صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۶۱۱۵۵
در گفت‌و‌گوی تابناک با کارشناسان تحلیل شد
سعيده جلادتي - اشاره: حسن روحاني منتخب ملت و رئيس‌جمهور يازدهم شد؛ اما چه شد که رئيس‌جمهور شد؟ چه شد که بيش از 18 ميليون نفر ايراني به يک روحاني براي رياست دولت يازدهم رأي دادند؟ انتخاب روحاني چه پيام‌هاي داشت؟ چرا زماني که وي به عنوان پيروز انتخابات معرفي شد، تمام جناح‌هاي مختلف به وي پيام تبريک گفتند؟ چرا در حالي که پيش از انتخاب روحاني به عنوان رئيس‌جمهور، اصلاح‌طلبان وي را گزينه خود نمي‌دانستند و اصولگرايان هم سرگرم گزينه‌هاي خود بودند و روحاني عضو جامعه روحانيت، عضو مجلس خبرگان و رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع را به فراموشي سپرده بودند؟ و اينها همه در حالي بود که مستقلين هم براي خود برنامه‌هايي داشتند که گزينه‌اي همانند روحاني در آنها نمي‌گنجيد. در ادامه نقطه نظرات سه تن از کارشناسان اصولگرا و اصلاح‌طلب را از نظر مي‌گذرانيد که پاسخ به اين چند سوال را در خود دارد: چه پيامي براي رئيس‌جمهور هفتم داريد؟ پيام انتخاب روحاني توسط مردم براي جريان اصولگرايي چه بود؟ انتخاب روحاني يعني چه و در نهايت اينکه چرا ميرحسين موسوي انتخاب نشد اما روحاني شد؟ لازم به توضيح است سوال پاياني به منظور واکاوي حواشي اتفاقات سال 88 و 92 مطرح شده است:

روحاني مي‌تواند تعادل بين الجناحين برقرار کند حسن غفوري‌فرد عضو حزب موتلفه اسلامي

پيروزي حماسه‌آفرين حجت‌الاسلام حسن روحاني را تبريک مي‌گويم. بنده جزو اولين افرادي بودم که اين اتفاق را به ايشان تبريک گفتم و از اينکه اين رويداد در دوره نخست به وقوع پيوست، خوشحال هستم. انشاالله مسير حرکت رئيس‌جمهور آينده به سمتي رود که به رأي مردم احترام گذاشته شود و ايشان به وعده‌هاي خود عمل کنند. با توجه به آرمان‌هاي امام و رهبري و اقتدار نظام جمهوري اسلامي اميد مي‌رود که بهترين گزينه از سوي ملت ايران انتخاب شده باشد. همچنين در يازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري، شاهد تقابل چند نامزد از چند جناح مختلف بوديم که در نهايت مردم گزينه اعتدالي را براي رياست دولت يازدهم برگزيدند. البته در ��ين بين عده‌اي سعي در نشان دادن خط فکري آقاي روحاني به سمت اصلاح‌طلبي دارند اما به نظر مي‌رسد ايشان گرايشي به اعتدال داشته و در چارچوب کاري و برنامه‌اي ايشان، خبري از تندروي‌ها و افراط و تفريط نيست.

در حقيقت رأي به آقاي دکتر روحاني، رأي به نظام جمهوري اسلامي است که در راستاي آن، پيام رهبري تأکيدي بر خلق حماسه سياسي شد. در اين بين عده‌اي از سياسيون و کارشناسان در پي آن بودند تا آقاي روحاني را به عنوان منتخب اصلاح‌طلبي معرفي و پررنگ کنند در حالي که بايد تأکيد کنم جناب آقاي روحاني جزئي از اردوگاه اصولگرايان هستند که ديدگاه‌هايي هم با رويکرد اصلاح‌طلبي دارند. لذا مي‌توان ايشان را گزينه‌اي دانست که مي‌تواند با دو جناح بزرگ کشور –اصولگرايي و اصلاح‌طلبي- تعاملي برابر برقرار کند.

افزون بر مسائلي که در قالب جناح‌بندي‌هاي طرفين انتخابات طرح شد و پيروزي‌هايي که برخي براي جناح اصلاح‌طلبي قائل شدند و آقاي روحاني را خارج از مرز اصولگرايي عنوان کردند، مي‌توان به مساله مردم و رأي آنها اشاره کرد. پيش از اينکه آقاي روحاني متعلق به جناح خاصي باشد و اين وابستگي، دليل ايشان براي پيروزي باشد، اين مردم بودند که ايشان را انتخاب کردند. به طور کلي مردم برنده اصلي انتخابات يازدهم به شمار مي‌روند. لذا رئيس‌جمهور آتي کشور موظف است ضمن احترام به رأي مردم، درصدد رفع مشکلات آنها به خصوص مشکلات معيشتي و اقتصادي که در اولويت قرار دارد، بپردازد. ناگفته نماند پس از برگزاري انتخابات يازدهم رياست‌جمهوري، عده‌اي موضوع پيروزي روحاني را به ماجراي سال 88 ارتباط دادند اما بايد گفت که ديدگاه‌هاي آقاي موسوي با ديدگاه‌هاي آقاي روحاني تفاوت آشکاري دارد و به هيچ عنوان قابل قياس نيست که بخواهيم اين دو را به يکديگر مرتبط کنم.

پيروزي روحاني؛ اجماع اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرايان

سيدعبدالواحد موسوي لاري رئيس ائتلاف اصلاح‌طلبان

نتايج يازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري يک «نه» بزرگ به روند اداره کشور در هشت سال گذشته از سوي دولت بود. روحاني پيروز ميدان انتخابات رياست‌جمهوري شد و جا دارد پيام تبريکي بگوييم. البته پيامي که هر يک از مسئولان مي‌دهند، نمي‌تواند جاي پيام مردم به روحاني را بگيرد. مردم با رأيي که به دکتر روحاني دادند، نشان دادند که چه مي‌خواهند و من هم از همين مردم هستم و همين پيام را دارم. مردم با آمدن پاي صندوق‌هاي رأي ابراز عقيده‌اي داشتند که بر اساس آن رئيس‌جمهور آتي را موظف به پايبند بودن به شعارها و برنامه‌هايش مي‌کند. برنامه‌هايي که در سخنراني‌ها و مناظرات مختلف هم بيان شد و مردم به آنها استناد کردند.

رئيس‌جمهور هفتم بايد پيام مردم را دريافت کند و با عمل خود، بهترين پاسخ را ارائه دهد. وي رئيس‌جمهور شد آن هم در مرحله اول و اين مساله از همان ابتدا هم قابل پيش‌بيني بود. ناگفته نماند که يک مرحله‌اي شدن انتخابات امتيازات بزرگي براي کشور داشت. گفتني است، رأيي که روحاني در اقصي نقاط کشور کسب کرده است عامل اين مساله تاييد در جهت اجماع جريان اصلاحات و اعتدالگرا بود و اميد را به آينده رقم زد. حال سوالي طرح مي‌شود مبني بر اينکه دليل اقبال مردم در روستا‌ها و شهرهاي کوچک به روحاني چيست؟ و بايد گفت رأيي که مردم دادند دو ويژگي داشت يکي ويژگي «نه» و و ديگري ويژگي آري. ويژگي نه برمي‌گردد به نفي وضعيت فعلي کشور.

مردم در شهر و روستاي خود گراني و بي‌تدبيري را با پوست و گوشت خود لمس کردند و منتظر شرايطي بودند که تغيير به وجود آيد از طرفي ديگر مساله تدبير بزرگان اصلاحات و پافشاري در اينکه تنها معبر تغيير اين وضعيت حضور در پاي صندوق‌هاي راي است باعث شد تا عامه مردم اميدوار پاي صندوق‌هاي راي بروند. بنابراين رأيي که روحاني در اقصي نقاط کشور کسب کرده است يک «نه» به وضعيت موجود در کشور است و ديگر عامل اين مساله يک تاييد در جهت اجماع جريان اصلاحات و اعتدالگرا بود و اميد را به آينده رقم زد. افزون بر اين مسأله بايد خاطرنشان کرد که اين انتخابات همچنان که قبلا گفتم يک «نه» به روند اداره کشور، رفتارهاي اقتصادي دولت، مناسبات بين مردم و دولت، توجه به سلايق مختلف در درون نظام و حضور در مجامع بين‌المللي بود. بنابراين به صورت کلي بايد گفت رأي مردم رأي به تحول‌خواهي، تغيير و رويکرد جديد نسبت به مناسبات خارجي و داخلي است. روحاني انتخاب شد چون «روحاني» بود

سيدرضا اکرمي عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز

انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم با موفقيت آقاي حسن روحاني به اتمام رسيد. حال ضمن عرض تبريک براي ايشان و آرزوي توفيق در خدمت بيشتر به ملت فکور و فاخر ايران، سه پيام دارم. نخست اينکه رئيس‌جمهور منتخب ملت بايد خود را وامدار مردمي بداند که با وجود تمام مشکلات به صحنه آمدند و به فردي رأي دادند که تا حد ممکن به آنها خدمت کند و آقاي روحاني بايد در اين خصوص اعتماد مردم را به خود تکميل کند. دوم اينکه جمهوري اسلامي ايران داراي ظرفيت‌هاي بي‌حد و حصري است که مي‌تواند در زمينه‌هاي مختلف سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي شکوفا شود و بخش اعظمي از اين اتفاق، مشروط به برنامه‌ها و سياست‌هاي اجرايي دولت آينده است. در صورتي که دولت يازدهم ظرفيت‌ها را فعال کند مي‌توان به برنامه‌هاي رشد و شکوفايي رئيس‌جمهور هفتم اميدوار بود.

سومين پيامي که به دکتر روحاني دارم اين است که ايشان در زمان تبليغات خود، سخنراني‌هاي بسياري داشته که برنامه‌هاي مفيدي ارائه کردند حال بايد کاري کند تا مردم بيشتر از اينکه به دولت متکي باشد، به خود متکي باشند و از امکانات و استعدادهاي خودشان در زمينه بهبود و ارتقاي سطح زندگي بهره برند و دولت در اين بين تنها نقش راهگشا و سياستگذار را ايفا کند. متأسفانه تاکنون دولت نقش تصديگر را به عهده داشته و اين امري اشتباه خواهد بود. درحال ‌حاضر ما شاهد آن هستيم که بودجه‌هاي روزمره دولت، بيشتر از بودجه‌هاي عمراني مي‌شود و اين در حالي است که دولت بايد به حداقل‌ها اکتفا کند.

حال سوال مطرح مي‌شود که چرا روحاني انتخاب شد؛ در پاسخ بايد بگويم که به نظر مي‌رسد آقاي روحاني در کارنامه خود چون کار را از صفر شروع کرد، به اينجا رسيد. ايشان به ترتيب نمايندگي مردم سمنان، نمايندگي مردم تهران و عضويت در هيات رئيسه مجلس شوراي اسلامي را بر عهده داشت. خبرگان را نيز از پايه‌هاي نخست وارد شد و ابتدا خبرگان سمنان و سپس خبرگان تهران و بعد از آن هم نايب رئيسي خبرگان را عهده دار شد. حتي در زمينه دفاع مقدس از زحمات خرد شروع کرده و رسيد به جانشيني فرمانده کل قوا. لذا مجرب شدن و پختگي در کارنامه وي به خوبي نمايان است. همچنين بايد گفت روحاني فقط شغلي و اسمي، روحاني نيست بلکه فکرش هم روحاني و حوزوي است و بر اين اساس مي‌تواند در تعامل با انقلاب و رهبري پيش رود و ارتباط را سريع‌تر جهت‌دهي کند.

افزون بر اين مساله روحاني يک فرد عاقل و معتدل است که در عرصه بين‌المللي وجهه خوبي دارد و اين مساله مي‌تواند او را به تفاهم و تعاقل با کشورهاي جهاني و بزرگ نزديک کند. در اين بين زمزمه‌هايي مبني بر مقايسه انتخابات سال 88 با انتخابات 92 مي‌شود و برخي رأي نياوردن موسوي را دوباره پيش کشيدند. در اين خصوص بايد گفت که دوره قبل دور دوم رياست‌جمهوري بود و در ايران روال بر اين بوده که انتخابات دور دوم رقابت معناي جدي نداشته و نمي‌توان به دور جديد مقايسه کرد. البته دليل اينکه اصلاحات بر حضور مهندس موسوي پافشاري داشتند اين بود که عرصه مشکلات در جامعه براي مردم به تنگ آمده بود و آنها بر اين گمان بودند که مي‌توان روال را تغيير داد و فردي جديد را وارد عرصه کرد اما باز هم جدي نبودن رقابت‌ها در سال 88 عاملي بر اين مسائل بود. 

نام:
ایمیل:
نظر: