد به اين انقلاب و نظام بر اين نقش و جايگاه روحانيت تاکيد ويژهاي داشته اند و اين نهاد را به عنوان چتري براي وحدت دربين حقوق خود ميدانند. دراين جريان عرصه اي در تلاش است تا با تضعيف جايگاه روحانيت و شبهه افکني دراين زمينه، عرصه اي براي انحصارطلبي خويش فراهم آورد که البته با اين کار آب به آسياب دشمنان ميريزند.
رويکرد افراد شاخص اين مجموعه در تبيين و تفسير مباحث ديني،اين شائبه را تقويت ميکند که آنان به نوعي استقلال فکري را در مقابل دستگاه روحانيت و حوزههاي علميه ترويج ميکنند. بي توجهي مکرر به توصيههاي مراجع و روحانيت و موضع گيريهاي آشکار عليه علماي شاخص،بيش از گذشته نشان ميدهد که آنان نظر «اسلام منهاي روحانيت» را باجديت دنبال ميکنند. دولت احمدينژاد در شرايطي رو به اتمام است که خاستگاه جريان انحرافي، اهداف جريان انجرافي و چرايي به وجود آمدن اين گروه و حساسيتهايي که موجب ميشدند، همچنان سوالهاي بيپاسخ است.