نویسنده: سعید عزت الهی
احمدینژاد معتقد است که عمر جریان دولت پس از پایان دوره ریاست جمهوری وی هم مستدام خواهد بود. این به زبان ساده یعنی اینکه جریان مشایی – احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهوری برنامه دارند و حاضر نیستند با چند توپ وتشر تبلیغاتی نظیر انحرافی خوانده شدن و چند برخورد میدان را خالی کنند. به گزارش پایگاه خبری فریادگر، بازی جریان مشایی- احمدینژاد برای انتخابات ریاست جمهموری چیست و آنها چه نسبتی بین خود و سایر جریانهای سیاسی- اجتماعی برای حضور در انتخابات برقرار خواهند کرد ؟ برای جواب به این پرسش باید نگاهی اجمالی به وضعیت جریان اصولگرا داشته باشیم.
اصولگرایان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم روزهای کاملا متفاوتی را نسبت به روزهای مشابه قبل از انتخابات سال 88 تجربه میکنند. در آن روزها صورت مساله برای بسیاری از اصولگریان ساده بود؛ حمایت یا عدم حمایت از احمدی نژاد؟ در همان روزها بسیاری از اصولگرایان برای پاسخ به این مساله چشم به تصمیم اصلاح طلبان و به ویژه خاتمی داشتند و میگفتند اگر خاتمی بیاید مجبوریم همه پشت سر احمدی نژاد باشیم و فضای انتخابات دو قطبی میشود. برای خیلی از اصولگرایان در آن زمان حمایت از احمدی نژاد دست کم از نوشیدن جام زهر نداشت چه آنکه وی نه تنها بسیاری از آنها را به بازی نمیگرفت بلکه خودش و نزدیکانش از نااصولگرایی احمدی نژاد دم میزدند و به اصولگرایان دیگر یادآوری میکردند که وی کاندیدای آنها در انتخابات ریاست جمهوری 84 نبود اما رای آورد بنابراین نیازی به حمایت آنها ندارد زیرا آنها پایگاهی ندارند. به همین خاطر بسیاری از بزرگان اصولگرا تاکید داشتند که خاتمینیاید تا بتوانند با فراغ بال از گزینه احمدینژاد عبور کنند. در این روزها اما اوضاع و احوال جریانهای اصولگرا کاملا متفاوت است.
صورت مساله این است که با کاندیدای مستقل شرکت کنیم یا با گروههایی که همسوترند به کاندیدای واحدی برسیم؟ موتلفه، ایثارگران، جبهه پایداری، جریان لاریجانی، تیم قالیباف و حتی جبهه ایستادگی و... در حال رصد فضا هستند تا جواب مناسب و در خور منافعشان برای صورت مساله فوق پیدا کنند. در این میان اما به نظر میرسد جریان مشایی- احمدی نژاد بازی کاملا متفاوت و البته هدفمندتری را دنبال میکند و تقسیم وظایف روشن تری در آن وجود دارد. در یک جمله جریان مشایی - احمدی نژاد به دنبال جمع کردن رای برای کاندیدای مورد نظرش از سه جهت و حوزه متفاوت است. تجربه انتخاباتهای گذشته به این جریان آموخته که درفضای سیاسی جامعه ایران بر خلاف فضای کشورهای توسعه یافته سیاسی رای دهندگان چندان مخاطب احزاب نیستند فلذا قابل تصور است که سبد رای یک کاندیدا از رای اقشار و طبقات مختلفی پر شود.
از طرف دیگر جهت دهی رای هر کدام از این اقشار و طبقات با مدیریت انتخاباتی -سیاسی شکافهای موجود در جامعه ایران ممکن است. مثلا رای اقشار طبقه فرودست اقتصادی جامعه از طریق شکاف غنی و فقیر و علم کردن پرچم مبارزه با اشرافی گری قابل مدیریت است یا رای افراد غیر سیاسی طبقه متوسط از طریق شکاف بین سنت و مدرنیته و پربایی خیمه آزادیهای اجتماعی. جریان مشایی - احمدی نژاد با آگاهی از این فضا استراتژی سه وجهی انتخاباتی را دنبال میکند که در آن قرار است سبد رای کاندیدای مورد نظر این جریان از سه شکاف اجتماعی و سیاسی مختلف و سه خاستگاه گوناگون پر شود. کاندیدای مورد نظر هم (نیکزاد، مشایی، صالحی و...) به احتمال زیاد کسی است که شانس بیشتری برای تصاحب رای از هرسه حوزه داشته باشد.
خاستگاه اول رای طبقه و اقشار فرودست اقتصادی جامعه است. آراء این طبقه پس از انحلال حزب توده در ایران و به ویژه پس از دگردیسی چپ اسلامی به آزادی محوری، آراء پراکنده ای بود و معمولا هر کاندیدا یا جریانی بخشی از آن را با توسل به سازماندهی قومیتی، سیاسی و ... تصاحب میکرد. در سال 84 اما احمدی نژاد توانست این آراء پراکنده را در سبد خودش جمع کند و در سال 88 هم علی رغم پارگی سبد اما اکثر آن را با دامن زدن به جنگ غنی و فقیر حفظ کرد. جریان مشایی – احمدی نژاد در سال 92 هم به آرا این طبقه که بیشتر در حاشیه شهرهای بزرگ، شهرهای کوچک و روستاها ساکن است چشم دوخته و احمدینژاد وظیفه دارد رای این طبقه را به سبد کاندیدای مورد نظر واریز کند.
چه آنکه آمارهای غیر رسمی از محبوبیت بیشتر احمدی نژاد در این مناطق حکایت دارد و قرائن هم آن را تایید میکند. خاستگاه دومی که جریان مشایی – احمدی نژاد به آرای آن چشم دوخته، طبقه متوسط شهری با انگیزه رای غیر سیاسی است. پایه رای این طبقه برخلاف طبقه متوسط سیاسی که صرفا به جریان اصلاح طلب رای میدهد- و وزن و رفتار انتخاباتی آن هم در انتخابات 84 و 88 تاحدودی مشخص شده- پایه اجتماعی و فرهنگی است. تبلیغ آزادی اجتماعی نظیر آزادی روابط شخصی و خلاص شدن از برخی قیود سنتی و ملی گرایی رای ساز است. به نظر میرسد شخص مشایی و تیم وی به ویژه در وزارت ارشاد مسئولیت جمعآوری رای این طبقه را برعهده دارند. برخی معتقدند ساخت فیلمی مثل گشت ارشاد با حمایت مستقیم وغیر مستقیم دولت در همین چارچوب قابل تحلیل است.
جریان سوم تیر، خاستگاه سومی است که جریان مشایی - احمدی نژاد به دنبال حفظ آن است. از اینجاست که پیوند این جریان با جبهه پایداری آغاز میشود و برخی اصولگرایان معتقدند حضور چهرههایی مانند محصولی و الهام در جبهه پایداری نشانه تلاش جریان مشایی- احمدی نژاد برای حفظ پایگاه سوم تیتر است.البته اختلافات اخیر در جبهه پایداری و خروج غلامحسین الهام از آن میتواند نشانه ناکامی جریان مشایی- احمدی نژاد تلقی شود اما برخی معتقدند که اساسا هدف این جریان از پیوند با پایداری به دست آوردن رای سوم تیریها نیست بلکه ایجاد اختلاف بین اصولگرایان و از بین بردن یکپارچگی آنان برای رقابت و همچنین ایجاد سپر تدافعی برای در امان ماندن از انتقاد تندروهای سوم تیر است.
فارغ از اینکه جریان مشایی – احمدی نژاد میتواند این بازی را با موفقیت به اتمام برساند یا خیر اما نفس انجام آن تاثیر زیادی بر فضا و آرایش سیاسی خواهد داشت. یکی از این تاثیرات میتواند پیچیده تر شدن فضا و سخت تر شدن پیش بینی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری باشد.