صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۹۲ - ۰۱:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۲۶۱۵۷۲
مروري بر مواضع و رويكردهاي كلان رهبر معظم انقلاب در وقايع پس از انتخابات دهم

رسول سنايي‌راد

ماهيت فتنه با پيچيدگي گره خورده و چون حق و باطل در آن ممزوج گشته و غبار ناشي از حادثه، تشخيص و مقابله با آن را سخت مي‌کند، تنها رهبراني در سطح حضرت اميرالمؤمنين علي‌(ع) مي‌توانند چشم فتنه را از حدقه در‌آورده و فتنه‌گران را زمين‌گير کنند.

حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در سال 1388 نيز فتنه نام گرفت، چراکه؛

1. معرکه‌گردانان اصلي آن، چهره‌هايي برخاسته از درون نظام و داراي سوابق مسؤوليتي و حتي مدعي خط امام(ره) بودند.

2. اهداف و اغراض اصلي آنان پنهان و با طرح تقلب در انتخابات ادعاي مطالبه حق داشتند.

3. از مدت‌ها قبل با شبهه‌افکني پيرامون سلامت انتخابات فضا را غبارآلود ساخته و پس از انتخابات نيز جنگ رواني گسترده‌اي را سازمان‌ داده بودند.

4. خواص و نخبگان که بايد روشنگري کرده و به نفع حق ورود نمايند، سکوت کرده و سرگردان شده بودند.

«جوان آنلاين» در يادداشتي افزوده است: با اين اوصاف برخي از رأي‌دهندگان براساس ذهنيت و تصور برآمده از اين فضاي سنگين که دستگاه‌هاي تبليغاتي و جنگ نرم بيگانگان هم به آن دامن مي‌زد، براي اعتراض و البته نه اغتشاش به خيابان‌ها آمده بودند. همزمان طيفي از نيروهاي ضد انقلاب و حتي اوباش که بعضاً رأي هم نداده بودند به اغتشاش و تخريب و درگيري برخاسته و حوادث تلخي را رقم زدند که مشارکت 85 درصدي در اين انتخابات را که مي‌توانست حماسه‌اي براي کشور و پشتوانه‌اي براي اقتدار نظام و پيگيري منافع ملي باشد به چالش کشاندند و بهانه‌هاي انتخاباتي را ابزار بي‌ثبات‌سازي قرار دادند.

اما در حالي که در موارد مشابه چنين موجي تبديل به زمينه‌سازي براي تبديل اعتراض‌ها به انقلاب‌هاي رنگي و براندازي يا حداقل جابه‌جايي در نتايج انتخابات و روي کارآمدن جناح‌هاي مطلوب غرب مي‌شود، اين فتنه سنگين در کشورمان به مهار درآمد و از رأي مردم در برابر شورش اشرافيت مورد حمايت بيگانه، ضد انقلاب و تجديدنظر‌طلبان حرفه‌اي به خوبي نگهباني شد و توهم انقلاب رنگي در ايران يک بار ديگر شکست خورد. در اين پيروزي انقلاب اسلامي عواملي ايفاي نقش کردند، مهم‌ترين آن رهبري بود که با اتخاذ تدابير و راهبردهايي به مديريت پرداخته و نظام را از امواج سهمگين فتنه عبور دادند، اين نوشتار به اجمال اين مديريت را به بررسي گذاشته است.

الف: داشتن برآورد وضعيت دقيق

اعمال مديريت راهبردي، معطوف به داشتن برآورد وضعيت دقيقي است که با ارزيابي و سنجش دقيق محورهاي تهديدات، فرصت‌ها و ضعف‌ها و قوت‌ها، تدابير و تصميمات لازم را متناسب با موقعيت نظام سياسي با توجه به مختصات برآمده از تقاطع‌گيري محورهاي فوق معلوم کند.

رهبر معظم انقلاب با نگاهي دقيق و بصيرتي نافذ در طول ساليان اخير نه‌تنها تهديدات و فرصت‌هاي ناشي از تحولات جهاني و تغييرات به عمل آمده در شرايط و روش‌هاي نيروهاي ضد انقلاب را رصد کرده و بارهاي بار از جمله در آستانه انتخابات هشدارهايي نسبت به آن مي‌دادند، بلکه ضعف‌ها و قوت‌هاي مرتبط با جريانات سياسي داخلي را نيز به خوبي شناسايي و نوع و ميزان آن را بارها معرفي کرده و در وقايع پس از انتخابات هم مدنظر داشتند.

همين برآورد وضعيت دقيق بود که برخلاف طرح بيگانگان و توهم فتنه‌گران، نظام را در موضعي فعال و تهاجمي قرار داد و از انفعال مورد انتظار فتنه‌گران و حاميان بيگانگان و ضد انقلابشان خارج کرد. براساس همين انتظار و توهم غلط بود که ما در وقايع پس از آن شاهد شکل‌گيري مثلث شوم ائتلاف بين فتنه‌گران، ضد انقلاب و بيگانگان بوديم که هدف مشترک تمامي آنان تهاجم عليه ارکان نظام بود. تهاجمي که نشانگان آن عبور از آرمان‌ها و شعارهاي انقلاب، اهانت به نمادهاي انقلاب مثل پاره کردن تصاوير امام و رهبري و سرانجام سردادن شعار عليه ولايت فقيه و برملا ساختن اصلي‌ترين نقطه اشتراک نظر در اين مثلث شوم بود.

در حالي که شرايط غبارآلود فتنه که با ادعاي پيروزي زودهنگام از سوي ميرحسين در زمان برگزاري انتخابات و فراخوان خياباني هوادارانش با رمز تقلب و ظلم بزرگ عليه نظام که موجب اردوکشي‌هاي سنگين خياباني شده و در مراحل اوليه مثل روز 25 خرداد توانسته بودند چندصد هزار نفر را در شهر تهران به خيابان کشانده و بسياري از خواص را به سکوت و انفعال کشانده و برخي از مدافعان نظام و انقلاب را تحريک به اقدامات شتابزده کنند، اين رهبري امام خامنه‌اي بود که براساس آن برآورد وضعيت دقيق و با نگاه به موقعيت و واقعيت‌هاي جريان فتنه به اتخاذ و پياده‌کردن بهترين راهبردها پرداخت؛ راهبردهايي که توانست نظام را با کم‌ترين هزينه از اين فتنه سنگين عبور دهد و در عين حال وجاهت ديني و دموکراتيک نظام را نيز محافظت کند.

اين راهبردها عبارت بودند از:

1- دفاع از سلامت انتخابات و رأي مردم و ايستادگي در برابر باج‌خواهي فتنه‌گران.

2- جذب حداکثري و دفع حداقلي با مهار و انزواي سران فتنه و جذب بدنه فريب خورده. به نظر مي‌رسد پيش از آن‌که مختصات فتنه و موقعيت و شرايط کشور در تعيين راهبردهاي فوق نقش داشته باشد، اين جايگاه و رسالت ولايت فقيه بوده که به اتخاذ راهبردهاي فوق منتهي شده است؛ راهبردهايي که ضمن دفاع از جمهوريت و پاسداشت رأي مردم امکان هدايت و جذب بخش عمده‌اي از بدنه معترضين اغفال شده يا فريب‌خورده فتنه را فراهم و براي ساير لايه‌ها نيز فرصت بازگشت را مهيا مي‌ديد، در عين حال به مهار و کنترل فتنه و انزواي سران آن منتهي شد.

ب- اقدامات و راهکارهايي براي مديريت فتنه

با توجه به راهبردهاي مذکور که در واقع هدايت مجموعه نيروهاي مدافع و حتي معارض را در چارچوب اصول نظام ولايي دنبال مي‌کرد، رهبر معظم انقلاب در شرايط بحراني ناشي از فتنه اقدامات زير را به اجرا گذاشتند؛

1. بصيرت بخشي و شفاف‌سازي واقعيت‌ها

امام خامنه‌اي از اولين نماز جمعه پس از انتخابات تا 22 بهمن ماه سال 88 بيش از 30 سخنراني در جمع‌هاي مختلف داشتند که در عين گستاخي‌هاي فتنه‌گران و تلاش آنان براي غبارآلود نگه داشتن فضاي سياسي با جنجال‌آفريني و غوغاسالاري، با صبر و حوصله به روشنگري پرداخته و واقعيت‌هايي چون بي‌اعتنايي سران فتنه به راهکارهاي قانوني، معرکه‌گرداني آنان براي ورود بيگانه و ضد انقلاب به ميدان، تلاش آنان براي باج‌گيري بدون منطق، تلاش بيگانگان براي سوءاستفاده از فضاي پديده آمده و... را به افکار عمومي منتقل نمودند.

علاوه بر اين تدابير معظم له براي دستگيري عوامل هدايت‌کننده و سازمان‌دهنده فتنه و پخش اعترافات دستگيرشدگان نيز توانست به شفاف‌سازي بيش‌تر فضاي سياسي کمک کند.

اين روشنگري‌ها، کارکردهاي تعيين‌کننده‌اي به صورت آشکار و پنهان به همراه داشت که موارد ذيل در زمره مهم‌ترين آن‌ها قرار مي‌گرفت:

1-1- فراهم شدن زمينه تشخيص افکار عمومي از واقعيت‌‌هاي فتنه.

1-2ـ انسجام بخشي در بين مدافعان نظام و ريزش در بدنه اغفال‌شده فتنه.

1-3- افشاي نتايج بي‌اعتنايي به مرزبندي‌هاي فکري و سوءاستفاده بيگانگان و ضد انقلاب و افزايش هزينه تداوم فتنه‌گري.

گرچه برخي ناظران در بحبوحه فتنه انتظار اقدامات انتظامي و برخوردهاي فيزيکي شديد و سريع را داشتند اما اين بصيرت‌بخشي‌ها توانست با کاهش شدت و گستره فتنه نقش اساسي در کاهش هزينه نظام در مهار فتنه و افزايش هزينه تداوم فتنه‌گري‌ها به ضرر سران فتنه، اقدامي اساسي براي تحقق جذب حداکثري و دفع حداقلي به حساب آيد.

2. دفاع از رأي مردم يا جمهوريت نظام

در حالي که سران فتنه با پشت‌گرمي به طرح‌هاي عمليات رواني پيچيده و حمايت‌هاي بيگانه براي پيشبرد طرح انقلاب رنگي در داخل، اردوکشي‌هاي خياباني را وسيله‌اي براي فشار بر نظام و تحميل ابطال انتخابات قرار داده و شرايط را براي اعمال سياست فشار از پايين، چانه‌زني از بالا مناسب مي‌ديدند، رهبري از عمل براساس قانون و دفاع از رأي مردم کوتاه نيامد. سران فتنه که کميت نيروهاي معترض خياباني و سکوت خواص، آنان را به توهم انداخته و از فضاي مجازي و تبليغي اطراف خويش نيز تأثير پذيرفته و فشار بيروني و حمايت بيگانگان را فرصت مناسبي براي پيشبرد خواسته‌هاي خود يعني باج‌خواهي از نظام تلقي مي‌کردند، تصور برخورد اين مطالبات را با سد اقتدار رهبري نداشتند. اما رهبري با دعوت آنان به پيگيري اعتراض‌ها از مجاري قانوني و گردن نهادن به رأي و انتخاب مردم از نهادينه شدن نگاه اليگارشيک و اشرافيت‌سالاري جلوگيري نموده و اجازه تک ‌عليه جمهوري نظام را ندادند.

3. آرام‌سازي فضا و جلوگيري از شدت فتنه و درگيري

در حالي که جريان فتنه با طرح‌هايي چون کشته‌سازي، درگيري‌هاي جزيره‌اي و خشن، درصدد تحريک مدافعان و شدت بخشي به درگير‌ي‌ها بود، مديريت امام خامنه‌اي در راستاي آرام‌سازي و کاهش سطح خشونت‌ها، دنبال مي‌شد. براي نيل به چنين منظوري ايشان موارد ذيل را پيگيري فرمودند:

3/1- توجيه نيروهاي مدافع براي حفظ خونسردي و متعهد بودن به قانون در برخورد با معترضان و اغتشاشگران خياباني

3/2- دستور رسيدگي به حوادث و تخلفات به وقوع پيوسته در زندان کهريزک و برخورد در کوي دانشگاه و سبحان

3/3- دلجويي از آسيب‌ديدگان حوادث که بعضاً‌ ناشي از اشتباه و قصور نيروهاي برخورد‌کننده بود.

اين اقدامات در حالي دنبال مي‌شد که جريان فتنه با پروژه 72 تن‌سازي و کوبيدن بر طبل شايعه‌پراکني، اتهامات بي‌اساسي را متوجه نظام و نيروهاي مدافع مي‌کرد و از سوي ديگر با راه‌اندازي کميته عملياتي حتي از به کارگيري عناصر لمپن براي تشديد درگير‌ي ابايي نداشت و نسبت به ورود عناصر ضدانقلاب به درگيري‌هاي خياباني که پوشش آن را فراخوان‌هاي غيرقانوني سران فتنه فراهم مي‌کرد، نظر مثبت داشت. کما اين‌که تجليل خانم رهنورد از عناصر اعدامي گروهک پژاک يا معدومين سلطنت‌طلب و خداجو خواندن هتاکان روز عاشورا از سوي ميرحسين موسوي در راستاي حفظ جريان ضد انقلابي براي جنبش کارناوالي فتنه قابل ارزيابي مي‌باشد.

در مقابل چنين اقداماتي که گاه تلاش براي تحريک نظام به شتابزدگي در دستگيري سران فتنه تلقي مي‌شد، تدابير کلي به سمت حفظ آرامش بود. بنابراين در عين جفاهاي غيرقابل انکار از سوي سران فتنه، محصور ساختن آنان به مراحل پاياني و زمان مهار فتنه موکول شد.

4. مهار فتنه و انزواي سران فتنه

به موازات آرام‌سازي و بصيرت‌بخشي فتنه پيچيده‌اي که طمع بيگانه و ضدانقلاب و توهم تجديدنظرطلبان را براي تشکيل يک ائتلاف آشکار برانگيخته و افرادي مثل حسين بشيريه آن را فرصتي براي بسيج توده‌اي مردم در شرايط بحران سرکوب معرفي و از آن سوي مرز سران فتنه را به ادامه مسير افراطي‌گري تحريص مي‌کرد، مهار فتنه و انزواي سران آن بخشي از مديريت تعريف شده از سوي رهبري بود که در ابعاد چندگانه رسانه‌اي، اطلاعاتي، سياسي و انتظامي دنبال مي‌شد.

به عبارتي وقتي بخشي از ارتباطات و امکانات رسانه‌اي مرتبط با فتنه محدود شد و دستگاه اطلاعاتي برخي از ارتباطات آنان با بيگانگان و ضد انقلاب را کشف و افشا کرد که برملا شدن نقش سفارتخانه‌‌هاي اروپايي نمونه آن بود، مشروعيت سياسي فتنه‌گران به سرعت کاهش يافت و سران فتنه در عرصه افکار عمومي منزوي و مطرود شدند، به‌طوري که کروبي، ميرحسين و خاتمي جرأت حضور در محافل عمومي را نداشتند و موجي از برائت‌ها در سطوح عمومي و نخبگان اتفاق افتاد به گونه‌اي که حتي برخي هم‌حزبي‌هاي قبلي از آنان فاصله گرفته و پس از افشاي اعتراف‌هاي عناصر سازمان‌دهنده و تحريک‌کننده مرتبط با فتنه موجي از نفرت عليه فتنه‌گران به راه افتاد که اوج آن در حماسه 9 دي و راهپيمايي روز 22 بهمن بود. اين راهپيمايي‌ها آخرين ميخ را بر تابوت فتنه کوبيد و نتيجه مديريت رهبري را در مهار فتنه به نمايش گذاشت؛ مديريتي که نشان داد ولي‌ فقيه گرانيگاه اصلي نظام براي حفظ ثبات و آرامش به حساب مي‌آيد و در دفاع از اسلاميت و جمهوريت با هيچ جريان و شخص سياسي پيمان اخوت نبسته است.

نام:
ایمیل:
نظر: