سلطه روح تکنوکراسی بر مدیریت کشور داستان غمانگیزی است که در تاریخ انقلاب اسلامی تازگی ندارد. اوج سیطره فنسالاران بر فضای مدیریتی کشور به دوران موسوم به سازندگی هاشمیرفسنجانی برمیگردد. وقتی حزب دولت ساخته کارگزاران از آستین پدر معنوی آنها یعنی هاشمی رفسنجانی بیرون آمد، تاریخ بار دیگر تکرار شد و لیبرالهای مسلمان این بار پس از قاطعیت امام خمینی(ره) در به محاق بردن تفکر نهضت آزادی و یاران مهندس بازرگان، به صورتی دیگر در عرصه انقلاب اسلامی ریشه دواندند و پر و بال گرفتند.
کاریزمای هاشمی رفسنجانی آنقدر زیاد بود که رویکرد تکنوکراتهای مسلمان سایهای سنگین بر انقلاب اسلامی بگستراند. سایهای که تا اکنون و پس از روی کار بودن نزدیک به هشت ساله دولتی که تمام قد با تمام مظاهر این رویکرد در افتاد همچنان بر سر کشور سنگینی میکند. مروری بر تاریخ انقلاب اسلامی نشان میدهد وارثان این نگرش همواره در کمین نشستهاند تا بار دیگر تاریخ را تکرار کنند. تکنوکراتهای جدید اما این بار با اعوان و انصارشان در زیر نقاب اصولگرایی پنهان شدهاند. اصولگرایانی که در بزرگترین آزمون انقلاب اسلامی که ندای این عمار امامشان علنیتر از هر زمانی به گوش میرسید ترجیح دادند به نفع پدر معنوی رویکرد سیاسیشان مهر سکوت بر لب زده و به ساکتین فتنه ملقب شوند.
محمدباقر باقلیباف رئیس پلیس وقت ناجا از جمله کسانی محسوب میشود که هنوز به عرصه سیاست وارد نشده و کسوت نظامیان از تن درنیاورده، سودای ریاستجمهوریاش او را به تب و تاب انتخابات سال 84 پرتاب کرد. ماههای پایانی دولت اصلاحات بود و گفته میشد جمهوری اسلامی در شرایط قحطالرجال به سر میبرد که مردی از تبار فرماندهان جنگ عزم میدان کرد و به میدان رزم سیاست پا نهاد. اگر پیش از این فنسالاران ساخت بزرگراه و روگذر و زیرگذر را به عنوان نماد برتری جریان خود در عرصه سیاست به رخ حریف میکشیدند، مرد تازه وارد میدان سیاست عزم خود جزم کرده بود تا گوی سبقت از اسلاف خود را به گونهای دیگر برباید.
پرواز محمدباقر قالیباف، خلبان ایرباس ایرانایر در سال 84 در فیلم و پوسترهای تبلیغاتی او نشان میداد که سردار بیش از اینکه خصوصیاتی همچون سادهزیستی، بسیجی بودن، پاکدستی، مردمنوازی، انقلابیگری و ویژگیهایی از این دست را برای جذب آرای مردم در نظر داشته باشد میکوشد خود را در قامت یک تکنوکرات تمام عیار به مخاطبان بشناساند. در حالی که قصه شهردار جوانی که با لباسی ساده و گویشی عامیانه و مرامی مردمگرایانه به جنگ فاصلههای طبقاتی پایتخت رفته بود، زبان به زبان میچرخید رئیس سابق نیروی انتظامی به سبک و سیاقی غریب در جمهوری اسلامی میکوشد دلهای مردم به ویژه نسل سوم انقلاب را جذب خود کند.
سرداری که پشت رل طیاره مینشست، لباس خلبانی بر تن میکرد، کت و شلوارهای آنچنانی میپوشید و برای تبلیغاتش اولین بار از بنرهای تمام قد رنگی در سطح شهر استفاده میکرد، آمده بود تا ثابت کند در جمهوری اسلامی قحطالرجال معنا ندارد و این تنها هاشمی نیست که اداره امور از دستش برمیآید.
صندلی داغی که سکوی پرتاب شد!
صندلی داغی که سردار پیش از انتخابات بر آن جلوس کرد را خیلیها به یاد دارند. صندلیای که در واقع سکوی پرتابی شد تا او با رأی نسبتا بالایی گوی سبقت را از علی لاریجانی برباید و شاید گزاف نباشد اگر بگوییم تصاحب شهرداری تهران نیز از پیامدهای همان صندلی داغ پیش از انتخابات 84 بود. در آن برنامه سردار گریه کرد و از ماجرای کودکی و نوجوانی خود سخن گفت که در یک خانواده فقیر روستایی در خراسان متولد شده، دیپلم نگرفته انقلاب به پیروزی رسیده، به شهر رفته و از آن زمان در ارگانهای نظامی، امنیتی تاکنون بوده و یک ریال کار تجاری انجام نداده است.
اما در واقع قالیباف کاندیدائی بود که در انتخابات ریاست جمهوری 84 بالاترین هزینه تبلیغاتی را داشت که حتی هزینهاش در آن انتخابات با هاشمیرفسنجانی نیز برابری میکرد یا حتی بالاتر میرفت. سردار این همه هزینه را از کجا آورده بود؟ بنابر نقل خودش خانوادهاش فقیر بود و شخصا نیز کار تجاری و اقتصادی از انقلاب تاکنون نکرده بود.
هزینههای هنگفت و بیسابقه انتخاباتی سردار
قالیباف سال 84 در جمع مردم یاسوج در تبلیغات انتخاباتی قدرت و ثروت را عامل محرومیت و ناکارآمدی خوانده و گفته بود: «مشکلات امروز ناشی از ضعف مدیریتهای گذشته است و نباید این وضع استمرار یابد.» همچنین در جمع مردم اصفهان از این مسئله سخن گفته بود که از همین حالا اعلام میکنم بعد از انتخابات هزینه تبلیغات و منابع آن را اعلام خواهم کرد و اگر پیروز شدم لیست اموال خود را انتشار خواهم داد. اما هیچگاه شفاف نشد که هزینههای تبلیغاتی او از کجا تامین شده بود.
قالیباف با حضور در دانشگاه شهید باهنر کرمان در پاسخ به اولین سوال درباره اینکه اگر معیارهای یک رئیسجمهور خوب سادهزیستی است چرا شما اینگونه لباسهای مدل به مدل میپوشید، این چنین اظهارنظر کرده بود: «تمیزی، زیبایی و خوب لباس پوشیدن منافاتی با سادهزیستی ندارد و لباسهای من نیز به هیچوجه گرانقیمت نیست و این حرفها بداخلاقیهای سیاسی خاص ایام انتخابات است. محمدباقر قالیباف با حضور در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشان گفت: «مردم از تبعیض، انحصار و رانتخواری رنج میبرند چرا که دولت به جای تولید ثروت به توزیع ثروت، آن هم به صورت ناعادلانه دست زده است.»
از سویی دیگر شخصی که از سازوکار شورای هماهنگی اصولگرایان بیرون آمد کسی نبود جز علی لاریجانی که شعار انتخاباتیش را هوای تازه قرار داد و حرفهای روشنفکرانه برای جذب مخاطبان سر میداد. لاریجانی میگفت که شیرین عبادی افتخار ملی است! جملهای که اگر این روزها مشابه آن از زبان یکی از نزدیکان دولت خارج شود حسابش با کرامالکاتبین است!
از سازوکار اصولگرایان برای انتخاب یک کاندید ریاست جمهوری، سردار بیرون نیامد و رایزنیها برای انصراف او هم راه به جایی نبرد و این در حالی بود که شهردار جوان و سادهپوش هم تصمیم خود را گرفته بود و میتوانست سد راه آرزوهای سردار و یارانش شود. دفتر اطلاعرسانی حامیان قالیباف در بیانیهای که بوی اعتراض به شورای نگهبان از آن به مشام میرسید، اعلام کرد: «ما معتقدیم هر دو بخش تندرو حاکم بر جبهه مشارکت ایران اسلامی و برخی از اعضای محترم شورای نگهبان متاسفانه با دیدگاههای افراطی خویش مصالح و منافع ملی کشور را نادیده گرفته و به همین دلیل نیز سعی میکنند با مجادلههای سیاسی هزینههای حاصل از این ردصلاحیت را برعهده طرف مقابل گذراند.»
در پایان این بیانیه آمده است: «بد نیست اینجا برای روشن شدن افکار عمومی این سوال را مطرح کنیم که شورای محترم نگهبان براساس کدام تحلیل و تشخیص دکتر مصطفی معین را فاقد صلاحیت جهت حضور در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده است و در همین راستا این شورای محترم براساس کدام دیدگاه و بینش دکتر محمود احمدینژاد را قابل صلاحیت جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری دانسته است؟!» ردصلاحیت شهردار جوان خواستهای بود که حامیان سردار از شورای نگهبان داشتند و اگر میدانستند که او قرار است برای دو دوره بر صدارت قوه مجریه تکیه بزند شاید خیلی قاطعانهتر به مبارزه برای حذف او مبادرت میکردند.
چرخش قالیباف به سوی هاشمی
اما با وجود اینکه سردار در مرحله اول انتخابات انتقادات تندی به دولت هاشمی رفسنجانی روا داشته بود با چرخش عجیب در مرحله دوم انتخابات 84 ستادهای تبلیغاتی خود را در اختیار هاشمی رفسنجانی قرار داد! یکی از مستنداتی که در صداقت قالیباف نسبت به مواضع انتخاباتی او تردید ایجاد میکند، همین مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری 84 است. رقیب اصلی قالیباف در مرحله اول، در بین جامعه رأیدهندگان ارزشی و مذهبی، دکتر احمدینژاد بود. لذا او این مبارزه انتخاباتی خود را در مرحله دوم بر علیه دکتر احمدینژاد و به نفع بازگشت به دوران هاشمی ادامه داد. هنوز از مواضع او در قبال عملکرد دولت هاشمی زمان زیادی نگذشته بود.
برای مثال او به تازگی در جمع مردم ایلام گفته بود: «ما توسعه سیاسی به معنای واقعی را ندیدیم و ظرفیتهای قانون اساسی در این دوران نیز عینیت پیدا نکرد و در زمان توسعه اقتصادی نیز در عرصه اقتصاد بیکاری و تورم بود و الان هم هست. اگر شرایط را تغییر ندهیم ادامه وضع موجود قابل قبول و تحمل نیست.»
احمد توکلی که برای محمدباقر قالیباف تبلیغ میکرد در سفرهای تبلیغاتی خود در جمع مردم سبزوار، شهید رجایی را یک الگو برای مسئولان دانسته و گفته بود: «انشاءالله محمدباقر قالیباف همچون شهید رجایی عمل میکند.» این در حالی بود که نمیشد هیچ نسبتی میان مواضع و اعمال قالیباف با شهید رجایی یافت. توکلی در تبلیغاتش برای قالیباف مدام مدعی میشد «اگر خواهان تحول اصولگرایانه در جامعه هستید از شما میخواهم که به محمدباقر قالیباف رأی دهید چرا که ایشان در نظرسنجیها از سه نامزد اصولگرای دیگر جلوتر است و عملگرایانه باید به کسی رأی بدهیم که احتمال پیروزیش از دیگران بیشتر است.»
حامیان اصلاحطلب قالیباف در بیانیهای که پیش از انتخابات صادر شد، اعلام کردند: «ما اعلام میداریم در رفتار و اهداف سیاسی خود از سال 76 تا به حال به هیچوجه تغییر جهت ندادهایم و امروز همان هدفی را دنبال میکنیم که در سال 76 به دنبال آن بودهایم و معتقدیم دولت خاتمی با تمامی مشکلات سر راه خود توانست به قسمتهای عمدهای از مطالبات مردم جامعه عمل بپوشاند و اثرات خود را به صورت زیربنایی در جامعه گذاشت و در واقع فنداسیون جامعه مدنی را پیریزی کرد و امروز نوبت ساختن بنای جامعه مدنی است و این محقق نمیشود مگر مدیریت پروژه به دست افراد توانمند و عملگرا بسپاریم.»
محمدباقر قالیباف در جمع مردم کرج ضمن تقدیر از تلاش دولتهای گذشته گفت: «با این وجود همچنان مشکلات زیادی وجود دارد که ناشی از عملکرد پس از دوران دفاع مقدس است و امیدوارم که این انتخابات آغازی پر برکت برای مردم و پایانی بر آنچه که طی 16 سال گذشته بوده باشد.»
اما نتیجه انتخابات چیزی نبود که سردار انتظار آن را داشت. به علاوه اینکه نامزدی نائل به جذب رأی مردم شده بود که او و حامیانش حتی او را برای حضور در عرصه انتخابات به عنوان نامزد نیز دارای صلاحیت نمیدانستند! اما دوران جدید سیاستورزی سردار با جلوس وی بر صندلی خیابان بهشت پایتخت وارد مرحله دیگری شد.
وی با حمایت مرد شماره یک آبادگران یعنی چمران موفق شد با تفاوت یک رأی بیشتر نسبت به مهندس علیآبادی شهردار تهران شود. در بین نیروهای اصولگر شایعه شده بود که قالیباف برای انتخابات 88 قصد شرکت داشت که به واسطه مخالفت مقام معظم رهبری و دستور ایشان مبنی بر ادامه خدمت در شهرداری تهران، از این تصمیم صرفنظر کرد.
پرهیز از غبارزدایی در فتنه
اما یکی از بزرگترین انتقادات وارده به عملکرد محمدباقر قالیباف به مواضع او در قبال فتنه بازمیگردد. چرا که وی همواره کوشید در قبال فتنهگری بیسابقه آشوبگران در پایتخت مواضعی میانه و دوپهلو اتخاذ کند. به علاوه اینکه وی همواره از اتخاذ مواضع قاطع، به موقع و شفاف پرهیز میکرد. قالیباف در گفتگوی ویژهی خبری به تاریخ 2 تیر 88 بدون یک کلمه موضعگیری درباره دروغ تقلب، به مواردی کلی اشاره میکند و میکوشد میان نظام و اغتشاشگران، نقش میانه را ایفا نماید. شهردار تهران در این برنامه بدون اینکه مواضع قانونشکنانه کاندیداهای شکست خورده را محکوم کند، میگوید: «وقتی یک منازعهای پیش میآید و یک اختلافی پدید میآید، هر دو طرف مقصرند!!»
قالیباف در اصلیترین موضع خود در تمام سال به طور کامل یکی به میخ و یکی به نعل میزند و به موضوع اصلی که دروغ بزرگ تقلب است اشارهای نمیکند. حرفی از نقش دشمنان که در گفتار رهبر انقلاب کاملا مشهود است نمیزند و فتنهگری عظیم پس از انتخابات که کام ملت را تلخ نمود را به یک اختلاف سلیقه ساده تقلیل سطح میدهد. مشخص است در بهترین حالت، شهردار محترم تهران میکوشد اینطور وانمود کند یا حداقل تصور میکند که این ماجرا صرفاً دعوای بین دو کاندیدا است.
شهردار تهران در 20 تیر 1388 در موضعگیری دیگری در مراسم گردهمایی فصلی مدیران ارشد شهرداری تهران بالاخره حوادث اخیر در کشور را فتنه خواند و از این مسئله سخن گفت که باید میانهروی را اساس کار قرار دهیم. وی گفت: تندروی، جناحی عمل کردن، قدرتطلبی و شهوت نام و زیادهخواهی از عوامل سیاسی فتنهانگیزی است، باید از ولایت فقیه دفاع و آن را حفظ کنیم و باید آن را فصلالخطاب دانسته و اساس کار بدانیم.
باید پرسید در شرایط فتنه و زمانی که ندای این عمار امام امت به گوش میرسد، میانهروی چه معنایی دارد و اصولا مطرح کردن کلیدواژه «اعتدال و میانهروی» در اوج فتنهها و درگیریهای نیروهای انقلابی با ضدانقلاب چه پیامی برای هواداران انقلاب مخابره میکند؟ مگر میشود میانهی حق و باطل ایستاد؟ آیا فراتر از این مصاحبه، ایشان و مجموعه زیر نظرشان تلاشی برای شفافسازی داشتند؟
عدم حضور در مراسم تحلیف، همگامی با هاشمی
12 مرداد 88 مراسم تحلیف رئیسجمهور منتخب مردم در مجلس شورای اسلامی بود. قالیباف که ظاهراً همچنان فتنه را یک منازعه میدید، حتی حاضر نشد در مراسم تحلیف ریاست جمهوری در مجلس حاضر شود. وی حتی پس از اهانت به عکس امام خمینی(ره) در جریان اغتشاشات 16 آذر 88 ماجرا را بیشتر از همان منازعه دوطرفه ندید! و تقصیر این حادثه را متوجه مناظرهها دانست. این در حالی است که امام خامنهای پیش از این و در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری در دوم مهر 1388، به صراحت فرمودند: «نخبگان و خواص باید در فتنه، با بصیرت به روشنگری جامعه بپردازند... گاهی سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستی روشنگری کنند.»
شهردار تهران در مرداد 88 و در مراسم بزرگداشت شهید بابانظر درباره فتنه میگوید: «امروز گرفتار فتنه افرادی هستیم که یا از جنس نهروانیانند و یا از جنس جملیان... بنابراین نگذاریم در این مقطع ضربهای به نظام و ولایت بخورد و همانطور که در جنگ مردانه ایستادگی کردیم، امروز هم باید در مقابل این فتنهها بایستیم. حال باید بدانیم کسانی که در جبهه نامردها هستند، حق دارند پرچم دفاع از جنگ و بسیج را بردارند؟... روی صحبت من با کسانی است که نهایت، کار آنها، آمدن به راهآهن بود.
کسانی که دکمههای یقهشان تا بالا بسته بود و میگفتند، خدا به ما توفیق حضور در جبهه را نداده است.» شهردار محترم تهران به جای اینکه در جهت کنار زدن غبار فتنه عملکرد سران فتنه و سوءاستفاده ضدانقلاب و منافقین را در برهم زدن آرامش پایتخت محکوم کند، با ادبیاتی مبهم از افرادی که مشخص نیست چه کسانی هستند و چه ربطی به فتنه پیدا میکنند، انتقاد میکند.
قالیباف در قبال اهانت به حضرت امام در 16 آذر 88 که هاشمی رفسنجانی نیز با صدور بیانیهای نسبت به آن موضعگیری کرد و حتی حزب کارگزاران، مجمع روحانیون، مردمسالاری و حزب مشارکت نیز این اقدام را از سر ناچاری محکوم کردند، اعلام موضع کرد.
(حالا) باید موضع شفاف گرفت و نگاهها را از زاویه سیاست معطوف به صورت زیبای وفاداری کرد. اصلا مگر میشود دم از انقلابی بودن بزنیم و حالا که سخن از شأن و حرمت آن معمار کبیر انقلاب است سکوت کنیم؟»
اما شهردار تهران بلافاصله مواضع دوپهلوی خود را در این جا نیز بروز میدهد: «این اقدام از منظری دیگر حاصل بیتقوایی آنهایی است که نه تنها فضای تهمت و شایعهسازی را از میان نبرده بلکه اتفاقا میخواهند حتیالامکان بدان دامن بزنند. آنها کسانی هستند که حتی در رسانههای عمومی هم برای یکدیگر خط و نشان کشیده، همدیگر را تهدید کردند.» خطاب این جمله واضح است که به آقای موسوی نیست. اینها چه کسانیاند؟
قالیباف ادامه میدهد: «هر چند نباید فراموش کنیم که دوستان ما در رسانه ملی هم با حرکت اشتباهشان بدعتی تازه پدید آورده و دلهای فراوانی را به درد آوردهاند. ما همگی معتقدیم که محکوم کردن آن اقدام زشت و اطلاعرسانی و شفافسازی حاشیه آن باید صورت میگرفت، اما پخش اینچنینی تصاویر آن هم از رسانه ملی هم جای سؤال دارد و هم جای تأسف.»
این در حالی بود که در آن شرایط حمید انصاری رییس موسسه تنظیم آثار امام، اصل توهینها را منکر شد و به صدا و سیما تاخت و از طرف دیگر بیبیسی، هر روز تحلیل و برنامه میگذاشت که کار صدا و سیما زشت و اشاعهی فحشا بوده است و در این بین رهبر معظم انقلاب چند روز پس از این ماجرا اعلام کردند: «عقل حکم میکند، در قضیه اهانت به امام(ره) به جای آنکه منکر اصل قضیه شوید، اهانت را محکوم کنید و بالاتر از آن به حقیقت و عمق این اقدام پی ببرید و متوجه شوید که دشمن کجا را هدف گرفته و به دنبال چیست.»
پس از عملکرد شنیع فتنهگران در روز عاشورا که از طرف موسوی «مردم خداجو» لقب گرفتند نیز مواضع شهردار تهران قابل تامل است.
اما مواضع دوپهلوی شهردار تهران باز هم ادامه دارد. وی پس از ماجرای عاشورا و حماسه 9 دی در 19 بهمن 88 در قم میگوید: «چه آنهایی که بد تصمیم میگیرند و بد مدیریت میکنند و چه آنهایی که ناامنی درست میکنند و نمیگذارند مدیریت کار خود را انجام دهد هر کدام به نوعی چوب لای چرخ انقلاب میگذارند.» «تنها آنارشیستها هستند که برای حل مشکلات کف خیابان را به منطق و گفتگو و قانون ترجیح میدهند.»
آنچه آمد همهی مواضع شهردار محترم تهران در قبال فتنه 88 بود، اما عملکرد شهرداری تهران در این برهه نیز خود جای تأمل جدی است و در حالی که ایشان به عنوان شهردار تهران حجم عظیمی از امکانات فرهنگی – رسانهای را در اختیار داشت تا از آنها برای مقابله با فتنهگران استفاده کند، نه تنها این پتانسیل را در راه مقابله با فتنه 88 و غبارزدایی از فضا استفاده نکرد، بلکه تا توانست بر ابهامات فضا افزود.
اطرافیان شهردار تهران در این برهه چه کسانی و با چه کارنامهای بودند؟
آقای ایازی در 20 تیر 88 جایگزین آقای نوریان در سازمان فرهنگی هنری شد و این در حالی بود که حتی سایت خبر آنلاین در فروردین 89 دربارهی ایازی مینویسد: «وی در دوره پس از انتخابات، مواضعی خاص داشت. روزنامه شرق نیز در اولین شماره دوره جدید انتشار خود مصاحبه مفصلی با سیدمحمدعلی ایازی داشت.»
احمد دنیامالی معاون شهرداری تهران در فتنه 88 بود که در طول رقابتهای انتخابات دهم ریاست جمهوری، روابط منظم با ستاد میرحسین موسوی داشت. معاون دکتر قالیباف حتی بعد از انتخابات، نامه حمایت از آشوبگران را به همراه جمعی از منسوبین هاشمی رفسنجانی و خاتمی و مدیران ارشد دولتهای آن دو امضا کرد.
دنیامالی که پس از ریزش تونل توحید به شدت مورد انتقاد افکار عمومی قرار داشت به همراه جمعی از مدیران ارشد دولتهای سازندگی و اصلاحات و اعضاء ارشد احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب در تاریخ جمعه، 23 مرداد 1388، بیانیهای صادر کرد و در آن نوشت: «نظرهای انتقادی و راهحلهای اصلاحی مراجع عظام، استادان دانشگاهها و نخبگان کشور همچنین آقایان هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را باید به عنوان حاصل مدیریت عالی نظام در قوه مجریه و مقننه تا پیش از دولت نهم جدی، همهجانبه و دلسوزانه برای کشور و نظام قلمداد کرد. باید باور کنیم که به کمک همین تجربهها و آگاهیها باید راهی برای خروج از این بحران پیدا کرد.»
در ادامه این بیانیه ادعا شده است: «از اولین روز پس از انتخابات رسانه به اصطلاح م��ی تبلیغاتی وسیع و پردامنه علیه نامزدها و جریانهای انتخاباتی رقیب دولت را سازمان داد و هرگونه امکان قانونی برابر برای معترضان به نحوه برگزاری و نتایج انتخابات در هر زمینهای عملاً سلب شد. مردم در برابر درخواست روشن و ساده خود آن هم از طریق راهپیمایی مسالمتآمیز میلیونی و سکوت اعتراضآمیز مدنی به مهندس (مدیریت) انتخابات متاسفانه با پاسخ ضرب و جرح و حبس بیسابقهای مواجه شدند.»
این بیانیه به امضای چهرههایی نظیر فائزه هاشمی رفسنجانی، محمدرضا خاتمی، مصطفی معین، هادی خانیکی، رجبعلی مزروعی، محسن آرمین، محمد سلامتی، عبدالواحد موسویلاری، معصومه ابتکار، مرتضی الویری، محمدرضا بهزادیان، حمیدرضا جلاییپور، علی شکوریراد، الهه کولایی و... نیز رسیده بود.
در کنار همه این رویدادها، عملکرد روزنامه همشهری نیز به هیچوجه در قبال بزرگترین چالش جمهوری اسلامی قابل دفاع نیست.
همشهری همگام با ادعای سایتها و رسانههای ضدانقلاب، با تحریف سخنان رئیسجمهور در جشن میدان ولیعصر، مدعی میشود که عبارت «خس و خاشاک» را رئیسجمهور به حامیان میرحسین موسوی و کروبی منتسب کرده است در صورتی که به طور مشخص مخاطب سخنان رئیسجمهور ضدانقلاب آشوبگری هستند که از شبهه تقلبی که در اذهان برخی از اقشار مردم ایجاد شده سوءاستفاده میکنند.
همشهری حتی به جای اینکه تمرد اصلاحطلبان از رأی و نظر مردم را که رهبر معظم انقلاب آن را «مسئله اصلی» دانستند، تقبیح کند و حرمتشکنیهای حامیان این جریان نظیر هتک حرمت روز عاشورا و اهانت به عکس امام خمینی(ره) را یادآوری کند، برکناری میرحسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر را به دلیل «پیگیری برای به کرسی نشاندن حرفش» میداند.
اینها بخشی از عملکرد و «دقیقترین» مواضع دکتر محمدباقر قالیباف شهردار تهران در فتنه 88 است و همه اینها در حالی بود که رهبر معظم انقلاب در 29 تیر 88 فرموده بودند:
رهبر معظم انقلاب(مدظله): «نخبگان بدانند هر حرفی، هر اقدامی، هر تحلیلی که به آنها کمک بکند، این حرکت در مسیر خلاف ملت است. همهی ما خیلی باید مراقب باشیم؛ خیلی باید مراقب باشیم: مراقب حرف زدن، مراقب موضعگیری کردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. یک چیزهائی را باید گفت؛ اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکردهایم. یک چیزهائی را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت؛ اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کردهایم. نخبگان سر جلسهی امتحانند؛ امتحان عظیمی است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم، سقوط است.»