صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۶۰۴۴۰
اراده‌ای‌ جمعی به مثابه روح

کتاب «ایران روح یک جهان بی روح» که توسط نشر نی منتشر شده، مجموعه 9 گفت‌وگو از میشل فوکو فیلسوف فرانسوی است. یکی از گفت‌وگوهای کتاب که درباره تحلیل های فوکو پس از حضورش در ایران دوران انقلاب است، به شدت خواندنی است. یادداشت برداری این شماره از این گفت‌وگوی کتاب است.

میان آدم ها سطح فکر های متفاوتی وجود دارد، و بااین‌حال همه در یک زمان و با شور و حرارت فریاد می‌زنند: «درود بر خمینی» و آن سطح های متفاوت از میان می‌رود. تناقض هایی مطلقاً انکار ناپذیر در جامعه ایران وجود دارد، اما به طور قطع رویدادی انقلابی که از یک سال پیش در جریان است و تجربه‌ای درونی و نوعی نیایش بی وقفه و تجربه‌ای جمعی است یکی از چیزهای سرشت نمای این رویداد انقلابی این واقعیت است که این رویداد انقلابی اراده‌ای مطلقاً جمعی را نمایان می‌کند و کمتر مردمی در تاریخ چنین فرصت و اقبالی داشته اند .

 اراده جمعی اسطوره‌ای سیاسی است که حقوقدانان یا فیلسوفان تلاش می‌کنند به کمک آن نهادها و غیره را تحلیل یا توجیه کنند، اراده جمعی یک ابزار نظری است، اراده جمعی را هرگز کسی ندیده است و خود من فکر می‌کردم که اراده جمعی مثل خدا یا روح است و هرگز کسی نمی‌تواند با آن روبه‌رو شود . نمی دانم با من موافق اید یا نه، اما ما در تهران و سرتاسر ایران با اراده جمعی یک ملت برخورد کردیم، و خب باید به آن احترام بگذاریم، چون چنین چیزی همیشه روی نمی‌دهد . اما آنچه در ایران مرا شگفت زده کرده است این است که مبارزه‌ای میان عناصر متفاوت وجود ندارد، آنچه به همه اینها زیبایی و در عین حال اهمیت می‌بخشد این است که فقط یک رویارویی وجود دارد، رویارویی میان تمام مردم و قدرتی که با سلاح ها و پلیس هایش مردم را تهدید می‌کند . تقریباً به مانند تراژدی یونانی که در آن آیین ها جمعی و تحقق بخشیدن دوباره به اصول حقوقی با یکدیگر همراه بودند، در خیابان های تهران کنشی سیاسی و قضایی جریان داشت که در آیین های مذهبی به طور جمعی اجرا می‌شد، کنش سلب حق از پادشاه . البته مردم در بافتی از بحران و مشکلات اقتصادی و غیره قیام کردند، اما مشکلات اقتصادی ایران در این دوران آنقدرها بزرگ نیست که مردم در دسته های صد هزار نفری و میلیونی به خیابان ها بریزند و در مقابل مسلسل ها سینه سپر کنند، در مورد این پدیده است که باید صحبت کرد .

اما به‌ویژه باید خودمان را تغییر دهیم، باید شیوه بودن مان و رابطه مان با دیگران با چیزها، با ابدیت، با خدا و غیره کاملاً تغییر کند و تنها در صورت این تغییر ریشه‌ای در تجربه مان است که انقلاب مان انقلابی واقعی خواهد بود . من فکر می‌کنم که در همین جا است که اسلام ایفای نقش می‌کند، آیا این نقش همان جاذبه‌ای است که تکالیف و دستورهای اسلام دارد؟ شاید اما به‌ویژه در رابطه با شکل زندگی چنین نقشی برایشان دارد و مذهب برای آنان نوید و تضمین وسیله‌ای برای تغییر ریشه‌ای ذهنیت (سوبژکتیویته) شان است . تشیع دقیقاً شکلی از اسلام است که با تعالیم و محتوای باطنی خود میان اطاعت صرف بیرونی و زندگی عمیق معنوی تمایز قائل می‌شود، و وقتی می‌گویم که آنان از طریق اسلام در جستجوی تغییری در ذهنیت خودشان هستند، این گفته کاملاً سازگار است با این واقعیت که روش سنتی اسلامی از پیش حضور داشته و به آنان هویت می‌داده است در این شیوه که آنان مذهب اسلام را به منزله نیرویی انقلابی زیست می‌کنند، چیزی غیر‌از اراده به اطاعتی وفادارانه‌تر از قانون شرع وجود داشت، یعنی اراده به تغییر کل هستی شان، با بازگشت به تجربه‌ای معنوی که فکر می‌کنند .

 در قلب اسلام شیعه می‌یابند، همیشه از مارکس و افیون مردم نقل قول می‌آوردند، اما جمله‌ای که درست پیش از آن جمله وجود دارد و هرگز نقل نمی‌شود، می‌گوید که مذهب روح یک جهان بی روح است، پس باید گفت که اسلام در آن سال (1978.م) افیون مردم نبوده است، دقیقاً از آن رو که روح یک جهان بی روح بوده است یعنی «در آنجا تظاهرات به راستی ظاهر کردن است» فکر می‌کنم باید از واژه شهادت استفاده کرد، در ایران همواره از حسین سخن می‌گویند، حال حسین کیست؟ یک ظاهر کننده، یک شاهد، یک شهید، که با رنج خود علیه بدی ظهور کرد و مرگش با شکوه‌تر از زندگی فاتح اش بود، مردمی که با دست خالی تظاهرات می‌کردند نیز شاهد بودند . آنان بر جنایت های شاه، جنایت های ساواک، بی رحمی رژیمی که دیگر آن را نمی‌خواستند و بر شری که این رژیم تجسم می‌بخشید، شهادت می‌دادند . زمانی فرا خواهد رسید که این پدیده که تلاش می‌کنیم درکش کنیم و ما را به شدت مجذوب خود کرده است، یعنی خود تجربه انقلابی، خاموش خواهد شد، دقیقاً نوری بود که در همه این مردم روشن بود و در عین حال همه آنان را در خود غرق کرد . این نور خاموش خواهد شد، آنگاه نیروهای متفاوت سیاسی و جریان های متفاوت سر بر خواهند آورد، سازش هایی صورت خواهد گرفت و من به هیچ وجه نمی‌دانم چه کسی پیروز خواهد بود و گمان نمی‌کنم زیاد باشند کسانی که بتوانند از هم اکنون این را پیشگویی کنند .

در آن زمان دیگر فقط محاسبه های سیاسی باقی خواهد ماند، محاسبه هایی که هر کس پیوسته در سر داشته است . نظام حقیقت آنان با نظام حقیقت ما یکی نیست، نظام ما حتی اگر تقریباً جهانی شده باشد هم چنان کاملاً خاص است، یونانی ها نظام خود را داشتند و عرب های مغربی نظام دیگری دارند . در ایران نیز تا حدود زیادی این نظام مبتنی است بر مذهبی که دارای شکل ظاهری و محتوایی باطنی است، به عبارت دیگر هر آنچه در شکل صریح قانون بیان می‌شود در همان حال به معنای دیگری باز می‌گردد . پس گفتن چیزی که معنایی دیگر دارد نه‌تنها دو پهلویی و ابهامی قابل سرزنش نیست، بلکه بر عکس معنای اضافی ضروری و ارزشمند است، در واقع مردم چیزی را می‌گویند که در سطح داده ها حقیقت ندارد اما به معنای عمیق‌تری باز می‌گردد که در قالب درستی و مشاهده غیر‌قابل هضم است …. آنچه به جنبش ایران قدرت بخشید، یک ویژگی دوگانه است، از یک سو اراده‌ای جمعی که از لحاظ سیاسی کاملاً مستحکم شده است و از سوی دیگر اداره به تغییر ریشه‌ای زندگی .

توجه : درج مطالب در صفحه اندیشه به معنای تایید آن نمی‌باشد، بلکه تحریریه« تابناک» بنا دارد با ایجاد فضای تضارب آرا، گام کوچکی در تحقق کرسی‌های آزاد اندیشی مد نظر رهبر حکیم انقلاب بردارد بدیهی است که« تابناک» آمادگی انتشار نظرات صاحب نظران و اندیشمندان مختلف در تایید یا رد مطالب منتشر شده را دارد.

نام:
ایمیل:
نظر: