صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۶۱۴۲۷

محمدمهدی امامی ناصری / عضو هیئت علمی دانشگاه و حقوقدان

از روزهای پایانی دولت نهم پالایش درونی در دولت آغاز شد و همان‌گونه که در نوشتار قبلی تشریح شد لایه‌ای از دولتمردان پر و پا قرص حامی آقای احمدی‌نژاد که در توفیق ایشان برای راهیابی به پاستور نقش کلیدی داشتند یکی پس از دیگری صندلی‌های کابینه را بی‌اختیار ترک کردند. از همان روزها آرام‌آرام ریشه‌های اختلافات رسانه‌ای شد. اخراجی‌ها، ریشه این اختلافات را وجود جریان انحرافی در کنار رئیس‌جمهور دانستند تا جایی که تیزترین انتقادها و افشاگری ها از جانب بازرس ویژه رئیس‌جمهور و (برادر محمود احمدی‌نژاد) مطرح شد.

انحراف و منحرف؛

انحراف به معنای عدول از مسیر هدفی است که ترسیم شده است و منحرف نیز به فردی گفته می‌شود که از مسیر ترسیم شده جدا  شده و هدف دیگری را در پی می‌گیرد. لذا چرخش افراد چنانچه عدول از هدف نباشد به معنای انحراف نیست بلکه انحراف، عدول از هدف و پیگیری هدفی جدیدی است.

غالبا منحرفان با مهندسی ایجاد انحراف در افکار عمومی و جامعه و با شیوه‌هایی چون بسترسازی با رفتارهای خردگریزانه  ابهام‌آفرینی‌ها ، تکیه بر احساس‌های فاقد ریشه عقلانی یا الهی و... به دنبال هدف یا اهداف خود هستند که در اصل با این ابزارها به دنبال بهره‌برداری از افکار عمومی و انحراف آنها به دنبال هدف انحرافی خود هستند.

قداست زدایی از ارزش‌ها در این شیوه جایگاه ویژه‌ای دارد به نحوی که تاکتیک مهندسی معکوس و به تمسخر کشیدن کلید واژه «انحراف» توسط لیدرهای اجتماعی، سیاسی و دامن زدن به آن و ایجاد « زدگی عمومی» نسبت به این واژه در اصل ذات آن و ایجاد انحراف در انحراف، در راستای تحقق هدف منحرفین است. استخدام رسانه‌ها و استفاده از تریبون‌های حاکمیتی برای غلبه حاشیه‌ها بر اصل موضوعات، با طرح و تکرار سوالات مورد نظر مردم  به منظور تقابل نرم با حاکمیت در این مسیر تشدید می‌شود. در حالی که منحرفان خود باید پاسخگو باشند نه سوال کننده. این شیوه فرار از پاسخگویی و به زعم خودشان تبدیل تهدید به فرصت! است. بستر انحراف در جامعه با طرح خواسته‌های محقق نشده مردم در جوامع آرمانی بیشتر از جوامع غیرآرمانی به وجود می‌آید و افرادی که رهبری جریان انحراف را عهده دارند معمولا خود در عدم تحقق خواسته‌های مردم نقش کلیدی را  در گذشته ایفا  کرده اند.

آقای «میم» کیست؟

آقای «میم» در آبان ماه سال 1339 در رامسر متولد  و در نوجوانی به خوبی قرآن را تلاوت می‌کرد و در هیئت های مذهبی مداحی اهل بیت(ع) را می‌گفت.

سابقه دستگیری ندارد و آن‌طور که خود می‌گوید چندین بار از خطر ساواک رهایی یافته است. مهندسی الکترونیک را از دانشگاه صنعتی اصفهان گرفته است. او نیز چون دیگر همراهان احمدی‌نژاد، در سال‌های 66-65 دوباره به تحصیل روی آورده است. وی پیش از تاسیس وزارت اطلاعات به سیستم اطلاعات- امنیتی که در کشور توسط نهادهایی چون سپاه پاسداران راه‌اندازی شده بود، پیوست.

آقای «میم» در اطلاعات سپاه رامسر به فعالیت پرداخت. وی سپس به دلیل بحرانی که اوایل انقلاب علی‌الخصوص در سال‌های 58 تا 61 گریبان مناطق کردنشین را گرفته بود، به کردستان رفت تا در سمت معاون اطلاعات واحد کومله اطلاعات سپاه مستقر در قرارگاه حمزه سیدالشهداء شروع به فعالیت کند. وی با نام مستعار «مرتضی محب الاولیا» در مناطق کردنشین به اقدامات امنیتی- اطلاعاتی دست زد. مقارن با فرمانداری آقای احمدی‌نژاد در خوی عضو شورای تامین استان آذربایجان غربی نیز بود، البته با نام اصلی‌اش یعنی آقای «میم».

وی سپس به وزارت کشور رفت و در دوران تصدی علی محمد بشارتی مدیرکل اجتماعی وزارت کشور شد و از آنجا به رادیو پیام و سپس به شهرداری منتقل شد. آقای «میم» مدیرمسئولی ماهنامه «سوره» را نیز در کارنامه خود دارد. این نشریه با گستره توزیع بین‌المللی در ایران و جهان منتشر می‌شود. مشخصا در میان بدنه وزارت اطلاعات از او به عنوان کارشناس مسائل کردستان یاد می‌شود.

پس از حضور احمدی‌نژاد در شهرداری تهران او معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری و پس از آن رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران شد. همین همراهی کافی بود تا پس از انتخاب احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور، او راهی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری  شود و این سرآغاز حاشیه‌های آقای «میم» برای دولت به شمار می‌رفت. در دولت دهم ابتدا به‌عنوان معاون اول رئیس جمهور منصوب شد اما با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب اسلامی از این سمت کناره گرفت. با وجود این او همچنان در حلقه نزدیکان احمدی‌نژاد ماند و رئیس دفتر او شد.

مشاور ارشد رئیس‌جمهور، رئیس مرکز مطالعات جهانی شدن، جانشین رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، عضو شورای نظارت بر صدا و سیما، عضو شورای فرهنگی دولت، عضو کمیسیون‌های اقتصاد و فرهنگی دولت،‌ریاست کمیته عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران- پاکستان- هند، سرپرست نهاد ریاست جمهوری و سرپرست شورای مناطق‌ آزاد از دیگر سمت‌های او در دولت‌های نهم و دهم بوده و یا  هست.

ماجراهای آقای «میم»

1-گفت‌وگوی رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری (که بعدها صنایع دستی هم به آن الحاق شد) با الیف کور پا، خبرنگار روزنامه «صباح» چاپ ترکیه که در آن آقای «میم» گفته بود: «در ایران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمی‌شود. این یک انتخاب کاملا شخصی است...» و در پاسخ به سوال خبرنگار در همان گفت‌وگو  درباره توریست‌های زن در ایران می‌گوید: «... اگر دوست دارند می‌توانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند! و هم با مایو بگردند! در ایران به خاطر دستورات دینی استفاده از مشروبات الکلی ممنوع است، به همین علت ایرانی‌ها می‌توانند در خارج از ایران از این نوشیدنی‌ها استفاده کنند! این یک ترجیح شخصی است. الگوی ما در صنعت توریسم، کشور ترکیه است!» وی همچنین گفته بود: «دوره اسلام‌گرایی به پایان رسیده است، بشر سرعتش بالا رفته است، فهمش تیز شده و  به یک حقایقی می‌رسد که آن را لازم نیست دیگر از پوسته اسلام طی ‌کند»!

گرچه اصول‌گرایان در این رابطه واکنش مناسب نشان ندادند ولی مراجع معظم تقلید همواره اظهار نگرانی کردند و آقای «میم» با شرح و تفسیری طولانی در زمستان 85 درباره این موضوع در برنامه «نگاه یک» این موارد را تهمت دانسته و تکذیب  کرد!

2-آقای «میم» در چهارم آذرماه 1384 نیز در اختتامیه نمایشگاه گردشگری کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی شرکت کرد. 7 دی ماه سال 1385 پس از گذشت بیش از 13 ماه از این مراسم سایت ایرانیوز تصویر ویدئویی این مراسم را پخش کرد که در آن وی در حال تماشای رقص‌زنان و کف‌زدن در صف نخست شرکت‌کنندگان در مراسم دیده می‌شد. به رغم برخورد با مدیر مسئول ودبیر سیاسی ایرانیوز، ابوطالب و افروغ (2 نماینده وقت مجلس شورای اسلامی) آقای «میم» را مورد انتقاد قرار دادند که مورد شکایت وی به مراجع قضائی قرار گرفت و سخنگوی وقت دولت در پاسخ به این موضوع گفت:‌«آقای میم»پس از آنکه متوجه رقص زنان در برنامه شده جلسه را ترک کرده است».آقای «میم» نیز در محرم سال 1385 این موضوع را توطئه می‌خواند.

3-29 تیر ماه سال 1387 آقای (میم) در همایش نوآوری وشکوفایی در صنعت گردشگری در محل مرکز همایش‌های صدا و سیما اظهار می‌دارد:

«دوره آنکه کسی بخواهد دینی را بر دنیا حاکم کند گذشته است...!» همچنین افزوده بود: «ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است... ما مردم آمریکا رااز برترین ملت‌های دنیا می‌دانیم». این سخنان موج شدید انتقادات را در پی داشت ولی وی مجدد در ششم مرداد همان سال سخنان خود را تائید کرد و نیمه مرداد نیز با تاکید بر سخنان قبلی خود گفت: «بنده به حرف‌هایم افتخار می‌کنم و آنها را اصلاح نمی‌کنم بلکه هزار مرتبه دیگر نیز تکرار می‌کنم... مردم ایران با مردم آمریکا فرق ندارند. ما با همه مردم دنیا دوست هستیم حتی مردم آمریکا واسرائیل.!»

به رغم بیانیه 200 نماینده مجلس در محکومیت این سخنان وموضع‌گیری رسمی وعلنی مراجع معظم تقلید، آقای احمدی‌نژاد در اواخر سال 1387 در این باره گفت:‌ «حرف آقای «میم» حرف دولت است... آقای «میم» مظلوم واقع شده» سرانجام مقام معظم رهبری در 29شهریور همان سال در خطبه‌های نماز جمعه تهران ضمن تاکید بر اینکه این اظهارنظر، اظهار نظر غلطی است این موضوع را پایان می‌دهند و آقای «میم» در نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب فرمایشات معظم‌له را فصل‌الخطاب می‌داند.

4-سازمان حج و زیارت؛ در سال 1388 دولت در آیین‌نامه‌ای سازمان حج و زیارت را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ملحق و آقای «میم» نیز بلافاصله رئیس جدیداین سازمان را منصوب می‌کند و در نهایت با ورود رسمی رهبر معظم انقلاب این موضوع خاتمه وتصمیم لغو می‌شود.

5-طرح مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی و تحویل قرآن کریم توسط 12 خانم با لباس محلی و دف‌زنان به همراه یکی از خوانندگان کرد کشور وحالت ریتمیک به قاری و تحویل قرآن کریم پس از تلاوت به همان شیوه، محکومیت علما و مراجع معظم تقلید و نمایندگان مجلس را در پی داشت.

6-معاون اولی رئیس‌جمهور ؛ رئیس‌جمهور در 27 تیرماه 1388پس از انتخابات ریاست جمهوری آقای «میم» را به عنوان معاون اول خود در دولت دهم منصوب کرد. این انتخاب با مخالفت‌های شدید مخالفان و حامیان احمدی‌نژاد روبه‌رو شد و نهایتا با تذکر مقام معظم رهبری، وی به عنوان مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور تغییر جایگاه داد!

تاکتیک‌های جریان انحرافی

موارد مذکور و موارد مشابه که در مجال این نوشتار نیست در جهت استراتژی مبتنی بر انحراف از اهداف متعالی نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین برخی عملکردهای دولت که  نشانگروجود جریان انحرافی در بدنه دولت دارد حکایت از تاکتیک‌هایی دارد از جمله آنها:‌

1-ایجاد اختلافات میان قوا و القای حاکمیت دوگانه

2-تحمیل هزینه‌های هنگفت مادی و معنوی به نظام

3-التهاب آفرینی‌های کاذب در فضای عمومی کشور

4-بی‌اعتبار کردن تصمیمات قضائی و قانونی

5-ایجاد شک و تردید در افکار عمومی

6-قداست زادیی از رهبران روحانی و تلاش برای تنزل نقش آنها در جامعه

7-ناکار آمد جلوه دادن عملکرد دولت‌های گذشته

8-القای فساد در دولتمردان گذشته

9-حذف رهبران سیاسی گذشته با برجسته کردن نقاط ضعف آنها

10-بالا بردن سطح توقع مردم از حاکمیت

11-ایجاد تعهدات غیرقابل اجرا  برای دولت‌های بعد

12-ناکارآمد جلوه دادن مدل مدیریتی موجود در جامعه

13-قانون گریزی با تفسیر به رای از قانون

14-ایجاد تقابل بین مردم و حاکمیت با ژست‌های مردم سالاری

15-هزینه کردن از پتانسیل‌های نظام جهت پایان دادن به ماجرا‌سازی‌ها و ...

با آنچه در مجموع این نوشتار تشریح شد به وضوح می‌توان دریافت که آنچه در حال اجراست خطا نبوده و انحرافی آشکار و دارای  یک مهندسی کاملا مدون مبتنی بر انحراف از اهداف متعالی و آرمان‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی است. متاسفانه در این مسیر رئیس جمهور محترم هم نه تنها واکنش مناسبی نشان نداده‌اند، بلکه همواره با سکوت خود و بعضا با تاییدات، موجب ریشه دواندن تفکر انحرافی شده‌اند.

اینک در آستانه آغاز تکاپوهای انتخاباتی ریاست‌جمهوری یازدهم ، آرام آرام محور اصلی این ماجراها در تلاش است تا با حضور نرم در این عرصه نقش کلیدی‌تری را در جهت اهداف منحرف خود در دست گیرد و از سایه بیرون آید.

در همین راستا شورای نگهبان نقش اساسی در بررسی وخنثی کردن تفکر انحرافی جهت استمرار برنامه‌های این جریان به عهده دارد که امید است بدون اغماض این نقش ایفا شود.

نام:
ایمیل:
نظر: