علی قهرمانی
از دینهایی که بسیار بر باورها، آموزهها، آئینها و نمادهای جریانهای شیطانی تأثیر گذاشته و به نوعی شکلگیری شیطانگرایی را نوعی لوتریسم مدرن به آن دین باید دانست دین مسیحیت است. نه مسیحیتی که از عیسی مسیح و جانشین او جناب پترس بجا مانده باشد، مسیحیت پولسی – کلیسایی که امروز شاهد آنیم. برای شفاف کردن مسیحیت باید اندکی از زوایای انحرافی که بعد از عیسای نبی در این دین رخنه کرد را گشود و به تشریح آنها پرداخت.
خدا در متون دینی مسیحی
متن کتابهای مسیحی و آموزههای این دین آنقدر مشوش است که نمیتوان خدای مشخصی از دل کتابهایشان بیرون آورد. در مواردی خدا، همان خدای یهودیان «یهوه» معرفی میشود. در انجیل متی فصل چهارم داستانی از امتحان شدن حضرت مسیح توسط شیطان نقل میشود؛ « … عیسی وی را گفت: و نیز مکتوب است یهُوَه خدای خود را تجربه مکن. » سه بند بعد نیز همین خدا، خدای خلایق معرفی میشود، در انجیل لوقا فصل چهارم نیز شبیه این داستان با تغییرات اندکی نقل میشود و از خدای یهوه سخن به میان میآید.
سرِ جمع در بیست و هفت کتاب معتبر مسیحیان که اناجیل اربعه و از اعمال رسولان گرفته تا کتاب مکاشفه را شامل میشود، 241 مرتبه از خدای یهُوَه سخن به میان میآید. در این بندها بطور معمول یهوه خدایی است قادر، عالم و همه امور به دست اوست. در قسمتی از انجیل اینگونه القا میکند که جز خدا خوب و نیکو نیست و جالب اینجاست که این نکته به حضرت مسیح نسبت داده میشود که در جواب شخصی که از حضرتش پرسید: «ای استاد نیکو چه عمل نیکو کنم تا حیات جاودانی یابم؟ وی را گفت: از چه سبب مرا نیکو گفتی و حال آنکه کسی نیکو نیست جز خدا فقط. لیکن اگر بخواهی داخل حیات شوی احکام را نگاهدار. »
شیطان در متون دینی مسیحی
شیطان مسیحی کم از شیطان یهودی ندارد با این تفاوت که در اناجیل موجود دیگر به آدمی تعارفِ خوردن از میوۀ معرفت نمیزند. شاید هم بهدلیل این که آموزههای مسیحی چیزی جدا از یهود نیست الا اینکه بنابر باور مسیحیان «شریعت به وسیلة موسی عطا شد، اما فیض و راستی بوسیلة عیسی مسیح رسید.» دیگر نیازی به بازتکرار داستان آدم و حوا، بهشت، میوۀ ممنوعۀ و اغوای شیطان نباشد. شیطان مسیحی اژدهایی است بزرگ که قدمتی دیرینه و قدرتهایی عجیب دارد. مالک فرشتگانی است که خادم اویند. رحِم زنی که دختر پیامبری اولوالعزم چون ابراهیم (ع) را برای مدّت هجده سال ببندد. خود را شبیه فرشته وحی میسازد و خادمینش شبیه خادمان عدالت میگردند بیآنکه احدی متوجه این اختلاف گردد؛ به این فراز از انجیل دقت کنید: «و عجب نیست چونکه خود شیطان هم خویشتنرا به فرشتة نور مشابه میسازد.
پس امر بزرگ نیست که خدّام وی خویشتنرا به خدّام عدالت مشابه سازند که عاقبت ایشان برحسب اعمالشان خواهد بود.» قدرتش چندان کمتر از قدرت خداوند لایزال نیست. حلول در آدمیان و از جمله «در یهودای مسمی به اسخریوطی که از جملة آن دوازده ـ حواری ـ بود…» در بندهای گوناگونی از انجیل، فلسفه وجودی شیطان، غربال کردنِ انسانها و امتحان گرفتن از بشر ذکر شده، اما دایره این ابتلا و امتحان و میزان قدرت ابلیس بسیار بیش از آنچه در آموزههای اصیلادیان آسمانی سراغ داریم است، شیطانِ انجیل موجود آنقدر قدرت و جایگاه دارد که حتی میتواند و بالاتر از توان، وظیفه دارد تا پیامبر اولوالعزم خداوند را که به اعتقاد مسیحیان خدای پسر است را نیز امتحان کند. جالبتر اینجاست که برای این آزمون حضرت مسیح توسط فرشته وحی به دست شیطان سپرده میشود.
داستان این ابتلا اینگونه در انجیل حاضر موجود است؛ «1آنگاه عیسی به دست روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را تجربه نماید. 2 و چون چهل شبانهروز روزه داشت آخر گرسنه گردید. 3 پس تجربهکننده نزد او آمده گفت: “اگر پسر خدا هستی بگو تا این سنگها نان شود.”4 در جواب گفت: “مکتوب است انسان نه محض نان زیست میکند بلکه به هر کلمهای که از دهان یهُوَه صادر گردد.”5 آنگاه ابلیس او را به شهر مقدّس برد و بر کنگرة هیکل برپا داشته 6 به وی گفت: “اگر پسر خدا هستی خود را به زیرانداز زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را دربارة تو فرمان دهد تا تو را به دستهای خود برگیرند مبادا پایت به سنگی خورد.”7 عیسی وی را گفت:
“و نیز مکتوب است یهُوَه خدای خود را تجربه مکن.”8 پس ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد و همة ممالک جهان و جلال آنها را بدو نشان داده 9 به وی گفت: “اگر افتاده مرا سجده کنی همانا این همه را به تو بخشم.”10 آنگاه عیسی وی را گفت: “دور شوای شیطان زیرا مکتوب است که یهُوَه خدای خود را سجده کن و او را فقط عبادت نما.”11 در ساعت ابلیس او را رها کرد و اینک فرشتگان آمده او را پرستاری مینمودند.»