صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۹۲ - ۲۱:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۲۶۰۸۶۷
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«ملت ما»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بررسی می‌کند؛

سعیده جلادتی

گروه سیاسی:  با وجود این که نزدیک به یک سال تا انتخابات یازدهم ریاست جمهوری باقی مانده اما گمانه‌زنی‌ها بر سر کاندیداهای احتمالی احزاب و گروه‌های سیاسی آغاز شده و بازار انتخاب کاندیداها در رسانه‌ها و محافل سیاسی داغ است. دوره ریاست جمهوری دهم در حال تمام شدن است؛ دوره‌ای که با وجود نکات مثبت اما حواشی بسیار مخصوصا در زمان خانه‌نشینی احمدی‌نژاد انتقادات بسیاری به آن وارد شد و با وجود شعارهای اقتصادی نتوانست در این زمینه موفق باشد. به هر حال با ورود به دهه چهارم انقلاب نیاز به فردی کاردان و مدبر برای خروج از موقعیت فعلی کشور به ویژه در عرصه اقتصادی احساس می‌شود؛ فردی که اهل عمل در کنار شعار باشد و از حواشی بپرهیزد. این مهم باعث شده است که از حالا، تنور انتخابات داغ شده و بازار حدس و گمان‌ها درباره کاندیداهای احتمالی گرم شود، انتخاباتی که به نظر می‌رسد کاندیداهای نهایی از درون طیف اصولگرایی باشند حال آن که اصلاح‌طلبان نیز به گزینه‌هایی برای حضور خود در انتخابات پیش‌رو رسیده‌اند.

گزینه‌های مطرح

در حال حاضر اسامی زیادی در فضای سیاسی کشور مطرح است؛ از نام‌هایی که یک بار بر زبان رسانه‌ها آمده‌اند تا اسم‌هایی که مدت‌هاست ذهن‌ها روی آنان متمرکز شده است. اسم‌هایی چون هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، علی‌اکبر ولایتی تا سیدمحمد خاتمی و سیدحسن خمینی نوه امام راحل، محمد رویانیان و گزینه‌های دولتی چون نیکزاد، صالحی و... برخی از گزینه‌هایی را که زیر ذره‌بین رسانه‌ها رفتند از نظر می‌گذرانید.

علی‌اکبر ولایتی خود از چهره‌های راست سنتی است. زمانی که کلمه راست تنها به جامعتین و حزب موتلفه گفته می‌شد و اصلا دسته‌بندی راست سنتی و غیر آن معنی نداشت، ولایتی به عنوان یکی از بارزترین چهره‌های راست شناخته می‌شد. بنا بر تصور سنتی‌ها ولایتی در ماجرای اتحاد اصولگرایان در مجلس و همچنین در فتنه 88 اولا انقلابی عمل کرده است و ثانیا از تندروی و حاشیه‌سازی دوری کرده است. از همین‌رو این گروه معتقد است که ولایتی از رأی بالایی هم در بین سابقین و ریش‌سفیدان انقلاب و هم در بین جوانان و نیروهای تازه نفس برخوردار است. البته باید توجه داشت که ولایتی تاکنون خود را در معرض انتخاب مردم قرار نداده و سابقه انصراف از انتخابات به نفع هاشمی رفسنجانی را در کارنامه خود دارد لذا انتخابات یازدهم می‌تواند فصل جدیدی از زندگی سیاسی ولایتی را رقم بزند.

منوچهر متکی از دیپلمات‌های با سابقه در وزارت امور خارجه بود که پس از جدایی اجباری و برخورد غیراخلاقی جریان انحرافی با او به نقش‌آفرینی در قامت یک بازیگر سیاست داخلی متمرکز شد و تجربه دبیری اجرایی جبهه متحد نیز نشان داد می‌تواند به ایفای نقش موثر در میان اصولگرایان بپردازد.

مصطفی پورمحمدی هم که از جمله چهره‌های جامعه روحانیت است در سال‌های اخیر بیش از قبل به چهره‌ای رسانه‌ای تبدیل شده است. با این حال توجه عموم جامعه معمولا به کاندیدایی معطوف خواهد بود که توان اصلاح و پیشبرد امور فرهنگی، اقتصادی و ارزشی در سابقه وی به وضوح وجود داشته باشد امام درباره پورمحمدی آنچه که در افکار عمومی جامعه وجود دارد تصور یک چهره امنیتی و قضایی است لذا درباره بعد فرهنگی و اقتصادی او سوال‌هایی در اذهان جامعه وجود دارد، ‌هرچند که این ضعف را می‌توان با ارایه برنامه اقتصادی و فرهنگی و انتخاب چنین شعارهایی جبران کرد. از سوی دیگر فعالیت مستمر در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی برگ برنده‌ای برای او به حساب می‌آید که از توان و تجربه اصلاح‌گری و عدالت‌محوری او حکایت دارد.

محمدباقر قالیباف، شهردار فعلی تهران نیز از حضور در این عرصه غافل نمانده و اقداماتی برای ورود به این صحنه انجام داده است. آنچه فضا را برای شهردار تهران سخت می‌نماید انتقادهایی است که از عملکرد اطرافیان وی در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در رسانه‌ها مطرح شده است؛ انتقادهایی که اثر خود را در انتخابات مجلس گذاشت. در واقع اگر ائتلاف مذکور به صورت جدی به دنبال پیروزی باشد باید در مرحله اول بتواند از زیربار این هجمه‌ها بیرون آید، خصوصا آن که همین اوضاع برای دیگر نامزدهای این ائتلاف نیز وجود دارد که البته تاکید بر گزارش سپاه سیدالشهدا درباره عملکرد مثبت شهرداری تهران در آشوب و فتنه را می‌توان از جمله این تلاش‌ها دانست و به نظر می‌رسد این مساعی تاکنون نیز جواب داده است.

علی لاریجانی هم از دیگر کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری یازدهم به شمار می‌رود. عملکرد مثبت در صدا و سیما یکی از نکات برجسته کاری وی است. گرچه برخی اظهارنظرهایش بعد از انتخابات 88 آبی بر آتش فتنه نبود و حواشی مختلفی را نیز برای وی به وجود آورد. اما کاندیداتوری وی از قم و پیوند او با مراجع توانست بار دیگر به کمکش بیاید تا از این حاشیه‌ها عبور کرده و بار دیگر بر کرسی ریاست مجلس تکیه بزند. منش و عملکرد لاریجانی در سالیان اخیر به نحوی بوده است که طیف‌هایی از اصلاح‌طلبان نیز به وی متمایل شده‌‌اند و باید منتظر ماند و دید او چه شعارها و برنامه‌هایی برای پیوند بدنه مردمی با خود دارد. البته به گفته این رئیس مجلس نهم، فعلا برنامه‌ای برای انتخابات ریاست جمهوری آینده در نظر ندارد.

غلامعلی حدادعادل هم دیگر کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری بعدی است. هرچند اسم حدادعادل را در هیچ گروه و جناح سیاسی اصولگرایان نمی‌بینیم و در واقع همانند برخی دیگر از اشخاص مطرح جریان راست همچون لاریجانی و قالیباف او نیز خود یک جریان سیاسی است، اما قرابت زیاد حدادعادل را به جمعیت رهپویان و در مجموع تحول‌خواهان نمی‌توان نادیده گرفت، این مهم را از تلاش‌های زاکانی، توکلی و نادران برای ریاست او در مجلس می‌توان مشاهده کرد؛ گرچه موفقیتی حاصل نشد. آنچه به نظر می‌رسد آن است که حدادعادل با توجه به سوابق اجرایی خود بیش از دیگر نامزدها توجه این اتحاد را جلب می‌نماید.

بدنه اصولگرایی سعید جلیلی را با توجه به عملکردش در پرونده هسته‌ای چهره مثبتی ارزیابی می‌کند؛ بسیاری معتقدند وی ظرفیت وجیه‌المله شدن را در بین اصولگرایان دارد گرچه برخی از منتقدان نکات جدی را درباره شبکه ارتباطی و توان اجرایی او بیان می‌دارند. از سوی دیگر جلیلی به دلیل جایگاهی که در شورای امنیت ملی دارد، از داد و قال‌های سیاسی داخلی دور بوده است و همین نکته باعث شده است در بین تمامی گروه‌های اصولگرا به غیر از حامیان دولت از پشتیبانی خوبی برخوردار باشد. از همین‌رو دو گروه جوان اصولگرایان در صورت عملکرد آتی برنامه‌ریزی شده وی می‌توانند بر او اتفاق‌نظر نمایند.

کامران باقری‌لنکرانی از وزرای دولت اول احمدی‌نژاد است و همچنان با وجود انتقادهایش به دولت از آن حمایت می‌نماید در میان حامیان دولت وجهه خوبی دارد لذا اقبال هرچند کم و نسبی در میان آنان به وی وجود دارد، خصوصا آن که عملکرد وی در وزارت بهداشت بازخوردهای خوبی داشت. با این حال تجربه کم او در عرصه سیاسی شانس وی را کمتر از دیگران می‌نماید. لنکرانی خود به تنهایی از پایگاه اجتماعی خوبی برخوردار نیست لذا ممکن است برای حضور در انتخابات از پایگاه جبهه پایداری برای ارتباط گسترده‌تر با مردم استفاده نماید.

علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه کشورمان هم یکی دیگر از کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری بعدی است که با تکذیب خبرهایی مبنی بر کاندیداتوری‌‌اش، خود را برای این جایگاه مناسب ندانست.

اکبر هاشمی‌رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم احتمالا بسیاری را مطرح می‌کند که می‌توان تمام آنها را دلیلی برای حضورش در انتخابات یازدهم عنوان کرد. البته وزرای زمان دولت هاشمی رفسنجانی کاندیداتوری وی را بسیار ضعیف بیان می‌کنند.

غلامحسین الهام، سخنگوی دولت احمدی‌نژاد که پیش از این، انتخابات مجلس نهم را مقدمه ریاست جمهوری یازدهم خوانده بود، به تشریح برنامه‌های تشکل متبوعش در این زمینه پرداخت. مشاور حقوقی رئیس‌جمهور و عضو جبهه پایداری در گفت‌وگویی که ایسنا منتشر کرد، با بیان این که ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«برای ریاست جمهوری آینده، افرادی از گفتمان جبهه پایداری ظهور پیدا خواهند کرد»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ادامه داد: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«جبهه پایداری دوربرگردان ندارد. افرادی که بخواهند در گفتمان انحراف ایجاد کنند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«تحمیلی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هستند.»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

محمدرضا عارف، معاون اول دولت سیدمحمد خاتمی یکی از گزینه‌های پررنگ اصلاح‌طلبان برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است. براساس عقیده بسیاری از اصلاح‌طلبان در میان گزینه‌های موردنظر این جبهه سیاسی کشور، عارف شانس بیش‌تری برای موفقیت دارد.

علی‌اکبر ناطق نوری عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز که در مهرماه 1383 اعلام کرده بود ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«من در نهمین دوره انتخاباتی ریاست جمهوری کاندیدا نیستم و انشاءالله تا روز قیامت هم برای هیچ انتخاباتی نامزد نخواهم شد»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در دوره یازدهم در ردیف یکی از گزینه‌های احتمالی ریاست جمهوری قرار گرفت اما در نهایت با اعلام خبری از دفتر وی، مشخص شد که بر سر حرفش باقی مانده و شاید تا قیامت هم کاندیدا نشود.

در این میان زمزمه‌هایی نیز درباره تحرکات انتخاباتی محسن مهر علیزاده، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی در دولت محمد خاتمی به گوش می‌رسد. وی در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری شرکت کرده و از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد اما پس از مداخله رهبر معظم انقلاب و نامه ایشان به شورای نگهبان توانست وارد رقابت‌های انتخاباتی شود و در این مصاف نفر آخر شد. حال که گمانه‌زنی‌ها برای حضور مجددش در انتخابات دوره یازدهم می‌رود، با بیان این که اگر آقای خاتمی با اجماعی که درباره ایشان وجود دارد، حضور پیدا کنند، اعلام کرده ممکن است، کاندیدا نشود.

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام یکی دیگر از چهره‌های شاخص سیاسی است که زمزمه‌های حضورش در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم شنیده می‌شود. عزم فرمانده اسبق سپاه برای ورود به انتخابات حکایت از آن دارد که وی برای رفع مشکلات کشور برنامه‌هایی دارد. به نظر می‌رسد برنامه‌هایی که از سوی وی مطرح می‌شود با محوریت مسائل اقتصادی باشد، چرا که فارغ از تحصیلات اقتصادی وی تورم، تحریم و دیگر مشکلات اقتصادی در کنار اهمیت جهاد اقتصادی، راهبرد اقتصاد مقاومتی و نقش آن در خوداتکایی در مقابل دشمن از مهم‌ترین نیازهای روز کشور محسوب می‌شود.

و اما در این بین گزینه‌های احتمالی دیگری هم بودند که در این مجال فرصتی برای پرداختن به آنها وجود نداشت و به آوردن اسامی آنها اکتفا شد. محمدعلی نجفی، عضو شورای شهر تهران، عبدالله نوری نخستین وزیر کشور دولت خاتمی، حسن غفوری‌فرد عضو شورای مرکزی حزب موتلفه، اسفندیار رحیم مشایی مشاور احمدی‌نژاد، علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی، مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردم‌سالاری، محمد رویانیان مدیرعامل تیم پرسپولیس، حبیب‌الله بیطرف وزیر نیروی دولت‌های هفتم و هشتم، محمد شریعتمداری عضو شورای راهبردی روابط خارجی، احمد توکلی نماینده مجلس هشتم و نهم شورای اسلامی، علی نیکزاد وزیر مسکن، راه و شهرسازی، عزت‌الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما، اسحاق جهانگیری وزیر صنایع و معادن دولت سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، کمال خرازی وزیر امور خارجه دولت سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور پنجم ایران و یحیی آل‌اسحاق رئیس اتاق بازرگانی صنایع و معادن تهران، حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش دولت احمدی‌نژاد از جمله این افراد هستند.

البته در روزهای پایانی تابستان 91، خبر یا شایعه کاندیداتوری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«اکبر هاشمی‌رفسنجانی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«مصطفی پورمحمدی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وزیر کشور دولت نهم و رئیس سازمان بازرسی کل کشور، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«حسن روحانی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«محمدرضا باهنر»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«کمال خرازی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وزیر امور خارجه دولت سیدمحمد خاتمی، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«حبیب‌الله بیطرف»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وزیر نیرو در دولت سیدمحمد خاتمی، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«حمیدرضا حاجی‌بابایی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وزیر آموزش و پرورش دولت محمود احمدی‌نژاد، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«علی نیکزاد»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وزیر راه و شهرسازی دولت محمود احمدی‌نژاد و ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«اسفندیار رحیم‌مشایی»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رئیس دفتر رئیس‌جمهور در تابستان 91 تکذیب شد.

نام:
ایمیل:
نظر: