گروه سیاسی - سیما پروانه گهر: انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از بسیاری از جهات از تمامی انتخاباتهای پیشین متمایز است. اگر چه نکات اعجاب انگیز این انتخابات با وجود باقی بودن بیش از دو هفته تا برگزاری انتخابات یازدهم ریاست جمهوری کم نیست، اما شاید یکی از مهم ترین نکات قابل توجه در این باشد که برخی از کاندیداهای شاخص که از روزهای بسیار قبل انتظار حضور آنان در عرصه انتخابات میرفت، یا ثبت نام نکردند و یا رد صلاحیت شدند و در نهایت یک ترکیب هشت نفره به عنوان مردان رقابت در این عرصه باق ماندند. ترکیب اصلی این تیم 8 نفره البته اصولگرایان هستند که ائتلاف پیشرفت با سه عضور محمد باقی قالیباف، علیاکبرولایتی و غلامعلی حدادعادل سه نفر از 8 نفر کاندیداهای احراز صلاحیت شده را تشکیل میدهند. از روزهای بسیار پیش از تاریخ اعلام احراز صلاحیتها البته اعلام شده بود که این 3 نفر برای انتخابات با یکدیگر ائتلاف کردند و یکی از این سه نفر پا به عرصه انتخابات خواهد گذاشت.
امروز نه فردا!
از روز نخست که این ائتلاف شکل گرفت، بسیاری از سیاسیون اعلام کردند که هر سه نفر با این نیت وارد انتخابات شدند، که دو گزینه دیگر را متقاعد کنند که از صحنه انتخابات کنار بروند و به همین علت این ائتلاف نمیتواند ائتلاف موفقی باشد. نباید از خاطر برد که مکانیزم شکل گیری این ائتلاف و در نهایت خروجی آن از ابتدا قرار بود تا بر مبنای نظرسنجی باشد و اعلام شد که ابتدا در بهمن ماه و بعد اسفند و بعد اردیبهشت و در نهایت نیز قبل از ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری خروجی این ائتلاف مشخص میشود اما آنچه امروز اهالی رسانه و مردم و فعالان سیاسی شاهد آن بودند تا وعدههای امروز نه فردای این ائتلاف سه نفره بود که زمان خروجی را مرتب به روزهای آینده موکول میکردند. در استانه ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری نیز اعلام شد که این ائتلاف نتیجه را بعد از تایید صلاحیتها اعلام میکند و دو نفر از این سه نفر به نفع دیگری کنار میروند. به نظر میرسد در شرایطی که بیش از ده روز از تایید صلاحیت داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری گذشته و حدود 2 هفته تا برگزاری انتخابات باقی مانده است لااقل هر سه نامزد ائتلاف پیشرفت قصد ندارند به نفع یکدیگر کنار بروند . آقایان محسن رضایی و جلیلی نیز اعلام کرده اند از آنجایی که این ائتلاف سه نفره در درون خود به جمع بندی نرسیده اند به نظر نمیرسد خروجی این ائتلاف تا روز انتخابات مشخص شود و از اساس این ائتلاف خروجی داشته باشد!
نظرسنجی یا ریش سفیدی!
از ابتدای امر بسیاری از اظهارات از درون ائتلاف یا بیرون آن نتیجه نظر سنجیها را دارای اهمیت زیادی در خروجی ائتلاف عنوان میکرد. به مرور زمان اما ورق اهمیت نظرسنجی در بین آقایان برگشت. اتفاقی که افتاد این بود که در نظر سنجیها قالیباف نسبت به دو نفر دیگر در جایگاه بالاتری قرار گرفت. بعد از مشخص شدن این نتیجه دو نفر دیگر این ائتلاف فضا را تغییر داده و اعلام کردند که زمان برای نظر سنجی مناسب نیست و بهترین نظرسنجی بعد از گفتوگوهای تلویزیونی است و آن زمان نتیجه واقعی تر است.
حتی علیاکبر ولایتی اعلام کرد که نظرسنجی را یک مکانیزم کامل نمیدانند و نظر جامعتین و یا شیوههای دیگری را بر نظر سنجی ترجیح میدهند.
هر چند که به نظر میرسد که جامعتین هم به یک کاندید واحد نرسداما به هیچ عنوان با رفتارهایی که تا به امروز از کاندیداهای ائتلاف دیده شده است،بعید نیست که بعد از اعلام نظر جامعتین نیز باز دو کاندیدای دیگر بر مرکب بهانه تراشی نشسته و راه را ادامه دهند.
ستادهای مستقل
سهکاندیدا از ابتدا شعارهای خیلی جدی دادند. این سه نفر به همراه هم به مرقد امام رفتند و آنجه هم قسم شدند و فعالیت مشترک انتخاباتی انجام دادندو نشستهای خبری مشترکی برگزار کرده و مسئول ستاد واحد نیز انتخابات کردند اما از بعد از تایید صلاحیت هر سه ستادهای مستقل زده و مسوولان مستقل نیز انتخابات کردند .در این بین اظهار نظر غلامعلی حداد عادل، یکی از اعضای ائتلاف مبنی براین که اگر هرسه نفر در نهایت در صحنه انتخابات باقی ماندند، باید دردیانت آنها شک کرد، فضای خاصی را برای این ائتلاف به وجود آورد.
گمانهزنیهایی در خصوص آقای شهردار!
بدون شک این ائتلاف یک ائئلاف شکست خورده است و مبنا این است که هر سه نفر سعی میکنند دو نفر دیگر را مجاب کنند تا از عرصه کنار روند و این تجربه که میتوانست تجربه ای موفق در زمینه سیاسی باشد که چند کاندیدایی که حداقلهای مشترکی دارند؛ لااقل در عرصه انتخابات همزمان ورود پیدا نکنند، یک تجربه شکست خورده شد. علی رغم شعارهای جدی این سه نفر، به نظر میرسد که تنها خروجی این ائتلاف میتواند بعد از انتخابات در یک نشست مشترک بررسی علل کامیابی یا ناکامیشان در عرصه انتخابات باشد و از اساس قابل تصور نیست که پیش از انتخابات بتوانند به یک ائتلاف واحد برسند. اگر چه در این خصوص گمانه زنیهای جدی نیز مطرح است. به طور مثال حسین مظفر که در ابتدا به عنوان رییس ستاد انتخابات ائتلاف پیشرفت بود، بعد از تایید صلاحیتها به طور رسمی رییس ستاد انتخاباتی محمدباقرقالیباف شد و گویا با زبان بی زبانی به افکار عمومی گفت که خروجی نهایی باید آقای شهردار باشد کما این که مظفر به تازگی نیز مطرح کرده است که دو کاندیدای دیگر نباید از قالیباف انتظار کنارهگیری داشته باشند. البته در این بین اعلام حمایت موتلفه از علی اکبر ولایتی مطرح بوده است اما باز حمایت هر چند نامحسوس رییس مجلس- به خصوص در روز افتتاح بخشی از پروژه اتوبان امام علی- و بخش قابل توجهی از بدنه مجلس شورای اسلامی از محمد باقر قالیباف نگاههای پنهان را به سمت شهردار تهران برد.
جامعتین
نباید فراموش کنیم که تحلیلهای متفاوتی در مورد تصمیمهای جامعتین از همان روزهای ابتدا وجود داشت.یکی از اعضای جامعتین که در شورای نگهبان نیز حضور دارند، در مورد برخی از نامزدهای ریاست جمهوری مواضع خاصی داشتند و بعد از حذف این دو گزینه مشایی وهاشمی نیز، جامعتین در مورد این که بتواند روی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آینده تمرکز کند و به جمع بندی برسد، به شدت بعید است. به این جهت که حداقل افراد و چهرههای بسیار شاخصی در جامعه روحانیت مبارز مثل آیتاللهمهدویکنی این روزها به طور جدی از آقای قالیباف حمایت میکنند و افراد شاخصی در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از آقای ولایتی .حمایت تمام و کمال موتلفه نیز از علی اکبر ولایتی در این بین نیز گزینه قابل تاملی است. از این جهت امید بستن به نظر جامعتین نیز در هالهای از ابهام قرار دارد. در شرایط امروز، این که جامعتین بتواند در نهایت به یک کاندیدای واحد برسند و در کنار مکانیسم نظر سنجی، مکانیسم ریش سفیدی و مکانیسم تمکین از جامعتین که از شعارهای اصولگرایان نیز بوده است، در نهایت محقق شود بیش از همیشه دور از ذهن به نظر است.
اصولگرایان قافیه را باختند
نباید از نظر دور کرد که موضع گیریها در قبال ائتلاف پیشرفت خود به یکی از بزرگترین موارد انشقاق بین جریانی اصولگرایی که داعیه دار وحدت در انتخابات بود، تبدیل شد. صف آرایی اصولگرایان در روزهای گذشته در قبال کاندیداهای ریاست جمهوری به خصوص ائتلاف پیشرفت نشان داد که این جریان با وجود تمامی رجزخوانیها و شعارها، در داستان وحدت و پایبندی به قواعد قرارداد سیاسی ائتلاف و یا گذشت از تمایلات و منافع شخصی در راستای تحقق منافع حزبی سخت قافیه را باخته است.در این بین حزب موتلفه به عنوان یکی از قدیمیترین احزاب راست سنتی در کشور در بیاینهای از علی اکبر ولایتی حمایت میکند.
در بیانیه این حزب کهنسال آمده است که حزب موتلفه اسلامی پس از بررسی ویژگیها و امتیازهای هشت نامزد انتخابات ریاست جمهوری که نشان دهنده حضور تمامی سلیقههای سیاسی در صحنه رقابت انتخاباتی است با نظر دبیران استانهای این حزب در سراسر کشور و اعضای شورای مرکزی خود با احترام به همه نامزدها از دکتر ولایتی در این دوره از انتخابات حمایت میکند. این حزب مطرح کرده است که با توجه به ویژگیهای دکتر ولایتی وی را فردی متدین، متخصص دارای تجربه و مفید برای اداره کشور میداند و معتقد است برنامههای دولت متمم دکتر ولایتی میتواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند و در میان نامزدهای حاضر در انتخابات وی اصلح است.از طرف دیگر بخشهای دیگری از جریان راست سنتی به طور محسوس علنی و یا غیرعلنی از محمدباقرقالیباف حمایت میکنند. کار در این اختلافات تا بدان جا پیشرفت رفت که گمانه زنیهایی مبنی بر این که جلیلی نامزد نهایی ائتلاف پیشرفت باشد مطرح شد. گرچه این گمانه زنی از جانب قالیباف تکذیب شد اما طرح این مسئله خود نشان از عمق یافتن گسلهای اختلاف در بین اصولگرایان شد.
بدون شک این ائتلاف از زوایای گوناگون قابل بررسی است. اگر نتیجه را بر اساس شرایط امروز پیش بینی کنیم، هر چند بدبینانه اما این ائتلاف نمونه خوبی برای بررسی یک ناکامی در یک جریان سیاسی برای ائتلاف است. زیاده خواهی که در جمع اعضای اصلی ائتلاف وجود داشت که تحت هیچ شرایطی حاضر نشدندبه نفع دیگری کنار روند و نکته دیگر این که تصویر نادرستی که در اذهان مردم از یک ائتلاف سیاسی که شعار اصولگرایانه نیز داشت، شکل گرفت و بد عهدی که این افراد انجام دادند و حرفهای تندی که مطرح شد- و حتی تاکید داشتند که پای دیانت را به رقابتهای انتخاباتی کشاندند- نشان داد که گاهی اوقات با تغییر فضای سیاسی باید متصور بسیاری از اتفاقات باشیم. به نظر میرسد این سه نفر با کنار رفتن آقایهاشمی وآقای مشایی، احساس میکنند که خطر جدی اصولگرایان را تهدید نمیکند و به همین جهت میخواهند که هر سه نفر در عرصه انتخابات شانس و اقبال و بخش خود را بیازمایند.