صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۲۶۰۹۰۸

شيطان‌گرايي در فضاي جامعه‌اي سر بر آورده که معتقد به آموزه‌هاي مسيحي‌اند و به نوعي منتقد باورهاي مسيحي است، هرچند اين نقد بسيار تند و به گونه‌اي ضديت با مسيح و مسيحيت است. از آنجا که آموزه‌هاي مسيحيت جدايي کامل از يهود ندارد و به نوعي تکملۀ آن به حساب مي‌آيد بايد ابتدا سراغ ريشۀ انحراف رفت. به‌ويژه که تفکر لاوي به خدا و شيطان بسيار شبيه سِفر سوم پيدايش است و در نظر او شيطان خوب و خدا بد است. يقين نويسنده بر آن است که نگاه‌هاي ‌انحرافي يهود به شيطان بيشترين تأثير را در شکل‌گيري انديشه برتري شيطان بر انسان و حتي خدا در ميان شيطان‌گرايان داشته است تا آن‌جا که باور به هر نوع خدايي را کنار گذاشته‌اند. بهانه‌هايي که مي‌آورند و دلايلي که به زعم خويش اقامه مي‌کنند هم ناظر به همين نکته است.

باورهاي يهود

عقيدۀ عبرانيان باستاني در مورد نيروي شر در سطح عقايد ساده آنيميزم بود و از آن درجه بالاتر نرفته بودند و براي شيطان توانايي و قدرت مقاومت در برابر يهوه را هيچ‌گاه قائل نبودند؛ ولي اين باور در طول تاريخ، تکامل يافت و براي اين قوۀ موذي و تباهکار القاب گوناگون قرار دادند که نام شيطان پيش از همه ذکر شده است. اولين بار که از اين موجود ملعون نام رفته، در صحيفه زکريا است که او را همتا و هماورد فرشتگان قرار مي‌دهد و اغوا کننده و فريب‌دهنده آدميان مي‌داند. نويسندگان کتب عهد عتيق نيز نام شيطان را در کتب و متون تاريخي ديرينه درج کرده اند و حتي در اسفار پنج‌گانه از وجود او در جنت عدن سخن گفته اند.

خدا در آموزه‌هاي يهود

دين يهود به ظاهر، مانند دين اسلام فقط به يک خدا اعتقاد و باور دارد و آن خداي يهوه است. اما خدايي که تورات به پيروانش معرفي مي‌کند نه‌تنها بي کران و فراتر از فهم و ادراک عقل نيست بلکه خدايي مادي و داراي جسم و خواص جسماني است. ميان بندگان مي‎آيد، به ايشان سرکشي مي‌کند، و مانند سخن گفتن انسان‌ها با ايشان مکالمه مي‌نمايد؛ « و چون خدا از سخن گفتن با وي فارغ شد از نزد ابراهيم صعود فرمود. » تا صبح با بندگان کشتي مي‌گيرد و آخر سر هم مي‌بازد و بهاي باختن را با اعطاي نبوت جبران مي‌کند؛ «24و يعقوب تنها ماند و مردي با وي تا طلوع فجر كشتي مي‌گرفت. 25 و چون او ديد كه بر وي غلبه نمي‌يابد كف ران يعقوب را لمس كرد و كف ران يعقوب در كشتي گرفتن با او فشرده شد.

26 پس گفت: “مرا رها كن زيرا كه فجر مي‌شكافد.” گفت: “تا مرا بركت ندهي تو را رها نكنم.”27 به وي گفت: “نام تو چيست؟ ” گفت: “يعقوب.”28 گفت: “از اين پس نام تو يعقوب خوانده نشود بلكه اسرائيل زيرا كه با خدا و با انسان مجاهده كردي و نصرت يافتي.”29 و يعقوب از او سؤال كرده گفت: “مرا از نام خود آگاه ساز.” گفت: “چرا اسم مرا ميپرسي؟ “ و او را در آنجا بركت داد.» آگاهي از بندگانش ندارد « و خدا بر بني اسرائيل نظر كرد و خدا دانست.» به ديدارش مي‌روند و او را در جلال و جبروت مادي مي‌يابند « و موسي با‌هارون و ناداب و ابيهو و هفتاد نفر از مشايخ اسرائيل بالا رفت. و خداي اسرائيل را ديدند و زير پايهايش مثل صنعتي از ياقوت كبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا.»

شيطان در آموزه‌هاي يهود

برخلاف خدايي که دشمن آدمي است و با مکرو حيله مي‌خواهد آدمي را از داشتن معرفت منع کند، شيطان تورات در پي معرفت بخشي به انسان است. خود را در قالب مار به آدم مي‌رساند و توطئه خداي مکار تورات را برملا مي‌کند؛ « 1و مار از همه حيوانات صحرا كه يهُوَه خدا ساخته بود هشيارتر بود. و به زن گفت: “آيا خدا حقيقتا گفته است كه از همه درختان باغ نخوريد؟ ”2 زن به مار گفت: “از ميوة درختان باغ ميخوريم 3 لكن از ميوة درختي كه در وسط باغ است خدا گفت از آن مخوريد و آن را لمس مكنيد مبادا بميريد.”4 مار به زن گفت: “هر آينه نخواهيد مرد 5 بلكه خدا مي‌داند در روزي كه از آن بخوريد چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود.”6 و چون زن ديد كه آن درخت براي خوراك نيكوست و بنظر خوشنما و درختي دلپذير و دانش‌افزا پس از ميوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد. 7 آنگاه چشمان هر دوِ ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند. پس برگهاي انجير به هم دوخته سترها براي خويشتن ساختند.»

با آنکه به صراحت گفته نشده آن کس که به خوردن از درخت معرفت تشويق کرد خود ابليس بود و مار مسبب اين کار معرفي مي‌شود اما با دقت در بندهاي بعد مي‌توان فهميد که منظور از مار همان شيطان است؛ «8 و آواز يهُوَه خدا را شنيدند كه در هنگام وزيدن نسيم نهار در باغ ميخراميد و آدم و زنش خويشتن را از حضور يهُوَه خدا در ميان درختان باغ پنهان كردند. 9 و يهُوَه خدا آدم را ندا در داد و گفت: “كجا هستي؟ ”10 گفت: “چون آوازت را در باغ شنيدم ترسان گشتم زيرا كه عريانم. پس خود را پنهان كردم.”11 گفت: “كه تو را آگاهانيد كه عرياني؟ آيا از آن درختي كه تو را قدغن كردم كه از آن نخوري خوردي؟ 

نام:
ایمیل:
نظر: