هزینههای جنگ
بسیاری از آمارها و تحقیقات، از حجم گسترده هزینههای حمله آمریکا به عراق میگویند و اینکه این جنگ برای هر دو طرف آمریکا و عراق هزینهزا بوده است. نتایج تحقیقی که مرکز مطالعات بینالمللی «.واتسون» در دانشگاه «براون» آمریکا در سال جاری میلادی انجام داده است، تاکید میکند؛ حملهای که دولت جرج بوش در سال 2003 علیه عراق آغاز کرد، در این 10 سال 190 هزار کشته و هزینهای بالغ بر دو تریلیون دلار بر دوش آمریکا بر جا گذاشت. این گزارش میافزاید: واشنگتن متحمل یک تریلیون و 700 میلیارد دلار هزینه در عراق شد و این علاوه بر 490 میلیارد دلاری است که مبجور شد به برخی جنگجویان محلی در عراق برای مبارزه با گروههای تروریستی و تکفیری بپردازد.
گزارش یادشده تاکید میکند هزینه آمریکا در عراق طی چند سال آینده به 6 تریلیون دلار خواهد رسید. طبق این گزارش، تاکنون 134 هزار شهروند غیرنظامی عراقی در جریان این جنگ 10 ساله و خشونتهای ناشی از آن کشته شدهاند و این منهای کشتههایی است که به دلایل مختلف حین فرار از عراق به کشورهای دیگر، در مرزها بر جای میماند. این گزارش که توسط 30 اقتصاددان، وکیل دعاوی، فعال حقوق بشری و سیاستمدار تهیه شده، تاکید میکند 212 میلیارد دلاری که آمریکا به بازسازی عراق اختصاص داد، هدر رفت، زیرا بخش زیادی از آن به جای بازسازی، صرف امنیت شد و بقیه این مبلغ نیز به دلیل فساد، مفقود شد.
این گزارش میافزاید: آمریکا در حمله به عراق هیچ دستاوردی نداشت و فقط آسیب زیادی به عراق رساند و در عین حال سبب فعال شدن افراطگراها در منطقه شد و البته نقض بیشتر حقوق زنان شد. «استارت بوین» بازرس کل آمریکا اخیراً طی سخنانی در کنگره این کشور اعلام کرد واشنگتن در یک دهه گذشته بودجه زیادی را صرف بازسازی عراق کرد، اما نتایج آن ضعیف است و ملموس نیست، زیرا این مبالغ درست استفاده نشد.
یک گزارش دیگر نیز تاکید میکند 4488 نظامی آمریکایی در جنگ عراق کشته شدهاند و این علاوه بر 3400 غیرنظامی آمریکایی دیگر اعم از پیمانکار و غیره و 31 هزار نظامی مجروح است. موسسه انگلیسی «ایراک بادی کاونت» نیز اعلام کرده است هر سال به طور میانگین بین چهار تا پنج هزار نفر در عراق کشته میشوند. مجله پزشکی «لانسیت» چاپ انگلیس هم مینویسد: شمار زیادی از نظامیان آمریکایی در عراق مبتلا به بیماریهای روانی و اعصاب و حتی برخی از آنها دچار سکته مغزی شدهاند و این مشکلات تاثیر منفی زیادی برخانوادههای آنها نیز گذاشته و خانوادههایشان در آمریکا هم به بیماریهای روانی مبتلا شدهاند.
طراحان جنگ عراق
بعد از گذشت 10 سال از جنگ عراق، سیاستمداران و تئوریسینهای گروه نو محافظهکاران که این جنگ را مهندسی کردند، اکنون به دلایل مختلف از صحنه خارج شدهاند؛ طراحانی که به دنبال ایجاد خاورمیانه جدید بودند.
1ـ جرج دبلیوبوش: چهل و سومین رئیس جمهوری آمریکا و فرمانده کل نیروهای مسلح این کشور، مسئولیت حمله به عراق و سرنگونی رژیم صدام را بر عهده گرفت. دو جمله مهم در دوران ریاست جمهوریاش داشت: نخست پس از حملات 11 سپتامبر روی بقایای خرابیهای مرکز تجارت جهانی در «منهتن» نیویورک ایستاد و گفت که باید دشمنان آمریکا را نابود کنیم. و دوم، دو ماه پس از جنگ عراق، روی عرشه یک ناو هواپیمابر آمریکا قرار گرفت و گفت که مأموریت در عراق تمام شد. جمله دوم از زبان بوش در حالی ایراد شد که جنگ عراق و زیانها و آسیبهای ناشی از آن همچنان ادامه دارد. در سپتامبر 2002، بوش در سخنانی در کنگره آمریکا خواستار صدور مجوز حمله به عراق شد که کنگره نیز در جلسه مشترک مجلس نمایندگان و سنا در 11 اکتبر همان سال مجور حمله به عراق را صادر کرد؛
حملهای که ا گر چه به نام جنگ علیه تروریسم انجام گرفت اما از آن زمان، تروریسم، خطر و تهدیدی برای ثبات منطقه و جهان شده است. بوش امروز دیگر نقش سیاسی در آمریکا و جامعه بینالملل ندارد و در سن 66 سالگی بعنوان یک بازنشسته در تگزاس به نقاشی مشغول است. بوش در سال 1968 از دانشگاه فارغالتحصیل شد و پس از آن به نیروی هوایی در تگزاس پیوست و فعالیتش را در پایگاه هوایی «الینگتون» در بخش یادگیری خلبانی آغاز کرد و پس از دو سال آموزش، خلبان هواپیمایی جنگی «F-102» شد.
پس از آن وارد تجارت شد و به مدت 11 سال در بخش نفت و گاز فعالیت کرد و شرکتی نفتی به نام خودش تأسیس کرد. ورودوی به کارهای تجاری در حالی بود که خانواده و اجدادش همواره به کارهای سیاسی اشتغال داشتند. پدر بزرگش «پروسکات بوش» در سالهای 1952 تا 1963 عضو سنای آمریکا بود. پدرش نیز در سال 1966 نماینده پارلمان ایالتی شد و سپس بعنوان معاون رونالدریگان، رئیس جمهوری وقت آمریکا از 1981 تا 1989، فعالیت کرد و پس از آن چهل و یکمین رئیس جمهوری آمریکا در سال 1989 شد. گفتنی است برادر بوش پسر یعنی «جب بوش» نیز فرماندار فلوریداست.
2ـ تونی بلر: نخستوزیر پیشین انگلیس که محبوبیت مردمیاش در خارج از انگلیس بیشتر از داخل آن است، به اتخاذ تصمیمات درست مشهور بود، اما حمایت وی از بوش در حمله به عراق ومشارکت در این جنگ، محبوبیت وی را در میان مردم کشورش بشدت کاهش داد. نفرت عمومی در انگلیس از مشارکت بلر در جنگ عراق تا آنجا پیش رفت که وی در سال 2007 یعنی چهار سال پس از جنگ عراق، از رهبری حزب کارگر و سپس نخستوزیری کنار گذاشته شد و «گوردون براون» جانشین او شد. بلر پس از عزل از نخستوزیری، بعنوان فرستاده کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه فعالیت میکند.
وقتی در مارس 2002 نشست سران اتحادیه اروپا در بارسلون برگزار شد، بلر نشستهایی دوجانبه با رهبران اروپایی در حاشیه آن اجلاس برگزار کرد تا موافقت هر یک از آنها را برای حمله به عراق جلب کند. وی در جولای 2002 طی سخنانی در مجلس عوام انگلیس ادعا کرد عراق زرادخانهای از تسلیحات کشتار جمعی در اختیار دارد و لذا باید حملهای پیشگیرانه علیه آن انجام شود. وی در همان جلسه تاکید کرد که حمله به عراق نیازمند صدور قطعنامه جدید از سوی سازمان ملل نیست. بلردر برابر نمایندگان مجلس عوام اذعان کرد؛ میان حکومت صدام و حملات 11 سپتامبر هیچ ارتباطی ندیده است، اما در عین حال تاکید کرد که حمله به عراق در چارچوب جنگ علیه تروریسم صورت خواهد گرفت و سلاحهای کشتار جمعی آن باید نابود شود. بلر متولد 1953 است و در رشته حقوق تحصیل کرده است.
بین سالهای 1976 تا 1983 بعنوان وکیل مدافع فعالیت میکرد، اما بعدها با پیوستن به حزب کارگر انگلیس، وارد کار سیاسی شد. وی خیلی زود در این حزب ترقی کردو نماینده نسل جدید حزب کارگر شد و پستهای مختلفی را در پارلمان کسب کرد که از آن جمله سخنگویی مخالفان سیاستهای اقتصادی و معاون سخنگوی مخالفان سیاستهای مربوط به صنعت و تجارت دولت وقت انگلیس بود. در سال 1992 عضو کمیته اجرایی حزب کارگر شد و در سال 1994 پس از مرگ «جان اسمیت» بعنوان رئیس این حزب انجام وظیفه کرد. از دورانی که بلر رئیس حزب کارگر بود بعنوان دوران شکوفایی این حزب یاد میشود، زیرا به دلیل سیاستهای درست وی، حزب کارگر در انتخابات سراسری همان زمان، 45 درصد آرای رأیدهندگان و بیشتر کرسیهای مجلس عوام را کسب کرد؛ امری که تا قبل از آن برای حزب کارگر اتفاق نیفتاده بود. ادامه دارد...