صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۲ - ۰۲:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۶۱۷۶۵
طعنه الظواهری به اخوان:
پیتر برگن - ترجمه: مریم امیری - اشاره: «پیتر برگن» تحلیلگر حوزه امنیت ملی CNN، مدیر بنیاد «آمریکای نوین» و نویسنده کتاب «شکار انسان: 10 سال به‌دنبال بن‌لادن- از 11 سپتامبر تا ابیت‌آباد». او سال‌ها روی سازمان «القاعده» تحقیق کرده و شناخت عمیقی از این گروه دارد و در این مقاله سعی دارد خطر بیخ گوش مصری‌ها در پس سرکوب «اخوان‌المسلمین» و سایر گروه‌های مخالف حکومت نظامی را که همان برآمدن و قدرت‌گرفتن القاعده است گوشزد کند. فردای روزی که ارتش «محمد مرسی» را برانداخت، اخوان‌المسلمین که حتی هنوز به اندازه نیمی از امروز با کشتار و بازداشت مواجه نشده بود، اعلام کرد به‌زودی «ارتش آزاد مصر» را تاسیس خواهد کرد؛ «انصارالشریه» مصر نیز دو روز پس از این حادثه اعلام موجودیت کرد. درواقع درگیری‌های خونین مصر هدیه غافلگیرکننده‌ای برای القاعده بود که حالا می‌تواند روی خیل هواداران‌تروتازه‌اش و تاسیس جبهه‌ای جدید در خاورمیانه حساب کند. همین چند روز پیش بود که محمد الظواهری، برادر رهبر القاعده در شهر «جیزا» دستگیر شد. در شرایطی که حزب سلفی «النور» در مصر در شرایط صلح قادر است 11 کرسی مجلس را فتح کند، در بحبوحه منازعاتی که اسلامگراها طرف مظلوم آن قرار گرفته‌اند، آیا بسط قدرت القاعده با رهبری مصری‌الاصل دور از ذهن است؟

«ایمن الظواهری» رهبر مصری‌الاصل القاعده، «فیلم مصر» را قبلا هم دیده است: حزب اسلامگرایی در انتخابات پیروز می‌شود؛ بعد توسط نیروهای نظامی سرکوب می‌شود و کشور در بحران عمیقی فرومی‌رود. این فیلم در سال 1991 در الجزایر به‌وقوع پیوست. ده‌ها‌هزارنفر در جنگ داخلی الجزایر که ملت الجزایر را در سالیان دهه 1990 پاره‌پاره کرد، از بین رفتند.

درسی که الظواهری از جنگ الجزایر گرفت این بود که مشارکت در انتخابات دموکراتیک برای اسلامگراها خروس‌قندی است؛ آنها بهتر است قدرت را مثل طالبان با زور به‌دست آورند و قوانین شریعت را اجرا کنند زیرا «صلیبیون» و متحدانشان در جهان عرب هرگز اجازه ظهور اسلام واقعی را نخواهند داد.

در سال 1991، در همان سالی که جنگ داخلی الجزایر آغاز شد، الظواهری نخستین کتابش را منتشر کرد: «خرمن تلخ»؛ کتابی پر از زخم‌زبان به اخوان‌المسلمین و دیگر احزاب اسلامگرایی که در انتخابات «دموکراتیک» برای ورود به پارلمان شرکت می‌کردند.  حالا  الظواهری به طعنه می‌گوید «بهتان نگفته بودم؟» اوایل آگوست الظواهری یک ویدیوی 15دقیقه‌ای روی اینترنت گذاشت که در آن توضیح می‌داد کودتای نظامی علیه رییس‌جمهور قانونی مصر، نشان می‌دهد دموکراسی ورشکست شده است. 

تا همین اواخر الظواهری تحت‌الشعاع کاریزمای رهبر پیشین القاعده، «اسامه بن‌لادن» بود که در سال 2011 در «ابیت‌آباد» پاکستان کشته شد. حالا رهبر 62ساله به‌نحوی دراماتیک به‌عنوان رهبر، در کانون توجه القاعده و گروه‌های وابسته به آن در سراسر جهان قرار گرفته است. ردوبدل پیام چند هفته پیش، میان الظواهری و رییس کینه‌جو و بی‌رحم القاعده ایهای یمن، حاوی این پیام به جهان بود که یکسری حملات بالقوه در پیش است.  آژانس امنیت ملی آمریکا این پیام‌ها را کشف کرد و متعاقب آن موج بی‌سابقه تعطیلی سفارتخانه‌های آمریکا در خاورمیانه، آسیای‌جنوبی و آفریقا را به دنبال داشت.

آلمان، فرانسه و بریتانیا به تأسی از آمریکا سفارتخانه‌های خود را در یمن تعطیل کردند.  فارغ از اینکه الظواهری تا به حال پیروز بوده یا شکست خورده باید به شبکه تروریستی تحت فرمانش تکانی بدهد. به‌ویژه اینکه بیست‌وپنجمین‌سالروز تاسیس این گروه همین یک هفته پیش بود.  تحقیق اخیر مدرسه «هاروارد» کندی از 131 گروه تروریستی نشان می‌دهد عمر متوسط گروه‌های اینچنینی 14 سال است. القاعده پیش از این هم قابلیت خودش برای بقا را نشان داده بود. اما سوال مهم این است که با توجه به آشوبی که خاورمیانه را درنوردیده است، الظواهری چگونه می‌تواند شبکه القاعده را کامیاب کند؟

الظواهری بنیادگرا با وجود سرسختی شخصی، ثابت کرده نسبت به پیش‌بینی‌های اولیه انعطاف‌پذیرتر است. گذشته از این او دو گروه مهم جدید در القاعده به‌وجود آورد: یکی شبه‌نظامی‌های «الشباب» در سومالی و دیگری جبهه «النصرت» در سوریه که مجهزترین گروه میان مخالفان «اسد» محسوب می‌شود. همچنین الظواهری برای انتقال گروه‌های موجود القاعده از تحت رهبری بن‌لادن به خودش را ندارد. سه ماه پس از مرگ بن‌لادن، رهبران القاعده در عراق، شبه جزیره عربستان و شمال آفریقا (در مغرب) با الظواهری به‌عنوان فرمانده جدید بیعت کردند.  الظواهری همه عمرش را صرف چنین لحظه‌ای کرد.

تنها 15سال داشت که به یک گروه جهادی در قاهره پیوست. مانند بسیاری از جهادی‌های پیش از خود، از خانواده‌ای با «امتیازات ویژه» آمده بود؛ خانواده‌ای برجسته که اعضای آن سفیر، وکیل و روحانی مذهبی بودند. الظواهری نوجوان عقیده داشت دولت وقت مصر- رییس‌جمهور انور سادات- اسلام را در مصر از بین برده است و باید ساقط شود. سادات در سال 1979، با اسراییل پیمان آتش‌بس امضا کرد و در حقیقت امضای حکم مرگ خودش بود.  در سال 1981، الظواهری که حالا آموزش جراحی دیده بود، به‌همراه صدها نفر دیگر به جرم همدستی در ترور انور سادات به زندان افتاد و شکنجه شد؛ تجربه‌ای که او را بیش از پیش تندرو کرد.

در میانه دهه 1980 از زندان رها شد و به پاکستان رفت. جایی که‌هزاران شبه‌نظامی عرب با حمایت آمریکا، جمع شده بودند تا در کنار جهادی‌های افغانستان، در مقابل شوروی بجنگند. همین‌‌جا بود که الظواهری برای نخستین‌بار اسامه بن‌لادن را ملاقات کرد. در آن زمان اسامه پسر خجالتی‌میلیونر سعودی بود. برای اسامه، الظواهری چهره تیزهوش و جذاب و کمی مسن‌تر بود؛ کسی که کارنامه تجربه سیاسی‌اش از مال او خیلی سنگین‌تر بود. برای الظواهری هم بن‌لادن جالب‌توجه آمد: کسی که چون خود او قرار بود قهرمان جنگ علیه شوروی شود و البته جیب پری هم داشت. آنها تن به اتحادی مصلحتی با هم دادند که پیامدهایی جهنمی داشت.

در طول دهه 1980 الظواهری روزبه‌روز در حقنه دیدگاه توسعه‌طلبانه خودش به جهادی‌ها از بن‌لادن پیش می‌افتاد. فرج اسماعیل، روزنامه‌نگار مصری که خبرهای جنگ افغان‌ها علیه شوروی را پوشش می‌داد، می‌گوید: «این الظواهری بود که بن‌لادن را تشویق کرد که نه‌تنها بر افغانستان، که بر تغییر رژیم در همه کشورهای عربی متمرکز شود.»  اما پس از این بن‌لادن بود که گام بعدی را برداشت. او حرف الظواهری را ساده‌انگارانه خواند و گفت مساله به سادگی‌ای که الظواهری می‌گوید نیست تنها «دشمن نزدیک» یعنی رژیم‌های عربی نیستند، بلکه «دشمن دور» یعنی آمریکاست که در خاورمیانه از وضعیت موجود نفع می‌برد.  تغییر استراتژی القاعده در سودان در اوایل دهه 1990 رقم خورد.

بن‌لادن در سخنرانی برای هوادارانش از ضرورت حمله به آمریکا سخن گفت که بدون آن نمی‌توان با «دشمن نزدیک» جنگید.  نوام بنوتمن، شبه‌نظامی لیبیایی که در آن زمان به بن‌لادن و الظواهری نزدیک بود، می‌گوید «اسامه، الظواهری را با ایده‌اش تحت‌تاثیر قرار داد: «دشمن نزدیک» را فراموش کن، دشمن اصلی آمریکاست». زمانی که الظواهری برای نخستین‌بار - در سال 1997 و پس از شش‌ماه زندان در روسیه- به افغانستانِ طالبان رفت، رابطه‌اش با الظواهریبه‌کلی با یک دهه پیش از آن فرق کرده بود. بن‌لادن، حالا رهبر سازمانی تروریستی بود که به سرعت در حال بزرگ شدن بود و الظواهری رهبر مفلوک گروه تروریستی گمنامی در مصر.  اینجا بود که بن‌لادن، الظواهری را زیر بال و پر گرفت اما او را در فاصله مطمئنی نگه داشت.

تنها در تابستان 2001 بود که رهبر القاعده الظواهری را در جریان جزییات کامل حمله به نیویورک و واشنگتن قرار داد و پس از آن گروه جهادی مصر رسما به القاعده پیوست. بن‌لادن تقریبا بر همه امور القاعده کنترل کامل داشت. اعضای این گروه شخصا نزد بن‌لادن به قرآن سوگند وفاداری می‌خوردند و وفاداری آنها تضمین شده بود. عمر پسر بن‌لادن می‌گوید سربازان القاعده عادت داشتند قبل از حرف‌زدن با بن‌لادن اجازه بگیرند، حتی الظواهری هم این کار را می‌کرد.  اما حالا که او رهبر جدید القاعده شده، نشان داده که هیچ به تصمیمات قبلی بن‌لادن، احساس تعهد نمی‌کند. در سال 2010، بن‌لادن به شبه‌نظامیان الشباب دستور داده بود، رابطه‌شان با القاعده سری بماند، از ترس اینکه افشای این رابطه به‌کار جمع‌آوری کمک مالی نیروهای الشباب خلل وارد کند.

الظواهری که همان زمان هم از بن‌لادن خواسته بود در تصمیمش در این‌باره تجدید نظر کند، در سال 2012 رابطه رسمی میان القاعده و الشباب را علنی کرد. اما با این تصمیم الظواهری برای کنترل شبکه از هم‌دورافتاده القاعده به مشکل برخورد. در بهار 2013 الظواهری شخصا برای حل اختلاف میان جبهه النصرت در سوریه و القاعده عراق دخالت کرد. الظواهری درخواست القاعده عراق برای کنترل جبهه النصرت را رد کرد و گروه اخیر را به کنترل مستقیم خود درآورد. اما در ژوئن 2013، ابوبکر البغدادی، رییس القاعده عراق، در ویديویی صریحا اعلام کرد که تصمیم الظواهری را نمی‌پذیرد. به این ترتیب او اولین القاعده‌ای بود که رسما با تصمیم رهبر اعظم مخالفت کرد و نشان داد می‌توان این کار را کرد. چیزی که در زمان اسامه بن‌لادن در مخیله هیچ‌کدام از آنها نمی‌گنجید. 

الظواهری در اتوبیوگرافی خود در کتاب «سلحشوران زیر بیرق پیغمبر» می‌نویسد مهم‌ترین هدف استراتژیک القاعده تصرف دولت یا بخشی از دولت در جایی در جهان اسلام است و توضیح می‌دهد «بدون نایل‌شدن به این هدف، فعالیت ما هیچ معنایی ندارد» در واقع معیاری که القاعده برای میزان موفقیت گروه تروریستی تحت فرماندهی‌اش تعیین کرده است، میزان استفاده‌ای است که بتواند از فرصت پیش‌آمده در اغتشاشات فردای بهار عربی در کشورهایی چون مصر، یمن و سوریه، عراق و لیبی داشته باشد. اینکه آیا می‌تواند در یکی از این کشورها بهشت امن القاعده و گروه‌های هم‌پیمانش را بنا نهد و از آنجا حمله به اهداف غربی را تدارک ببیند، یا خیر.  در سه سال گذشته، CIA توانسته بسیاری از رهبران القاعده را از پاکستان و یمن، با سروصدای زیاد بیرون کند.

در نتیجه ایجاد «بهشت امن» القاعده در هر دو این کشورها بعید به نظر می‌رسد. بهشت امن جبهه النصرت در سوریه، در قلب جهان عرب می‌تواند به ایجاد سازمانی با گرایش و ظرفیت حمله به غرب بینجامد.  جبهه النصرت، در میان سنی‌های سوری، هواداران قابل‌توجهی به دست آورد. دلیل آن روشن است؛ این جبهه جزو اولین نیروهای جنگجو علیه «بشار اسد» بودند و «خدمات بحران» مانند غذا و بیمارستان- و البته دادگاه‌های شرعی- برای جنگ‌زده‌ها فراهم می‌آوردند. با این حال جبهه النصرت همه توان خود را روی ساقط‌کردن دولت بشار اسد متمرکز کرده است، پروژه‌ای که بعید نیست سالیان سال طول بکشد.  القاعده 25 سال پیش، بین 18 تا 20 آگوست 1988 در نشست سه‌روزه‌ای در منزل شخصی بن‌لادن، در گرمای کشنده پاکستان تاسیس شد.

در آن سه روز میان بن‌لادن و هشت مرد دیگر بحث تندی درگرفت که بهترین راه تاسیس سازمانی که با دیگر کشورها وارد «جنگی مقدس» خواهد شد، چه می‌تواند باشد. صورت‌جلسه آن نشست می‌گوید: «القاعده، در وهله اول سازمانی اسلامی است، هدف آن به اهتزازدرآوردن نام خدا در جهان و توفق دین او است» الظواهری در آن نشست شرکت نداشت و برای اعضای قدیمی القاعده آدم مهمی نبود. حالا او رهبر اعظم القاعده است و وظیفه مهمی برای به اوج برگرداندن سازمانی دارد که آخرین حمله موفقیت آمیزش به غرب، به سال 2005 بازمی‌گردد: حملات انتحاری زنجیره‌ای در سیستم حمل‌ونقلی لندن.  الظواهری برای این هدف باید به بیش از حمله به سفارتخانه‌ها و بستن آنها برای چند هفته قناعت کند.

جایی که القاعده اکنون می‌تواند موفق باشد و فرصت واقعی القاعده برای بهره‌برداری مناسب است، اغتشاشات «اشتهاآورِ» مصر است. گروه‌های هم‌پیمان القاعده از پیش به صحرای سینا دست یازیده‌اند و سازمان‌هایی همچون سازمان جهاد (که در سال‌های دور الظواهری رهبر آن بود و در 2001 به القاعده پیوست) تاریخ دیرپایی در سرزمین فراعنه دارند.

نام:
ایمیل:
نظر: