صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۶۱۲۴۳
«لوازم و بایسته‌های گفت‌وگو میان مذاهب و نحله‌های اسلامی» در گفت‌وشنود با آیت‌الله محمدعلی تسخیری

شاهد توحیدی

در ماهی به سر می‌بریم که نزدیک شدن فکرها و دل‌های مؤمنان به یکدیگر از خواص آن است و بی‌شک گفت‌وگوی صادقانه و حق‌طلبانه از راه‌های مهم نیل به این هدف محسوب می‌شود. در گفت‌وشنود پیش روی عالم فرزانه حضرت آیت‌الله حاج شیخ محمدعلی تسخیری لوازم و بایسته‌های گفت‌وگو میان مذاهب و نحله‌های اسلامی را مرور کرده است.

* ماه مبارک رمضان موسم تقرب مسلمانان به خدا و یکدیگر است. از مهمترین وسیله‌های نزدیکی مسلمانان به یکدیگر، استفاده از «عنصر گفت‌وگو» است. از دیدگاه شما ـ با سابقه‌ای که در این عرصه دارید ـ بایسته‌های این گفت‌وگو کدام است؟

** بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. الحمدلله رب‌العالمین و صلی‌الله‌علی محمد و آله الطاهرین. عرصه‌های گفت‌وگوی اسلامی متناسب با تنوع دو طرف، بسیار متنوع است؛ این تنوع‌ها نیز دارای چندین معیار و ملاک ارزیابی است مثلاً براساس معیار طرف‌های گفت‌وگو می‌توان آن را چنین تقسیم‌بندی کرد: اول: گفت‌وگو میان افراد (مردم عادی، نخبگان، علمای دینی، اندیشمندان، روشنفکران و غیره). دوم: گفت‌وگوی ملت‌ها، سوم: گفت‌وگوی گروه‌ها. چهارم: گفت‌وگوی مذاهب. پنجم: گفت‌وگو میان دولت‌ها (دوجانبه یا در چهارچوب سازمان‌ها و نهادها). ششم: گفت‌وگو با ادیان دیگر. هفتم: گفت‌وگو با جوامع و تمدن‌های دیگر.

همچنان که براساس معیار ابزار نیز این این تقسیم‌بندی را می‌توان به عمل آورد:

اول: گفت‌وگوی مستقیم که میان دو طرف یا بیشتر در حضور عموم مردم یا از طریق رسانه‌های گروهی (تلویزیون، رادیو و غیره) صورت می‌گیرد، گفت‌وگوی مستقیم و بازی است که اصطلاحاً به آن مناظره نیز می‌گویند. گفت‌وگوی مستقیم و بسته نیز جدا از دیگران و تنها با حضور دو طرف و شماری ناظر صورت می‌گیرد.

دوم: گفت‌وگوی غیر مستقیم از طریق مطبوعات یا نامه‌نگاری یا با یاری یک طرف سوم.

براساس معیار موضوع مورد بحث نیز می‌توان گفت‌وگوهایی با این تقسیم‌بندی داشت:

الف: علمی (فقهی، عقیدتی یا درباره علوم مختلف اسلامی، انسانی، اجتماعی یا علمی صرف یا علمی ـ کاربردی). ب: سیاسی (دربارۀ یک موضوع سیاسی عملی یا نظری). ج: فکری. د: فرهنگی. هـ: اجتماعی و غیره.

* آیا شیوه‌های این گفت‌وگوها یکسانند یا به تناسب موضوع، متفاوتند و یا می‌توانند متفاوت باشند؟

** ما به این تنوع‌ها در گفت‌وگو، اعتقاد داریم که هر یک از آنها شیوه‌های فنی ادبیات، قواعد و روش‌های خود را دارد و به رغم اینکه از نظر ارزش علمی و روش‌شناختی با یکدیگر متفاوت‌اند، اما ارزش‌های دینی، اخلاقی و انسانی همچون قاعده مشترکی برای همه انواع گفت‌وگو ثابت و یکسان است؛ اسلام از طریق متون دینی و اسلامی خود روی این ارزش‌ها انگشت گذارده است و فقها و علمای کلام و اخلاق هر یک از دیدگاه و زاویه علمی خود به تفصیل آن را تشریح کرده‌اند و همراه با پیشرفت‌های شگرف و تغییرات سریع شیوه‌های زندگی و روش‌های گفت‌وگو، اما با همان اصول و بنیادها مطرح شده‌اند که شایسته است آنها نیز کشف، شناسایی و اسلامیزه شوند.

* از منظر جنابعالی عناصر این گفت‌وگو چه چیزهایی است؟

** مهم‌ترین عناصر گفت‌وگو مشتمل است بر: دو طرف گفت‌وگو، موضوع گفت‌وگو، اهداف گفت‌وگو، داوری و مدیریت گفت‌وگو، زمان، مکان، شیوه، روش و نتایج گفت‌وگو. طی بحث نسبتاً مفصل درباره هر یک از این عناصر، به بعد ارزش اسلامی هر یک از آنها ـ به شکلی که هدف‌های گفت‌وگو از جمله هدف فنی یعنی قانونمند ساختن وضع اختلاف و تأکید بر نقاط مثبت و کمرنگ ساختن نقاط ضعف و منفی آن را تحقق بخشند ـ واقف می‌شویم.

* برحسب این تقسیم‌بندی جنابعالی، مهمترین عنصر در این عرصه ارزیابی ظرفیت‌های دو طرف گفت‌وگو است. به نظر شما حداقل‌هایی که طرفین گفت‌وگو باید به آن پایبند باشند چیست؟

** باید مجموعه‌ ویژگی‌هایی در شخصیت هر یک از دو طرف گفت‌وگو هم از نظر شخصی و هم از نظر علمی و منطقی وجود داشته باشد تا نخستین و مهم‌ترین شرط موفقیت گفت‌وگو را تضمین کند. مهم‌ترین این ویژگی‌ها از این قرارند:

الف ـ برابری در تمایل به گفت‌وگو و هم‌ترازی در آزادی اقدام. با این توضیح که هیچ یک از دو طرف گفت‌وگو نباید مجبور، وادار یا ناگزیر به گفت‌وگو شود و با انواع تهدیدهای اجتماعی، سیاسی، زندان، مرگ، طرد یا ایراد اتهام یا زیر فشارهای زندگی و تطمیع و نظایر آن وادار به گفت‌وگو شده باشد. چنین گفت‌وگویی هر نتایجی که داشته باشد فاقد هر گونه ارزش عملی، دینی یا اخلاقی است؛ زیرا فاقد ساده‌ترین بنیادهای گفت‌وگوی حقیقی و آداب آن است. دو طرف گفت‌وگو در قدرت و آزادی اقدام خود برابر نیستند. برخی از موضع قدرت، اقتدار و سلطه گفت‌وگو کرده‌اند و برخی از موضع ضعف و فشار و در نتیجه تفاوت بسیاری میان گفت‌وگوی فرهنگی، فکری و سیاسی میان طرف‌های برابر و هم‌سنگ از یک سو و گفت‌وگوی میان طرف‌های پیروز یک نبرد نظامی، فرهنگی و سیاسی با طرف‌های شکست‌خورده یا مدافع در همین نیرو از سوی دیگر وجود دارد. گفت‌وگوی فرهنگی و اصولی عمدتاً در چهارچوب مبادلات یا برخوردهای ظریف فرهنگی دور می‌زند، حال آن که گفت‌وگو در چهارچوب اشغال یا تهاجم فاقد هر گونه معناست. تهاجم فرهنگی هر گونه جنبه مثبت گفت‌وگو را سلب می‌کند. افزون بر عرصه نبردهای فکری و سیاسی حتی در جریان درگیری‌های نظامی نیز می‌توان به قصد اتمام حجت بر دشمن از گفت‌وگو و مذاکره سخن به میان آورد.

* نقش آزادی و دوری طرفین از هر گونه واهمه برای اظهارنظر، تا چه حد می‌تواند در این عرصه مؤثر و تعیین‌کننده باشد؟

** مسلماً باید از نظر آزادی ابراز عقیده، دو طرف برابر باشند؛ در غیر این صورت گفت‌وگو یا مذاکره یک‌جانبه است. در سیره پیامبر(ص) و تاریخ اسلام نیز نمونه‌های برجسته‌ای از گفت‌وگوهای هنگام جنگ برای قانع کردن دشمن و متقاعد ساختن او به منظور اجتناب از پیامدهای ویرانگر جنگ و رهایی مسلمانان از شر آن یافت می‌شود.

ب ـ مسلح شدن به دانش و معرفت در گفت‌وگو. این ویژگی نیز برای آغاز گفت‌وگو و توفیق در آن جنبه اساسی دارد. «هَا أنتُمْ هَؤُلاء حَاجَجْتُمْ فِیمَا لَکُم بِهِ عِلمٌ فَلِمَ تُحَاجُّون فِیمَا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلمٌ»(1). هان! شما اهل کتاب همان‌هایی هستید که درباره آنچه نسبت به آن دانشی داشتید، محاجه کردید. پس چرا درباره چیزی که بدان دانشی ندارید محاجه می‌کنید؟!

* پس فقدان دانش حتی می‌‌تواند نقض غرض باشد و جای حق و باطل را عوض کند؟

** بله، گفت‌وگوی حقیقی باید مقدمات منطقی داشته باشد و طبق پایه‌های علمی مسیر خود را طی کند که جز با تخصص داشتن دو طرف در موضوع گفت‌وگو و تسلط کافی آنان نسبت به حقایق موضوع مطرح شده امکان‌پذیر نیست. خداوند متعال درباره کسانی که در موضوع وجود و وحدانیت به بحث و گفت‌وگو می‌نشینند، لیک دانشی در این باره ندارند، می‌فرماید: «وَ مِنَ النَّاس مَن یُجَادِلُ فِی اللهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدیً وَ لَا کِتَابٍ مُّنِیرٍ»(2) و از میان مردم کسی است که درباره خدا بدون هیچ دانش و بی‌هیچ رهنمود و کتاب روشنی‌ به مجادله می‌پردازد. در این حالت، حتی اگر حق با کسی باشد که از نظر علمی ضعیف‌تر است، این حق پایمال می‌شود و ای بسا، پیامدهای منفی هم بر آن مترتب شود و مثلاً طرف باطل خود را محق و پیروز میدان قلمداد کند و این امر نیز به مفهوم پایمال شدن حقیقت و انحراف در دیدگاه مردم است. چنانچه هدف از گفت‌وگو تحقق فایده‌ای علمی است، طرف‌های بحث و گفت‌وگو باید در عرصه موضوعی که به بحث گذاشته می‌شود، کاملاً آگاه و مسلط باشند. در اینجاست که امام غزالی این شرط را برای طرف گفت‌وگو قرار می‌دهد که:«اگر طالب حق باشد باید با کسی به مناظره و گفت‌وگو بپردازد که مسلط بر دانش باشد تا از او بهره برد».(3)

ج ـ دارا بودن رفتارهای شایسته؛ زیرا خشم، عصبانیت، آشفتگی، کینه، ریا، استنکاف به حق و غیره گفت‌وگو را فاقد هر گونه ارزشی می‌سازد و آن را در شمار درگیری‌ها و برخوردها درمی‌آورد؛ حال آن که ویژگی‌ مثبتی چون آرامش، تعقل، کنترل خویش، مدارا، انعطاف‌پذیری و به طور کلی تعادل در احساسات گفت‌وگو را به عرصه‌ای موفق، تأثیرگذار و تحقق بهترین نتایج تبدیل می‌کند.

* عصبانیت در حین گفت‌وگو چقدر می‌تواند دشمن را در معرض حق‌نمایی قرار دهد؟

** خداوند متعال از قاعده‌ای کلی در گفت‌وگو با دیگران برای پیامبر گرامی‌اش سخن به میان می‌آورد که نرمش، انعطاف و تسامح از جمله عناصر اصلی آن است. «وَ لَوْ کُنتَ فظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسَتَغْفِرْلَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِی‌الْأَمْرِ»(4) ... و اگر تندخو و سخت‌دل بودی، قطعاً از اطرافت پراکنده می‌شدند، پس از آنان درگذر و برایش آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن، خداوند متعال به پیامبر خود فرمان می‌دهد با کسانی که ای‌بسا با وی بدرفتاری کرده‌اند، پس از آن که آنان را بخشید و برایشان آمرزش خواست، مشورت نیز بکند. پیش از این نیز خداوند به موسی و هارون(ع) همین فرمان را داده بود: «اِذْهَبَا إِلَی فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَی* فَقُولَا لَهُ قَوْلاً لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَی»(5) به سوی فرعون بروید که او به سرکشی پرداخته است و با او نرم سخن بگویید شاید پند پذیرد یا بترسد.

* از مصادیق این اصل در محاجات و مباحثات ائمه معصومین(ع) به مصداقی اشاره فرمایید.

** مفضل یکی از شاگردان امام جعفر صادق(ع) از موضوعی سخن گفت که در این زمینه دلالت ارزشمند و افتخارآمیزی دارد. طی گفت‌وگویی که مفضل با یکی از زنادقه داشت، اوضاع آشفته می‌شود و وی به خشم می‌آید. فرد زندیق به وی می‌گوید: «اگر خود را از یاران امام جعفر صادق(ع) می‌دانی باید بدانی که ایشان این گونه با ما برخورد نمی‌کرد و در مجادله با ما از این گونه دلایلی که تو می‌آوری استفاده نمی‌کرد؛ در حالی که بیش از آنچه تو شنیدی از سخنان ما شنیده بود، اما هرگز در خطاب به ما ناسزا نمی‌گفت و در پاسخ‌های خود به حقمان تعدی نمی‌کرد. او همان آدم بردبار، متین، خردمند و آرام بود و از حماقت‌ها، سبک‌مغزی‌ها و بی‌پروایی‌ها باک نداشت. سخن ما را می‌شنید و به ما گوش می‌سپرد و با حجت و دلایل ما خوب آشنا می‌شد، به گونه‌ای که وقتی همه دلایل و گفته‌هایمان را مطرح می‌کردیم گمان می‌کردیم او را قانع ساخته و پیروز شده‌ایم، لیک او با سخنانی ساده و کوتاه دلایلمان را رد و متقاعدمان می‌کرد و راه هر عذری را بر ما می‌بست، به گونه‌ای نمی‌توانستیم پاسخش را بدهیم و اگر تو نیز خود را از یاران او می‌دانی، باید چون او باشی».(6)

* موضوع گفت‌وگو و مکانیسم تعیین آن از ملزومات مهم انجام این فرآیند است. به نظر شما «موضوع گفت‌وگو»های اسلامی چگونه باید تعیین شود؟

** شایسته است پیش از آغاز گفت‌وگو نقاط ابهام و موارد اختلاف و نیز آنچه قرار است گفت‌وگو درباره آن انجام شود، مشخص شود تا موضوعی که به بحث گذاشته می‌شود؛ روشن و معین باشد. گاه گفت‌وگو به سمت و سوی دیگری می‌رود و وقتی دو طرف یا طرف‌های گفت‌وگو متوجه شوند که آنها در دو یا چند موضوع متفاوت بحث و گفت‌وگو کردند، در واقع به این نتیجه می‌رسند تنها وقت خود را تلف کرده‌اند. علمای گذشته این عنصر را اصطلاحاً «تحریر محل نزاع» می‌خواندند و معتقد بودند ابعاد نزاع ـ مورد درگیری و اختلاف ـ باید مشخص باشد تا استدلال‌ها نتیجه‌بخش باشند و این نکته را شرطی منطقی برشمرده‌اند که نیازی به استدلال ندارد.(7) در اینجا باید همه جنبه‌های مربوط به موضوع در نظر گرفته شود؛ ای بسا جنبه‌های مهمی که مورد توجه قرار نگیرند، اما تأثیر خود را بر نتایج بحث بر جای می‌گذارند.

* کیفیت گفت‌وگو و نیل به اهدافی که در پس آن متصور و منظور شده است مدیریت و داوری مطلوبی می‌طلبد که شایسته است در مورد کم و کیف آن به نکاتی اشاره فرمایید.

** این عنصر فنی نیز برای بهبود کیفیت گفت‌وگو، تضمین تحقق هدف‌ها و پیاده کردن نتایج آنها کاملاً ضروری است. مدیریت گفت‌وگو در مقام یک طرف، وارد گفت‌وگو نمی‌شود و وظیفه و نقش او سازماندهی گفت‌وگو، کنترل آن و ایجاد فرصت‌های برابر برای دو طرف گفت‌وگو و مراقبت شیوه‌ها و روش‌های هر یک و سپس داوری میان آنها در حالت‌های معین است. این نقش‌ها شرایط و استانداردهایی را در مدیریت و داوری الزامی می‌کند که مهم‌ترین آنها عبارتند از: پذیرش از سوی همه طرف‌های گفت‌وگو، بی‌طرفی، علمی‌نگری و محاسبه دقیق نتایج و عدم رعایت یک طرف به زیان طرف دیگر جز در محدوده‌ حقیقت، حتی اگر این دستگاه ـ مدیریت و داوری ـ یا برخی افراد آن پیش‌زمینه‌های فکری، رفتاری و دیدگاهی یکسان یا مختلف با یکی از طرف‌ها داشته باشند نیز نباید این پیش‌زمینه‌ها را در مدیریت و داوری خود دخالت دهند.

* مکان گفت‌وگو هم در کم و کیف آن بی‌تأثیر نیست. به نظر جنابعالی مطلوب یا نامطلوب بودن مکان گفت‌وگو چه تأثیراتی در توفیق آن دارد؟

** نبود هر گونه عاملی که تأثیر منفی بر یکی از طرف‌های گفت‌وگو یا همه آنها یا بر ناظران باشد، از جمله شرایط لازم برای مکان گفت‌وگوهاست. این عوامل می‌تواند به صورت فضاهای تحریک‌آمیز، انفعالی یا پرسروصدا یا ناشی از تهدید و ارعاب باشد و طرف‌های گفت‌وگو را تحت تأثیر قرار دهد. از جمله مثال‌های آن مواردی است که در قرآن کریم بدان‌ها اشاره شده و مربوط به تحریک‌ها و جو انفعالی ایجاد شده از سوی مشرکان برای تأثیر بر روند گفت‌وگوهایی است که پیامبر اکرم(ص) در پی تحقق آنها به ویژه پس از اتهام وی ـ نعوذبالله ـ به جنون بوده است. در اینجا قرآن کریم از پیامبر(ص) می‌خواهد که آنان را به کنار گذاردن این تهدیدها، ارعاب‌ها و سروصداها دعوت کند و برای از سرگیری گفت‌وگو در چهارچوب موعظه و پند نیکو، البته پس از متفرق شدن و فاصله گرفتن از این صحنه ساختگی در تهمت‌هایی که به وی نسبت داده‌اند، تأمل کنند. «قُلْ إِنَّمَا أعِظُکُم بِوَاحِدَه أن تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنَی وَ فُرَادَی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُمْ مِّن جِنَّه»،(10) بگو من فقط به شما یک اندرز می‌دهم که دو دو و به تنهایی برای خدا به پا خیزید. سپس بیندیشید که رفیق شما هیچ گونه دیوانگی ندارد. تردیدی نیست که این کار اثر خود را در ایجاد فضای ویژه و تأثیر شدید روانی بر طرف‌های درگیر یا حاضران و ناظران بر جای می‌گذارد.

* عنصر زمان در توفیق گفت‌وگوها چقدر دخیل است؟

** در گزینش موضوع‌های گفت‌وگو و اهداف آن، زمان بسیار مهم است. در تنظیم زمان گفت‌وگو باید وضعیت طرف‌های گفت‌وگوکننده از نظر اجتماعی، روانی و آمادگی علمی آنها و شرایط انعکاس گفت‌وگو بر دیگران و اهمیت زمانی موضوع گفت‌وگو کاملاً رعایت شود. گاه یک موضوع معین در زمان خاصی اهمیت دارد، اما در زمان دیگر اهمیت خود را از دست می‌دهد.

* شاید یکی از مهمترین و تأمل‌برانگیزترین مقولات در این باره مسئله «آیین گفت‌وگو»ست.

** یعنی نظمی که گفت‌وگو براساس مجموعه‌ای از قواعد کلی بر روال آن صورت می‌گیرد. از جمله مسائل بدیهی در گفت‌وگوهای علمی آن است که آیین و روش آن کاملاً روشن و از قبل مشخص شده باشد و قاعدتاً طرف‌های گفت‌وگو نیز باید قواعد آن را پذیرفته باشند تا همگی بدان پایبند و متعهد باشند. این آیه کریمه نیز بر همین نکته انگشت می‌نهد: «أَ تُجَادِلُونَنی فِی أَسْمَاء سَمَّیْتُمُوهَا أنتُمْ وَ آبَاؤُکُم مَّا نَزَّل اللهُ بِهَا مِن سُلطَانٍ»،(11) آیا درباره نام‌هایی که خود و پدرانتان برای بت‌ها گذاشته‌اند و خدا بر حقانیت آنها برهانی فرونفرستاده است، با من مجادله می‌کنید؟ مشرکان می‌خواستند این نامه‌ها را به منزله بخشی از شیوه گفت‌وگوی خود مطرح کنند، اما برای طرفی که این بخش را باور ندارد، نمی‌تواند الزام‌آور باشد.

در اینجا مهم‌ترین معیارهای شیوه‌ گفت‌وگوی علمی در چهارچوب دیدگاه‌های فرهنگی اسلامی را مطرح می‌کنیم:

الف ـ شناخت و آگاهی: که منظور از آن شناخت هر طرف نسبت به حقایق دیدگاه‌ها و باورهای طرف مقابل از منابع اصلی و نه منابع دیگری که به واسطه یا حتی از سوی دشمنان به دست آمده باشد تا بدین ترتیب بتوان هر طرف را نسبت به معتقدات و باورهایی که خود مطرح ساخته و قبول داشته است، پایبند کرد. نیز طرف‌های گفت‌وگو باید معتقدات و دیدگاه‌های خود را برای دیگران معرفی کنند. اصل آگاهی‌سازی و روشنگری نیز در همین چهارچوب معنا می‌یابد. اسلام دین آگاهی و روشنگری است و به مقتضای واقع‌گرایی و فطری بودن خود به لزوم روشنگری در برابر هر فردی که قرار است به اردوگاه آن بپیوندد و در برابر هر جامعه‌ای که در پی نفوذ به عمق آن است و... واقف است. اسلام می‌خواهد گوهر گرانبهای خود را عرضه کند، زیرا می‌داند ارزش آن برای همگان روشن خواهد شد. بر همین اساس تقلید در عقیده‌ را نفی و اجبار عقیدتی را رد و پیروانش را به قدرتمندی در دیدگاه و بصیرت دعوت می‌کند و در عرصه برخورد با دیگران آنان را پیش از هر چیز به فراخوانی روشن فرمان می‌دهد.(12) و یا «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِّمَّن دَعَا إِلَی اللهِ وَ عَمِلَ صَالِحاً وَ‌ قَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ»(13) و کیست خوش‌گفتارتر از آن کسی که به سوی خدا دعوت و کار نیک کند و بگوید: «من در برابر خدا از تسلیم‌شدگانم؟» «قُلْ هَذِهِ سَبِیلی أَدْعُو إِلَی الله عَلَی بَصِیرَه أَنَاْ وَ مَنِ اتَّبَعَنی»؛(14) بگو این است راه من، که من و هر کس پیروی‌ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می‌کنیم.

* این مقوله اهمیتی مضاعف دارد چون بعضاً افراد با کسانی وارد بحث می‌شوند که به درستی مکتب و بایسته‌های فکری طرف مقابل را نمی‌شناسند.

** بله، درباره گفت‌وگو با غیر مسلمانان ابتدا باید حقایق این مکتب و ویژگی‌های اصلی آن همراه با دلایل محکم و حجت‌های قوی و در چهارچوب گفت‌وگوی منطقی و سالم روشن شود.(15) در کتاب‌های حدیث آمده است که وقتی پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(ع) را به یمن اعزام کرد، به وی فرمود: «یا علی! تا کسی را به اسلام فرانخوانده باشی با او جنگ نکن و با خدا سوگند اگر خداوند عزوجل یک نفر را به دست تو هدایت کند، از هر آنچه خورشید بر آن تابیده برای تو بهتر است».(16)

ب ـ روشنی: یعنی به کارگیری آیین صحیح و به صورتی روشن و بی‌هیچ پوشش یا پیچیدگی و عدم درهم‌آمیزی حق و باطل حتی برای نیل به حق به عنوان هدفی که وسیله آن را توجیه کند! امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «حق و باطل را در هم میامیز و اندکی حق در برابر بسیاری باطل بسنده است». از جمله روش‌های مبهم در گفت‌وگو به گفته امام جوینی، فریب طرف گفت‌وگو برای بیرون کشاندن وی از موضوع مورد بحث و سوق دادن سخنانش به وجوه احتمالی است.(17) به کارگیری مغالطه و سفسطه در روش‌ها نیز در این چهارچوب قرار می‌گیرد.

ج ـ علمی‌گرایی: که مهم‌ترین عناصر آن نفی تعصب، تجرد ذهنی، دوری گزیدن از پیش‌داوری‌ها و مواضع قبلی و احکام از پیش تعیین شده در جریان گفت‌وگوست ـ حتی اگر طرف‌های گفت‌وگو، نسبت به اعتقادات و دیدگاه‌های خود یقین مطلق داشته باشند ـ این تجرد ذهنی فضایی از راستی و صداقت در رسیدن به حقیقت به مثابه هدف نهایی ـ گو هر چه می‌خواهد باشد ـ فراهم می‌آورد. پیامبر اکرم(ص) نیز در قرآن کریم دیگران را با همین روش خطاب می‌کند: «وَ إِنَّا أوْ إِیَّاکُمْ لَعَلی هُدیً أَوْ ضَلَالٍ مُّبِینٍ» و در حقیقت یا ما یا شما بر هدایت یا گمراهی آشکاریم. با این فراخوان اوج تجرد و آمادگی پذیرش نتایج گفت‌وگو ـ هر چه و به هر صورتی و هر کجا که باشد ـ به رغم یقین مطلق پیامبر اکرم(ص) نسبت به درستی اعتقادات خویش به شمار می‌رود.

* در واقع مراد جنابعالی این است که آنچه مطلوب طرفین بحث باید باشد، همان رسیدن به حقیقت است و نه هیچ چیز دیگر؟

** بله، مرحوم فیض کاشانی در سخن از شرایط گفت‌وگو می‌گوید: «هدف از آن باید حقیقت‌یابی و خواست مطرح شدن آن به هر صورت باشد. ثابت شدن درستی نظر، فراوانی دانش و  صحت دیدگاه‌ خویش نباید هدف گفت‌وگو را تشکیل دهد که ریاکاری است و اکیداً نهی شده است». او می‌افزاید: «طرف گفت‌وگو همچون کسی که گمشده‌ای دارد باید به دنبال حق باشد و زمانی که آن را یافت شکر گوید و برایش تفاوتی نداشته باشد که خود یا طرف دیگر آن را مطرح کرده باشد. او باید طرف خود را نه دشمن که یاور خود در نظر گیرد و وقتی خطایش را با وی در میان گذاشت و حق را نشانش داد، سپاسگزارش باشد».(18) این بدان معناست که منطقی بودن و علمی برخورد کردن به معنای نمایش دانش و معلومات در جریان گفت‌وگو و مناظره یا توان مجادله و استفاده از ابزارهای آن یا کوبیدن حریف نیست. از جمله شرایط عینی‌گرایی و تجرد ذهنی در آیین گفت‌وگو مقدم دانستن دلیل بر رأی و اندیشه و استفاده‌ از برهان برای اثبات صحت و صدق دعوی است: «قُلْ هاتُوا بُرْهُانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ»،(19) بگو اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید. شرط دیگر، مقید بودن به حقایق و اندیشه‌های باورپذیر طرف دیگر و استدلال به آنها بنا بر قاعده «با آنچه خود را پایبند کرده‌انـد، پایبند سازید» و عدم احتجاج با برداشت‌های خود از حقایق پذیرفتنی دیگری یا اعتماد به آنچه دشمنان از قول وی نقل می‌کنند، است. این شرط نیز همچنان که گفتیم دنباله شرط آشنایی با طرف مقابل است.

* بهره‌گیری از اشتراک‌ها در این میان چقدر مؤثر و مفید می‌تواند باشد؟

** در آغاز باید حقایق و باورهای مشترک میان دو طرف را شناسایی و کشف کرد تا به منزله مبنای مستحکمی که دو طرف بر آن قرار گیرند و مقدمات واقعی را مطرح سازند، بهره گیرند و همچون نردبانی برای نیل به حقایق کلی‌تر استفاده کنند: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَی کَلَمَه سَوَاء بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ»،(20) بگو ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم.

* اهداف گفت‌وگو از جنبه‌ای غایت و مهمترین اصل آن محسوب می‌شود. هدف گفت‌وگو با نظر به چه اصول و مؤلفه‌هایی معین می‌شود؟

** ارزش گفت‌وگو در هدفمند بودن آن یعنی کشف حقیقت، شناخت و تجلی شکل و مضمون آن به مصداق «حکمت، گمشده مؤمن است» است. این هدف به منطق، تجرد و صداقت در گفت‌وگو معنای حقیقی ـ به همان صورتی می‌بخشد که قرآن مطرح می‌کند. «وَ إِنَّا أَوْ إِیَّاکُمْ لَعَلی هُدیً أَوْ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ»،(8) در حقیقت یا ما یا شما بر هدایت یا گمراهی آشکاریم. گفت‌وگویی که هدف معینی نداشته باشد و تأثیر علمی و فکری خاصی نیز بر جای نگذارد، کاملاً بی‌ارزش و بیهوده است. همین قاعده درباره گفت‌وگوهای مربوط به مسائل فرضی، خیالی و آنچه که ارتباطی با واقعیت ندارد، هم صادق است.(9) شیوه‌ها و آیین گفت‌وگو نیز متناسب با اهداف آن تنوع می‌یابد. گاه ما با گفت‌وگوی انتقادی روبه‌رو هستیم که طی آن هر طرف اقدامات و اندیشه‌های طرف دیگر را نقد می‌کند. نقد و انتقاد نیز به نوبه خود آداب و شرایطی دارد که آن را در مرزهای شرعی و عقلانی‌اش نگاه می‌دارد و آزادگی، ارزیابی درست، حساب و کتاب هدفمند و انتقاد سازنده را در آن حفظ می‌کند. نوعی گفت‌وگو نیز وجود دارد که به آن مباحثه می‌گویند و هدف آن تنها صحبت کردن درباره موضوع و در واقع طرح آن است و جز آن، هدف خاص دیگری را دنبال نمی‌کند و نتایج از پیش توافق‌شده‌ای را منظور ندارد و طرف‌های گفت‌وگو احکام نهایی از پیش تعیین‌شده‌ای در دست ندارند. محاجه یا استدلال گفت‌وگویی است که سعی در قانع کردن و دلیل آوردن دارد و هدفش رد دیدگاه‌های طرف دیگر و سعی در جلب، جذب و هدایت او یا رساندن پیامی به دیگران و روشن کردن و آگاه ساختن آنان است.

با تشکر از جنابعالی که پذیرای این گفت‌وگو شدید.

ـ پی‌نوشت‌ها در دفتر روزنامه موجود است.

 

نام:
ایمیل:
نظر: